تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۱  ، 
کد خبر : ۱۶۴۳۴۸
گفت‌وگو با فرزین انتصاریان کارشناس مدیریت کیفیت

تغییر نگرش‌هاى کهنه براى تحول اقتصادى

یوسف ناصرى مقدمه: کشور ما با جمعیتى قریب به ۷۰میلیون نفر تقریباً یک درصد جمعیت جهان را در خود جاى داده است. بر همین مبنا باید دست کم یک درصد از تولید کل جهانى هم به ما اختصاص یابد ولى آمارهاى موجود چنین چیزى را تأیید نمى کند. حداکثر میزان تولید ما با مدنظرقراردادن افزایش قیمت نفت خام حدوداً به ۴ دهم درصد خواهدرسید که تا رسیدن به آمارهاى مطلوب تفاوتى فاحش دارد. جدا از درآمدهاى نفتى، رقم ۶‎/۸ میلیارددلار صادرات غیرنفتى کشور در سال ۱۳۸۳ نشان دهنده آن است که ما، درحوزه تولیدى صنعتى دچار چالش هاى اساسى هستیم. یکى از این چالش ها درزمینه بهره ورى منابع مشاهده مى شود. وقتى گفته مى شود کارمفید کارمندان ایرانى حدود ۲۰ دقیقه است و در بهترین حالت به ۲ساعت در روز ارتقا مى یابد باید بپذیریم دستیابى به همان میزان صادرات غیرنفتى هم غنیمتى بزرگ است. درگفت وگو با مهندس فرزین انتصاریان نایب رئیس انجمن مدیریت کیفیت ایران، موانع، مشکلات و راهکارهاى تحقق تولید بهینه، با کیفیت و قابل رقابت با محصولات خارجى تبیین وبه بحث گذاشته شده است. این گفت وگو درپى مى آید.

* ازدید شما به عنوان کارشناس مدیریت کیفیت، صنایع ما از چه مشکلاتى رنج مى برند که قادر نیستند پابه پاى صنایع کشورهاى دیگر محصولات جدیدتر و در عین حال ارزانتر و با کیفیت بالاتر تولیدکنند؟
** مسأله اى که مطرح مى کنید در قالب چندمحور قابل تقسیم بندى و تحلیل و بررسى است. به این شکل که وقتى صحبت از کیفیت محصول یا بهره ورى مى شود، سه محور را باید درنظرگرفت.
محور اول، مرغوبیت محصول است که در ارتباط با قابلیت استفاده از محصول تولید شده و بهره بردارى از آن از دیدگاه مشترى مطرح مى شود. کالایى که ما به مشترى عرضه مى کنیم و یا خدماتى که ارائه مى دهیم درمقایسه با شانس هاى دیگرى که مشترى ما دارد باید دوام و قابلیت بیشترى براى او درپى داشته باشد و مرغوبیت کالاى ما، درمقایسه با کالاهاى دیگر بیشتر باشد.
محور دوم، قیمت تمام شده کالاى تولیدشده ما است. یعنى جنسى را که ما به بازار و مشترى عرضه مى کنیم باید قابل رقابت با محصولات دیگر باشد و درصورت خریدارى شدن محصول ما، هم ما از بابت فروش آن کالا یا خدمات منتفع شویم و هم مشترى قادر به تحمل هزینه بهره بردارى از محصول ما را داشته باشد.
محور سوم، بحث زمان تولید است و ما باید ببینیم تا چه حد مى توانیم از لحاظ سرعت عمل درایجاد تغییر در محصولات خود و بهینه کردن آنها موفقیت حاصل کنیم.
با مقایسه محصولات و تولیدات غیرنفتى کشور ما بر مبناى سه محور یادشده مى توان به ارزیابى کاملى دراین زمینه دست یافت.
درباره کالاهاى سنتى کشور مثل قالى، زعفران و خرما مى توان گفت که این کالاها و اجناس داراى کیفیتى بالا و مشترى پسند هستند و شاید بتوان ادعاکرد در ماهیت موضوع ما مشکل خاصى نداریم. اما در بسته بندى و طرح و شکل محصول ما دچار مشکل هستیم و به عبارتى مى توان گفت با یک مشکل معظم و مهم روبه رو هستیم . به دلیل اینکه حوزه فعالیت تولیدکنندگان ما عمدتاً بازارهاى ایران بوده و آنها از بازارهاى خارجى غفلت کرده اند. بنابراین آنها نیاز مشتریان خارجى را به خوبى درک نمى کنند. همچنین در تولید محصولات جدید و عرضه آنها نیز دچار مشکل جدى هستیم. براى مثال در کالاهاى سنتى مثل قالى که تولیدات آن درکشور ما داراى سابقه و پیشینه است، کپى هایى بین المللى با قیمت کمتر وارد بازارهاى بین المللى شده و صنعت قالى ما را درچندسال اخیر به شدت ضربه پذیر ساخته است.
درمورد زعفران هم، چون ما استانداردهاى مورد پذیرش درمورد درجه بندى و بسته بندى آن را رعایت نمى کنیم، دچار مشکل هستیم. عدم توجه ما به رعایت چنین استانداردهایى باعث شده اسپانیایى ها، زعفران ایرانى را خریدارى کنند و با بسته بندى هاى استاندارد به نام زعفران اسپانیا بفروشند. حتى استاندارد زعفران دنیا را اسپانیایى ها تهیه کرده اند. درصورتى که ایران مرکز اصلى و تولیدکننده بهترین زعفران دنیا مى باشد. به همین دلیل که به خواست مشترى بى توجه هستیم و مسائل را ازدید مشترى تجزیه و تحلیل نمى کنیم، درنتیجه درمورد فروش کالاهاى سنتى هم مشکل پیداکرده ایم. غیر ازکالاهاى سنتى شما به محصولات صنعتى مثل اتومبیل و لوازم خانگى توجه کنید که مجبوریم تکنولوژى آنها را از کشورهاى دیگر خریدارى کنیم.
* دراین موارد همواره تکنولوژى هاى برتر دراختیار صنایع رقیب خارجى قرار دارد و ما عمدتاً خریدار تکنولوژى هاى قدیمى تر هستیم و درصورت خرید آن تکنولوژى ها قیمت محصول تولیدشده ما بیشتر از قیمت هاى بازارهاى بین المللى خواهدبود.
** بله. به عنوان مثال، اتومبیل زانتیا را به اسم زانتیاى جدید به بازار داخل کشور عرضه مى کنیم. درحالى که بیش ازپنج سال است که این نوع خودرو در بازارهاى بین المللى عرضه مى شود. ما حتى این مدل قدیمى خودرو را با قیمتى بالاتر از مدل هاى جدید آن که در دنیا رایج شده به مشترى مى فروشیم.
ما اگر قرار باشد در حوزه هاى صنعت و خدمات، رضایت مشترى را جلب کنیم باید متناسب با خواست مشترى و در زمان مناسب حرکت کنیم. البته باید تأیید کنم که درعرصه تولید محصولات صنعتى موفقیت هایى کسب کرده ایم ولى دربعد خدمات، متأسفانه داراى مشکل اساسى هستیم. به عنوان مثال سیستمهاى بانکى و بیمه اى ما از لحاظ کیفیت خدمات اصلاً قابل رقابت و یا قابل مقایسه با سیستم رایج و موجود دنیا نیستند. اما در بخش خدمات اغلب فاصله بیشترى وجوددارد. ما چون تأکید بیشترى بر تولید محصولات جدید داشته ایم تا حدودى روندهاى قبلى آن اصلاح شده است و خوشبختانه الآن ما تولیدکننده خودرویى مثل سمند هستیم که تولید ایرانى است و داراى کیفیت نسبتاً قابل قبول و قابل رقابت با محصولات خارجى است.
این موضوع نشان مى دهد که صنعت اتومبیل سازى ما از فشارى که دراین مدت به آن وارد شده بهره بردارى مثبت کرده است.
البته درحوزه هاى دیگر مانند قیمت هنوز مشکل داریم ولى بانک هاى ما چندان کیفیت خدمات خود را ارتقا نداده اند و سالهاى سال با نظام و خدمات بانکى دنیا فاصله دارند. هنوز موضوع کارت اعتبارى درکشور ما جارى نشده. درحالى که ما، در سالهاى قبل ازانقلاب تجربه کارت اعتبارى را داشته ایم. الآن حساب بین بانکى درکشور ما وجودندارد. من اگر بخواهم پولى را فرضاً از بانک تجارت به بانک ملت که ساختمان آنها کنار هم هستند انتقال دهم باید چک بانکى دریافت کنم و شخصاً آن چک را به بانک دیگر ببرم.
در بخش خدمات یک استثنا وجوددارد. ما، در بخش کشتیرانى هم حضور بین المللى داریم و هم رقابت پذیرى کاملاً منطقى. شاید جالب باشد اگر بدانید که به طور متوسط ۵۰-۴۰ درصد کشتى هاى بارى شرکت کشتیرانى جمهورى اسلامى ایران بار بین المللى را میان بنادر بین المللى جابه جا مى کنند و شرکت ملى نفتکش ایران که حمل و نقل نفت را به عهده دارد، حدود ۸۰درصد از حمل و نقلش با ایران مرتبط نیست و لذا مى توان گفت که کشتیرانى جمهورى اسلامى ایران، هم از لحاظ قیمت و هم از لحاظ کیفیت، در دنیا رقابت پذیر است.
چون در این زمینه زبان بین المللى را درک مى کنیم و مشترى بین المللى مان را به خوبى مى شناسیم و مى توانیم خود را با خواست او تطبیق دهیم . اما چون نظام بیمه اى ما، در درون کشور حبس شده و محصولاتى را به صورت انحصارى و براى مصرف داخلى تولید مى کند دلیلى براى بهینه کردن محصول خود نمى یابد.
عموماً قیمت تمام شده محصولات به قیمت تمام شده مواد اولیه، قیمت تمام شده نیروى انسانى و قیمت تمام شده عرضه و توزیع محصولات ارتباط دارد. حال اگر مواد اولیه و یا تکنولوژى خاصى را وارد کشور کنیم باید هزینه هاى اضافى بپردازیم و محصول تولیدى هم غالباً قابل رقابت نخواهد بود. اگر مواد اولیه در داخل کشور تأمین شود مى توان گفت که ما ، در این قسمت مزیت نسبى داریم و مى توانیم آن را به مزیت رقابتى تبدیل کنیم. به عنوان مثال مواد اولیه محصولات پتروشیمى در داخل کشور تهیه مى شود. بنابراین قیمت تمام شده مواد اولیه صنایع پایین دستى آن به نسبت کاهش مى یابد. در مورد منابع انسانى و نیرویى که به کار مى گیریم حتى با درنظرگرفتن حقوق کمترى که به کارگران ایرانى درمقایسه با اروپایى ها مى دهیم، چون کارایى آنها کمتر است دچار مشکل هستیم. اگر یک کارگر اروپایى مثلاً دو برابر یک کارگر ایرانى دستمزد دریافت مى کند ولى بازدهى همان کارگر با تکنولوژى که در اختیار دارد و نظم و انضباطى که به کار مى برد ۱۰-۵ برابر بازدهى کارگر ایرانى است. این مشکل باعث مى شود که با اروپایى ها نتوانیم رقابت کنیم. در مقایسه با کشورهایى مثل چین که حقوق کارگران آن پایین تر ولى بهره ورى آنها بالاتر است با مشکل اساسى ترى روبرو هستیم.
* در نظام توزیع کالا هزینه ها چگونه سیر تصاعدى پیدا مى کنند؟
** ما وقتى که بخواهیم محصولى را صادر کنیم در زمان توزیع، انبارکردن و حمل و نقل دچار مشکل مى شویم و سیستمهاى بانکى ، بیمه اى و گمرک ما براى تولید کننده دست و پاگیر مى شوند و یا ترخیص کالا در بندر با تأخیر و فرصت سوزى صورت مى گیرد. دشوارى گشایش اعتبار توسط بانکهاى ما نیز به شکلى دیگر مشکل آفرین مى شود. این سیستمها هم چون با همدیگر هماهنگ نیستند در جهت تسهیل فرآیندها و کاهش هزینه هاى تولید حرکت نمى کنند و هر سازمانى به طور بخشى عمل مى کند و فرآیندها را بسیار پیچیده مى کنند. طبیعى است در چنین حالتى ، قیمت تمام شده محصولات ما بسیار بالاتر از قیمت تمام شده محصولات خارجى باشد.
