نویسنده: جوزف چیمى ـ Joseph Chamie ـ مترجم: فاطمه موثق نژاد
آنجلا مرکل صدر اعظم جدید آلمان براى تحقق اصلاحات اقتصادى در کشور، با شمار زیادى از مشکلات روبرو خواهد بود. اما او در مورد یکى از این مشکلات که بیشتر کشورهاى اروپایى نیز با آن درگیر هستند، نمى تواند کار زیادى انجام دهد.
اروپا پس از قرن ها رشد جمعیت، اکنون کاهش جمعیت را تجربه مى کند.
اواخر قرن بیستم جمعیت اروپا به ۷۲۹ میلیون نفر رسید. امروزه اما، این ارقام با کاهش روبروست. انتظار مى رود در طول چند دهه آهنگ کاهش جمعیت به حدود ۲ میلیون نفر در سال برسد. در نتیجه تا سال ،۲۰۵۰ جمعیت اروپا ۷۵ میلیون نفر کمتر از امروز خواهد بود.
این کاهش نه در نتیجه قحطى و نه شیوع طاعون، نه در اثر بروز جنگ یا عواملى از این دست نیست. بلکه کاهش جمعیت در اروپا امرى داوطلبانه و به دلیل آن است که صدها میلیون زن و مرد خواهان تعداد فرزندان کمترى نسبت به آنچه که براى جایگزینى جمعیت کنونى مورد نیاز است، مى باشند.
تأخیر در پدر و مادر شدن
همه ملل اروپایى غیر از آلبانیایى ها، در حال حاضر کاهش نرخ تولد را تجربه مى کنند. در جمهورى چک، آلمان، یونان، ایتالیا، لهستان، روسیه فدرال، اسپانیا و اوکراین، نرخ تولد نزدیک به یک کودک براى هر یک زن است.
با به وجود آمدن امکان تحصیلات بیشتر و استقلال شغلى و اقتصادى براى زنان، به علاوه امکان جلوگیرى از باردارى، زنان اروپایى به همراه زوج هاى خود، بچه دار شدن را به تعویق مى اندازند یا از آن خوددارى مى کنند. به طور مثال، در بسیارى از بخش هاى اروپا بیش از ۱۰ درصد زنان تا اوایل ۴۰ سالگى بدون فرزند هستند. در فنلاند، آلمان، ایتالیا و هلند، این نسبت حتى به ۲۰ درصدهم مى رسد.
تغییر روند
بسیارى از اروپایى ها ترجیح مى دهند در سنین بالا صاحب اولین فرزند خود بشوند. معدل سنى براى داشتن اولین فرزند، درطول چندین دهه رشد، اکنون به اواخر دهه بیست سالگى رسیده است.
تأخیر در بدنیا آوردن اولین فرزند سبب مى شود تا میزان تولد فرزندان دوم و سوم نیز کمتر و کمتر شود. نتیجه نهایى نیز کاملاً روشن است و امروزه خانواده هاى اروپایى به طور متوسط کمتر از دو فرزند دارند.
بدون درنظر گرفتن مهاجرین، اگر نرخ تولد، پایین تر از دو فرزند در خانوار باشد، شمار جمعیت کاهش یافته و سن جمعیت افزایش مى یابد. به عنوان مثال جمعیت اروپا پس از دو نسل، مطابق آمار سازمان ملل متحد ، ۱۰ درصد کاهش خواهد یافت اما سهم جمعیت ۶۵ ساله به بالا از ۱۵ درصد به ۲۸ درصد افزایش مى یابد.
آیا باید مهاجرت را تشویق کرد
آیا مهاجرت مى تواند راهى براى جلوگیرى ازکاهش جمعیت اروپا باشد ؟ با این که اروپا مهاجرپذیر است اما شمار خالص مهاجرین - حدود یک میلیون نفر در سال - در حال حاضر براى تعدیل پیامدهاى جمعیت شناسى حاصل از نرخ پایین تولد، کافى به نظر نمى رسد.
