* سال گذشته دو خطیب برجسته تهران و قم از امامت جمعه کنارهگیری کردند؛ یکی آیتالله جوادی آملی و دیگری هاشمی رفسنجانی. کنارهگیری از این مسئولیت عبادی ـ سیاسی چه پیام و پیامدهایی برای خود خطیبان، جامعه، دیگر خطیبان و جریانهای سیاسی دارد؟
** یکی از بزرگترین ناهنجاریهای فرهنگی و سیاسی در جامعه کنونی، تندرویهای سازمانیافته برای پیشبرد اهداف سیاسی است. در نگاه فریبخوردگان، تندرویها، حمایت از اسلام، نظام و انقلاب است ولی در نگرش تحلیلگرانه و آسیبشناسانه، تندرویهای مدعیان دینداری اعتبار نظام دینی، وحدت و امنیت ملی، شاخصههای منطقگرایی، آزادی و راهبرد آرامشآفرینی را با سایش و فرسایش مواجه میسازد، اتکای دین و حکومت دینی بر خردمندی و خردورزی را زیر سوال میبرد و متاسفانه همیشه در فضای تندرویها، حکم و مجازات را مدعیان و تهمتپراکنان تعیین میکنند. دلایل کنارهگیری آیتالله جوادی آملی و آیتالله هاشمی رفسنجانی هر چه باشد امکان تاثیر تندرویهای حرمتشکنان حریمناشناس و خداناسپاس در انگیزه کنارهگیری این دو شخصیت با نفوذ دینی و ملی قابل انکار نیست. نماز جمعه از شئون متصل به عرصه ولایت است، خطبههای غنی و تحلیلهای قوی به آرمان وحدتآفرینی، اعتمادسازی و تحکیم و تقویت ساختارهای حکومتی میانجامد، فقدان آن خطبهها و تحلیلها از اعتبار نهاد مقدس نماز جمعه میکاهد، ملت ایران و مسلمانان جهان از روشنگریها و آگاهیبخشیهای فرهنگی و سیاسی نخبگان برجسته محروم میشوند، اقتدار ملی آسیبپذیر و افکار عمومی در حدس و گمانهای نگرانساز اسیر میشوند.
* شما همچنان به عنوان یکی از منتقدان صریحاللهجه شناخته میشوید. آیتالله جوادی آملی سال گذشته اعلام کردند چون امکان طرح پارهای از مسائل را ندارند کنارهگیری میکنند. تحلیل شما از رویکرد آیتالله هاشمی و آیتآلله جوادی آملی چیست؟
** دقیقترین پاسخ به این پرسش را باید از آیتالله جوادی آملی و آیتالله هاشمی رفسنجانی دریافت کرد ولی در نگرش تحلیلی، فشارهای ناشی از تندرویهای سازمانیافته، توهین و تخریبهای برنامهریزی شده و تنشآفرینیهای نادانان فریبخورده و مغرضان آلوده در این تحولات تاثیری آشکار و غیرقابل انکار دارد. مسلماً نگرانی خطیبان جمعه از فتنهسازی و حریم و حرمتشکنی در مقدسترین عرصه عبادی ـ سیاسی از دلایل کنارهگیری این دو شخصیت دینی و ملی است.
* شما یکی از منتقدان دولت آقای سیدمحمد خاتمی بودهاید، حال بعد از گذشت پنج سال از دولت آقای احمدینژاد، عمده تفاوتها و تمایزهای این دو دولت به اعتقاد شما چیست؟
** اعتمادسازی در عرصه بینالمللی، افزایش اعتبار سیاسی در مناسبات جهانی، توجه ویژه و برجسته به منطق گفتمان سیاسی و توجه به آزادیهای قانونی از یک سو و فعال شدن جریان ملینمایی و بیگانهگرایی، ترویج سکولاریسم و پلورالیسم، ستیزهجویی با اسلامیت نظام جمهوری اسلامی و سازماندهی توطئههای براندازی از طریق افکار عمومی از سوی دیگر، عمدهترین نقاط قوت و ضعف دوران موسوم به اصلاحات بود. سادهزیستی، سفرهای تبلیغاتی سیاسی به نقاط مختلف ایران اسلامی، توزیع نسبی سرمایههای ملی بین اقشار مردمی، مواضع انقلابی و حمایت از ساختارها و فعالیتهای فرهنگی از نقاط قوت و شعارگرایی، ناهماهنگی با نهادهای قانونی، قوانین رسمی و قانون اساسی، مواضع نسنجیده سیاسی و اقتصادی، کمتوجهی به ثباتآفرینی، شایستگی و کارهای زیربنایی و بهانهسازی سیاسی تبلیغاتی برای دشمنان جمهوری اسلامی در حساسترین مسائل ملی از ضعفهای پدیدار شده در دوران نقشآفرینی دولت نهم و دهم است.
* شما یکی از افرادی بودید که سال 87 نسبت به خطر ظهور خوارج جدید ابراز نگرانی کردید و در این باره هشدار دادید. در شرایط کنونی بسیاری از چهرههای سیاسی و تشکلهای اصولگرا نیز در همین باره احساس خطر کردهاند، تحلیل شما از خوارج امروز چیست و آنها را در چه وضعیتی میبینید؟ راه برخورد با این طیف چیست؟
** خوارج جدید در ساختار افراطیگری نقش و سهم اساسیای برعهده دارند و برای دلایل دینستیزانه آلودگان به ناسیونالیسم وارداتی (ملینمایی و بیگانهگرایی) سند و شاهد عینی ارائه میدهند. خشونتطلبان، متحجران و معتقدان ظهور امام زمان(عج) در بستر گناهکاری و فسادگستری منتظران را از ارکان ساختاری در ساختار خوارج جدید میدانم. در جمع خوارج جدید، ریاکاری، دروغگویی و شعارپردازی متضاد با رفتارهای سیاسی از رویدادهای عادی است.
* عدهای معتقدند هاشمی ضعیف شده بهتر از هاشمی محذوف است، نظر شما چیست؟
** آیتالله هاشمی رفسنجانی سرمایه ارزشمند ملی، شناسنامه جمهوری اسلامی و از شخصیتهای دینی، ملی و بینالمللی است. مصلحت نظام جمهوری اسلامی، تقویت هاشمی رفسنجانی و بهرهگیری از توان فکری این شخصیت بزرگوار برای اعتمادآفرینی و افزایش اعتبار و اقتدار جمهوری اسلامی است. تضعیف و حذف هاشمی و امثال هاشمی از توان ملی میکاهد و رهبر، ملت و کشور را از یک سرمایه ارزشمند و بیمانند ملی محروم میسازند.
* برخی معتقدند تریبون نماز جمعه عمومیتگرا نیست. آیا این اعتقاد را درست میدانید؟
** نهاد نماز جمعه در سراسر کشور، وابسته به رهبری نظام، فراجناحی، ملی، جهان اسلامی و جهانی است. استفاده جناحی از نماز جمعه و تبدیل شدن نماز جمعه به تریبون جریانهای درگیر سیاسی با خط مشیهای تعیین شده برای ائمه محترم جمعه سازگار نیست. امام جمعه باید نقد منصفانه و تشویق و تایید واقعبینانه را برگزیند و استقلال نماز جمعه را در هیچ شرایطی آسیبپذیر نسازد.
* یکی از مسائلی که انتقادات برخی علما را برانگیخت بحث ارتباط زلزله با افزایش گناه بود، ترویج این عقاید خرافی به چه منظوری صورت میگیرد؟
** تعبیر زلزال «تنش و لرزش» به زمینلرزه و مرگ ناگهانی به نتیجه آن حادثه بسترساز برداشتهای نادرست از برخی روایات دینی است. زلزله رویدادی طبیعی است که گناهکار و بیگناه، عالم و جاهل و سیاستمدار و بیسیاست نمیشناسد و اگر قوانین مربوط به حوزه زلزله رعایت نشود، سهلانگاران در پیامدهای منفی آن گرفتار میشوند.
* اخیراً اظهارنظری صورت گرفته که در ایران یک حزب بیشتر نداریم و آن حزب ولایت است، بیان چنین دیدگاهی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** شکلگیری و فعالیت قانونی احزاب سیاسی نص قانون اساسی است. حزبالله، تشکل دینی و جهان اسلامی دینداران ولایتمدار در جامعه جهانی است و بر هیچ اساسی حزب سیاسی دارای اساسنامه و مرامنامه نیست. اگر گویندگان به جایگاه سیاسی اجتماعی خود توجه کنند و در اظهارنظرهای سیاسی از محدوده قانون اساسی و منافع و مصالح ملی فراتر نروند یکی از برترین آرمانهای دینی و ملی تحقق مییابد و از نگرانی افکار عمومی میکاهد.
* در دورهای منتقد اصلاحطلبان بودهاید، در حال حاضر آنها از کلیه مصادر و مناصب و عرصههای رسانهای و حزبی حذف شدهاند و در این مورد چه نظری دارید؟
** کلیه گروهها و گرایشهای وفادار به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی باید در پیشبرد آرمانهای ملی و آفرینش اعتبار و اقتدار ملی نقشی شایسته ایفا کنند. حذف میثاقگرایان از عرصههای اقتدار و اعتبارآفرینی برای ملت ایران سازگار با قانون اساسی و منویات امام و رهبری نیست. ایران اسلامی را ملت ایران میسازند و شایستگان و میثاقگرایان همه گروهها و گرایشها باید فرصت نقشآفرینی و ادای سهم خویش در اعتبار و اقتدار ملی را بیابند.