محمدمهدى غفارى
تمرین هشت روزه مشترک چین و روسیه با نام «پیام صلح در سال ۲۰۰۵» در جزیره «شن دونگ» چین و شهر «ولادى وستک» روسیه با هدف تقویت توان نظامى و مبادله دانش تخصصى نظامى میان نیروهاى نظامى دو کشور برگزار شده است. اما هدف دیگر این تمرین، ایجاد اعتماد متقابل و تحکیم وحدت میان چین و روسیه با چهار کشور عضو سازمان همکارى شانگهاى اعلام شده است. ضمن آنکه یک مقام سفارت روسیه در چین نیز تصریح کرد: آمادگى نیروهاى نظامى دو کشور در این تمرین براى مقابله با حملات تروریستى منطقه اى و بین المللى افزایش خواهد یافت. قبل از برگزارى این تمرین، مقام هاى پکن و مسکو بارها با یکدیگر دیدار کردند و قراردادهاى متعددى در زمینه هاى مختلف به امضا رساندند. امضاى پیمان ۲۰ ساله حسن همجوارى و دوستى پایدار میان «جیانگ زمین» رئیس جمهورى سابق چین و «ولادیمیر پوتین» رئیس فدراسیون روسیه در سال ۲۰۰۲ میلادى در«مسکو» مى تواند موید این واقعیت باشد. اما این تمرین ها، تنها بهانه اى به دست داد تا دورنماى روابط دو کشور بعد از جنگ سرد و فروپاشى اتحاد شوروى تحلیل و تبیین شود. چین و روسیه (هم اکنون) در دوران جنگ سرد به سر مى برند که نه از آن تخاصم نظامى دهه ۶۰ خبرى هست ونه دو کشور در تقابل دیپلماتیک و ایدئولوژیک قرار دارند.(۱) دیگر روس ها، چینى ها را کمونیست هاى «مارگارین» لقب نمى دهند و چینى ها نیز روس ها را کمونیست هاى گولاش (Goulash) نمى نامند.
پس از فروپاشى اتحاد شوروى در سال ۱۹۹۱ میلادى و پدیدار شدن شرایط جدید در جهان، تفکرات دوران جنگ سرد نیز به تاریخ پیوست؛ دست کم، این موضوع براى چین و روسیه صدق مى کند.
چین و روسیه با نگاهى نو، تمام تلاش خود را از فرصت هاى فراهم آمده به کار گرفتند تا بناى همکارى هاى دوجانبه را، با ساز و کارهاى جدید شروع کنند. این همکارى ها با دیدارهاى مستمر رهبران دو کشور بعد از سال ۱۹۹۱ میلادى آغاز شد که در تقویت همگرایى سیاسى و تعمیق همکارى اقتصادى و صنعتى میان پکن و مسکو تأثیر بسیار زیادى داشته است.
چین در دوران بعد از جنگ سرد آشکارا تلاش کرد تا روسیه را که از اقتدار گذشته اش دور مانده بود، متحد خود کند. در نقطه مقابل، رهبران مسکو به این اتحاد براى بالا بردن وزن سیاسى، اقتصادى و نظامى جهت تأثیرگذارى در معادلات استراتژیکى منطقه و جهان نیاز داشتند. سیر تحولات در روسیه پس از فروپاشى اتحاد شوروى که کاهش نقش جهانى و منطقه اى مسکو را به دنبال داشت، موقعیت و شرایط جدیدى را براى تقویت روابط با پکن پدید آورد. بویژه آنکه در این روابط - تضاد ایدئولوژیکى حاکم بر دوران جنگ سرد میان این دو همسایه قدرتمند - دیگر جایگاهى نداشته است. پس از آنکه چین در دسامبر ۱۹۹۱ میلادى، فدراسیون روسیه را به عنوان جانشین حکومت اتحاد شوروى و «بوریس یلتسین» را به عنوان رئیس جمهورى آن به رسمیت شناخت، افق همکارى هاى دو کشور نیز بیش از گذشته روشن شد.
