دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر که به همت جمعی از طلاب و روحانیون حوزه علمیه قم در راستای دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی و ولایت فقیه (یادگار جاودانه حضرت امام) از سال 1379 بنیان نهاده شده، با هدف تحقق منویات حضرت امام و رهبر انقلاب، با تولید آثاری مکتوب در عرصه جنگ فرهنگی در تلاش است تا با ثبت این مقطع از تاریخ انقلاب، ودیعه ای را در حافظه تاریخ به امانت نهد. بدین منظور تاکنون مجموعه های مختلفی تدوین و منتشر شده که به دلیل پرداخت جامع و مستند به موضوعات مورد نیاز روز، با استقبال فرهیختگان و مجامع مختلف مواجه شده و اکثر مجلّدات آن به چاپ های متعدد رسیده است.
و اکنون بیستمین دفتر این مجموعه که در دستان گرم شماست، با عنوان «ویژگی مدیران اصول گرا» در تلاش است تا با بهره گیری از سرچشمه زلال اهل بیت عصمت و طهارت و با استناد به سخنان حکیمانه حضرت امام و رهبر معظم انقلاب، این ویژگی ها را هر چند گذرا تبیین نماید و قدمی کوچک در راستای ترویج شعار «مدیریت کم خرج و پرکار» بردارد.
در خلق این اثر، مجموعه ای از دوستان و همکاران ما را یاری رسانده اند که در پایان لازم است از تلاش این عزیزان، بویژه نویسنده محترم، جناب حجه الاًسلام والمسلمین اکبر مظفری تشکر و قدردانی کنیم و توفیق تمامی عزیزان را در خدمت به انقلاب اسلامی از خداوند منان خواستار باشیم.
دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر
مقدمه نویسنده
مدیران اصول گرا باید منشوری را برای خود ترسیم کنند که در بر دارنده چشم اندازی از ویژگی های دولتمردان اسلامی باشد1 و به عنوان یک سند رسمی و معاهده میان ملت و کارگزاران حاکمیت محسوب شود و در ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت آنها، به عنوان یک معیار ثابت ایفای نقش نماید. مردم نیز باید با توجه بدین منشور، اصول گرایان را بر سریر قدرت بنشانند و در چارچوب آن، مطالبات خود را تنظیم کنند.
امّا آیا مدیران اصول گرا چنین منشوری را برای خود تدوین کرده اند؟ در پاسخ به این سئوال باید گفت که اصول گرایان هر چند، ارزش های فراموش شده بسیاری را به گفتمان رایج و عمومی جامعه بدل ساخته اند، ولی هرگز سندی را به عنوان منشور یا مانیفست مدیران اصول گرا مکتوب و امضا نکرده اند و تا به امروز بدین نیاز متورّم شده، پاسخ نگفتهاند.
امّا منشور مدیران اصول گرا در برگیرنده چه ویژگی هایی باید باشد؟ و به عبارت دیگر، این منشور به کدامین پرسش های اساسی باید پاسخ دهد؟ آیا باید در آن بر ایمان، دانش و شایستگی مدیران تأکید کرد و یا بر دفاع از اسلام و ولایت فقیه پای فشرد؟ بر تبعیت از رهبری، دفاع از نظام اسلامی و قانون اساسی اصرار ورزید و یا بر جانبداری از ساختارهای قانونی حاکمیت صحّه گذاشت؟
بدون تردید، پاسخ به این سئوالات، منشور مدیران اصول گرا نامیده نمی شود، چرا که مدیران اصول گرا به دلیل ایمان راسخ، شایستگی، امانت داری و نیز حمایت بی دریغ از مجموعه مهندسی شده نظام اسلامی، به اصول گرایی منتسب شدهاند.
از این رو، نمی توانند دفاع از ماهیت خود را به عنوان منشور و تز کاری ارائه دهند. منشور مدیران اصول گرا باید با گذر از باورهایی که مردم به خاطر آنها اعتماد خود را ارزانی ایشان کرده اند، متضمن برنامه های عملی برای کارآمدتر کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی به عنوان حاکمیت ولایت باشد2، نه این که در آن بر محوریت امانت داری، اسلام اصیل، پیروی از ولی فقیه و... اصرار شود، چرا که محوریت این گونه امور، جزو ارکان مدیریت اصول گرایانه محسوب می شود که بدون آن، عنوان «مدیران اصول گرا» بی معنا و عاری از وجود خارجی خواهد بود.
مردم با این پیش فرض، مسندهای خدمت گزاری را به مدیران اصول گرا می سپارند که آنها را شایسته مدیریت، مدافع جان بر کف اسلام، ولایت فقیه، نظام اسلامی، قانون اساسی، عدالت اجتماعی، ساختارهای حاکمیت و... می دانند و بر اعتقاد قلبی آنها مبنی بر مبارزه با مثلث شوم فقر، فساد و تبعیض، حل معضلات اجتماعی، مقابله با تهاجم فرهنگی، بسط و توسعه فرهنگ دینی، رفع موانع ازدواج و بی کاری جوانان، مبارزه با سلطه طلبی بین المللی، دفاع از امت اسلام و مظلومان جهان و... اطلاع واثق دارند و این همان نکته ای است که منشور مدیران اصول گرا را وادار به اجتناب از پرداختن به این گونه مسلمات بدیهی مینماید.
بنابراین، نوشته حاضر از پرداختن به این ویژگی ها استنکاف می کند و تنها مباحثی را به عنوان مبانی کلی گوشزد کرده و معیارهایی را به دست می دهد که مدیران اصول گرا با آویختن به ریسمان محکم آن، می توانند همه آرزوها و آرمان های بزرگ خود را به سرانجام رسانند.
مجموعه حاضر، ره آورد اصول بنیادینی است که مناط اجرایی و رمز موفقیت مدیران اصول گرا شمرده می شود. شایان توجه است که مباحث «کم خرجی و پرکاری» محور و مدار این نوشته است و شش مقوله پیشین تنها از باب تذکر بدان الحاق شده است. البته دو ویژگی مزبور، تنها شمه ای از ویژگی های بی شماری است که باید مدیران اصول گرا خود را به زیور آن بیارایند.
در خاتمه لازم است، فرازهایی از سخنان امیرالمؤمنین علی(ع) را به مدیران اصول گرا و در چشم انداز فراخ تری به مجموع اصول گرایان یادآور شویم که:
پس ای بندگان خدا، خدا را، خدا را که هم اکنون فرصت را غنیمت بشمارید، تا از تنی درست و مزاجی سالم برخوردارید و تا در تنگنای گور در نیفتاده اید و در فراخ نایید، در آزادی خود بکوشید، پیش از آن که به گروگان در آیید و ریسمان ها سخت گره خورند و گردن هاتان را بفشرند، چشمانتان را شب زنده داری بیاموزید، شکم هایتان را تهی نگه دارید، گام هایتان را در حرکت به کار گیرید، خواسته ها و داشته هایتان را انفاق کنید، تن و من های خویش بی دریغ با جان هایتان سودا کنید که خدای سبحان می فرماید: اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می کند و به گام هایتان ثبات میبخشد. 3
ویژگی مدیران اصولگرا
1. عبرتآموزی
اولین مظلوم شیعه در فرمان جاودانه خود به سردار بزرگ خود، مالک اشتر نخعی؛ میفرماید:
ای مالک! بدان من تو را به سوی شهرهایی فرستادم که پیش از تو دولت های عادل یا ستمگری بر آن حکم راندند؛ و مردم در کارهای تو چنان می نگرند که تو در کارهای حاکمان پیش از خود می نگری؛ و در باره تو آن می گویند که تو نسبت به زمانداران گذشته میگویی. 4
بی شک مدیران اصول گرا نیز، همچون کارگزاران سست عنصر در ترازوی نظر مردم سنجیده خواهند شد و مردم همان گونه که عملکرد مدیران غیر پایبند به ارزش های دینی را به نظاره نشستند و صادقانه ضعف ها و قوت های آنها را به نقادی گذاشتند، در روزگاری نه چندان طولانی درباره اصول گرایان نیز، به داوری خواهند نشست و عملکردهای آن را با محک انصاف مورد ارزیابی قرار خواهند داد.
