عباس عبدی
از وقتی خطیب نماز جمعه اعلان کرد دولت ایالات متحده از طریق عربستان سعودی یک میلیارد دلار به سران منتقدان پرداخت کرده و قول داده در صورت موفقیت 50 دلار دیگر نیز پرداخت کند، تصمیم داشتم یادداشتی بنویسم و ابعاد ناپیدای چنین خبری را در ذهن گویندگان آن نشان دهم، اما هرچه کوشیدم، نتوانستم موضوع را به گونهای طراحی کنم که در روزنامه «شرق» قابلیت انتشار پیدا کند. تا اینکه دو روز پیش سیاههای از کمکهای خارجی ایران را در همین روزنامه دیدم و انگیزه پیدا کردم که فقط یکی از وجوه ناپیدای ذهنیت مذکور را شرح دهم.
این ذهنیت و خیال که گفته میشود ایالات متحده یک میلیارد دلار از طریق عربستان به سران منتقد کمک کرده است، متاثر از مقایسهای نارسا و غلط میان پرداختهای خودمان به کشورهای خارجی با پراختهای آنان است. وقتی به لیست کمکهای ایران نگاه میکنیم، ارقام کلانی را به بولیوی، اکوادور، نیاکاراگوئه، زیمبابوه، جزایر کومور، آلبانی، تانزانیا، کنگو، میانمار، اتیوپی، کنیا، سریلانکا و سنتوینست میبینیم که هیچکدام آنها در دایره اول، دوم و حتی سوم منافع ایران قرار ندارند و اگر کمکها بلاعوض نباشد، بلکه به صورت وامهای کمبهره باشد، قادر به بازپرداخت آن وام هم نیستند، همچنان که تاکنون نیز بخشی از وامهای خود را در سررسید آن تسویه نکردهاند، و جالب این است که عموم این کمکها حداقل تا این مرحله فاقد مصوبه مستقیم مجلس است.
از سوی دیگر وقتی به کمکها نیز نگاهی میاندازیم، ارقام کلانی را میبینیم که از سوی کشورهای پیشرفته صنعتی نیز این نوع کمکها به ندرت و با قید و بندهای زیاد پرداخت میشود، گو اینکه نسبت این ارقام به درآمد ملی آنان بسیار کمتر از نسبت ارقام کمکهای ایران به تولید ناخالص داخلی کشور ما است، ضمن اینکه مردم ما بسیار بیش از مردم کشورهای صنعتی نیازمند صرف این ارقام مالی در داخل کشور خودشان هستند. در واقع اگر بخواهیم تمثیلی از کمکهای خودمان و مقایسهاش با کمکهای دیگران ارائه دهیم، باید بگوییم ما مثل فرد متوسط یا کمپولی هستیم که در راه خانه بخش مهمی از پول خود را برای افرادی که سر راه ما قرار میگیرند و درخواست مساعدت میکنند صرف میکنیم، بدون آنکه ما به ازای چندانی از آنان بخواهیم، در حالی که نیازهای اهل و عیال منتظر ما در خانه که نسبت به آنان تعهد داریم، کمتر از نیاز کمکگیرندگان نیست.
چرا چنین رفتاری را از خود بروز میدهیم؟ یک دلیل مهم این رفتار آن است که برای به دست آوردن این پولها زحمت نکشیدهایم. کسی که برای به دست آوردن 10 هزار تومان از صبح تا غروب عرق بریزد، قطعاً قدر آن اندک پول را به خوبی میداند و سعی میکند به بهترین شیوه آن را خرج کند، اما کسانی که صبح بیدار میشوند و درآمدهای حاصل از نفت دو و چند برابر میشود، طبعاً در مصرف این درآمدها نیز متفاوت از آن کارآفرین و زحمتکش عمل میکنند. ذهنیت خطا در بیان آن خبر از آنجا ناشی میشود که تصور میکنیم، دیگران هم مثل ما پول درمیآورند و مثل ما آن را خرج میکنند، در حالی که چنین نیست.
سالها پیش متنی را درباره سیاست خارجی ایالات متحده میخواندم تا مقدمهای برای انتشار آن بنویسم. بخش کمکهای خارجی آن کاملاً گویا بود. اول اینکه اکثر آن کمکها به تصویب مجلس آمریکا رسید بود و باید پس از پرداخت هم گزارشی از ثمربخشی آن تهیه شود، دوم اینکه این کمکها حتی در مقادیر اندک نیز مشروط بود. مثلاً یک مورد آن کمک سه میلیون دلاری به موزاییک بود که برای دولت موزامبیک کلی شرط و شروط تعیین شده بود، ضمن اینکه شرایط آمریکا به گونهای است که برخلاف کشورهایی چون ما، تعامل با همه کشورهای دنیا به نحوی در چارچوب منافع ملی آن قرار میگیرد و این کمکها معقول مینماید.
پرداخت کمک سه میلیون دلاری برای کشوری مثل ایالات متحده، مثل کمک هزار تومانی از سوی کسی است که ماهانه میلیونها تومان درآمد دارد، اما کمکهای چند میلیارد دلاری از سوی ایران به کشورهای که جایگاه مهمی در منافع و امنیت ملی ایران ندارند، مثل کمک چند دههزار تومانی از سوی کسی است درآمد ماهانه آن فقط چند صدهزار تومان است و کلی چاله و چوله هم برای هزینههای شخصی خود دارد. پرداختهای کشورهای پیشرفته، وابسته به سازوکارهای پیچیده حقوقی است، به ویژه وقتی که این ارقام کلان باشد. در حالی که در کشورهای نفتی این سازوکار وجود ندارد. از این رو نباید براساس ذهنیتی که از رفتارهای اقتصادی و کمکهای مالی خود داریم، درباره سایرین قضاوت و حکم کنیم. که در این صورت دچار اشتباه جدی خواهیم کنیم.
اگر این کشورها مثل کشورهای نفتی، بیحساب و کتاب خرج یا کمک میکردندکه حال و روزشان هم مثل ما بود. میگویند مردی فرزند خود را فرستاد به خانه همسایه و به مرد همسایه گفت: پدرم میگوید سیر هفتساله دارید؟ همسایه پاسخ داد: بلی دارم، چرا میپرسید؟ گفت: پدرم میگوید اگر دارید مقداری در این ظرف به ما بدهید. همسایه جواب داد: سیر هفت ساله داریم، اما اگر به هر کسی که طلب میکرد، میدادیم که سیر هفت ساله نمیشد. کشورهای ثروتمند اگر مثل دیگران و بیحساب و کتاب کمک مالی میکردند و سرمایههای خود را اتلاف میکردند، دیگر ثروتمند نبودند و مثل کشورهای فقیر بودند. آنان تا وقتی که چراغی را به خانه خود روا بدارند، به کلیسا هدیه نمیکنند، چه رسد به اینکه آن را بلاعوض به بیگانگان بدهند.