اروپا باید تعداد مهاجرین را براى توقف کاهش جمعیت به دوبرابر، براى حفظ میزان کنونى نیروى کار از نظر سن، به سه برابر، و براى حفظ نسبت تعداد کارگران به بازنشستگان به پنج برابر تعداد کنونى برساند. با توجه به شرایط کنونى سیاسى، اقتصادى، و اجتماعى در سراسر قاره اروپا، چنین افزایشى در تعداد مهاجرین، دست کم در آینده نزدیک بعید بنظر مى رسد.
موافقان و مخالفان
برخى، به ویژه طرفداران حفاظت محیط زیست، بر این نظر هستند که کاهش شمار و افزایش سن جمعیت، به نفع توسعه است. بسیارى از دولت هاى اروپایى اما، به طور فزاینده اى نسبت به پیامدهاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و ژئوپولتیکى کاهش تعداد و افزایش سن جمعیت هشدار مى دهند.
به عنوان مثال، دولت فدراتیو روسیه را در نظر بگیریم. انتظار مى رود تا اواسط قرن، جمعیت این کشور به یک پنجم کاهش یابد و به ۳۰ میلیون نفر برسد. در چنین شرایطى، برخى از کشورها نرخ پایین تولد را که به کاهش جمعیت منجر مى شود، بحرانى جدى مى دانند که مسائل زیربنایى این ملل را به مخاطره مى اندازد. رشد اقتصادى، امنیتى، بازنشستگى و بهداشت حوزه هایى هستند که بیشترین ارتباط را در این مورد دارند.
نرخ پایین تولد در اروپا، به همراه نرخ بالاى آن در کشورهاى در حال توسعه، به شکل بارزى موقعیت کشورهاى اروپایى را تغییر داده است. اروپا تا نیمه دوم قرن بیستم یک چهارم کل جمعیت جهان را تشکیل مى داد. امروزه سهم اروپا به نصف این تعداد کاهش یافته و به حدود ۱۱ درصد رسیده است. پیش بینى مى شود تا سال ،۲۰۵۰ یکبار دیگر هم به نصف تقلیل پیدا کند یعنى آن زمان حدود ۷ درصد جمعیت جهان در اروپا زندگى کنند.
آیا راه حل ساده اى وجود دارد؟
دولت هاى اروپایى در تلاش براى افزایش نرخ تولد در جستجوى راههایى براى ازبین بردن دلایل سطح پایین بارورى هستند و در این راه سعى در تشویق زوج ها براى داشتن فرزندان بیشتر دارند.
بسیارى از دولت ها مواردى مانند امنیت شغلى، مرخصى تولد بچه براى پدر و مادر، نگهدارى از کودکان، برنامه هاى بعد از ساعات مدرسه، کمک هاى نقدى، کمک هزینه مسکن و دیگر موارد را به دقت بررسى کرده اند.
آیا سیاست هاى جدید کفایت مى کنند؟
برخى دولت ها برنامه ریزى شغلى قابل انعطاف تر را در نظر مى گیرند. ازجمله امکان کار نیمه وقت براى مادران. دیگر دولت ها معتقدند که کلید رشد نرخ بارورى آن است که مسؤولیت هاى برابر در مورد پرورش کودک و وظایف خانه دارى به پدرها و مادرها محول شود. به همین دلیل کشورهایى نظیر نروژ و سوئد اکنون براى پدران مرخصى تولد در نظر گرفته اند. اما آیا چنین سیاست ها و برنامه ها انگیزه کافى براى رشد نرخ تولد را به وجود مى آورد؟ بنظر مى رسد با راهکارهایى که در پیش گرفته شده نرخ بارورى در اروپا تا حدودى نسبت به نرخ امروزى افزایش یابد. اما احتمال این که دولت هاى اروپایى بتوانند آن را به میزانى افزایش دهند که جایگزینى براى کاهش کنونى جمعیت باشد، بعید بنظر مى رسد. جمعیت آینده اروپا نسبت به امروز کمتر و پیرتر خواهد بود.