* با روى کار آمدن آنگلا مرکل، برخى بر این باورند که روابط ایران و آلمان وارد فاز جدیدى خواهد شد. تحلیل شما در این خصوص چیست؟
** با توجه به تغییرات حکومتى در آلمان، در مورد روابط ایران و آلمان باید توجه داشت که رابطه دو کشور متعلق به هیچ گروه و حزبى در دو سوى همکارى ها نیست، بلکه رابطه دو ملت است و سیاستمداران رسالت استمرار، حفظ و بهبود آن را دارند. از طرف دیگر، سیاستمداران آلمانى دنباله روى بازار، تجار و اقتصادیون هستند. شاهدیم که صدراعظم آلمان به چین مى رود، در حالى که رئیس شرکت زیمنس به آنجا رفته و قراردادى بزرگ را براى احداث ترن هوایى فرودگاه شانگهاى به شهر به مبلغ چهار میلیارد یورو به امضا مى رساند. در همین زمان صدراعظم آلمان با وزیر اقتصاد خود به چین مى رود.
از این رو، مى توان گفت که روابط سیاسى دو کشور هنگامى خوب است که روابط اقتصادى آنها خوب باشد و در چنین حالتى، آلمان ها براى حفظ منافع و مصالح خود در ایران و به عنوان یک پایگاه براى حضور در منطقه خاورمیانه الزام دارند تا روابط خود را حفظ کنند و کمتر اجازه دهند فشار آمریکا و اسرائیل بر این روابط تأثیرگذار باشد. نکته دیگر در این زمینه، احتیاط هاى آلمان ها در مورد جمهورى اسلامى ایران است.
* لطفاً در این خصوص بیشتر توضیح دهید.
** ببینید، وقتى برخى مانند انگلیسى ها و گاهى اوقات فرانسوى ها در مورد چرخه سوخت هسته اى اظهارات تندى بیان مى کنند، آلمان ها ابتدا سعى مى کنند مقدارى از ورود این پرونده در روابط دو جانبه اجتناب و کمتر اظهار نظر کنند و در برخى موارد حتى دو پهلو سخن بگویند. به عنوان مثال، زمانى صدراعظم آلمان از غنى سازى اورانیوم به صورت صلح آمیز و در چارچوب «ان.پى.تى» از طرف ایران موافقت کرد، اما وقتى به آمریکا رفت و با بوش مذاکره کرد، با چرخه سوخت هسته اى ایران و دسترسى ایران به سلاح هسته اى به مخالفت برخاست. بالاتر از همه، مرکل که از یک ماه دیگر به عنوان صدراعظم آلمان، کارها را در دست مى گیرد، وارث «کنراد آدنائر» صدراعظم اول است که روابط دو کشور را آغاز کرده و همچنین وارث «هلموت کهل» صدراعظم دوم آلمان است که در زمان او، روابط دو کشور بسیار رو به بهبودى و گسترش گذاشت، لذا مرکل به عنوان یک دموکرات مسیحى که حزبش با به دنبال کشیدن کلمه مسیحى برخلاف برخى از احزاب چپ رو آلمان، به مسیحیت اعتقاد دارد و از نظر دینى حکومتشان خط مشى هاى اعتقادى _ توحیدى را دنبال مى کند، مى تواند مانند گذشته وارث روابط خوب دو کشور ایران و آلمان باشند، بخصوص اگر توجه کنیم که در این حکومت حزب سبزها که «یوشکا فیشر» وزیر امور خارجه در آن عضویت داشت و انتقاداتى نسبت به حقوق بشر و چرخه هسته اى مطرح مى کرد، اینک در این حکومت نیستند و نقش اپوزیسیون را در پارلمان ایفا مى کنند.
* قرار گرفتن سبزها در اپوزیسیون چه آثارى بر روى پرونده هسته اى ایران خواهد گذاشت؟
** شاید دست آنها را براى انتقادات آینده نسبت به پرونده هسته اى و حقوق بشر در ایران بازتر بگذارد. ائتلاف بزرگى که در حال حاضر بر سر تشکیل آن توافق شده است، پس از پشت سر گذاشتن مذاکرات پیچیده و دشوار بین دو حزب بزرگ آلمان یعنى سوسیال دموکرات حاکم سابق با دموکرات مسیحى و سوسیال مسیحى ها، بعد از توافقى که نسبت به تشکیل دولت به عمل آوردند و از ۱۴ وزیر، ۸ وزیر را سوسیال دموکرات ها و ۶ وزیر را دموکرات مسیحى ها تعیین کردند، در ۱۲ نوامبر طبق عرف معمول در آلمان، یک قرارداد «ائتلاف» امضا مى کنند که به موجب آن، زمینه هاى همکارى و موارد توافق را معلوم کنند، چون چگونگى برخورد با مسائل مالیاتى، بودجه دولت آلمان، نحوه مبارزه با بیکارى و ایجاد اشتغال و بالا بردن رشد اقتصادى آلمان که تحت فشار بالا رفتن قیمت نفت است، دچار مشکلاتى مى باشد. به هر حال، در این دولت جدیدى که تشکیل مى شود، سه وزیر مهم آن در ارتباط مستقیم با جمهورى اسلامى ایران هستند که پست هاى کلیدى را در دست دارند.
* منظورتان وزیران اقتصاد و امور خارجه هستند؟
** اول، وزیر اقتصاد که طرف اول گفت وگو با ایران است. «ادموند اشتویبر» رئیس حزب سوسیال مسیحى در ایالت باواریا و نخست وزیر آن ایالت است. وى مؤتلف اصلى خانم مرکل است و بر سر تعیین دو پست وزارت، یعنى اقتصاد و کشاورزى در این حکومت سهیم است. دوم، وزیر امور خارجه، «فرانک اشتاین مایر» از حزب سوسیال دموکرات است که وزیر مشاور و رئیس دفتر صدراعظم، گرهارد شرودر و هماهنگ کننده سازمان هاى اطلاعاتى _ امنیتى آلمان بوده است. این امر نشان مى دهد که شناخت دقیق و ملموسى نسبت به روابط با جمهورى اسلامى ایران و منطقه خاورمیانه دارد و برخلاف فیشر که سابقه دقیقى از وضع سیاست خارجى و روابط دو کشور نداشت، مى توانند به بهبود روابط تهران _ برلین کمک کنند. اما وزیر سوم، «فرانتس مونته فرینگ» وزیر کار است. معاون صدراعظم نیز است. لذا در هر دو سو با جمهورى اسلامى ایران کار خواهد داشت و سابقه نشان داده است که وزیران کار دو کشور به پایتخت هاى یکدیگر سفر داشته و مذاکراتى نیز انجام داده اند.
* پس مى توان اینگونه استنباط کرد که جایگاه آمریکا در دیدگاه مرکل تأثیرى در روابط دو کشور نخواهد گذاشت، چرا که برخى بر این باورند که بهبود روابط برلین _ واشنگتن از اولویت هاى دولت مرکل است و لذا سیاست برلین در قبال ایران تحت فشار واشنگتن تغییر خواهد کرد؟
** آنچه که اهمیت دارد این است که سیاستمداران آلمانى باید توجه داشته باشند که روابط دو ملت، رابطه اى سنتى و تاریخى است و عوامل بیرونى مانند فشارهاى آمریکا و اسرائیل و حتى متحدان آلمان در اتحادیه اروپا مانند انگلیس و فرانسه نباید آن را تخریب کند.
در آلمان، از نظر داخلى، جنگ قدرت وجود ندارد. نظم حزبى و پارلمانى برقرار است و سیاستمداران از طریق فعالیت حزبى بالا مى آیند و مسؤولیت ها را در دست مى گیرند. براى حکومت کردن در آلمان، قوانین و مقررات سختى حاکم است، به طورى که حزب دموکرات مسیحى که ۲۶۶ کرسى را در مقابل ۲۲۲ کرسى مؤتلف خود، سوسیال دموکرات ها در اختیار دارد با همین چهار رأى اضافى رئیس پارلمان و یا مجلس بوندستاک (فدرال) را تعیین مى کند. از این رو، اینها متوجه هستند که ملاحظه نظریات اپوزیسیون را هم بکنند، چون سابقه نشان داده که ممکن است این ائتلاف بنا به دلایلى در آینده دچار مشکل شود و پا بر جا نماند.
* بر همین اساس، گفته مى شود ائتلاف بزرگ احزاب سیاسى آلمان، اولین ائتلافى است که شکل مى گیرد. فکر مى کنید این ائتلاف دوام خواهد آورد؟
** این اولین ائتلاف نیست. از نظر تاریخى، تشکیل حکومت هاى ائتلافى در آلمان تقریباً ۱۰۰ سال سابقه دارد و بعد از «بیسمارک» تقریباً تمام حکومت هاى آلمان به جز یک دوره ۱۲ ساله حکومت آلمان نازى به شکل ائتلافى بوده است. هم در جمهورى وایمار و هم در جمهورى فدرال آلمان که سال ۱۹۴۹ تشکیل شد. اولین حکومت ائتلافى آلمان از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹ بر سر کار بود و با صدراعظمى «کورت کسینگر» وزیر امور خارجه «ویلى برانت» سه سال بیشتر دوام نیاورد و این قراردادى که اینها به عنوان قرارداد ائتلاف امضا مى کنند، پایه کار و استمرار همکارى آنها است و هر زمان که از آن تخطى کنند، ائتلاف بر هم مى خورد، ولى با توجه به صحنه سیاست بین الملل و اینکه آلمان باید همیشه به عنوان یک کشور مهم در اروپا و جهان حکومت باثباتى داشته باشد، لازم است که این ائتلاف حفظ شود، زیرا هرگونه بى ثباتى در حکومت آلمان نه تنها بر اوضاع اقتصادى و سیاسى اروپا، بلکه در روابط با بسیارى از کشورهاى جهان تأثیر مى گذارد.
* این تأثیرات به چه صورت خواهد بود؟
** به عنوان مثال، بر وضع ارزها مانند یورو در برابر دلار اثر مى گذارد، همینطور در اتحادیه اروپا نسبت به پیشبرد برنامه هاى آینده آن و در سیاست خارجى بر روابط ترکیه با اتحادیه اروپا، روسیه و آمریکا اثر خواهد گذاشت. در زمینه مسائل سیاست خارجى، آلمان کمتر تحت تأثیر قرار خواهد گرفت، زیرا هر حکومتى که در آلمان بر سر کار باشد، مجبور است به خاطر عضویت آلمان در ناتو و همکاریهاى امنیتى با آمریکا و اصولاً پیروى از منافع ملى آلمان که به طور سنتى، داشتن یک رابطه خوب با یک قدرت بزرگ اروپایى که در قرن ۱۹ با انگلستان و در نیمه دوم قرن ۲۰ با آمریکا بوده است را همچنان حفظ کند. زیرا برلین براى موفقیت در سیاست جهانى که از سال ۱۹۹۰ و بعد از وحدت دو آلمان تلاش مى کند. فراموش نکنیم که آلمان یک قدرت زمینى است و در دریاها و اقیانوسها، آفریقا و آسیا در مقایسه با آمریکا و انگلستان نفوذ کمترى دارد و از این رو، در مقابل رقباى اروپایى اش مثل فرانسه و انگلستان، بر روى قدرت دریایى آمریکا، براى حفظ راههاى دریایى، صدور نفت و گاز و امنیت بازرگانى خارجى حساب مى کند، زیرا زندگى اقتصادى آلمان موکول به صادراتش است، به طورى که از هر چهار تولید کننده آلمانى، محصول کار یکى از آنها به خارج صادر مى شود و ما مى دانیم که آلمان قهرمان صادرات جهانى است و بالاتر از آمریکا و ژاپن توازن بازرگانى مثبتى حدود ۱۵۰ میلیارد یورو به نفع اقتصاد خود دارد. از این رو، امید آلمان به صادرات است و به استمرار صلح و کاهش تشنج هاى جهانى و حفظ رابطه خوب با همه کشورهاى دنیا نیاز دارد تا از این طریق بتواند تجارت خارجى را توسعه دهد و از آن راه اقتصاد خود را بهبود بخشد.
* موضع آلمان را در مورد ارجاع پرونده ایران به شوراى امنیت چگونه مى بینید؟
** در ارتباط با پرونده هسته اى ایران، آلمانها برخلاف انگلستان، فرانسه و آمریکا، خواهان ارجاع پرونده ایران به شوراى امنیت نیستند. همچنین شرودر صدراعظم سابق و نیز مرکل اعلام کرده اند که خواهان اقدامى نظامى علیه ایران نیستند و نمى خواهند آمریکا هم بدان دست بزند. ایران با عراق کاملاً فرق دارد، آنها به خوبى از پشتیبانى ملت ایران از پرونده هسته اى آگاهند و مایلند که ثبات و تمایلات ارضى ایران حفظ شود تا خاورمیانه در صلح به سر ببرد و با استفاده از توان جمهورى اسلامى ایران که نفوذ فرهنگى و سیاسى در آسیاى مرکزى و قفقاز، افغانستان و عراق، خلیج فارس و فلسطین دارد، بتوانند نظم و آرامش را در این منطقه حساس جهان برقرار کنند.
* شما در بخشى از بحث خود به پروژه ساخت نیروگاه اتمى بوشهر توسط آلمانى ها اشاره کردید. دلیل عدم مخالفت آلمان با استمرار ساخت نیروگاه اتمى بوشهر چه بود؟
** آلمان ها به واردات نفت از ایران وابسته نیستند. قبل از انقلاب، حدود ۲۰ درصد به آن وابسته بودند. آلمان عمدتاً نفت و گاز خود را از نروژ، روسیه، انگلیس و لیبى وارد مى کند و حتى از کشورهاى خلیج فارس هم کمتر نفت وارد مى کند. البته عربستان از طریق دریاى سرخ تا حدودى تأمین کننده بخشى از نفت آلمان است. بنابراین در مقابل فشارهایى که به آلمان وارد مى شود، برلین نگران احتمالاتى که ارائه مى شود، نیست. آلمانى ها نمى خواهند ایران به عراق دومى تبدیل شود، زیرا با حمله آمریکا و انگلستان و سایر ائتلاف کنندگان، آلمانى ها، عراق را از دست دادند و تجار آلمانى میلیاردها یورو متضرر شدند و امیدى هم به آینده بازار این کشور ندارند.
* شما گفتید آلمان موافق تصمیمات آمریکا در قبال ایران به دلیل جایگاه ایران براى برلین نیست. این جایگاه کدام است؟
** بعد از حمله آمریکا و اشغال عراق، ایران براى آلمان مهم تر شد، زیرا هم بازار بزرگ ا یران باید جایگزین عراق در بازار اقتصاد آلمان شود و هم به عنوان واسطه از طریق ایران، آلمان و اتحادیه اروپا بتوانند به آسیاى مرکزى و قفقاز دسترسى پیدا کنند. منافع ملى آلمان اقتضا مى کند که جمهوریهاى تجزیه شده از اتحاد جماهیر شوروى سابق مانند گرجستان، ارمنستان، تاجیکستان بتوانند استقلال و حاکمیت خود را داشته باشند و این چیزى است که منافع ملى ایران نیز در گرو آن است. بنابراین زمینه هاى مشترکى در ابعاد استراتژیک وجود دارد که دو کشور را به یکدیگر پیوند مى دهد، از جمله اینکه آلمان نیازمند رشد اقتصادى است تا تورم و اوضاع نابسامان ناشى از افزایش بیکاران را بهبود ببخشد و بالا رفتن قیمت نفت مانع از انجام آن است.
* بحران در پرونده هسته اى ایران چه آثارى بر آلمان خواهد داشت؟
** اگر بحرانى بر سر پرونده هسته اى ایران روى دهد که قیمت نفت به بشکه اى ۱۰۰ دلار برسد، قطعاً بر اقتصاد آلمان تأثیر منفى مى گذارد و این چیزى است که سیاستمداران و دولت آلمان خواهان آن نیستند. آلمان مى خواهد با همراهى فرانسه، اتحادیه اروپا را در سطحى از قدرت اقتصادى و سیاسى برساند که بتواند در صحنه سیاست جهانى با آمریکا رقابت کند و تا زمانى که برلین نتواند به تنهایى در مقابل واشنگتن بایستد و دست و پاى خود را از محدودیتهاى تحمیلى به آن دولت رها کند، مجبور است که در اتحادیه اروپا عمل نماید، از جمله آنکه سیاست خارجى و امنیت مشترک اتحادیه اروپا را مورد رعایت قرار دهد؛ همان سیاستى که از طریق «خاویر سولانا» و گفت و گوهاى سه جانبه آلمان - فرانسه - انگلستان در مذاکره با ایران دنبال مى شود. بنابراین آلمان در برخورد با پرونده هسته اى ایران هم مجبور به رعایت این سیاست مشترک ا ست و در عین حال، فشارهاى آمریکا و اسرائیل را تحمل مى کند.
* تغییر حکومت در آلمان چه تأثیرى بر سیاست خارجى آلمان خواهد گذاشت؟
** با تغییر حکومت در آلمان ممکن است تاکتیک ها و روشهاى کار عوض شود، ولى اصول سیاست خارجى آلمان تغییر نمى کند و هر صدراعظمى به قدرت برسد، مجبور است رابطه با اتحادیه اروپا و استمرار دوستى با فرانسه و همکاریهاى گذشته با روسیه و اتحاد آلمان با آمریکا را حفظ کند. تفاوت در این است که در دوران شرودر، سوسیال دموکراتها به عنوان چپ لیبرال با سبزها مجبور بودند در مقابل محافظه کاران و سرمایه داران جبهه بگیرند و تسلیم آنها نشوند. طبیعى بود که حکومتهایى که گرایش به چپ داشتند، نمى توانستند با راستگرایان جمهوریخواه کنار بیایند.
مرکل به عنوان صدراعظمى که جناح محافظه کار و سرمایه دارى آلمان را به دنبال خود دارد، اجباراً باید بخشى از روابط خارجى را تصحیح کند که عمدتاً شامل بهبود رابطه با آمریکا و ملاحظه در برابر عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا است. به طور کلى، در دنیا، حکومتها در دو جبهه ایدئولوژیک در مقابل هم قرار مى گیرند و با هم رقابت مى کنند و بر سر حفظ منافع خود در مناطق مختلف جهان حتى به مبارزه کشیده مى شوند.
دست راستى ها مانند جمهوریخواهان آمریکا و حزب دموکرات مسیحى - سوسیال مسیحى آلمان و احزاب دموکرات - جمهوریخواه و مسیحى سایر کشورهاى جهان مانند ایتالیا و ژاپن - هلند با یکدیگرند و در مقابل جناح دست چپى ها قرار مى گیرند که از احزاب سوسیال دموکرات - سوسیالیستها و سبزها تشکیل مى شوند که اینها حمایت از منافع جامعه را در مقابل سرمایه داران در سیاست خارجى مورد ملاحظه قرار مى دهند. بنابراین در مقابل جناح اول قرار مى گیرند.
حکومت ائتلافى آلمان به خاطر ترکیب خاص خود این وضع را تعدیل مى کند، زیرا سوسیال دموکراتها که ۸ پست دولت را بخصوص وزارتخانه هاى خارجه و دارایى را در اختیار دارند و لذا مانع از تندروى دولت و گرایش آن به سوى جمهوریخواهان آمریکا خواهند شد، اما باید توجه داشت که صدراعظم تصمیم گیرنده اصلى در سیاست خارجى آلمان است و دستگاه وزارت امور خارجه مجرى خط مشى او خواهد بود و مى تواند فقط در ارائه طرحها و برنامه ها و ایده هاى جدید به صدراعظم به عنوان یک بازوى فکرى کمک کند یا اجراى نظرات و اهداف صدراعظم را در سیاست خارجى به صورت ملایم ترى به پیش ببرد که دربردارنده منافع ملى آلمان باشد و از ایجاد تنش با سایر کشورها مانند جمهورى اسلامى ایران بر سر پرونده هسته اى جلوگیرى کند. شاید در توافقاتى که بین دو حزب مؤتلفه حاکم بر آلمان صورت مى گیرد، نوعى مصالحه در برخورد با پرونده هسته اى ایران نیز انجام شود که صدراعظم مرکل از همراهى با آمریکا در بردن پرونده هسته اى ایران به شوراى امنیت دورى گزیند.