به عنوان نمونه عرض کنم که بهره ورى سیستم حمل و نقل داخلى ما حدود ۳۰ درصد بهره ورى سیستم حمل و نقل کشورهاى اروپایى است. به این معنا که ما هفتاد درصد در زمینه حمل ونقل در مقایسه با اروپا افت بهره ورى داریم و همه این مشکلات بر افزایش قیمت تمام شده محصولات ایرانى تأثیرگذار هستند. هرچند که هزینه هاى واردشده بر محیط زیست و تبعات ناشى از آلوده کردن آن را به حساب نمى آوریم و اصلاً معلوم نیست در درازمدت با صرف چه هزینه اى مى خواهیم به جبران آن بپردازیم.
* در سطح کلان و ملى چه تمهیداتى به منظور ارتقاى بهره ورى در کشور اندیشیده شده است؟
** خوشبختانه براى اولین بار درچهارمین برنامه پنجساله توسعه (۸۹ - ۱۳۸۴ ) به موضوع ارتقاى بهره ورى منابع اشاره شده و حداقل در حیطه نظرى و هدفگذارى در فرآیند برنامه نویسى کشور این تحول به وجود آمده است. در این برنامه ذکر شده که ۲‎/۵ درصد از ۸ درصد رشد سالیانه تولیدناخالص ملى ایران از طریق بهره ورى حاصل گردد و بقیه از طریق سرمایه گذارى جدید صورت گیرد.
ورود چنین تفکرى به نظام برنامه ریزى ما، در صورتى که مکانیزم هاى لازم براى تحقق آن در نظر گرفته شود مى تواند موج جدیدى را در توسعه صنایع کشور ایجادکند.
در واقع اگراین روند تحقق پیدا کند، کیفیت تولید کالاهاى داخلى افزایش مى یابدو محصول تولیدى ما قابلیت رقابت با محصولات خارجى را خواهد داشت و رضایت مشترى جلب خواهد شد. اما اگر کالاى تولیدما اثربخشى و کیفیت مناسبى نداشته باشد، رضایت مشترى جلب نمى شود. از دیدگاه راهبردى قاعدتاً باید در جایى که مامزیت نسبى داریم و مى توانیم آن را به مزیت رقابتى داریم، حرکت کنیم . الآن ما در صنایعى مثل اتومبیل سازى و لوازم خانگى و بسیارى از صنایع دیگر ، مزیت نسبى نداریم و در مقایسه با کشورهایى مثل چین ضربه پذیریم ولى در بخشهاى مختلفى مثل پتروشیمى و یا بخشهایى که در آنجا تکنولوژى یا نیروى انسانى و زیرساخت هاى لازم را براى تولید بهینه داریم مى توانیم موفقیت کسب کنیم . به اعتقادمن ، نیروى انسانى جوان و تحصیلکرده کشور مهمترین منبع پیشرفت کشور است و باید به این مزیت توجه بیشترى کنیم. در مورد راهکارهاى کاهش قیمت تمام شده باید توجه داشت که وقتى ما از تکنولوژى هاى قدیمى استفاده مى کنیم و به جاى به کارگیرى ۵ نفر از ۵۰نفر بهره مى گیریم مشخص است که هزینه هاى ما بالا خواهد رفت. الآن تعداد نیروى انسانى مان نسبت به ۷۰۰ هزار تولید اتومبیل در کشور در مقایسه با ژاپن چندین برابر است. این نشان مى دهد که بسیارى از افراد شاغل در این بخش بازدهى منطقى ندارند. الآن حدود ۵۰۰ هزار نفر در صنعت اتومبیل ما فعال هستند. در حالى که این رقم باید به ۱۰۰هزارنفر برسد. اگر ما این صنعت را بهینه سازى کنیم، حداقل ۱۰۰هزار شغل دائم خواهیم داشت و با تداوم روند کنونى، دیر یا زود همه ۵۰۰هزار نفر شاغل در این صنعت به خیل بیکاران خواهند پیوست ولى با برنامه ریزى دقیق و سودآور کردن این صنعت ما مى توانیم افراد مازاد در این صنعت را در فعالیت هاى جدید به کار بگیریم.                   ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات