محمدحسن رحیمیان
مطالعه انبوه مطالبی که حضرت امام در این زمینه به خصوص سخنرانیهای ایشان در روز 8 تیرماه و روزهای بعد از آن در حسینیه جماران ایراد کردند , عمق بینش امام را نسبت به حوادث و مسائل پشت پرده و دشمنی و کینه های آمریکا و مزدوران آنها و جریان نفاق به خوبی نشان می دهد.
جریان نفاق همچنان هست و خواهد بود. مساله نفاق شناسی , مساله مهمی است که باید مورد مداقه و پژوهش قرار گیرد و با برگزاری سمینارهای علمی و پرسش و پاسخ خصوصا از منظر قرآن این جریان خطرناک را بشناسیم . به طور نمونه اگر چند آیه اول سوره بقره ملاحظه شود , توضیح مختصری راجع به مومنین و دو آیه راجع به کفار است و وقتی می رسد به منافقین در آیات پیوسته و متعدد خصوصیات و ویژگیهای نفاق و منافق را بیان می فرماید و دهها آیه در قرآن کریم به بیان مشخصات منافقان اختصاص یافته است که با بررسی و معرفت به آنها دقیقا می توان , منافقان را در جامعه اسلامی شناخت .
یکی از مشخصات منافقان را در این آیه ملاحظه می کنیم :
بشر المنافقین بان لهم عذابا الیما الذین یتخذون الکافرین اولیا من دون المومنین ایبتعون عندهم العزه فان العزه لله جمیعا (7 )
« منافقان را بشارت ده که عذابی دردآور برایشان آماده شده است . کسانی که به جای مومنان , کافران را به دوستی می گیرند : آیا عزت و توانائی را نزد آنان میجویند ! در حالی که عزت به تمامی از آن خداست . »
یکی از شاخص های نفاق و منافق این است که به جای دوستی با مومنان , کافران را ولی خود می دانند و آنان را دوست خود قرار می دهند که چنان که گوئی عزت خود را در پیوند با کفار می جویند درحالی که تمامی عزت برای خدا و به دست اوست و تنها راه دستیابی به عزت در بندگی و قرب حق است .
لیکن , شاهد هستیم که عده ای در حالی که شیفته آمریکا و غرب هستند و عزت و شوکت خود را در برقراری رابطه دوستانه با کفار و دشمنان اسلام می پندارند از مردم مومن و حزب اللهی و ملتزم به ارزشها و احکام الهی بدشان می آید و متدینین را به گمان خام خود با عناوینی مثل انحصارطلب , واپس گرا , گروه فشار و سایر اتهاماتی که خودشان مصداق بارز آن هستند , می کوبند. منافقان نسخه مطابق با اصل شان یعنی آمریکا هستند آمریکائی که خود بزرگترین دیکتاتور دنیا است و جمهوری اسلامی را متهم به دیکتاتوری می کند و در عین حال خود را مظهر آزادی و آزادیخواهی تبلیغ می کند. شاید در طول تاریخ هیچ دولتی مانند آمریکا حقوق بشر را پایمال و منزلت بشر را حتی در داخل آمریکا منهدم نکرده باشد , در حالی که هیچ دولتی هم در دنیا مثل آمریکا مدعی دفاع از حقوق بشر نیست اما جمهوری اسلامی و هر دولتی که نوکر آمریکا نباشد را متهم به تضییع حقوق بشر می کند.
آنها نام اشغالگری را آزادسازی می گذارند با پوشش و شعار صلح طلبی , جنگ افروزی می کنند. با عنوان فریبنده و دموکراسی بدترین و زشت ترین استبداد را در خدمت سرمایه داری و غارت جهان به کار می گیرند. با نام اومانیسم و مردم سالاری , انسانیت را در اسارت شهوت و بند شکم به دره حیوانیت و بردگی برای زورمداران و زراندوزان ساقط می کنند. با شعار مبارزه با تروریست , زمینه ساز تروریست , پرورش دهنده و حامی تروریست هستند و خود جنایت بارترین اعمال تروریستی را مرتکب می شوند. منافقان نیز به عنوان ستون پنجم و عوامل نفوذی کفر و استکبار با بهره گیری از همان شیوه های شیطان بزرگ برای تحقق همان اهداف پلید می کوشند. بیش از هر کسی شعار اصلاح طلبی می دهند اما در پوشش این شعار فریبنده , یکسره به دنبال افساد هستند :
« و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالوا انما نحن مصلحون » (8 )
« چون به آنان گفته شود که در زمین فساد نکنید , می گویند ما مسلمانیم ! »
منافقان از دیدگاه قرآن ویژگیهای فراوان و قابل شناسائی و ارزیابی دیگری هستند که احصا و توضیح آن بحث مستقلی را می طلبد. فعلا در این مجال دستورالعمل قرآن را در مورد چگونگی برخورد با منافقین مرور می کنیم .
« لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرحفون فی المدینه لنعرینک بهم ثم لایجاورونک فیها الا قلیلا ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتیلا سنه الله فی الذین خلوا من قبل و لن تجد لسنه الله تبدیلا » (سوره احزاب ـ 62 ـ60 )
اگر منافقان و بیماردلان و آنها که در مدینه شایعه پراکنی می کنند دست از این کار برندارند تو را بر آنها مسلط می گردانیم تا پس از آن جز اندکی در شهر , مجاور تو نباشند. اینان لعنت شدگانند هرجا یافته شدند باید دستگیر و به سختی کشته شوند این سنت خداوندی است که در میان گذشتگان بود و در سنت خدا تغییری نخواهی یافت (سنتی که پیش از پیغمبر اسلام و در زمان پیغمبر گرامی « ص » و تا ابد تغییر نخواهد کرد.) از این واوهای عطف , می شود فهمید که منافقون , بیماردلان و شایعه سازان سه عنوان جداگانه هستند که البته گاهی هم یکجا مصداق پیدا می کند اول نام منافقین را ذکر می فرماید سپس « مرجفون فی المدینه » یعنی آنها که دل مردم را خالی می کنند شایعه پراکنی می کنند , روحیه مردم را تضعیف و مردم را نسبت به اسلام , انقلاب و نظام دلسرد می کنند اینها « مرجفون فی المدینه » هستند « والذین فی قلوبهم مرض » آدمهای بیماردل هستند و در آیه دیگر قرآن , آیه 54 سوره مائده یکی از مشخصه های « الذین فی قلوبهم مرض » را اینگونه بیان می کند که آنها کسانی هستند که « یقولون نحشی ان تصیبنا دائره » . دائما هم خودشان می ترسند و هم مردم را می ترسانند. می گویند : آمریکا در خلیج فارس , در دریای عمان , در پاکستان , در افغانستان , در آسیای میانه , در قفقاز , در ترکیه , در شمال عراق , جنوب عراق و دور تا دور ما را احاطه کرده است ما چاره ای جز سازش و تسلیم نداریم .
یکی از همین آقایان در یکی از مراکز استانها گفته بود که : باتوجه به حضور آمریکا در منطقه و دایره ای که دور ما کشیده است و حتی مرزهای ما را با اطلاعاتش با ماهواره هایش با ابزار دیگرش در نوردیده , ما چاره ای جز تسلیم دربرابر آمریکا و غرب نداریم .
ولی قرآن جوابشان را می دهد که : « عسی الله ان یاتی بالفتح او امر من عنده » (9 ) کمی صبر کنید , همان بلائی که خدا بر سر شاه , اسحاق رابین و صدام آورد در آینده نزدیک یقینا بر سر بوش و شارون و حکومت آمریکا و اسرائیل خواهد آورد در این شبهه ای نخواهد بود , اگر در آیات 15 و 16 سوره فصلت تدبر کنیم بعد از « و اما ثمود » یک قاعده و سنت الهی را در مورد مستکبران و مخصوصا ابر مستکبر و به اصطلاح ابرقدرت زمان یعنی آمریکا به دست می آوریم :
« فاستکبروا فی الارض بغیر الحق و قالوا من اشد منا قوه اولم یروا ان الله الذی خلقهم هو اشد منهم قوه و کانوا بایاتنا یحجدون » (10 )
پس به ناحق در زمین گردن کشی کردند و گفتند : چه کسی از ما قدرتمندتر « ابرقدرت تر » است ! ـ نمونه بارز این وصف حال , استکبار جهانی آمریکا به خصوص بعد از فروپاشی ابرقدرت شرق است که مستی قدرت و برتری طلبی , آنها را کور کرده است ـ آیا نمی دیدند که خدائی که آنان را آفریده است از آنها نیرومندتر « ابرقدرت تر » است ! که آیات ما را انکار می کنند!