بنابراین، مدیران اصول گرا باید با اعتماد به آسیب شناسی مردم، از رفتن در کج راهه هایی که مسندنشینان بیمار را به بیراهه برده است، بپرهیزند و علاوه بر به اجرا گزاردن برنامه های خود، بر نکات قوت آنها پای فشارند. شاید برخی به اشتباه گمان برند که وظیفه مدیران اصول گرا، نفی و تخطئه کامل راه و رویه کارگزاران غیر اصول گرا است، ولی آنچه از چشمه سار اندیشه اسلامی به عنوان مرجع و منبع اصول گرایی می جوشد، بر خلاف این گونه باورهای سطحی انگارانه و مضمحل است. امیرالمؤمنین(ع) اصول گراترین انسان تاریخ اسلام، در فرمان خود به مالک اشتر؛ میفرماید:
آداب پسندیده ای را که بزرگان این امّت به آن عمل کردند و ملّت اسلام با آن پیوند خورده و رعیّت با آن اصلاح شدند، بر هم مزن و آدابی که به سنّت های خوب گذشته زیان وارد می کند، پدید نیاور. که پاداش برای آورنده سنّت و کیفر آن برای تو باشد که آنها را درهم شکستی. 5
مدیران اصول گرا باید فارغ از هر حب و بغض حزبی و جناحی، بر استمرار و تداوم راه درست کارگزاران عناصر سابق اصرار ورزند و از لغزیدن در بیراهه هایی که احیاناً آنها را به کج راهه برده و یا به انحراف کشانده است، بپرهیزند. مولای متقیان علی (ع) میفرماید:
از حوادث گذشته تاریخ، برای آینده عبرت گیر، که حوادث روزگار با یکدیگر همانند بوده و پایان دنیا به آغازش می پیوندد و همه آن رفتنی است.6
سرگذشت تلخ و شیرین دولت های پیشین که انعکاس دهنده عملکرد مسئولان آن می باشد، به مثابه درس های سرشار از عبرتی است که باید مورد توجه هوشمندانه مدیران اصول گرا واقع شود. چرا که عبرت نگرفتن از کاستی های مسئولان گذشته، ناچار کشتی مدیران اصول گرا را نیز، به کام گرداب همان اشتباهات فرو خواهد برد و تفاوتی بر نام های متفاوت - اصلاح طلب و اصول گرا - نخواهد گذاشت و این سنّت تغییرناپذیر الهی است که رهروان جاده نور را به نورستان منتهی سازد و پیروان ظلمت را به تاریکستان سوق دهد. امیرالمؤمنین(ع) میفرماید:
بدانید همانا خداوند از شما خشنود نمی شود به کاری که بر گذشتگان خشم گرفته و خشم نمی گیرد به کاری که بر گذشتگان خشنود بود.7
بنابراین، کردار ناپسند از هیچ کس و تحت هیچ نامی پذیرفته نیست. از این رو، اگر مدیران اصول گرا پا بر قدمگاه های لرزان و بیراهه های طی شده کارگزاران اصول گریز بگذارند، ناچار انبانی از ضعف های آنها را بر دوش خواهند کشید و به فرجام آنها دچار خواهد شد. امروز نقاط ضعف مدیران سست عنصر گذشته پیش روی ماست، لذا پذیرفته نیست که مدیران اصول گرا بر باتلاق اشتباهات آنها فرو روند و امید ملتی را با سهل انگاری های خود به یأس بدل سازند. عملکرد کارگزاران بیمار و عافیت طلب به مثابه آیینه واقعیت نمایی است که باید مدبرانه و موشکافانه در آن نگریست و از فرجام تلخ و شیرین آن عبرت گرفت که عبرت آموزی نیز، رفتاری اصول گرایانه است.8