تحلیل روزنامه فرانسوی لوموند در رابطه با انتخابات پارلمانی انگلیس جالب توجه است. این روزنامه فرانسوی نوشته بود: انتخابات پارلمانی اخیر انگلیس عجیب و غریب ترین انتخابات در تاریخ سیاسی این کشور بود زیرا از یک طرف رأی دهندگان، تونی بلر را تنبیه و از طرف دیگر وی را در سمتش ابقا کردند.
این روزنامه در ادامه تحلیل خود می نویسد: رأی دهندگان انگلیسی بلر را تنبیه کردند زیرا از عملکرد وی در جنگ عراق راضی نبودند. زیرا حزب کارگر در این انتخابات نسبت به انتخابات سال ،۲۰۰۱ چهار درصد از میزان آرا و ۵۷ کرسی را در مجلس عوام از دست داده است. اما ابقای وی در سمت نخست وزیری برای سومین بار متوالی در تاریخ حزب کارگر بی سابقه بوده است و در واقع در تاریخ معاصر انگلیس تنها «مارگارت تاچر» از حزب محافظه کار توانسته بود برای سومین دوره پیاپی در سمت نخست وزیری این کشور خود را ابقا کند.
مطبوعات انگلیس نیز همگی میزان آرای مردم این کشور را نوعی تنبیه برای بلر می دانند و معتقدند بلر دیگر آن صلابت و اعتماد به نفس گذشته را نخواهد داشت. و برخی روزنامه های اروپا نیز موقعیت بلر را تضعیف شده و او را رفتنی می بینند و به آینده انگلیس بعد از او چشم دوخته اند.
برخی مطبوعات نیز بلر دوره سوم نخست وزیری خود را در درجه اول مدیون سیاستهای اقتصادی گوردون براون وزیر دارایی انگلیس که نقش مهمی در بهبود وضع اقتصادی و بهبود شرایط زندگی مردم انگلیس داشت و در درجه دوم این پیروزی را مدیون شیوه انتخابات تک اسمی ناعادلانه ای می دانند که بازی بین دو حزب بزرگ این کشور را فلج کرده است.
حال تا چه میزان جنگ عراق که منتقدان بلر معقتدند وی به عنوان آلت دست بوش در آن مشارکت داشت به وی لطمه زده است، پرسشی است که جواب آن را باید در عملکرد بلر جستجو کرد.
«جیمز جی. فورسیث» تحلیلگر مسائل اروپا در مقاله ای در نشریه «سیاست خارجی» با اشاره به پیروزی بلر در انتخابات پارلمانی انگلیس به رابطه بلر و بوش و تأثیرات این رابطه بر جایگاه و وجهه بلر در انگلیس اشاره می کند و می نویسد: تصمیم بلر برای مشارکت در جنگ عراق و حمایت از بوش از جنبه سیاسی در انگلیس از محبوبیت برخوردار نیستند. حال چرا این نخست وزیر چپگرای انگلیس به نزدیکترین متحد رئیس جمهوری راستگرایان آمریکا تبدیل شده است؟
فورسیث با رد این که تونی بلر بازیچه بوش است برای اثبات ادعای خویش می نویسد: هیچ چیزی رأی دهندگان از خواب غفلت بیدار شده حزب کارگر را بیش از این ایده خشمگین نمی کند که گفته شود نخست وزیرشان بازیچه و مطیع رئیس جمهوری راستگرای آمریکاست. احزاب محافظه کار و لیبرال دموکرات انگلیس به عنوان مخالفان حزب کارگر تلاش می کردند که بر این دیدگاه سرمایه گذاری کنند. محافظه کاران تصاویری از بلر را در جریان مبارزات انتخاباتی پخش کردند که در آن بوش در حالی که سر بلر را با مهربانی بر روی شانه هایش گذاشته بود، به تصویر کشیده شده بود و لیبرال دموکرات ها نیز اعلامیه هایی را با عکسی منتشر کرده بودند که در این عکس بلر در حالی که به چشم های بوش زل زده بود، می گوید: «من می خواهم جنگ طلبان را شکست بدهم.»
این بهایی بود که بلر به خاطر راهبردش در قبال آمریکا پرداخت. راهبردی که «پیتر ریدل» روزنامه نگار انگلیسی آن را راهبرد در آغوش گرفتن نامید. بلر به طور علنی وفاداری را در ازای کسب نفوذ و تأثیرگذاری در خفا ارائه می کند. متأسفانه این راهبرد برای مبارزات انتخاباتی بلر این امر را ضروری می ساخت که درباره آنچه که وی از رابطه با بوش به دست آورده، بزرگ نمایی نکند.
بنابر این هنگامی که کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد این کشور به تلاش اروپا برای تعامل با ایران می پیوندد، بلر اعلام پیروزی نکرد و با این حال راهبرد بلر موفقیت های دیگری داشته است.
فورسیث در ادامه می نویسد: بسیار بعید است که بوش بدون اعمال فشار از سوی بلر، برای صدور قطعنامه دوم در سازمان ملل در قبال عراق، تلاش کرده باشد. اما این امر صحت دارد که بلر غالباً از مزیت جایگاه خویش برای چانه زنی جهت کسب امتیازهایی برای انگلیس استفاده نکرده است. شرکت های انگلیسی در عملیات بازسازی عراق مشارکت کمی دارند و تعرفه های گمرکی که آمریکا در سال ۲۰۰۲ بر واردات فولاد اعمال کرد، لطمات جدی به آنها زد. اما تاریخ نشان خواهد داد که بلر هیچ گاه به میانجیگری دولت بوش در روند صلح خاورمیانه کمکی نخواهد کرد و حل مسئله خاورمیانه از اولویت های اصلی بلر در مذاکرات خصوصی اش با بوش بوده است.
به باور فورسیث، انگلیسی هایی که خواهان مشاهده این امر هستند که بلر آشکارا از بوش در قبال خاورمیانه انتقاد کند، نباید زیاد در انتظار باشند و این امر در آیند ه ای نزدیک روی می دهد.
بلر، نومحافظهکار است
فورسیث در ادامه مقاله خود بلر را فردی نومحافظه کار می داند و می نویسد: تقریباً به تعداد نومحافظه کاران، برای نومحافظه کاران تعریف وجود دارد اما اگر معنی اصلی این دیدگاه این گونه تعریف شود که تعهد به دموکراتیزه کردن هر چه بیشتر جهان حتی در صورت لزوم با به کارگیری زور برای تحقق یافتن این هدف، نومحافظه کاری نامیده شود، باید گفت بلر قطعاً یک نومحافظه کار است. آنچه که بلر را به مکتب نومحافظه کاری جلب می کند، علاقه وی به دیدگاه های متعالی است. چنین آرمان گرایی در عین حال تفاوت وی را با برخی افراد تندرو در دولت بوش مشخص می کند. در حالی که جان بولتون فرد مورد نظر بوش برای نمایندگی آمریکا در سازمان ملل بر این باور است که اگر ۱۰ طبقه از طبقات سازمان ملل هم فرو بریزد، هیچ تفاوتی نمی کند، بلر احتمالاً علاقه دارد که ۱۰ طبقه به طبقات سازمان ملل بیفزاید.
بلر ترکیبی از تندروی و اعتقاد به نهادهای جهانی است که همین امر وی را در قبال عراق به دردسر انداخته است: ولی حقیقتاً بر این باور بود که اگر عراق ناقض قطعنامه های شورای امنیت شناخته شود، سازمان ملل علیه آن اقدام کند. اعتقاد دیگری که بلر را با نومحافظه کاران همسو می کند این است که هیچ رویدادی بدون رهبری آمریکا روی نمی دهد. بلر نگران است که آمریکا به انزواگرایی سوق داده شود و از آمریکا می خواهد هر زمان که وی فرصت دارد، با آمریکا در امور جهانی مشارکت کند. نصایح بلر برای مشارکت آمریکا در امور جهانی زمانی به اوج رسید که وی در سخنرانی سال ۲۰۰۳ خود در جلسه مشترک کنگره آمریکا توجیه کرد که آمریکا باید اقدام کند و گفت: زیرا سرنوشت، شما را در این جایگاه در تاریخ قرار داده است و در این مقطع زمانی وظیفه شماست که اقدام کنید.
بلر نسبت به اروپا تردیدی ندارد
فورسیث در ادامه مقاله خود با رد این امر که بلر دیدگاه تهدیدآمیزی نسبت به تحولات اروپا دارد، می افزاید: بلر مطمئناً از نشست های بی پایان اتحادیه اروپا، برتری جویی فرانسه و تلاش اروپا برای اصلاح بازار کارگری خود خسته شده است اما هنوز بر این اعتقاد است که آینده انگلیس در گرو اروپاست.
با این حال وی از حربه سیاسی لازم برای متقاعد کردن مردم مردد انگلیس نسبت به فواید همگرایی با اروپا برخوردار نیست. نشانه ای از ضعف بلر در آوریل سال ۲۰۰۴ در زمانی نمایان شد که وی قول برگزاری همه پرسی درباره قانون اساسی اروپا را در تلاش برای جلوگیری از تبدیل آن به یک مسأله انتخاباتی داد. این راهبرد کارایی داشت اما اکنون بسیار بعید است که بلر قادر باشد همه پرسی درباره قانون اساسی اروپا را به نفع خود به پایان برساند. اگر مردم فرانسه به قانون اساسی اروپا رأی منفی بدهند، باید در انتظار بود که بلر نیز این همه پرسی را لغو کند.
انگلیسی ها تحت رهبری بلر از جنبه سیاسی خرده گیر شده اند
فورسیث از جنبه ای علت این خرده گیری را اشتباه و کوتاهی بلر می داند. در انتخابات سال ،۲۰۰۱ حضور مردم در انتخابات برای نخستین بار از سال ۱۹۱۸ به پایین تر از ۶۰ درصد کاهش یافت که البته نتایج انتخابات اخیر نیز کاهش بیشتری را نشان می دهد. بیش از نیمی از مردم انگلیس بر این اعتقادند نمی توان به بلر اعتماد کرد که حقایق را بگوید. بی تردید، برخی از روش های حزب کارگر جدید نظیر روی آوردن به آمار برای توجیه اقدامات و شکست اطلاعاتی در قبال عراق به بی اعتمادی مردم به سیاستمداران دامن زده است.
فورسیث بخشی از بی اعتمادی مردم انگلیس به سیاستمداران را به دلیل عملکرد رسانه ها دانسته و بر این باور است که رسانه ها جوی مسموم را ایجاد کرده اند که طی آن برای سیاستمداران تقریباً غیرممکن است که خود را معتبر نشان دهند.نتایج نظرسنجی پیش از انتخابات نشان می دهد اکثریت مردم انگلیس بر این باور بودند که بلر و «مایکل هاوارد» رهبر حزب محافظه کار به منظور پیروزی در انتخابات دروغ گفته اند.
آن گونه که روزنامه فرانسوی لیبراسیون در سرمقاله اش نوشته است تونی بلر به خاطر جنگ عراق بهشتی از محبوبیت را که زمانی از آن برخوردار بود از دست داده است و با چالش های فراوانی روبه روست گرچه عملکرد درخشان براون وزیر دارایی وی در سیاستگذاری های اقتصادی و سیاسی در نهایت به نام دولت بلر تمام شد و همین امر باعث شد تا اکثریت افکار عمومی و رأی دهندگان حامی وی به رغم نارضایتی از سیاست خارجی وی یعنی به عبارت بهتر، مشارکت غیر موجه در عراق به وی رأی دهند، هدیه تولد تونی بلر (پیروزی در انتخابات) که پنجاه و دومین سالگرد تولد خود را جشن می گیرد، بی شک قدری تلخ خواهد بود.