سال ۸۴ سال همبستگی ملی نام گرفت، گویی که ناخدای بزرگ کشتی انقلاب با تیزبینی و ژرف نگری اصلی ترین خطر پیش روی کشور را دامن زده شدن به اختلافات می بیند. لذا آحاد ملت ایران را به انسجام و وحدتی فرامی خواند که دربردارنده منافع همه آنان است.
درست است که آمریکا برای تکمیل برنامه های خود در منطقه خاورمیانه و از طریق آن در کل جهان باید درمورد ایران چاره اندیشی کند، لیکن همه سیاستمداران و آنانی که روند تحولات را به خوبی درمی یابند می دانند که ایالات متحده در شرایط کنونی امکان تقابل مستقیم با جمهوری اسلامی را ندارد. پس راه چاره برای آنان چیست؟ بر افروختن فتنه در داخل. این فتنه می تواند در قالب اختلافات بنیان کن سیاسی تجلی یابد و یا آن که شکل اختلافات قومی به خود بگیرد. اگر به برگزاری گردهم آیی منافقین در واشنگتن که سه روز پیش صورت گرفت توجه کنیم، آنگاه به راحتی درمی یابیم که آمریکا برهم ریختن آرامش در کشورمان را نشانه گرفته است.
اخبار واصله حاکی از آن است که پنتاگون می کوشد تا گروه منافقین را از فهرست گروه های تروریستی خارج سازد، به ویژه آن که همکاری امنیتی وسیعی بین آمریکا و منافقین وجود دارد. بد نیست به خاطر بیاوریم روزگاری را که پس از پیروزی انقلاب این گروه فریاد مبارزه با امپریالیسم آمریکا سرمی داد؛ اما کار به آنجا رسید که کل تشکیلات پس از صدام تحت فرمان آمریکا قرار گرفته تا علیه این ملت و منافع آنان به تلاش درآید.
باید هشیارانه تحولات جاری در سطح جهان، منطقه و همچنین وضعیت داخلی را مورد توجه قرار داد. یقینا دامن زدن به اختلافات قومی از اهداف دشمنان این مرز و بوم به شمار می آید به همین دلیل با جعل نامه ای که به رئیس وقت دفتر رئیس جمهور منتسب است می کوشند تا زمینه آشوب در یکی از وفادارترین و وطن پرست ترین گوشه های این مرز و بوم را فراهم آورند. جعلی بودن نامه از مهر طبقه بندی آن آشکار می شود؛ چرا که موضوعی به این اهمیت در صورت صحت با «خیلی محرمانه» تلقی نمی شود بلکه حتما طبقه بندی آن سری و یا به کلی سری خواهد بود. اما جعل کنندگان نامه با نابخردی این موضوع را موردتوجه قرار نداده اند.
برادران عرب زبان ما در خوزستان پیشاپیش صف رزمندگانی قرار داشته اند که در دفاع از تمامیت ارضی کشور جان خود را نثار نمودند و ایثارگرانه در برابر دشمن ایستادگی کردند. وفاداری آنان به این کشور و نظام جمهوری اسلامی نیاز به اثبات ندارد و همچون روز بر همگان آشکار است. اما در عین حال دشمن نیز بیکار نیست یا توطئه گرانه فرصت می سازد _ انتشار نامه جعلی _ و یا در انتظار نشسته تا از فرصتی که با نابخردی برخی در داخل فراهم می آید سود جوید. دامن زدن به تفرقه های قومی یکی از این مقوله هاست که متأسفانه برخی از دوستان ما که انتخابات را آخر دنیا تلقی می کنند بدان دست می یازند. بی آن که به عواقب خطرناک آن توجه داشته باشند.
درمورد حوادث اخیر شهر اهواز که الحمدلله با هشیاری بزرگان شهر و شیوخ و شخصیت های وارسته عرب خوزستان فرونشست و فرصت را از دشمن گرفت، باید مطالب بیان شده از سوی دکتر سیداحمد موسوی نماینده مردم اهواز به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. او در نامه ای به ریاست محترم جمهور گفته است که پس از انتشار نامه جعلی بلافاصله تذکرات لازم را به استاندار داده و خطیر بودن اوضاع را به وی گوشزد کرده و از او درخواست نموده که بلافاصله آن را تکذیب نماید. اما به هر دلیلی هیچ تحرکی از سوی استاندار که نماینده حکومت در استان به شمار می آید صورت نگرفته است! چرا؟ این پرسشی است که یقینا برای همه دست اندرکاران دلسوز مطرح می باشد و امیدواریم که ریاست محترم جمهور با بررسی ابعاد موضوع آن را مدنظر قرار دهند.