تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۶۴۱۲۱

طرح خاورمیانه بزرگ، ریشه‌ها و اهداف


دکتر محمدعلی عبدالله زاده
طرح «خاورمیانه بزرگ» که مورد تایید دولت آمریکا قرار گرفته در برگیرنده اهداف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی واشنگتن در قبال کشورهای این منطقه است.
آمار و ارقام یاد شده در این طرح مبتنی بر گزارش ارائه شده توسط روشنفکران عرب است که در گزارشی تحت عنوان «برنامه توسعه انسانی» به سازمان ملل ارائه شده و این سازمان در سال 2003 آن را مورد استفاده قرار داده است.
در این تحقیق بر آنیم به این پرسش مهم پاسخ دهیم چگونه روشنفکران عرب به قدرت تغییر و تحول از درون جامعه خود بی اعتقاد بوده و بیشتر معیارهای غربی را پذیرفته اند و به نوعی راه نجات خود را گام گذاشتن در مسیر غرب می دانند.
طرح اولیه این پروژه به سال 2000 برمی گردد یعنی زمانی که دکتر «ریما خلف هنیدی» به سمت معاون دبیرکل سازمان ملل و مسئول برنامه های این سازمان در خاورمیانه منصوب شد. برای درک درست وضعیت موجود در خاورمیانه و شناخت درست نیازها و مشکلات کمیته ای مشورتی متشکل از روشنفکران و کارشناسان عرب تشکیل شد. اعضای این کمیته در زمینه های گوناگون مانند اقتصاد، جامعه شناسی، تعلیم و تربیت و ... صاحب تخصص بودند. در این کمیته برای اولین بار تفاوت های فاحش بین گزارش های رسمی و واقعیت موجود در بخش های مختلف روشن گردید. بنابراین، این کمیته تلاش کرد گزارش واحد و جامع از وضعیت توسعه انسانی در این منطقه ارائه دهد.
در گزارش این کمیته به مشکلات چهارگانه ای در خاورمیانه اشاره می شود که سه مورد آنها داخلی و یک مورد نیز ریشه در خارج دارد.
مشکلات داخلی عبارتند از: فقدان آزادی، وضعیت نامناسب زنان و سطح پایین تحقیقات و آموزش است. مشکل خارجی هم آثار سلبی ناشی از اشغال فلسطین توسط اسرائیل بر جهان عرب است.
این کمیته درگزارش خود به جای دولت دموکراتیک از دولت صالح استفاده کرده است. زیرا اعضای آن اعتقاد داشتند، صرفا داشتن صندوق رای به معنای بهره مندی از دموکراسی نیست بلکه اجرای عملی و گسترش موازین آزادی مورد نظر است.
گزارش روشنفکران عرب دستاویزی در دست محافظه کاران جدید آمریکا
آنچه در گزارش برنامه توسعه انسانی سازمان ملل آمده است در ابعاد مختلف با واقعیات حاکم بر جوامع کشورهای عربی انطباق دارد. اوضاع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در این کشورها نیازمند تغییر و تحول است. ولی سؤال اصلی اینجاست آیا طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا حلال تمام این مشکلات است؟ آیا اساسا چنین طرحی امکان پیاده شدن در این منطقه را دارد؟ بر فرض این که قابل پیاده شدن باشد آیا آمریکا و غرب بدون در نظر گرفتن منافع خود به پروسه اصلاحات در خاورمیانه روی آورده اند؟ مردم جهان عرب باور ندارند آمریکا به نفع آنان کاری انجام دهد. این طرح از نظر اعراب فاقد مشروعیت است، اصولا عرب ها اعتمادی به آمریکایی ها ندارند، در همین کشورهایی که شعار اصلاحات دائما تکرار می شود، نفرت عمیقی در بین اعراب نسبت به اسراییل موج می زند. آمریکا خواهان اجرای اصلاحات سیاسی قبل از پایان اشغالگری اسرائیل است. واشنگتن تصور می کند با انجام اصلاحات سیاسی در خاورمیانه مسئله اسرائیل و فلسطین حل و فصل خواهد شد. در حالی که مردم خاورمیانه بر این باورند که هدف از طرح خاورمیانه بزرگ حفظ موجودیت و استحکام بخشیدن به رژیم اشغالگر قدس است. بنابراین طرح خاورمیانه بزرگ و اصلاحات سیاسی در منطقه زمانی می تواند اعتماد ملت ها را به خود جلب کند که اشغالگری اسرائیلی ها پایان پذیرفته باشد. زیرا در جهان اسلام موضوع فلسطین یک مسئله اساسی و حیاتی است و بدون حل و فصل آن، هر اقدامی محکوم به شکست است. آنچه مسلم است آمریکا بر اجرای این طرح تاکید کرده و آن را به مثابه کتاب مقدس جدید سیاست خارجی این کشور می داند.
دیک چنی در سخنرانی بی سابقه خود در ژانویه 2003 در نشست داووس به صراحت جنبه های مهمی از این طرح را فاش ساخت. او گفت: «آمریکا بر سر دوراهی نظام تک قطبی و چند قطبی قرار نگرفته است، بلکه به دنبال جهانی مبتنی بر نظام عادلانه، آزاد و دموکرات است. اصلاحات در جهان اسلامی طرفداران مسلمان بیشماری دارد و استراتژی ما نیز بر حمایت از طرفداران اصلاحات در خاورمیانه است. مابا منطقه ای روبرو هستیم که در آن نظام های مستبدی حاکمند و حقوق شهروندان توسط آنها پایمال می شود و ثروت هایشان به تاراج می رود ما نمی توانیم در جزیره ای زندگی کنیم که گرداگردش تعصب و خشونت موج می زند.» سخنان دیک چنی تا حدود زیادی نیات واشنگتن را از طرح خاورمیانه بزرگ آشکار می کند، تمسک و توسل آمریکا به ناتو نشان می دهد عنصر زور در اجرای این طرح است. پروفسور «استیون پلانک» کارشناس برجسته موسسه مطالعات استراتژیک در دانشگاه جنگ آمریکا معتقد است: «ناتو به شکل گریزناپذیری متوجه خاورمیانه و حتی آسیای مرکزی شده است و در حالی که به دنبال برقراری امنیت در افغانستان است خود را برای حرکت به سوی قلب خاورمیانه آماده می کند. امروزه ما شاهد استفاده از قدرت نظامی ناتو برای اصلاحات در خاورمیانه هستیم و همان برخوردی که این سازمان با کشورهای کمونیستی شرق اروپا داشت امروز با کشورهای خاورمیانه دارد. به نظر می رسد در آینده با ناتویی روبرو هستیم که بر خاورمیانه متمرکز خواهد بود.
از سوی دیگر حتی اروپائیان هم در صادقانه بودن طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا تردید دارند.
به نظر می رسد ناسیونالیست های عرب هم که با استعمار کهن بدرود گفته اند در صددند تا از استعمار جدید استقبال کنند. نظر مصر همیشه این بوده است که خاور عربی از واقعیتی که پس از شکست استعمار و طرد آن از منطقه بوجود آمده دور مانده است. البته در طرح خاورمیانه بزرگ هیچ گونه سخنی از مشکلات ملت فلسطین به میان نیامده است. زیرا تداوم اشغالگری اسرائیل عامل بی ثباتی در منطقه است. تاثیر این واقعیت تلخ باعث شده است کشورهای عربی به مبارزه ای گسترده و بی هدف در مسابقه تسلیحاتی با اسرائیل روی آورند. البته اسرائیل در این مسابقه از حمایت مطلق آمریکا برخوردار است. در اینجا مناسب است به این نکته اشاره شود بوش در نطق خود به مناسبت گشایش کانال تلویزیونی آزاد عراق خطاب به بینندگان گفت: «شما عقب مانده هستید، زیرا عقب افتاده اید و به همین لحاظ ما می خواهیم شما را از این عقب ماندگی نجات دهیم. البته یا با زبان خوش یا با توسل به نیروی نظامی. به نظر ما در کشورهای شما دموکراسی وجود ندارد. و لذا تلاش می کنیم دموکراسی را در میان شما ترویج کنیم. این به نفع شماست. براساس منطق آمریکا، برنامه های آموزشی شما نیازمند دگرگونی هستند. زیرا برنامه های فعلی شما ساخته و پرداخته اصول گرایان است». جالب است که بدانیم یکی از تغییرات مهم در برنامه های آموزشی کشورهای عربی تغییر در آموزش های دینی است. این تغییرات هم اکنون با شدت تمام در حال انجام است، عراق نمونه بارزی از این تغییرات است هم اکنون در بسیاری از برنامه آموزشی و درسی عراق نام فلسطین حذف شده است.
اکنون سؤال این است با وجود این که مناطق عقب افتاده بسیار زیادی در جهان وجود دارد که در ابعاد گوناگون نیاز به کمک دارند، چرا آمریکا با این عشق کشنده کشورهای عربی را مورد هدف قرار داده است؟
امروز آمریکا در جهان تک قطبی و بدون رقیب در خاورمیانه در صدد تکیه زدن بر ثروت های طبیعی عظیمی هستند که ملت های خاورمیانه استحقاق استفاده از آن را دارند.
از طرفی اسلامگرایی در خاورمیانه چالشی بسیار مهم برای غرب و آمریکا است. «بابی سعید» استاد دانشگاه منچستر و صاحب کتاب هراس بنیادین به مسئله اسلامگرایی و تفوق گام به گام آن بر«سکولاریسم» در خاورمیانه اشاره می کند. وی از ظهور اسلامگرایان در این منطقه به عنوان بازگشت سرکوب شدگان یاد کرده و می گوید: «رژیم های سکولار روز به روز به محاق می روند و تنها بدیلی که از این فرصت استفاده کرده و تدارک جایگزینی را دارد اسلامگرایی است. «بابی سعید» از مشرب سکولاریسم و مشرب سکولار به کمالیسم تعبیر می کند که توسط کمال آتاتورک پی ریزی شده است. وی پست مدرنیته را در مقام مرکز زدایی از غرب قلمداد می کند و اسلامگرایی را نیز در مقام صالح برای دفع غرب محوری در خاورمیانه و جهان اسلام می شناسد.
سیاست خارجی آمریکا در قبال این منطقه را نیز باید با توجه به گرایش مردم عرب خاورمیانه به اسلام سیاسی مورد ارزیابی قرار داد. آمریکا بدنبال آن است که جلو اسلامگرایی را به هر طریق ممکن بگیرد تا بتواند لیبرالسم را به عنوان بدیل کمالیسم معرفی و نهادینه سازد. بنابراین تغییر ساختارهای اجتماعی و اصلاحات اجتماعی را می توانیم در این راستا ارزیابی کنیم. لیبرالیسم مورد ادعای آمریکا و تبلیغ و تزریق آن در خاورمیانه ایجاد بسترهای لازم برای تحقق آن تنها گزینه ای است که دولتمردان آمریکا به موفقیت آن دل بسته اند. آنان امیدوارند از طریق فشارهای داخلی و روشنفکران تحصیل کرده غرب و فشارهای خارجی بر حاکمان این کشورها به اهداف از پیش طراحی شده خود نائل گردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات