تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۱۶۴۰۸۳

دنیا برای وسعت بال تو تنگ بود

اشاره : سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون , از اسوه ای که جمع اضداد بود , از آهن و اشک , از شیر بیشه نبرد و عارف شب های قیرگون , از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است . سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران , این مرد عمل و نه مرد سخن , این نمونه کامل هجرت , جهاد و شهادت , این شاگرد مکتب علی (ع ) , این مالک اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است . چرا که حتی نمی توان یکی از ابعاد وجودی او را آن گونه که هست , توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم نماییم , که مردان و رهروان راه علی (ع ) و حسین (ع ) را با این کلمات مادی و معیارهای خاکی نمی شود توصیف نمود و سنجید. انگیزه سالگرد شهادت افتخارآفرین و انسان سازش , ضروری است تا آنجا که مقدور است در شناخت و ارائه افکار و راه و اعمالش کوشش کنیم و این مروری است گذرا و سریع , بر حیات کوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش , ایثار , عشق و فداکاری شهید دکتر مصطفی چمران .

تولد :
دکتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران , خیابان پانزده خرداد , بازار آهنگرها , سرپولک متولد شد.
تحصیلات
وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه , نزدیک پامنار , آغاز کرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند; در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الکترومکانیک فارغ التحصیل شد و یک سال به تدریس در دانشکده فنی پرداخت . وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود . در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروفترین دانشمندان جهان در کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه آمریکا (برکلی ) با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.
فعالیت‌های اجتماعی
از 15 سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی , در مسجد هدایت , درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شرکت می کرد و از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس چهاردهم تاملی شدن صنعت نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت ملی ایران در کشمکش های مرگ و حیات این دوره بود. بعد از کودتای ننگین 28 مرداد و سقوط حکومت دکتر مصدق , به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت ترین مبارزه ها و مسئولیت های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران , بدون خستگی و با همه قدرت خود , علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناکترین ماموریت ها را در سخت ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید. در آمریکا , با همکاری بعضی از دوستانش , برای اولین بار انجمن اسلامی , دانشجویان آمریکا را پایه ریزی کرد و از موسسین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریکا به شمار می رفت که به دلیل این فعالیت ها بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود . پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره ) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و همه پل ها را پشت سر خود خراب می کند و به همراه بعضی از دوستان مومن و همفکر , رهسپار مصر می شود و مدت دو سال , در زمان عبدالناصر , سخت ترین دوره های چریکی و جنگهای پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می شود و فورا مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می شود.
به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی , از ملی گرایی ورای اسلام گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می شود , به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است که نمی توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تاسف تاکید می کند که ما هنوز نمی دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است . به دنبال آن , به چمران و یارانش اجازه می دهد که در مصر نظرات خود را بیان کنند.
بعد از وفات عبدالناصر , ایجاد پایگاه چریکی مستقل , برای تعلیم مبارزان ایرانی , ضرورت پیدا می کند و لذا دکتر چمران رهسپار لبنان می شود تا چنین پایگاهی را تاسیس کند. او به کمک امام موسی صدر , رهبر شیعیان لبنان , حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن , سازمان « امل » را براساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی نموده که در میان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست , با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت , خط راستین اسلام انقلابی را پیاده می کند و علی گونه در معرکه های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرومی رود و در طوفانهای سهمناک سرنوشت , حسین وار به استقبال شهادت می تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستمگران روزگار , صهیونیزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها , راستگرایان « فالانژ » به اهتزاز درمی آورد و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند کوه های جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانی ها به یادگار گذاشته , در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک شهدای لبنان , برکف خیابان های داغ و بردامنه کوه های مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است .
دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران , بعد از 21 سال هجرت , به وطن بازمی گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب میگذارد , خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد میکند. سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد تا سریعتر و قاطعانه تر مساله کردستان را فیصله دهد تا این که بالاخره در قضیه فراموش ناشدنی « پاوه » قدرت ایمان و اراده آهنین و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد.
کردستان :
در آن شب مخوف پاوه , همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح , خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزدیکتر می شد. باران گلوله می بارید و می رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت و شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقیمانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی (ره ) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دکتر چمران واگذار شد.
رزمندگان از جان گذشته انقلاب , اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه تجارب انقلابی . ایمان , فداکاری , شجاعت , قدرت رهبری و برنامه ریزی دکتر چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالیترین مظاهر انقلابی و شکوهمندترین قهرمانی ها به وقوع پوست و در عرض 15 روز همه شهرها و راهها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب اسلامی درآمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.
وزارت دفاع :
دکتر چمران بعد از این پیروزی بی نظیر و بازگشت به تهران از طرف رهبر عالیقدر انقلاب , امام خمینی (ره ) , به سمت وزارت دفاع منصوب گردید.
در پست جدید , برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی , به یک سلسله برنامه های وسیع بنیادی دست زد که پاکسازی ارتش و پیاده کردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت , ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب , امنیت و استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را سرمنزل مقصود برساند.
مجلس :
دکتر مصطفی چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای , از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی , به خصوص در ارتش حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود. در یکی از نیایشهای خود بعد از انتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی , اینسان خدا را شکر می گوید : « خدایا , مردم آنقدر به من محبت کرده اند و آن چنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار کرده اند که به راستی خجلم و آن قدر خود را کوچک می بینم که نمی توانم از عهده آن به درآیم . خدایا , تو به من فرصت ده , توانایی ده تا بتوانم از عهده برآیم و شایسته این همه مهر و محبت باشم . »
وی سپس به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع منصوب شد و ماموریت یافت تا به طور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.
در خوزستان :
پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران , دوران حماسه ساز و پرتلاش دیگری را آغاز می کند که نمونه کامل ایثار , شجاعت و در عین فروتنی و کار مداوم بدون سروصدا و فقط برای خدا می باشد.
دکتر چمران بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهرها و روستاها و مردم بی دفاع , نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه از ایشان به همراه حضرت آیت الله خامنه ای , نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به اهواز رفت . از آنجایی که او همیشه خود را در گرداب خطر می افکند و هراسی از مرگ نداشت , از همان بدو ورود دست به کار شد و در آن شب , اولین حمله چریکی را علیه تانک های دشمن که تا چند کیلومتری شهر در حال سقوط اهواز پیشروی کرده بودند آغاز کرد.
تشکیل ستاد جنگهای نامنظم :
گروهی از رزمندگان داوطلب به گرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان , ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه کم کم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. تنها کسانی که از نزدیک شاهد ماجراهای تلخ و شیرین , پیروزی ها , شکست ها , شهامت ها , شهادت ها و ایثارگری های آنان بودند , به گوشه ای از این خدمات که دکتر چمران شخصا مایل به تبلیغ و بازگویی آنها نبود , آگاهی دارند.
ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ های نامنظم یکی از این برنامه ها بود که به کمک آن , جاده های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یکصد متر در مدتی حدود یک ماه , آب کارون را به طرف تانک های دشمن روان ساخت , به طوری که آنها مجبور شدند چند کیلومتر عقب نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.
یکی از کارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول , ایجاد هماهنگی بین ارتش , سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود تاکتیک تقریبا جدید جنگی بود , چیزی که ابر قدرت ها قبلا فکر آن را نکرده بودند. این هماهنگی در خرمشهر نیز بود , ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنها و خطر سقوط جدی اهواز , موفق نشد ولی چندین بار نیروهایی بین دویست تا یکهزار نفر را سازماندهی کرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت ها مقاومت کنند.
محرم ماه شهادت و پیروزی سوسنگرد :
پس از یاس دشمن از تسخیر اهواز , صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا قادسیه را تکمیل کند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنها توانستند به داخل شهر راه یابند. دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود , با فشار و تلاش فراوان خود و حضرت آیت الله خامنه ای , ارتش را آماده ساخت که برای اولین بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه آفرین و نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی و شیوه ای جدید از جانب جاده اهواز ـ سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهید چمران پیشاپیش یارانش , به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد , به سوی این شهر می شتافت که در محاصره تانک های دشمن قرار گرفت او سایر رزمندگان را به سوی دیگر فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقه محاصره دشمن انداخت چون آنجا خطر بیشتر بود و او همیشه به دامان خطر فرو می رفت . در این هنگام بود که نبرد سختی درگرفت , نیروهای کماندوی دشمن از پشت تانک ها به او حمله کردند و او همچون شیری در میدان , در مصاف با دشمن متجاوز , از نقطه ای به نقطه ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می رفت . کماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلوله خود گرفته بودند , تانک ها به سوی او تیراندازی می کردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع , چابک , برافروخته و شادان از شوق شهادت در رکاب حسین (ع ) و در راه حسین (ع ) , در روز قبل از تاسوعا , به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود راتغییر می داد در همین اثنا همرزم باوفایش به شهادت رسید و او یک تنه به نبرد حسین گونه خود ادامه می داد و به سوی دشمن حمله می برد هر چه تنور جنگ گرمتر می شد و آتش حمله بیشتر زبانه می کشید , چهره ملکوتی او , این مرد راستین خدا و سرباز حسین (ع ) گلگون تر و شوق به شهادتش افزونتر می شد تا آنکه در حین « رقص چنین میانه میدان » از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان در هم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید و هنوز هم گرمی قطرات خون او گرمی بخش رزمندگان با وفای اسلام و سرخی خونش الهام بخش پیروزی نهایی و بزرگ آنان است . با پای زخمی بر یک کامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود , به داخل کامیون نشست و با لبانی متبسم , دیگران را نوید پیروزی می داد. خبر زخمی شدن سردار پر افتخار اسلام , در نزدیکی دروازه سوسنگرد , شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران و سایر رزمندگان افکند که بی محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد وجان چند صد رزمنده و مومن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند. دکتر چمران با همان کامیون خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد , اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ های نامنظم رفت و دوباره با پای زخمی و دردمند به ارشاد یاران وفادار خود پرداخت . جالب این جا بود که در همان شبی که در بیمارستان بستری بود جلسه مشورتی فرماندهان نظامی تیمسار شهید فلاحی , فرمانده لشکر 92 , شهید کلاهدوز , مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی (که رئیس ستاد او بود) استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهید محلاتی ) در کنار تخت او در بیمارستان تشکیل شد و در همان حال و همان شب , پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اکبر را مطرح کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات