کامبیز توانا
درست در زمانى که همه فکر مى کردند بحث تروریسم و حملات تروریستى فقط به عراق محدود شده و از سوى دیگر دوباره تئورى هاى حمایت از تروریسم مطرح شده بود و برخى بر روى کاغذ پیمان نامه مبارزه با تروریسم امضا مى کردند، بار دیگر شبح تروریسم حادثه آفرید. متروى لندن روز پنج شنبه گذشته به شدت لرزید و قربانیان زیادى را به کام خود فرو برد که تا به حال مشخص شده که یک ایرانى جزو قربانیان این حادثه بوده است.
آتش زیر خاکستر
اگر در حال حاضر گروه القاعده را سمبل فعالیت تروریسم به شمار آوریم، وضعیت و عملکرد این گروه به درستى نشان مى دهد که براى مبارزه با تروریسم باید ابتدا حریف را شناخت و ارزیابى کرد و در غیر این صورت امکان مبارزه وجود ندارد. در حقیقت گروه القاعده یک انجمن چند ملیتى است که به ظاهرى مدعى است تحت لواى اسلام و قوانین آن حکم مى دهد و چنین حوادث خونبارى را به راه مى اندازد. عقل سلیم حکم مى کند که چنین عملکردهایى نه تنها نتیجه ندارد که موقعیت بد را بدتر و حادتر هم مى کند. براى مبارزه با تروریسم کافى نیست که فقط بحث از ریشه ها و نفرت ها کرد بلکه باید دید این نفرت ریشه دار چگونه ریشه هاى طولانى دوانده و مدام با عوض کردن چهره و مکان همه چیز را به هم مى ریزد. پس از حملات یازدهم سپتامبر عده زیادى دایره هاى مبارزه با تروریسم به راه انداختند اما هنوز نتوانسته اند یک نسخه مناسب و واحد براى آن پیدا کنند. شاید دلیل آن در این مسأله باشد که تروریسم فعلى مدام از بعضى مواضع داخلى تغذیه مى شود و به نوعى ابزارى است در دست عده اى که بخواهند حرف هاى خود را در هرج و مرج به پیش رانند. جرج بوش براى حمله به افغانستان و عراق کار بسیار بسیار دشوارى در پیش رو داشت اگر بدون وقوع یازدهم سپتامبر مى خواست حمله نظامى خود را آغاز کند. اگر این تئورى را بپذیریم که آمریکا خود بذرهاى اولیه القاعده و طالبان را پرورش داده و حالا قصد از بین بردن آن را دارد، این طور باید به استدلال ادامه دهیم که آن زمان هم که اسپانیا تصمیم گرفته نیروهاى نظامى خود را از عراق خارج کند، انفجارهاى مادرید رخ داد و حالا هم حتماً انگلیس به عنوان رئیس دوره اى اتحادیه اروپا تصمیم ویژه اى گرفته که به مذاق نئومحافظه کاران کاخ سفید خوش نیامده و آنها این طور واکنش نشان داده اند.
این گونه نظریه پردازى در موقعى به واقعیت نزدیک مى شود که به شفافیت کامل نیات قدرت هاى بزرگ را درک کنیم تا دریابیم که در حال حاضر چنین امکانى وجود ندارد پس باید تئورى توطئه را کنار گذاشت. واکنش هاى اعمال شده بر حوادث لندن نشان مى دهد که حتى سرسخت ترین دشمنان غرب نیز حاضر به وقوع چنین حوادثى نیستند و از این رو نخست وزیر کره شمالى به سرعت پیام تسلیت خود را براى تونى بلر فرستاد. در انفجارهاى لندن حدود ۵۲ نفر کشته و ۷۰۰نفر زخمى شدند که شاید برابر با آمار یک ماه تلفات در فلسطین هم نباشد اما عمرو موسى دبیرکل اتحادیه اروپا نیز به سرعت این حادثه را محکوم کرده و گفت که ما از این حوادث به شدت اظهار تأسف مى کنیم.
جمعیت علماى مسلمان آفریقاى جنوبى نیز بى هیچ قید و شرطى این حادثه را محکوم کرد. این در حالى بود که اعراب و مسلمانان ساکن لندن به شدت اظهار تأسف کردند. به هر حال جمعیت عرب این شهر هنوز یادشان نرفته که پس از حوادث یازدهم سپتامبر، چه مقدار تخم مرغ هاى گندیده و فحش هاى رکیک نثار اعراب و مسلمانان لندن شد و چه تعداد از آنها از کار بیکار شدند. از ایران نیز پس از سخنگوى وزارت خارجه رئیس جمهور نیز پیام تسلیت فرستاد و این حوادث تلخ را محکوم کرد. در این میان انفجارهاى لندن بسیارى از شرایط را تغییر داده است.
بازگشت بلر
تونى بلر پس از برگزارى انتخابات و پیروزى با از دست دادن یکصد کرسى در مجلس عوام موقعیت مناسبى نداشت. پس از جواب منفى مردم فرانسه به قانون اساسى اتحادیه اروپا بلر ترجیح داد این رفراندوم را در کشور خود برگزار نکند چرا که او جواب منفى مردم خود را از قبل مى دانست و حتماً با خود اندیشیده بود که چنین باخت فجیع مى تواند او را به فاصله کوتاهى از خانه شماره ۱۰ خیابان داونینگ بیرون کند.
حدود چهار ماه پیش تونى بلر تلاش زیادى کرد تا لایحه مبارزه با تروریسم خود را با امتیازهاى ویژه در مجلس عوام به تصویب نهایى برساند و چه مشکلاتى را در مقابل خود دید. اما حالا بلر مى تواند با قدرت به سرکار خود بازگردد. او مى آید و مى داند که قدرت او افزایش مى یابد چرا که همه از او جواب خواهند خواست. اگر چه در این میان تکلیف محاسبات بسیارى از کشورها در هاله اى از ابهام فرورفته است.
گره هاى بین المللى
یکى از مسائل بین المللى که بى شک با این حادثه ضرر جدى مى بیند، مذاکرات هسته اى ایران و اروپا است. شیراک پس از رفراندوم تضعیف شد و مجبور شد مواضع خود را بیشتر به آمریکا نزدیک کند و این دو طرف که در موضع مبارزه با تروریسم و جنگ عراق اختلافات شدیدى داشتند، پیش از حوادث ترورى لندن به هم نزدیک تر شده و اعلام کردند که حتى موضع فرانسه از کاخ سفید سخت گیرانه تر است.
اگرچه غرب پیشاپیش در برابر دولت آینده ایران موضع گیرى کرده بود اما حالا این موضع گیرى به فاز تازه اى وارد شده است. حالا بلر موضعى رادیکال تر اختیار مى کند، فرانسه کمى قبل تر موضع خود را تغییر داده است؛ مى ماند آلمان که شرودر نیز در داخل کشور خود وضع چندان خوبى ندارد و به احتمال زیاد دولت بعدى که در انتخابات پیروز مى شود کمتر به مسائل بین الملل اهمیت خواهد داد و بیشتر بر مسائل داخلى متمرکز خواهد بود. از طرفى ایران نیز خود این روزها حالت پایدارى ندارد و در حال گذار از یک دولت به دولت دیگر است. این پرسش مطرح مى شود که با این همه تغییر چه اتفاقى در راه است. از دو حالت خارج نیست یا دولت هاى تازه با زبان جدید طرف هاى مقابل خود روبرو شده و به عبارتى زبان همدیگر را بهتر مى فهمند و یا این که اوضاع به عقب بازمى گردد. در مورد ایران باید گفت که سکون مقطعى در مذاکرات دیپلماتیک حتمى است چرا که گویا با پایان دولت خاتمى مذاکره کننده ارشد پرونده هسته اى یعنى حسن روحانى و تیم همراه او نیز در جریان کار نخواهند بود. پس وزیر خارجه جدید باید یک تیم هسته اى تازه به راه اندازد که گویا از حالا داوطلبان زیادى نیز براى این کار نامزد شده اند!
یک طرف قدرتمند
در تمامى این گیرودار فقط یک طرف این قضیه است که هر روز قدرت بیشترى پیدا کرده و نقش پر رنگ ترى پیدا مى کند. روسیه امیدوار است که با دولت جدید ایران وارد تعامل جدى ترى در امور هسته اى شده و از یک طرف هم آمریکا را بیشتر تحت فشار قرار دهد و هم از یک سو امتیاز ساخت نیروگاه هاى بعدى ایران را از آن خود کند. به هر حال امکان این هست که در جریان مذاکرات، پیمانکارهاى اروپایى از راه برسند و لقمه را به کام روسیه تلخ کنند. روسیه که خود تابوى همکارى هسته اى با ایران را شکسته - و البته سودهاى ویژه اى را نیز به جیب زده است - حالا به این مى اندیشد که روابط هسته اى ایران را انحصارى کند. این در حالى است که روابط ایران با عراق نیز رو به بهبود است و در یک دیدار تاریخى وزراى دفاع دو کشور با هم دیدار کرده و تفاهمنامه هاى همکارى نیز امضا کردند. در این میان به نظر مى رسد آمریکا مجبور است اروپایى تر شود و گویا اروپا نیز ترجیح مى دهد آمریکایى تر شود.
تروریسم راه خود را ادامه مى دهد
هنوز دنیا در شوک خبرى حوادث لندن بود که حادثه اى در روسیه رخ داد. در یک مرکز خرید در شهرى واقع در شمال غربى روسیه بمبى منفجر شد و ۱۷ نفر را به کام مرگ فرستاد. به نظر مى رسد با وقوع یک حادثه تروریستى دیگر گروه ها نیز جرأت یافته و از مخفیگاه هاى خود بیرون مى آیند. تروریسم ویروس قرن ۲۱ است. اگر قرن بیستم با ایدز به سیاهى رفت با سارس پایان یافت، قرن ۲۱ با ویروس خطرناک تروریسم متولد شده و هنوز نتوانسته هیچ کارى انجام دهد. همه معتقدند که براى مبارزه با تروریسم باید متحد شد اما این در حالى است که اتحاد بین برخى طرف هاى امکان ناپذیر و دست نیافتنى است و تا وقتى این اختلاف ها و شکاف ها باشد، ویروس قرن ۲۱ کار خود را انجام مى دهد. مسأله اینجا است که بحث مبارزه با تروریسم فقط در اتحاد نیست بلکه باید درک مشترک نیز از این پدیده وجود داشته باشد. تا وقتى که ایران و سوریه به خاطر حمایت از لبنان و فلسطین به حمایت از تروریسم متهم مى شوند در حالى که ایران و سوریه وظیفه خود مى دانند که از منافع لبنانى ها و فلسطینى ها دفاع کنند، چگونه اتحادى ممکن است؟ حتى در اروپا نیز در خصوص مناقشه خاورمیانه و یا بحث عراق این اختلاف نظر وجود دارد. در حال حاضر قوانین مبارزه با تروریسم ابزارى هستند در دست کشورهاى قدرتمند تا قدرت خود را به رخ کشیده و فشار خود را به کشورهاى ضعیف تر بیشتر کنند. با تغییر فضاى سیاسى سریع در ایران و اروپا کمتر احتمال دارد که قضیه همکارى جدى شود و معادلات از این بعد طرح دیگرى به خود مى بینند.