اما روزگاران استکبار و دعوی ابرقدرتی آنان دیری نخواهد پائید و همانگونه که در طول تاریخ بشر و حتی در دوران معاصر خودمان سقوط مستکبرانی چون آلمان نازی و هیتلرهای آن , شوروی و استالینهای آن , شاه و ایادی او , حاکمیت بعث و صدامهای آنان را شاهد بودیم بی گمان ابرقدرت آمریکا و بوشهای آن نیز مصداق و مشمول این سخن حق است که :
« فارسلنا علیهم ریحا صرصرا فی ایام نحسات لنذیقهم عذاب الخزی فی الحیوه الدنیا و لعذاب الاخره اخزی و هم لا ینصرون » . (11 )
ما نیز طوفانی سخت و بادی غزان در روزهایی شوم بر سرشان فرستادیم تا در دنیا عذاب خواری را به آنها بچشانیم ـ عذاب خزی و خواری و ذلت دقیقا متناسب با استکبار و برتری طلبی آنها است و قبل از آخرت در همین دنیا دامن آنها را قطعا خواهد گرفت و تامل در عاقبت و فرجام ذلت بار زندگی رضاخان , محمدرضاخان , صدام و امثال آنان تفسیری عینی از عذاب خزی در همین دنیا را نشان می دهد و البته ـ عذاب آخرت خوارکننده تر است و کسی به یاری ایشان برنخیزد.
قرآن در موارد متعدد , منافقان را افراد « بی شعور » معرفی می کند و به راستی بی شعوری بالاتر از این نیست که انسان به جای خدا که مبدا عزت مطلق است , عزت خود را در رابطه و دلبستگی به کفار مستکبر جستجو کند! کفار مستکبری که قدرت و ابرقدرتی آنها را قرآن و به سان تارهای خانه عنکبوت , بی بنیان است و زوال پذیر دانسته است و بدا به حال سست عنصرانی که همچون حشراتی ضعیف در دام تارهای عنکبوتی , هستی خود را می بازند و فنا می شوند.
به هر حال منافقانی که هم بیماردل هستند و هم با شایعه پراکنی و جوسازی درصدد تضعیف پایه های نظام و جامعه اسلامی می باشند و در نقش ستون پنجم دشمنان اسلام , زمینه های براندازی نظام اسلامی را فراهم می کنند با سخت ترین برخورد قرآنی مواجهند : « ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتیلا » باید تحت تعقیب سخت قرار گیرند هر کجا یافت شدند , دستگیر شوند و به سختی کشته شدند.
قرآن این برخورد شدید و سخت را با این جریان یک سنت ثابت دانسته که قبل از اسلام بوده و پیامبر « ص » نیز مامور به آن شده و تا همیشه نیز این سنت الهی پایدار و برقرار خواهد بود : « سنه الله فی الذین خلوا من قبل و لن تجد لسنه الله تبدیلا»
جالب است توجه کنیم که حتی قدرتهای شیطانی و مشخصا مدعیان دموکراسی و لیبرالیسم غربی و آمریکائی در راستای اهداف مادی و صیانت از نظامهای استکباری شان دقیقا و بدون واهمه سخت ترین و خشن ترین برخورد را بر هر جریان و فردی که به مقابله با کیان و موجودیت نظام آنها برخیزند به عمل می آورند. همین مدعیان حقوق بشر که ظاهرا با حکم اعدام هم مخالفند. آنجا که منافعشان تا چه رسد به موجودیتشان به خطر بیفتد ـ کانه در چهارچوب همین سنت الهی لیکن در مسیر باطلشان ـ به راحتی کشتن پشه و مورچه , آدمها را می کشند! در همین ایام وقتی در مهد تمدن و دمکراسی غربی یک نماینده مجلس شان نه به عنوان حمایت از فلسطینی ها بلکه به عنوان یک نظر روانشناسانه , نکته ای درباره عملیات استشهادی ـ به تعبیر آنها انتحاری ـ به زبان می آورد به این مضمون که :
چاره از دست چون رود بیرون
چاره جز پیرهن دریدن نیست
و آن را ناشی از برخورد و فشار غیرقابل تحمل صهیونیستها , قلمداد می کند در کمترین زمان ممکن و در ظرف یکی دو روز از تمام سمتها و مسئولیتهایش برکنار می شود.
اما وقتی نوبت به جمهوری اسلامی می رسد ما باید بنشینیم و تماشا کنیم که عده ای منحرف , پایه ها و اصول اسلام و نظام اسلامی و خط و راه امام , احکام اسلام و اصل اسلام را مورد تهاجم قرار دهند و انواع فحشا و منکرات و عوامل منهدم کننده را در جامعه ترویج کنند و کمترین برخورد با این جریان با هیاهوی بلندگوهای غربی و صهیونیستی روبرو شود و اصحاب تسامح و تساهل نیز با آنها همصدا شوند.
اما این قرآن است که با قاطعیت می فرماید : « کتب الله لاغلبن انا و رسلی » (12 ) و « فان حزب الله هم الغالبون » (13 )
و این نیز سخن امام است که فرمود :
« من با اطمینان می گویم که اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت می نشاند . » (14 )