تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۶۴۴۰۷

جمهورى آذربایجان ۱۴ سال پس از استقلال


 ترجمه: هرمز برادران
«على کریملى» نویسنده این مقاله، رئیس حزب جبهه خلق جمهورى آذربایجان است. وى از دیدگاه یک فرد متعلق به اپوزیسیون دولت فعلى جمهورى آذربایجان به تحلیل اوضاع سالهاى اخیر این کشور پرداخته است. کریملى بر این باور است که جمهورى آذربایجان داراى سابقه دموکراسى است و مردم آن امروز نیز آمادگى پذیرش دموکراسى را دارند. در این میان، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، آن است که مقاله على کریملى صرفاً جهت آگاهى خوانندگان گرامى از دیدگاههاى اپوزیسیون در جمهورى آذربایجان انجام گرفته است و به معناى تأیید مندرجات آن نیست. ضمن آنکه نباید فراموش کرد که کریملى به عنوان یکى از رهبران جبهه خلق، مسؤولیت شکست هاى سنگین و فاحش آن کشوردر جنگ با ارمنستان و نیز سرکوب مخالفان و همچنین ادعاهاى ارضى نسبت به جمهورى آذربایجان را برعهده دارد. درحالى که در مقاله وى چیزى در مورد آنها مشاهده نمى شود. با در نظر گرفتن این مسائل، خوانندگان گرامى را به مطالعه این مقاله دعوت مى کنیم.
جمهورى آذربایجان حدود ۱۴ سال است که به استقلال دست یافته است. جنبش هاى ملى قدرتمندى که در روسیه و سپس در اوکراین، کشورهاى بالتیک و گرجستان به وجود آمد، نقش مؤثرى را درفروپاشى اتحاد جماهیر شوروى و استقلال جمهورى هاى آن ایفا کرد. آذربایجان پیوندهاى ویژه اى با این کشورها دارد. جنبش ملى براى کسب استقلال آذربایجان از سال ۱۹۸۷ آغاز شد و در سالهاى ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹ قوت بیشترى یافت. در سال ،۱۹۸۸ هفته نامه آلمانى «اشپیگل» آذربایجان را «ملت سال» نامید و این به دلیل فعالیتهاى سازمان یافته مردم و تظاهرات یک میلیونى آنان طى یک هفته بود. براثر فشارهاى این جنبش، دولت آذربایجان به عنوان نخستین جمهورى شوروى سابق «قانون حاکمیت اقتصادى» را تصویب کرد.
سرانجام آذربایجان اعلام استقلال کرد و این درحالى بود که ۱‎/۵ ماه بعد، رهبران روسیه، اوکراین و بیلوروس اعلامیه «بیلووسک» را امضا کردند و اتحاد شوروى در اکتبر ۱۹۹۱ از هم پاشید.
بسیار خرسندم که در آن سالها در کنار جبهه خلق آذربایجان و رهبر ملى آن «ابوالفضل ایلچى بیگ» نقش مؤثرى را در استقلال کشور ایفا کردم. حتى طى سالهایى که قیام هاى مردمى منجر به استقلال شد، سخن از ساختار دولت آینده، نظم اجتماعى و توسعه کشور در میان بود. ماهیت سکولار آذربایجان، استقرار دولت دموکراتیک به جاى استبداد و اقتدارگرایى و گذار از اقتصاد برنامه اى به اقتصاد آزاد بر این مباحث سایه افکنده بود. این یک واقعیت است که شهروندان ما دموکراسى مى خواهند. دولت فعلى و حامیان آن در تلاشند تا با بیان اینکه مردم آذربایجان آماده دموکراسى نیستند و هیچ ایده اى درباره دموکراسى ندارند، افکار عمومى و جامعه بین الملل را تحریف کنند اما واقعیت، چیز دیگرى است.
یک نگاه گذرا به صفحات تاریخ ما نشان خواهد داد که این اظهارات کاملاً بى اساس است. در آغاز قرن نوزدهم، دیدگاههاى دموکراتیک در آذربایجان رواج داشت. روشنفکران و اندیشمندان آن دوره، ایده هاى اصلاح طلبانه را در تمام بخشهاى جامعه اشاعه داده بودند و به تدریج، ایده هاى ترقى خواهانه اروپایى را به آذربایجان آوردند. جاى تعجب نیست که اولین روزنامه منتشر شده در شرق دنیاى اسلام، به نام Ekinci، به زبان آذرى و به سردبیرى «حسن بى زردآبى» چاپ مى شد. اولین تئاتر، اولین اپرا و اولین دانشگاه در شرق اسلام نیز در آذربایجان گشایش یافت.
مهمتر از همه اینها، اولین دولت دموکراتیک پارلمانى در خاورمیانه به سال ۱۹۱۸ در آذربایجان بنیان نهاده شد. در پارلمان آن زمان، ۶ طیف سیاسى گوناگون حضور داشتند و «محمدامین رسول زاده» و گروهى از اندیشمندان تحصیلکرده در غرب، آن را هدایت مى کردند. در این کشور زنان و مردان حقوق برابر داشتند و نکته شایان ذکر این که زنان از حق رأى برخوردار بودند. اما این جمهورى در سال ۱۹۲۰ و به دنبال حمله ارتش سرخ روسیه بلشویک نابود شد. با این حال، بانیان این جمهورى حتى در تبعید سیاسى نیزاز تلاش براى آزادى و دموکراتیزه کردن آذربایجان دست برنداشتند. به همین دلیل بود آذربایجان بار دیگر در سال ۱۹۹۱ به استقلال دست یافت و این کشور را جانشین جمهورى خلق آذربایجان ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ نامیدند. پس از آن، تلاشهاى جبهه خلق بیشتر شد و ایلچى بیگ رهبر آن در انتخابات دموکراتیک سال ۱۹۹۲ به پیروزى دست یافت و رئیس جمهور آذربایجان شد. وى سپس با جدیت اصلاحات را آغاز کرد.
دولت جدید در مدت کوتاهى قوانین مربوط به احزاب سیاسى، آزادى مطبوعات، سازمانهاى غیردولتى، تأسیس دادگاههاى مستقل، خصوصى سازى اموال دولتى و مجموعه اى از قوانین و برنامه هاى غرب مدارانه را به تصویب رساند. در سالهاى حکومت جبهه خلق، تلویزیون مستقل جدیدى نیز تأسیس شد و به مردم آزادى اجتماع داده شد. علاوه بر این، گروههاى سیاسى مخالف نیز اجازه یافتند تا از طریق تلویزیون دولتى آزادانه به بیان عقاید خود بپردازند.
اما کمونیست هاى سابق انتقام گرفتند و مانند سایر جمهورى هاى اتحاد شوروى سابق برترى پیدا کردند. «حیدرعلى اف» که مأمور سابق «کا.گ.ب» بود و در حزب کمونیست اتحاد شوروى مهره مهمى به شمار مى آمد، در پى یک شورش نظامى که از سوى برخى کشورهاى همسایه حمایت مى شد، در آذربایجان به قدرت رسید. در دوران حکومت وى، بسیارى از آزادى هاى سیاسى محدود شد و دولت وى پیوسته تلاش کرد تا حقوق مخالفان به آزادى تجمع را محدود کند. هزاران نفر از اعضاى گروههاى مخالف به زندان انداخته شدند که این امر باعث ایجاد مشکلى به نام زندانیان سیاسى شد اگرچه پس از عضویت آذربایجان در شوراى اروپا بسیارى از این زندانیان آزاد شدند، اما براساس گزارشى که سازمانهاى حقوق بشر بین المللى و داخلى ارائه کردند، هنوز ۱۰۷ زندانى سیاسى از جمله تنى چند از اعضاى حزب ما در حبس مانده اند.
حزب حاکم آذربایجان (آذربایجان نوین) در حال حاضر بر پارلمان، دادگاهها و کانال هاى تلویزیونى کنترل کامل دارد. فساد و ارتشا رواج یافته و از سوى دیگر، ایدئولوژى و اقتصاد به انحصار دولت درآمده است، به طورى که هم اکنون بازار سیاه ۶۰ درصد از کل اقتصاد کشور را شامل مى شود. آذربایجان به دلیل نقض حقوق بشر و حقوق سیاسى و اقتصادى در رده کشورهاى سرکوبگر قرار گرفته است. حتى مقامات اذعان مى دارند که ۴۰ درصد مردم کشور زیرخط فقر زندگى مى کنند و این درحالى است که گروه بسیار کوچکى از شهروندان به کنترل خود بر منابع طبیعى کشور ادامه مى دهند. به گفته منابع روسى، حدود ۲ تا ۲‎/۵ میلیون آذربایجانى براى تأمین معاش خود کشورشان را به مقصد روسیه ترک کرده اند. حکومت آذربایجان از تمام روشهاى ممکن براى سرکوب مطبوعات استفاده کرده است که برخى از آنها عبارتند از: لغو قوانین مالکیت رسانه هاى گروهى، آزار و ایذاى روزنامه نگاران، تعطیل کردن دفاتر مطبوعات، دستگیرى روزنامه نگاران و آزار فیزیکى آنها. مدیران مسؤول روزنامه هاى «آزاد لیق» و «باکى خبر» شدیداً مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و «عین الله فتح الله اف» خبرنگار نشریه «مونیتور» مورد حمله قرار گرفت و مجروح شد. همچنین «جلال على اف» عموى «الهام على اف» رئیس جمهور آذربایجان، «میرشاهین آگایف» مدیرمسؤول نشریه «گزارش» را تهدید به مرگ کرد، زیرا وى را در فهرست ۳۰ مرد ثروتمند کشور ذکر کرده بود. در این میان، «المار حسین اف» مدیرمسؤول مونیتور نیز جلوى آپارتمانش هدف گلوله قرارگرفت، اما دولت هیچ گونه تلاش جدى براى یافتن و مجازات عاملان ترور وى انجام نداد.
نخبگان حاکم براى حفظ جایگاه خود به تقلب در انتخابات دست مى زنند و این دلیلى بر این مدعاست که اصول دموکراسى، لرزان است. اوج سرکوب هاى سیاسى در آذربایجان در انتخابات سال ۲۰۰۳ بود که یک روز پس از انتخابات یک نفر کشته، صدها نفر زخمى و هزاران تن دیگر بازداشت شدند. بدین ترتیب بود که قدرت پدر به پسر رسید. در جریان سالهاى سرکوب سیاسى، مردم و اپوزیسیون آذربایجان با تکیه بر سنتهاى تاریخى دموکراتیک خود به مبارزه براى دموکراسى ادامه دادند. امروز، آذربایجان با تحولات احتمالى مواجه است. فرآیندهاى موجود در کشورهاى همسایه نظیر گرجستان، اوکراین و قرقیزستان بر آذربایجان تأثیر مى گذارند. از سوى دیگر، مردم به فکر یک انقلاب دموکراتیک افتاده اند. به همین دلیل همگان امیدوارند که انتخابات پارلمانى آینده یک پیروزى براى دموکراسى باشد. در حقیقت، آمادگى مردم آذربایجان براى تغییرات دموکراتیک حاصل تلاشهاى موفقیت آمیز اپوزیسیون براى دموکراسى است. ۳ حزب اپوزیسیون مهم کشور: جبهه خلق، مساوات و دموکراتیک - متحد شده و بلوک انتخاباتى آزادلیق (آزادى) را تشکیل داده اند. این بلوک، نامزدهایى را براى ۱۲۴ حوزه انتخاباتى معرفى مى کند و این درحالى است که این بلوک در روزهاى ۲۱ مه و ۲۴ ژوئن سال جارى میتینگ هایى را برگزار کرد. این میتینگ ها و نظرسنجى ها نشان مى دهند که رأى دهندگان از بلوک آزادى حمایت مى کنند. همچنین بلوک هاى اپوزیسیون سیاسى دیگرى نظیر «سیاست نو» وجود دارند. در عین حال، کارفرمایان و بازرگانان در تلاش براى احقاق حقوق خود هستند و مردم از استبداد و زورگویى هاى بوروکراتیک، فساد، سرکوب ابتکارات سیاسى، انحصارها، سلطه قوه مجریه بر قوه قضائیه به تنگ آمده اند. بنابراین تغییر و تحول اجتناب ناپذیر است. در این روند، اعضاى جنبش جوانان فکر نو نیز فعال هستند. حمایتهاى بین المللى براى استقرار دموکراسى در آذربایجان افزایش یافته است و سازمانهاى بین المللى خواستار تغییرات دموکراتیک در کشور هستند.
اتحادیه و شوراى اروپا، آذربایجان را مسؤول ایجاد تغییرات دموکراتیک مى دانند و بر اهمیت پارلمان دموکراتیک تأکید کرده اند. رخدادهاى اخیر این ادعا را ثابت مى کند. همچنین تشکیل یک دولت منتخب آزاد و ایجاد اقتصاد شفاف مى تواند عاملى کلیدى در برقرارى ثبات بلندمدت در آذربایجان باشد. درآمدهاى نفتى و نحوه صرف کردن آنها نیز از دغدغه هاى مردم آذربایجان و کشورها و سازمانهاى بین المللى است که در این کشور منافعى دارند. جبهه خلق در مبارزات خود همواره از سیستم حقوقى بهره برده و طیف نماینده آن در پارلمان توانسته است براى آزادى زمین هاى اشغال شده، اصلاحات دموکراتیک و سایر مسائل آلترناتیوهاو شیوه هاى جدیدى را ارائه دهد. ما و متحدانمان براین باوریم که قدرت، ابزارى براى خدمت به مردم است. ما مى خواهیم درآمدهاى نفتى را صرف رفع مشکلات کشور و کنترل پارلمان را بر صندوق نفت اعمال کنیم و علاوه براین، آزادى ها و حقوق شهروندى را تأمین نماییم. روزنامه نگاران همواره درباره احتمال وقوع انقلاب مخملى درآذربایجان از ما سؤالاتى مى پرسند که البته این سؤال ها عادى هستند. ما از تحولات انقلابى استقبال مى کنیم و به همین دلیل بود که اصلاحاتى را براى قانون انتخابات پیشنهاد داریم. ما همچنین خواستار آن شدیم که ترکیب کمیسیون هاى انتخاباتى نیز تغییر کند. اما در صورتى که مقامات پیشنهادهاى ما را نپذیرند و در انتخابات تقلب کنند، رأى دهندگان از آراى خود دفاع خواهند کرد. آذربایجان، احزاب اپوزیسیون سازمان یافته اى دارد که مى توانند کشور را به سوى دموکراسى هدایت کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات