تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۶۴۳۵۶

راهبرد امنیت ملی آمریکا


سیدمحمد صادق خرازی
در ساختار قدرت و سیاست ایالات متحده مرسوم است که هر دولتی که بر سریر قدرت می‌نشیند، ‌چارچوب‌های استراتژیک خود را در عرصه اقتصاد،‌ سیاست، امنیت و فرهنگ، در سال اول مشخص و رسماً اعلان می‌کند. استراتژی امنیت ملی آمریکا، بیانگر راهبرد جدی ایالات متحده نسبت به مسائل سیاست خارجی، امنیت خارجی آمریکا، ‌اقتدار، مسائل منطقه‌ای و استراتژی منطقه‌ای ـ بین‌المللی و موضوعات مهم جهانی است. مناسب است تا ضمن ارزیابی دقیق از ماهیت استراتژی امنیت ملی آمریکا،‌ دقت‌های لازمه انجام پذیرد. سوالات زیادی در ورای این استراتژی وجود دارد که به آن خواهیم پرداخت. راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا که چند روز پیش منتشر شد،‌ حاوی نکات جالب توجهی است:
1ـ راهبرد با اشاره به چالش‌های گسترده و پیچیده روابط بین‌المللی تاکید می‌کند که یک کشور هر چقدر هم که قدرتمند باشد، به تنهایی نمی‌تواند از عهده این چالش‌ها برآید. بر این اساس راهبرد تاکید می‌کند که همان‌طور که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم عمل کرده، هم‌اکنون نیز آمریکا باید از طریق پیگیری رویکرد همکاری با دیگر کشورها با این چالش‌ها مقابله کند. لذا تنها از طریق همکاری کشورها و نه به‌طور یکجانبه می‌توان بر مشکلات جاری جهان فائق آمد.
2ـ تمرکز راهبرد جدید بر تجدید رهبری آمریکا در سطح بین‌المللی است. به عبارت دیگر آمریکا اعلام می‌کند همکاری با دیگر کشورها برای حل معضلات بین‌المللی در چارچوب رهبری آمریکا و در جهت دستیابی موثرتر به منافع آن کشور معنا پیدا می‌کند. این مساله جدید تاکید می‌کند که لازمه رهبری آمریکا در جهان،‌ ساخت بنیان‌های قوی در داخل آمریکا نیست تا از آن طریق بتوان رهبری مقتدرانه در سطح بین‌المللی را پیش برد. لذا نوسازی اقتصاد آمریکا، تمرکز بر آموزش علوم و توسعه منابع جدید انرژی در آمریکا، تمرکز بر آموزش علوم و توسعه منابع جدید انرژی در آمریکا در کنار تعهد آمریکا به دموکراسی و حقوق بشر ضروری است.
3‌ـ راهبرد امنیت ملی آمریکا عنصر جدیدی را معرفی می‌کند و آن لزوم شکل دادن به نظم بین‌المللی برای برخورد و غلبه بر چالش‌های قرن بیست‌ویکم است. این موضوع در بخش‌های مختلف راهبرد مورد تاکید قرار گرفته است که منافع آمریکا از طریق این نظم بین‌المللی بهتر تامین خواهد شد. البته تاکید شده که در سیستم جدید بین‌المللی بهتر تامین خواهد شد. البته تاکید شده که در سیستم جدید بین‌المللی همه کشورها حقوق و نه وظایف مشخصی دارند ولی روشن است که این سیستم بر مبنای رهبری آمریکا شکل گرفته و عملیاتی خواهد شد.
4ـ در نظم جدید بین‌المللی تمرکز بر تقویت موسسات بین‌المللی در راستای اقدام جمعی بین‌المللی برای مبارزه با چالش‌های جاری جهانی است. البته در این سند کاستی‌های سازمان‌های بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته ولی تاکید شده است که کناره‌گیری از این سازمان‌های چاره کار نیست بلکه امنیت ملی آمریکا و امنیت جهانی ایجاب می کند که آمریکا به‌طور جدی این سازمان‌ها را تقویت کند تا در جهت مبارزه با افراط‌گرایی خشونت‌بار، توقف گسترش سلاح‌های هسته‌ای، رشد پایدار و متوازن اقتصادی، مبارزه با گرمایش زمین، درگیری‌های مسلحانه و امراض فراگیر بتوان عمل کرد.
5- از دید راهبرد جدید نقطه آغاز اقدام دسته‌جمعی، ایجاد تماس و کار کردن با کشورهای دیگر است. به عبارت دیگر آمریکا در جهان به هم پیوسته کنونی، منافع کشورها را در تقابل با یکدیگر نمی‌بیند و در یک نظم بین‌المللی (البته به رهبری آمریکا) کشورها با یکدیگر همکاری کرده و در جهت منافع مشترک عمل می‌کنند. در این راهبرد تاکید شده است که آمریکا حتی با دشمنان خود تماس برقرار کرده و کار خواهد کرد تا نیات آنان را به آزمایش گذاشته و به آن دولت‌ها این امکان را بدهد تا تغییر جهت داده و به ائتلاف‌های بین‌المللی بپیوندند.
6‌ـ اولویت‌های امنیت ملی آمریکا در این راهبرد برشمرده شده است. از دید دولت آمریکا هیچ تهدیدی بالاتر از سلاح‌های کشتار جمعی به ویژه خطر پیگیری سلاح‌های هسته‌ای در جهان نیست و از تقویت معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای حمایت می‌کند. مبارزه با القاعده که افغانستان و پاکستان خط مقدم جبهه آن است، در اولویت برنامه‌های آمریکاست. خروج از عراق و دادن مسوولیت و حاکمیت کامل به عراقی‌ها،‌ برقراری صلح و بین فلسطین و رژیم صهیونیستی و ارتباط با جوامع مسلمان در جهان نیز از اولویت‌های آمریکاست.
7ـ در راهبرد امنیت ملی آمریکا به موضوع رشد پایدار و متوازن اقتصاد جهان نیز پرداخته شده و لازمه ثبات و شکوفایی اقتصادی در سطح جهان همکاری کشورهای مختلف ذکر شده است.
در این زمینه تاکید جدید آمریکا در چارچوب همکاری‌های اقتصادی بین‌المللی در زمینه بر گروه 20 به عنوان مجمع همکاری‌های بین‌المللی در زمینه اقتصاد خواهد بود.
‌8ـ برای موفقیت در اجرای دستور کار جدید آمریکا،‌ دولت آمریکا معتقد است باید همه عناصر قدرت آمریکا در ظرفیت‌های امنیت ملی آمریکا به کار گرفته شود. در این راستا نگه‌ داشتن برتری نیروهای نظامی متعارف آمریکا به همراه مدرن ساختن دیپلماسی و توانایی‌های توسعه‌ای آمریکا به همراه مدرن ساختن دیپلماسی و توانایی‌های توسعه‌ای آمریکا ضروری است. همچنین باید تلاش امنیتی و اطلاعاتی آمریکا با سیاست‌های امنیت ملی آمریکا و متحدین و شرکای آمریکا یکپارچه شود.
9ـ راهبرد جدید آمریکا در دو بخش عمده به جمهوری اسلامی ایران پرداخته است در یک بخش در خصوص برنامه‌های هسته‌ای ایران و کره شمالی صحبت شده و مواضع کلیشه‌ای آمریکا نسبت به برنامه‌ صلح‌آمیز هسته‌‌ای ایران مطرح شده است. در بخش مربوط به روابط دو کشور نیز در عین آمادگی آمریکا به گفت‌وگو با جمهوری اسلامی ایران مواضع سنتی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران تکرار شده است. راهبرد جدید امنیت ملی آمریکا از یک بعد حاوی مواضع جدید و از بعد دیگر در ادامه سیاست‌های دولت قبلی آمریکا تدوین شده است. این راهبرد از این نظر مواضع جدید آمریکا را در بر دارد که موضوع چندجانبه‌گرایی که در دوره جرج بوش عملاً کنار گذاشته شده بود را احیا کرده است. تاکید جدید بر عدم توانایی یک کشور در مقابله با چالش‌های جهانی و لزوم همکاری در سطح بین‌المللی برای حل معضلات جهانی حرف‌های جدیدی است که باید صحت آن در عمل ثابت شود. از سوی دیگر تاکید راهبرد امنیت ملی آمریکا بر رهبری آمریکا در سطح بین‌المللی نشان‌دهنده دیدگاه دولت اوباما نسبت به مسائل جهانی و نقش آمریکا در اداره جهان است که همان دیدگاه روسای جمهور قبلی آمریکاست. مواضع بین‌المللی اوباما که از قبل از انتخابات سال 2008 نیز روشن بود،‌ از بعد ظاهری با مواضع دولت‌های قبلی به ویژه دولت جرج بوش متفاوت است.
به عبارت دیگر در حالی که هدف درازمدت آمریکا همان رهبری جهان است، ثابت مانده است، تاکتیک‌ها و راه‌های رسیدن به آن هدف متفاوت شده‌اند. روشن است که حمایت اوباما از چندجانبه‌گرایی و تقویت سازمان‌های بین‌المللی و همچنین تاکید وی بر لزوم ارتباط با جوامع مسلمان جهان در تصحیح چهره‌ای که بوش از آمریکا ساخته بود تا حدودی موثر بوده است. صاحب‌نظران به خوبی واقف هستند که پس از جنگ جهانی دوم و به ویژه پس از جنگ سرد تفاوت در نوع استراتژی دیده نمی‌شود. مبنای استراتژی امنیت ملی آمریکا همان مبنای دولت‌های گذشت یا به تعبیری استمرار نظام سلطه البته با رنگ جدید است که این آرایش جدید نیاز ایالات متحده به یاری و مساعدت هم‌پیمانان، متحدان و شرکای استراتژیک آمریکا است و نکته دیگر اینکه تصویر ایالات متحده در اذهان افکار عمومی جهان چنان آسیب دیده است که چاره‌ای برای احیای نظام چندجانبه و پایان غرور یکجانبه‌گرای دولت واشنگتن است. ملاحظات زیادی در نوع نگاه و تنظیم این سند وجود دارد که هر کدام نیازمند تحلیل محتوا است. آنچه مسلم است این است که سیستم کارشناسی شورای امنیت ملی‌ آمریکا که متشکل از وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، ‌پنتاگون، سیا و نهادهای دیگر امنیتی و اطلاعاتی است، در یک نگاه همان رویه و روش گذشتگان را پیشه کرده‌اند و به جای درمان واقعی امنیت جهانی در پی توصیه و نسخه تسکین درد هستند.
آنجا که در مورد امنیت اسرائیل در این سند بحث می‌کنند گویی چنان گرفتار لابی‌ها و فشارهای درون و بیرون سیستم هستند که نمی‌خواهند آگاهی و دانایی خود را نسبت به وقایع جهان امروز تکمیل کنند. بی‌تردید سهم عمده از بحران امنیت جهان متاثر از سیاست‌های حمایتی دولت آمریکا از اسرائیل است. بی‌توجهی به نگرانی امت اسلامی نشان‌دهنده بی‌توجهی صرف نیست بلکه تداوم همان تفکر نظام سلطه است که این بار در بسته جدید با کادوهای رنگارنگ عرضه شده است. لذا نقد سیاست‌های کلان آمریکا در دوران حاضر که تفاوت چندانی با سیاست‌های قبلی آمریکا ندارد در حالی که این سیاست‌ها با چهره دیگری مطرح می‌شوند،‌ مشکل‌تر به‌ نظر می‌رسد. لذا ضروری است که عکس‌العمل ما نسبت به مواضع دولت جدید آمریکا از ظرافت و پیچیدگی لازم برخوردار بوده و بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات