« آدام ارلی » سخنگوی وزارتخارجه آمریکا سیاست رسمی واشنگتن در قبال انتخابات ریاست جمهوری ایران را اعلام داشت و تصریح نمود که آمریکا دست به هر کاری خواهد زد تا ملت ایران به پای صندوقهای رای نروند و آمریکا بتواند نتیجه بگیرد که دولت جمهوری اسلامی ایران نماینده مردم نیست .
« ارلی » که با رادیو فردا ارگان سازمان جاسوسی سیا سخن می گفت نسبت به احتمال تحقق نتایج دلخواه واشنگتن با تردید به اظهار نظر پرداخت لکن اراده آمریکا برای ایجاد ناامیدی و نارضایتی را مورد تصریح قرار داد و گفت : البته ما امیدواریم که ایرانی ها در انتخابات آتی ریاست جمهوری شرکت نکنند ولی در راه دستیابی به این « هدف » باید کوشید و مردم ایران را از عملکرد حکومت , ناراضی و ناامید کرد. وی در این زمینه به فعالیتهای جاری آمریکا در ایران اشاره کرد و گفت : « آمریکا در حال سازماندهی حرکتهائی از درون ایران است تا به این هدف مورد نظر خود دست یابد. آمریکا برای کمک به مخالفان حکومت ایران بودجه خاصی را در نظر گرفته و از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران استفاده می کند و از جمله هر ساله , روال بر اینست که طی قطعنامه ای در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو , ایران را محکوم کند. مشکل اصلی آمریکا با ایران اینست که ایران در جهت تامین منافع آمریکا حرکت نمی کند. »
این برای نخستین بار نیست که مقامات واشنگتن برای ایجاد نارضایتی در مردم ایران تلاش می کنند و حتی درباره اهداف و برنامه های خود , به صراحت سخن می گویند. این پدیده , نشانگر ابعاد خصومتی است که آمریکا با ملت ایران دارد و برای مقابله با هر حرکتی که اراده ملت ایران را نشان دهد , آمریکا بیش از دیگران شرارت می کند.
طرح این مسائل در مقطع کنونی , نشانگر آنست که نه تنها از دشمنی و کینه توزی آمریکا علیه ملت ایران , چیزی کاسته نشده , بلکه آنها با وقاحتی کم نظیر , از طرحهای خود برای ایجاد نارضایتی در ایران و « نوچه پروری آمریکا » پرده بر می دارند.
البته آمریکا دشمن ملت ایران است و از دشمن هم بجز دشمنی , نمی توان انتظار داشت . ولی ملت هوشمند و نکته سنج ما بهمراه بخش های حکومتی مرتبط با امر انتخابات , بایستی همه چیز را دقیقا زیر نظر داشته باشند و در موقع مناسب , تصمیمات و اقدام لازم را عملی سازند تا سلامت انتخابات را تضمین کنند و کسانی را که اهداف آمریکا در ایران را اجرا می کنند , ناامید و ناکام سازند.
در این زمینه از هر منظری که به مسائل فوق بنگریم , نکات روشنی به ذهن می آید که قابل تامل است .
1 ـ تا آنجا که به اشرار آمریکائی مربوط می شود , انتخاب واقعی آنها درباره ایران , یک رژیم کودتائی از قماش رژیم مفلوک شاه معدوم است که به اعتراف صریح شاه خائن , حتی وزرای دولت و نمایندگان مجلس آن رژیم را هم بیگانگان تعیین می کرده اند و فهرست آن توسط سفارتخانه به شاه اعلام می شد.
کاملا طبیعی است که آمریکا با چنان ذهنیتی , با روی کار آمدن یک حکومت مردمی بطور مستمر به مخالفت و دشمنی بپردازد و به چیزی کمتر از احیای سلطه جهنمی آمریکا در ایران راضی نشود. تصادفی نبود که « واینبرگر » وزیر دفاع آمریکا ماموریت داشت « ریشه ملت ایران را بسوزاند » و « دونالد رامسفلد » فرستاده ویژه ریگان را برای ارتقا سطح همکاریهای آمریکا با صدام جنایتکار به عراق اعزام کرد تا صدام بتواند انتقام شکست های تحقیر کننده آمریکا را از ملت ایران بگیرد.
2 ـ ممکن است کسانی بگویند که این مسائل مربوط به گذشته است و بر گذشته صلوات ! اولا آمریکا در شرائطی که سعی دارد تمامی خیانت های گذشته اش را از ذهن دیگران پاک کند و به دلخواه خودش هر پرونده ای را مختومه اعلام نماید , در مورد دیگران بسیار کینه توزانه رفتار می کند و از جمله هنوز هم دستگاههای تبلیغاتی و فیلم سازی آمریکا به تبلیغات خصمانه وفیلم سازی علیه آلمانها سرگرم است . معنی این کار اینست که معیار فراموش کردن گذشته ها رابایستی منافع ملی کشور تعیین کند , نه خواسته های دشمنی که هنوز هم به شرارت و خصومت علیه ما ادامه می دهد.
ثانیا آمریکا در همین شرایط فعلی هم برای براندازی و دشمنی و شرارت , نقشه می کشد. چه کسی فراموش کرده است که در ماجراهای خرداد و تیر 1382 , کاخ ریاست جمهوری آمریکا بطور رسمی از اشرار که باعث ایجاد ناامنی در تهران و برخی شهرهای دیگر شده بودند , حمایت کرد و آنها را « مبارزین راه آزادی » نامید؟
البته ژنرال کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا بعدا با شرمساری از این بابت اظهار تاسف کرد و آن حرکت وقیحانه بوش کوچک را اشتباه بزرگ خواند ولی امروز هم سخنگوی رسمی وزارت خارجه آمریکا از طرح واشنگتن برای ایجاد نارضایتی و حمایت آشکار از اراذل و اوباش خبر می دهد. این پدیده نشان می دهد در رفتار خصمانه واشنگتن علیه ایران , چیزی تغییر نکرده است.
3 ـ به راستی کسانی که واشنگتن به آنها امید بسته , چه کسانی هستند؟
شناسایی و طرد این « عناصر دشمن پسند » بایستی در صدر سیاستهای نظام و تصمیمات ملت باشد. البته مردم در سالهای اخیر , بارها در همین زمینه به « تکلیف » خود برای پالایش فضای سیاسی جامعه و طرد عناصر دشمن پسند , با هوشمندی فراوان عمل کرده اند و به موفقیت های نسبی نیز دست یافته اند.
مردم فراموش نکرده اند که یکی از چهره های شاخص که برای تقویت جبهه همین عناصر دشمن پسند وارد عمل شده بود , در دیدار با « ژاک شیراک » رئیس جمهور فرانسه از وی خواست که سران اتحادیه اروپا را به صدور بیانیه حمایت آمیز نسبت به مدعیان اصلاح طلبی وادار کند و بطور همزمان به موضع گیری علیه ارکان نظام جمهوری اسلامی بپردازد و با تهدید و هشدار , به جبهه رقیب بفهماند که ول معطلند!
آن بیانیه توسط سران اتحادیه اروپا صادر شد و صد البته که نتایج کاملا معکوسی را بهمراه داشت و بند ناف مدعیان اصلاح طلب را قطع کرد و نشان داد که عناصر دشمن پسند , در کدام طرف قرار دارند؟
4 ـ مرور این خاطرات بما کمک می کند که دریابیم در مقطع کنونی هم در شرایط تقریبا مشابهی قرار داریم و امروز دشمنان ملت در صدد ایجاد نارضایتی و نومیدی در جامعه هستند.
در اینجا سئوال مهمی به ذهن می رسد که بایستی همه برای یافتن پاسخ آن فکر کنند. البته ما سعی خواهیم کرد که این سئوال را بی پاسخ نگذاریم , ولی ممکن است این سئوال نیازمند کنکاش بیشتری باشد تا پاسخ جامع تری برای آن پیدا شود و سئوال اینست که دشمنان ملت علیرغم مشاهده نتایج معکوس اقدامات گذشته شان , و اینکه کاملا مطمئن هستند که حمایت صریح از این و آن باعث سلب اعتماد مردم از این عناصر دشمن پسند می شود , چرا باز هم بصورت علنی از برنامه ها و اهداف و شگردهای خود برای حمایت از عناصر دشمن سخن می گویند؟
این سئوال مهمی است که برای درک ابعاد آن بایستی رفتار آمریکا و مزدورانش « رمزگشائی » شود. آیا این شیوه ای برای دلگرم کردن عناصر دشمن پسند است که آنها مطمئن باشند که آمریکا روی آنها حسابی باز کرده؟
آیا این برای جلوگیری از نومید شدن کسانی است که باقیمانده حیثیت و آبروی خودشان را هم خراج کرده اند آیا آمریکا می خواهد چنین وانمود کند که گویا در ایران « ابتکار عمل » را در دست دارد و هیچ باکی از اعلام برنامه ها و اهدافش ندارد آیا آمریکا می خواهد از این طریق « عضوگیری » کند و مهره های قبلی را ناکام تلقی می کند و آنها را « مهره سوخته » می داند و از آنها قطع امید کرده است
آیا...
هیچ یک از شواهد و قرائن موجود , احتمالات بالا را بطور مطلق , رد نمی کنند. ولی طرح این مسائل با این وقاحت , آنهم توسط سخنگوی دستگاه دیپلماسی آمریکا نشان می دهد که آمریکا همچنان در برخورد با ایران عاجز مانده و با تلخکامی احساس می کند که هنوز در نقطه صفر است و در « مقطع عضوگیری » و جاسوس پروری در ایران , « درجا » می زند.
5 ـ بدون رودربایستی هر کس , هر گروه یا جناحی که برای دلسرد و ناامید کردن مردم تلاش می کند و سعی دارد که از ابعاد حضور میلیونی مردم در پای صندوقهای رای بکاهد , قطعا آب به آسیاب دشمن می ریزد.
آنکس که حتی با همان توان و ظرفیت محدودش هم تلاش می کند مردم را به وادی تردید و بلاتکلیفی بکشاند و از حضور در پای صندوقها منصرف کند , بدون شک در راه تحقق همان هدفی تلاش می کند که آمریکا خواستار آنست . چنین فردی حتی اگر برای این منفی بافی ها و سمپاشی های خودش از آمریکا چیزی هم دریافت نکرده باشد , سرباز بدون اونیفورم ارتش تبلیغاتی آمریکا شده و در صف دشمنان ملت قرار گرفته است . البته در این زمینه , گاه با عناصر لجوجی مواجهیم که به خدمات بی جیره و مواجب خودشان برای آمریکا همچنان ادامه می دهند ولی مردم بایستی این بار هم با هشیاری بیشتری , این عناصر لجوج و ناراحت را که دانسته یا ندانسته « در خط آمریکا » حرکت می کنند , کنار بگذارند و از آنها برای همیشه قطع امید کنند و مطمئن باشند که چنین عناصری هر زمان فرصت یابند , بالاخره زهرشان را می ریزند.
مقطع زمانی حاضر تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری , یک فرصت طلائی و ارزشمند برای شناخت هر چه بیشتر افراد , گروهها , جناحها و مهمتر از همه , شناخت داوطلبانی است که می گویند برای خدمت آمده اند , ولی جز خیانت در مرامشان و « در خط آمریکا » قرار دارند!