* «انشعاب در جامعه وعاظ»؛ این شرایط غیرقابل پیشبینی بود.
** کدام انشعاب؟! ما همچون گذشته جلسات خود را برگزار میکنیم و هنوز هم آمادگی داریم که در موضوعات مختلف، نظراتمان را اعلام کنیم تا از این طریق همچون همیشه در اتفاقات مختلف تاثیرگذاری مثبتی داشته باشیم.
* تشکیل وعاظ ولایی نشانه انشعاب در جامعه وعاظ تهران نیست؟
** اگر منظور شما گروهی باشند که دنبال تخریب شخصیت روحانیت هستند، باید بگویم تحرکات آنچنانی را از جانب عدهای که ماهیتشان برای همه مشخص شده است، نمیتوان جدی گرفت.
* به هر حال اختلافی و البته انشعابی اتفاق افتاده است.
** نمیدانم چرا اصرار دارید تشکل ما را تشکلی پر اختلاف نشان دهید. ما هیچ مشکلی نداریم و همان طور که گفتم مانند گذشته حضوری توام با اثرگذاری خواهیم داشت.
* بالاخره وعاظ ولایی اعلام موجودیت کرده است و نمیتوان موجودیت آنها را انکار کرد.
** اینکه عدهای، چند طلبه جوان را با وعدههای آنچنانی دور خود جمع کنند، دلیل خوبی نیست تا اذهان عمومی به این نتیجه برسد که جامعه وعاظ تهران با انشعاب مواجه شده است.
* اما تشکل وعاظ ولایی در نشستی رسماً اعلام موجودیت کرده و شروع فعالیتهای خود را اعلام کرده است.
** اینکه در مراسمی ادعایی مطرح شود، به این معنا نیست که تشکلی جدید با حضور وعاظ تشکیل شده است. آقایان متاسفانه با کارهایی که نمیتواند در چارچوب رفتارهای یک روحانی جایی داشته باشد، طلبههای جوان را فریب دادهاند تا به زعم خود تشکلی جدید را تشکیل دهند. این در حالی است که اصلاً طلبههایی را که در اول راه طلبگی هستند، نمیتوان واعظ دانست و خیلی مانده است که آنها بتوانند ادعا کنند که واعظ هستند.
* به هر حال وعاظ ولایی با 300 عضو شروع به کار کرده است.
** کدام 300 عضو، مگر میتوان هر طلبهای را واعظ خطاب کرد. تاکید میکنم فریب وعدهها را خوردهاند. اگر میتوانند، وعاظ پیشکسوت را به جمع خود ببرند تا مشخص شود تشکلشان واقعاً تشکلی با حضور روحانیون واقعی است.
* چرایی به وجود آمدن چنین حرف و حدیثهایی در چیست؟
** بعد از اینکه آقای اکرمی پس از انتخابات ریاست جمهوری در جلسات غیبت کردند، بنده از طرف آیتالله مهدوی کنی به عنوان دبیر جامعه انتخاب شدم و آقای... را برای رتق و فتق کارها در نظر گرفتم. اتفاقاً او در ماههای اول عملکرد قابل قبولی داشت، اما بعد از مدتی مشخص شد سوء نیت دارد و به همین دلیل ترجیح دادیم کنارش بگذاریم. همین کنار گذاشتن موجب شد او به کمک دیگران به فکر انشعاب و تشکیل تشکل جدیدی به نام وعاظ ولایی تهران بیفتد.
* کنار گذاشته شدن ایشان دلیل خاصی داشت؟
** برداشت من این است که وی به فکر بالا رفتن از نردبان روحانیت بود تا از این طریق به وزارت یا وکالت مجلس برسد. به همین دلیل ما هم به این نتیجه رسیدیم که او را از جامعه کنار بگذاریم.
* پس او با انگیزه تلافی به فکر انشعاب افتاده است؟
** اینکه تشکیل وعاظ ولایی را هدف یا برنامهای از طرف او بدانیم، اشتباه است. این شخص اصلاً توانایی خاصی ندارد و نمیتواند برنامهای به این حساسی را اجرایی کند.
* یعنی عدهای خارج از جامعه وعاظ تهران به فکر تشکیل تشکلی با حضور روحانیون افتادهاند.
** قبل از اینکه به سوال شما جواب بدهم، تاکید میکنم کسانی را که با آنها همکاری میکنند نباید و نمیتوان وعاظ دانست. آنها طلبههایی هستند.
همه آنهایی که این روزها فعالیتهای آنچنانی را انجام میدهند و به خیال خود میخواهند تشکل دیگری را به موازات جامعه وعاظ تهران تشکیل دهند، وابسته به آقای مشایی هستند و با نظر مستقیم او دست به چنین تحرکاتی میزنند.
* یعنی رئیس دفتر رئیس دولت دست به این اقدام زده است؟
** صد در صد! همه این اتفاقات با نظر مستقیم مشایی است. اتفاقاً سیدیهایی هم در حمایت از او بین طلبهها پخش شده بود که نشان میدهد «وعاظ ولایی» با هدفی مشخص و غیرمنطقی شروع به کار کرده است احتمالی ندارند.
* یعنی فکر میکنید دولت تلاشهایی را برای شکاف بین روحانیون شروع کرده است؟
** البته کسی نمیتواند دولت را به این متهم کند، آقای احمدینژاد و همه مسئولان دولتی صادقانه فقط به فکر خدمت به مردم و نظام اسلامی هستند.
* اما شما اصرار دارید که مشایی را کارگردان شرایطی معرفی کنید که در این چند وقت برای روحانیت تهران رخ داده است.
** خب این دلیل نمیشود که ما دولت را با اتهام مواجه سازیم. هر کسی اشتباهاتی دارد و اینکه اشتباه مشایی را به حساب کل دولت بگذاریم، نمیتواند منطقی باشد.
* به نظر شما چه انگیزهای از این تحرکات وجود دارد؟
** واقعاً نمیدانم چرا برخی کارهایی صورت میگیرد که موجب تخریب دولت اصولگرایی میشود. آقای مشایی باید این را بداند که این کارها برای او هیچ دستاوردی نخواهد داشت و بهتر است به نصیحت و توصیههای بزرگان گوش کند تا بیش از این زیر سوال نرود.
* بهتر نیست احمدینژاد به عنوان یک مسئول به مشایی توصیه کند که از حرف و حدیثهای شائبهزا دوری کند؟
** شاید هم این کار را کرده است. به هر حال هر کس به اندازه تواناییهای خود از آزادی برخوردار است و هیچ کس نمیتواند فرد دیگری را با زور از انجام کاری بر حذر دارد.
* حتی اگر رفتارهای شخصی، مجموعه مهمی مثل دولت را با انتقادات آنچنانی روبهرو کند؟
** باید دید آیا کارهای آقای مشایی در قالب یک مقام دولتی است یا او با شخصیت حقیقی خود دنبال اهدافی خاص است. با این حال من هم به مشایی سفارش میکنم که در این سه سال باقیمانده، فقط به فکر وظایف سازمانی خود باشد و از اظهارات دینی و کارهای نامتعارف دست بکشد تا احمدینژاد و در کل دولت مجبور به این همه واکنش نباشند. رئیس دولت هم باید بیش از این مراقب اطرافیان خود باشد، در غیر این صورت هر روز در روزنامهها و محافل منتقدان مورد قضاوتهای آنچنانی قرار خواهد گرفت که این نمیتواند اتفاق خوبی باشد. آنها باید این را در نظر بگیرند که اصلاحطلبان دنبال این هستند تا با کوچکترین بهانهای دولت را تخریب کنند.
* اما این روزها دولت بیشتر از جانب اصولگرایان مورد انتقاد قرار میگیرد.
** آنهایی که تحت جبهه اصولگرایی فعالیت میکنند، با توجه به توصیههای مقام معظم رهبری دنبال اسلامیسازی جامعه هستند و هیچ وقت همدیگر را تخطئه نمیکنند. مگر میشود اصولگرایان به فکر زیر سوال بردن دولت اصولگرا باشند.
* نامه نبوی به احمدینژاد مبنی بر بیتوجهی به روحانیون انتقاد نیست؟
** به هر حال برداشت او این بود که احمدینژاد آن طور که باید با روحانیون رابطه خوبی ندارد. اما این دلیل نمیشود که به دولت اتهامی وارد کرد که آن اتهام پیش از این متوجه جبهه ملی و نهضت آزادی بود.
* تحلیل شما از رابطه بین دولت و روحانیت چیست؟
** رابطه را خوب میبینم و خوب است. دولتیها در هر استان و هر شهری با علما دیدار میکنند و نظراتشان را هم در اجرایی کردن برنامه در نظر میگیرند.
* اما دیدارهای احمدینژاد با مراجع پرشمار نیست.
** اصلاً این طور نیست. چه دلیلی دارد که مراجع رئیس دولتی را که اسلامیترین دولت انقلاب اسلامی را اداره میکند، مورد بیتوجهی قرار دهند.
* به هر حال دولت به برخی توصیههای ایشان عمل نمیکند. به عنوان مثال معرفی وزیر زن یکی از مواردی بود که حوزه علمیه مخالفتی شدید با آن داشت.
** در اینکه باید به خواستههای علما احترام گذاشت، هیچ شکی نیست. اما در جمهوری اسلامی این ولی فقیه است که حرف آخر را میزند و مقام معظم رهبری هم با توجه به اینکه وزارت را نمیتوان وکالت دانست، با روی کار آمدن وزیر زن موافقت کردند.
* با این حال شماری از علما بر این باور هستند که بهتر بود به نظر مراجع عمل شود.
** حتماً همین طور است. شاید آقای احمدینژاد نتوانستند از جمع آقایان گزینهای مناسب را برای تصدی وزارت بهداشت پیدا کنند و به ناچار خانم دستجردی را برای این مسئولیت انتخاب کردند.
* «انشعاب اصولگرایان»؛ چه تحلیلی درباره این احتمال دارید؟
** اصلاحطلبان تلاش میکنند اصولگرایان را تشکلی پر اختلاف معرفی کنند. مردم آنها را از مسئولیتهای مهم اخراج کردند و از فرط بیکاری نشستهاند و علیه جبهه اصولگرایی شایعهپراکنی میکنند.
* اما این مساله توسط دبیر سیاسی جامعه روحانیت مبارز عنوان شد.
** شاید حجتالاسلام نواب مسالهای را مشاهده کرده که نگران شده است. حتم دارم اصولگرایان که به راستی حافظان راستین ارزشهای اسلام و انقلاب هستند، همچون گذشته به فکر خدمتند و الحمدلله حالا که همه قوای کشور را هم در اختیار خود میبینند، با همکاری مناسب برای اعتلای کشور تلاش میکنند.
* البته قوههای مجریه و مقننه یکی از پر اختلافترین روزهای خود را تجربه میکنند.
** اختلافها ریشه در اختلاف سلیقه دارد و این طور نیست که احساس شود دولت و مجلس نمیتوانند یکدیگر را تحمل کنند.
* ابلاغ قانون اختصاص دو میلیارد دلار به مترو توسط رئیس مجلس نشانه اختلاف نیست؟
** تعجب من از مجلسیها این است که چرا به خواستهها و نظرات رئیس دولت توجه نمیکنند. هر کسی برای خود شیوهای دارد و بهتر است دیگران به آن احترام بگذارند تا بتواند با دغدغه کم به اجرای برنامههایش بپردازد.
* اما مجلس نقش نظارتی دارد.
** به هر حال مجلسیها باید این را در نظر بگیرند که احمدینژاد روش خاص خودش را دارد و ثابت هم کرده است که اشتباه نمیکند.
* برای سوال آخر، دولت اصولگرا را تا چه اندازه مطابق با اصول اصولگرایی میدانید؟
** شک نکنید که اصولگراها از توجه و حمایت احمدینژاد پشیمان نیستند و او را نماینده شایسته خود در راس دولت میدانند.