در جریان اولین دیدار رسمى یلتسین رئیس جمهورى وقت روسیه از چین در دسامبر ۱۹۹۲ میلادى، رؤساى جمهورى دو کشور متعهد شدند به هیچ یک از اتحادهاى سیاسى و نظامى که علیه یکى از دو کشور باشد، نپیوندند. در ضمن، چین وروسیه در جریان دیدار جیانگ از مسکو در سپتامبر ۱۹۹۴ میلادى، به رویارویى هسته اى خودپایان دادند و بابرچیدن موشک هایى که به سوى یکدیگر نشانه رفته بود، موافقت کردند. مرحله دوم دیدار یلتسین از چین در آوریل ۱۹۹۶ میلادى صورت گرفت که دو رئیس جمهورى یک مشارکت استراتژیکى براى قرن بیست و یکم با هدف مقابله با سلطه آمریکا در صحنه هاى بین المللى تنظیم کردند که هدف عمده آن، تأکید بر ایجادجهان چند قطبى علیه نقش سلطه جویانه آمریکا بود. مشارکت راهبردى چین و روسیه با شکل گیرى گروه شانگهاى - ۵ در آوریل ۹۶ و سپس تأسیس سازمان همکارى شانگهاى در ۲۰۰۱ کامل شد. دیدار ولادیمیر پوتین به عنوان دومین رئیس جمهورى روسیه در ۱۷ جولاى ۲۰۰۰ میلادى از چین، در واقع مهم ترین اقدام از جانب روسیه براى ادامه همکارى هاى راهبردى با چین محسوب مى شود. در آن دیدار، بیانیه مشترک رؤساى جمهورى دو کشور و بیانیه دو دولت در خصوص ادامه توسعه منابع انرژى زا و قراردادهاى همکارى بانک هاى چین و روسیه به امضا رسید. گفتنى است در یک بند از بیانیه مشترک دو رئیس جمهورى، بر توسعه همه جانبه و همکارى دو کشور در زمینه هاى اقتصادى، بازرگانى، علمى، دفاعى و تکنولوژى نظامى بر اساس برابرى و اعتماد متقابل تأکید شده است.
دیدار پوتین از چین و گفت وگوهاى ثمربخش با جیانگ، در واقع، مهر تأییدى بر مجموع مذاکرات بود تا رهبران هر دو کشور با نگرشى جدید در دوران بعد از جنگ سرد به این همکارى ها ادامه دهند. ارتقاى سطح ارزش همکارى هاى اقتصادى و صنعتى در سال هاى دهه ۹۰ به حدود ۲۰ میلیارد دلار مؤید این واقعیت است. گفتنى است رهبران چین در دوران جنگ سرد، از هر طریق ممکن در جست وجوى به دست آوردن تکنولوژى نظامى از اروپا و آمریکا بوده اند. اما با فروپاشى اتحاد شوروى و تأسیس فدراسیون روسیه و بویژه با طرف شدن موانع ایدئولوژیک، زمینه هاى بسیار مساعد همکارى نظامى میان چین و روسیه فراهم شد. از آنجا که سرعت زیاد نوسازى تولیدات دفاعى چین که به دنبال تحریم هاى غرب درژوئن ۱۹۸۹ با مشکل مواجه شده بود(۲)، همکارى نظامى پکن و مسکو به سال هاى دهه ۵۰بازگشت و این همکارى در واقع به شرکت هاى کننده تسلیحات غرب صدمه مى زد و لذا راهى براى غرب جز تجدید روابط نظامى اش با چین باقى نمانده بود. چینى ها از اوایل ماه دسامبر ۱۹۹۵ تاکنون داد و ستد نظامى با روسیه را حفظ کردند، بدانگونه که چین به یکى از خریداران عمده تسلیحات روسى تبدیل شد و روسیه نیز با درآمد فروش تسلیحات به چین توانست بخش وسیعى از ساختارهاى آسیب دیده اقتصادى خود را ترمیم کند.
واقعیت این است که دولت آمریکا از همگرایى سیاسى و همکارى اقتصادى چین و روسیه به این دلیل که - به تقویت تشکیل جبهه ضدآمریکایى منجر مى شود- نگران است. در این واقعیت نیز تردیدى نیست که روسیه به دنبال احیاى نقش تاریخى و دیپلماتیک خود در منطقه و جهان است. به گونه اى که این کشور با تمام پتانسیل هاى موجود، مناسبات خود را در همه زمینه ها با همسایه قدرتمند و آسیب ندیده خود، یعنى چین تقویت مى کند و در این صورت، محور چین - روسیه در تقابل با آمریکا معنا پیدا خواهد کرد. تلاش چین و روسیه از یک طرف، به معناى نزدیکى بیشتر به سیاست هاى واقع گرایانه جهت برقرارى توازن قوا در منطقه است و از طرف دیگر، اتحاد دو کشور به یک جبهه متحد علیه آمریکا شباهت دارد.
مقامات آمریکایى اذعان مى کنند که داد و ستد تسلیحات قوى ترین حلقه اتصال پکن و مسکو است، در حالى که فشارهاى مضاعف آمریکا به چین و روسیه باعث محکم تر شدن این حلقه اتصال خواهد بود. از نظر چینى ها، نقش روسیه که تاکنون، هواپیماهاى جنگنده، زیردریایى هاى پیشرفته و موشک هاى هدایت شونده به چین فروخته است، پس از تغییر عقیده رژیم صهیونیستى مبنى بر عدم معامله تسلیحاتى با چین - که عمدتاً با فشارهاى آمریکا صورت گرفته است - از اهمیت بیشترى برخوردار است. زیرا روسیه مى تواند تجهیزات مشابهى در اختیار چین قرار دهد. روسیه علاوه بر تسلیح چین، در ارتباط با مسأله تایوان مى تواند از منظر دیپلماتیک در مناقشه چین و حکومت جزیره تایوان ایفاى نقش کند و از دخالت آمریکا که از ۱۹۵۰ تاکنون حامى تایوان محسوب مى شود، جلوگیرى کند. چین در عملیات نظامى روسیه در استان مسلمان نشین چچن از مسکو حمایت کرد و بدیهى است که پکن انتظار دارد در صورت دخالت غرب و وخیم شدن اوضاع به خصوص در مناطق تبت، سین کیانگ و تایوان، روسیه به حمایت از چین اقدام کند.
با نگاهى به کارنامه روابط چین و روسیه در سال هاى دهه ۹۰ و بعد از آن، مى توان اینگونه برداشت کرد که دو کشور در تمام زمینه ها همکارى جدى داشته اند. چنانچه از این منظر به مناسبات چین و روسیه نگریسته شود، مى توان این روابط را بهبود یافته تلقى کرد، ضمن آنکه منکر تأثیرگذارى چین و روسیه در روابط منطقه اى و بین المللى نیز نمى توان شد. تأثیر منطقه اى همگرایى پکن و مسکو را باید در درجه نخست متوجه ژاپن به عنوان متحد آمریکا در شرق آسیا دانست. زیرا چین و روسیه دو قدرت مهم و عضو دائم شوراى امنیت، همسایه ژاپن هستند و هر کدام از این دو کشور بنا به دلایل تاریخى مى توانند نگرانى هاى توکیو را فراهم کنند. در این ارتباط، ژاپن از همکارى مستمر چین و روسیه، تقویت موضع مسکو در قبال مناقشه بر سر چهار جزیره کوریل را خواهد دید که مى تواند بر مناسبات منطقه اى و بین المللى ژاپن تأثیرگذار باشد.
در عین حال، تحکیم همکارى هاى نظامى ژاپن وآمریکا و تأکید آن دو بر ادامه حضور در شبه جزیره کره برغم برگزارى چند دور مذاکرات هسته اى، سوءظن مشترک چین و روسیه را با اهداف سیاسى آمریکا در آسیا برانگیخته است. در حالى که آمریکا نیز تمرین مشترک چین و روسیه را با دیده سوءظن مى نگرد و آن را مغایر با منافع خود در شمال و شرق آسیا مى داند. موضعگیرى آمریکا و ژاپن اساساً در این راستا قابل ارزیابى است.