تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۶۴۱۹۰

روشنفکران و توسعه فرهنگی


محمد صادقی / ma-fall80@yahoo.com
آگوستین ژیرار اندیشمند معاصر فرانسوی در مقاله‌ای با نام «علل غایی توسعه فرهنگ کیفیت زندگی و هویت انسان» می‌نوسد: «در کشورهای در حال توسعه فعالیت فرهنگی در عین حال باید متوجه حفظ و توسعه فرهنگ ملی،‌ و نیز فراهم‌ آوردن امکانات دستیابی به فرهنگی جهانی‌تر باشد. این دو فرهنگ هر کدام دارای و نوع بیان،‌ شیوه تفکر و سنخیت و جنسیت و کیفیت روحی خاص خود هستند. یکی ساختن آن دو یا فدا کردن یکی به خاطر دیگری پندار و سرابی بیش نیست و در صورت امکان موجب فقر فرهنگی است...»
محمدعلی اسلامی ندوشن در سرآغاز کتاب جدید خویش به نام «راه و بی‌راه» اشاره‌ای به دو مفهوم «فرهنگ» و «ایران» داشت که می‌تواند هر خواننده‌‌ای را که دغدغه‌ فردای ایران دارد،‌ به اندیشیدن وادارد. وی در گفتار و نوشتار خویش همواره به این دو مفهوم در دنیای امروز توجه داشته و دارد،‌ به اندیشیدن وادارد. وی در گفتار و نوشتار خویش همواره به این دو مفهوم در دنیای امروز توجه داشته و دارد. اسلامی ندوشن از جمله نویسندگانی است که با فرهنگ و تمدن کهنسال ایران و همچنین با فرهنگ و تمدن نوین غرب به خوبی آشناست.
تجربه تاریخی ما در دوران جدید و دگرگونی‌هایی که از مشروطه تاکنون پشت‌سر گذاشته‌ایم،‌ به عبارتی نشان‌دهنده برخورد احساسی و گاه غیرمنطقی در مواجهه با دنیای جدید است، زیرا غرب‌ستیزی و غرب‌ستایی،‌ موجی است که بیش از نگاه محققانه به غرب می‌توان در آثار و افکار نویسندگان و اندیشمندان ایرانی سراغ گرفت. به هر ترتیب ما اگر در پی پیوستن به کاروان فرهنگ و تمدن نوین جهانی هستیم (که بی‌تردید چنین بوده است) ضرورت دارد در کنار بازشناسی و ارج نهادن به فرهنگ ایرانی، ‌اندیشه‌های جدید را که اساس پدید آمدن دستاوردهای شگفت‌انگیز دنیای جدید است،‌ بشناسیم تا هم بتوانیم در مسیر ورود به دنیای جدید راه بپیماییم و هم در صورت امکان، داشته‌های فرهنگی خود را که به کار جهان امروز می‌آید،‌ به شهروندان جهان بشناسانیم،‌ که گام نخست در این مسیر،‌ شناخت «دیگری» است.
اما قبل از این، ‌و برای برخورداری از فرهنگی پویا و سازنده‌، آنچه باید به آن اهتمام ورزید، توسعه فرهنگی است،‌ و نیاز به توضیح نیست که: توسعه فرهنگی»‌ نسبت مشخص و روشنی با «اصلاح‌ فرهنگی» ‌دارد و اصلاح فرهنگی نیز نیازمند برنامه‌ریزی،‌ هدفمندی،‌ بردباری و کار مستمر و درازمدت است. و شاید ریشه برخی ناکامی‌های ما در عدم توجه به این موضوع و پرهیز از کارهای جدی و منظم باشد که می‌تواند در جای دیگری بیشتر بررسی شود. در اهمیت موضوع «توسعه فرهنگی» همین استدلال ساده کافی است که تا در درون ما دگرگونی پایداری رخ ندهد، ‌نمی‌توان به دگرگونی‌های پایدار و اساسی در بیرون امید بست...
در این باره مباحث گسترده‌ای را می‌توان در آثار مصطفی ملکیان همچون «مشتاقی و مهجوری» و «راهی به رهایی» جست‌وجو کرد. وی در زمانی که مناقشه بر سر اولویت داشتن توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی یا توسعه اقتصادی بر توسعه سیاسی جریان داشت، دیدگاه خود را در این زمینه مطرح کرد که البته باور ندارم بر این جامعه ایرانی و به ویژه جامعه روشنفکری ما،‌ چندان جذاب بوده باشد و دلیل آن هم ساده است. جامعه ایرانی میل زیادی به کارهای منظم، مستمر و هدفمند نشان نمی‌دهد. مصطفی ملکیان با نقد هر دو رویکرد، ‌توسعه فرهنگی را مقدم بر توسعه اقتصادی می‌شمرد و استدلالش نیز این بود که نقص‌‌هایی که در فضای سیاسی و اجتماعی ما وجود دارد. بازتاب فسادی است که در فرهنگ عامه وجود دارد،‌ وی با چنین رویکردی به دستی نشان داد نمی‌توان یگانه مشکل جامعه را در فضای سیاسی آن جست‌و‌جو کرد و همه راه‌حل‌ها را در جهان سیاست و دگرگونی‌های سیاسی پی گرفت. و بیش از هر چیز باید به اصلاح‌ فرهنگی پرداخت که در نتیجه به اصلاح در همه زمینه‌ها می‌انجامد. البته طبیعی است این دیدگاه موافقان و مخالفانی دراد و توسعه همه جانبه از موافقان بیشتری برخوردار است.
توجه به سامان سیاسی،‌ رفع عقب‌ماندگی‌های اقتصادی و... مسائل قابل فهمی هستند اما آنچه از متن جامعه ایرانی بر می‌آید، ما را ناگزیر می‌سازد توجه بیشتری به موضوع توسعه فرهنگی داشته باشیم و ارائه راهکارها و تحلیل‌های آسیب‌شناسانه در این زمینه برعهده همه شهروندان، به ویژه روشنفکران و گروه‌های مرجع فرهنگی است. باز به نظر می‌رسد روشنفکران نیز برای مخاطب قرار دادن جامعه بهتر است از زبانی بهره گیرند که به مبهم‌گویی و پیچیده‌گویی آلوده نباشد تا سخن‌شان نزد همگان فهم شود، نه اینکه تنها طیف خاص یا گروه خاصی را در نظر داشته و مخاطب‌های آشنا را از دست بدهند. به این ترتیب بازتاب روشن‌تری را از جامعه دریافت خواهند کرد که امکان‌های بیشتری را در اختیارشان قرار داده و به شناخت ژرف‌تری از متن جامعه دست خواهند یافت، و می‌توانند میزان تاثیرگذاری خود را افزایش داده و حجم رفتارهای نابخردانه را کاهش داده و در تقویت خردورزی در زندگی روزمره کوشش‌های موثرتری داشته باشند. بی‌تردید برای رشد و بالندگی جامعه و اصلاح فرهنگی در آن، از نقش مهم و سرنوشت‌ساز روشنفکرانی که بر عقلانیت تکیه کرده و نسبت به بنیان‌های معنوی‌ای که جامعه به آن نیاز دارد نیز غفلت نمی‌ورزند، نمی‌توان چشم پوشاند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات