تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۶۴۴۶۰
در گزارش تحلیلى ـ خبرى «ایران» بررسى مى‌شود

دشوارى‌هاى تقسیم قدرت در عراق



گروه بین‌الملل -
م.الف موسوى: ظرف مدتى که از معرفى دولت جدید عراق، با همه وقفه ها و چانه زنى هاى فراوان گذشته حملات در شهرهاى مختلف این کشور افزایش قابل توجهى را شاهد بوده است.میزان حملات انتحارى ، تنها در ماه آوریل به رکورد کم سابقه ۶۷ عملیات رسید. آمارها نشان داد که در این ماه ۱۳۵ اتومبیل بمب گذارى شده منفجر شد که به مرگ بیش از چهارصد و مجروح شدن هزاران نفر انجامید. این ارقام نشان مى داد که به نسبت ماه مارس، تعداد حملات دو برابر شده بود. میانگین روزانه حملاتى که در ماه فوریه حدود ۴۰-۳۰ حمله بود، اکنون به ۷۰ مورد رسیده است.
از نظر آمریکایى ها، این افزایش حملات یک دلیل سیاسى داشت: طولانى شدن مدت زمان معرفى دولت جدید عراق. از نظر تحلیلگران آمریکایى هزینه این وقفه آن بود که واشنگتن-بغداد دست برتر در نتیجه مشارکت قابل توجه مردم در انتخابات ژانویه گذشته را از دست دادند، مشارکتى که علیرغم افزایش شدید حملات در آستانه انتخابات مایه یأس امیدهاى سرمایه گذارى شده اى بود که با حملات مرگبار خواهان دستیابى به هدفى سیاسى بودند: تعویق انتخابات و بهره بردارى از این تعویق براى اهداف بعدى.
کارشناسان و مقامات امنیتى در عراق و سایر کشورهاى مسؤول تأمین امنیت در این کشور نگران هستند که افزایش تعداد حملات انتحارى خود نشان از آن دارد که بر تعداد عوامل غیرعراقى افزوده شده است که خود را مجاهدین ضد آمریکایى مى خوانند. از نظر این مقامات، این نیروهاى اصطلاحاً جهادى هستند که حاضر به انجام عملیات انتحارى هستند.
معنى دیگر افزایش عملیات انتحارى توسط عوامل جهادى بدین معناست که عملیات نیروهاى آمریکایى-عراقى براى جلوگیرى از نفوذ نیروهاى عرب ضد آمریکایى به درون عراق موفقیت چندانى نداشته است. به نظر مى رسد که بخشى از این جمله یک ژنرال چهار ستاره آمریکایى در خصوص چشم انداز استمرار حملات در عراق به نیروهاى فراعراقى تعلق دارد. ژنرال ریچارد مایرز مى گوید عملیات خرابکارى در عراق «براى مدتى بین سه، چهار تا نه سال دیگر ادامه خواهد یافت». به گفته این ژنرال بلندپایه وزارت دفاع آمریکا، عملیات شورشیان داراى ویژگى «تفکر و تطبیق خوب با شرایط» است.
روزنامه واشنگتن پست چاپ آمریکا در نهم ماه مه نوشت: افسران اطلاعاتى این کشور در عراق معتقدند تاکنون هیچ سند و مدرکى به دست نیامده است که نشان دهد حتى یک مورد عملیات هاى انتحارى توسط یک عراقى انجام شده باشد (البته باید این را هم در نظر داشت که آمریکایى ها در بزرگنمایى عامل نیروهاى خارجى چه منافعى را احتمالاً دنبال مى کنند). این درحالى است که همین روزنامه به استناد اظهارات مأموران اطلاعاتى آمریکا در عراق در جاى دیگرى اظهار مى دارد که عراقى هاى عضو گروههاى اسلامى افراطى، نظیر «انصارالسنه» مسؤول بسیارى از حملات انجام شده از سوى مبارزان هستند. با در نظر داشتن هر دو زاویه این بحث، کاملا ً مشخص است که جرج بوش با حمله خود به عراق پس از حملات یازدهم سپتامبر ،۲۰۰۱ عملاً کشورش را در موقعیت مشابه اتحاد شوروى سابق در افغانستان قرار داد، بویژه از نظر نیروهاى مبارزه طلب و جریانهاى جهادى اسلامگرا که اکنون به عراق به دیده فرصت جنگ با آمریکا مى نگرند.
موفقیت نیروهاى فراعراقى در انجام حملات بستگى تمام و کمال به همکارى عراقى هاى عمدتاً عرب سنى دارد که از سرنگونى رژیم صدام و ترکیب کنونى توزیع قدرت در عراق خشمگینند. ترکیب نیروهاى بعثى سابق (با آموزش هاى کلاسیک سطح بالا) با نیروهاى غیرعراقى جهادى مصمم به ضربه زدن به منافع مستقیم وغیر مستقیم آمریکا در عراق، ترکیب مرگبارى را به نمایش گذاشته است.
آمارها نشان مى دهد که توانمندى عملیاتى این جریان در مقاطع مختلف با شرایط امنیتى و سیاسى عراق هماهنگ عمل کرده و به هنگام تشخیص ضرورت افزایش سطح حملات، بخوبى از عهده این کار بر مى آید. با وجود گذشت دوسال از جنگ، معدل حملات به نیروهاى آمریکایى و عراقى نه تنها کمتر نشده است، بلکه در مواردى الگوى حمله (عملیات انتحارى در درون پایگاه نظامیان آمریکایى و یا استفاده روز افزون از تاکتیک عملیات انتحارى فردى بدون استفاده از اتومبیل علیه مراکز امنیتى) و گستره حملات، از زیرکى و توانمندى جریان مبارز حکایت دارند.
شناور و در حرکت بودن عوامل غیرعراقى و تحرک شگفت آور مرکز برنامه ریزى و تمرکز اجراى عملیات (مثلاً ازفلوجه به موصل و سایر نقاط) نشان داده که جریان مقاوم بخوبى قادر بوده است تا علیرغم ضرباتى که از ناحیه دستگیرى یا مرگ عناصر خود متحمل مى شود، توان ضربه زنى خود را ترمیم کند. این نگاهى است که ژنرال جان دى فریتاس، فرمانده ارشد سرویس اطلاعات نظامى آمریکا در عراق از طرفداران آن است.
حال تحلیلگران باید در جست وجوى پاسخ به این پرسش باشند که به چه روش هایى مى توان اقلیت سنى عرب را از وضعیت فعلى خارج کرد. پاسخ به این پرسش باید فراتر از عواملى نظیر مشارکت طیف سنى در قدرت را مد نظر داشته باشد. شمارى ازعوامل دیگر عبارتند از اینکه:
۱- چگونه باید زمینه نزدیکى طیف عرب سنى با دو طیف شیعه و کرد را فراهم کرد؛ چرا که صرف تصور پایان وضعیت جارى با سپردن پست هاى بیشتر به طیف عرب سنى نمى تواند چیزى بیش از ساده کردن مسأله باشد. این بدان معنا نیست که ارتباط میان بیرون ماندن اعراب سنى از دایره قدرت و خشونت ها در عراق کمرنگ نشان داده شود، بلکه بر عکس، منظور آن است که ضمن توجه به ارتباط یادشده نباید وضعیتى خلق شود که خود محرکى براى خشونت ورزان و تشویق آنان به ادامه روند کنونى باشد. کاملاً مشخص است که نگاه اعراب سنى به تقسیم قدرت در شرایط کنونى، هنوز بشدت تحت چند دهه استیلاى یکطرفه آنان به قدرت قرار دارد. از سوى دیگر برترى یافتن شیعیان و کردها، حتى در حالت نظرى محض، نشاندهنده نیاز عراق به تمرین بیشتر براى حفظ هویت قومى و مذهبى در عین داشتن سهم متناسب از قدرت است. اما صرفنظر از تأثیرات ضد امنیتى ناشى از برخورد سلیقه هاى ضد وضعیت موجود و نیز احساسات گاه افراطى تصفیه حساب محور از سوى دیگر، باید در تحلیل استراتژیک این امر را مد نظر قرار داد که جذب طیف اعراب سنى در شرایط فعلى با پیچیدگى هاى زیادى همراه است، هرچند که با وجود عدم شرکت اعراب سنى در انتخابات، سیاست ابراهیم جعفرى و کردها آن بوده است که پستى مثل وزارت دفاع را به یک سنى از منطقه پرتنش بغداد بسپارند. اما نظر به اینکه نارضایتى بعثى هاى سابق به طور اخص و اعراب سنى به طور اعم، تنها عامل استمرار مبارزه ضدآمریکا و خشونت هاى دیگر در عراق نیست، هضم طیف اعراب سنى نمى تواند متضمن پایان حملات باشد. بخشى از این امر معلول سیاست هاى آمریکا در منطقه و نحوه ورود به تعاملات استراتژیک است.
۲- سیاست هایى که هدف برهم زدن سیاست هاى جمعیتى دوران صدام را تعقیب مى کنند، تا چه اندازه به اقلیت سنى این احساس را مى بخشد که براى حفظ بقا باید به هر چیز ممکن حمله کند. این احساس در میان اقلیت عرب سنى چگونه باید به سمت تعدیل و اصلاح هدایت شود.
۳- باید افکار سنجى مناسبى صورت گیرد که مشخص کند عملیات نظامى آمریکایى ها که اغلب با به کارگیرى قدرت بیش از اندازه مورد نیاز(استفاده از جنگنده، تانک و توپ در حمله به اهداف درون شهرى یا روستایى) صورت مى گیرد، تا چه اندازه در استمرار خشم اعراب سنى و رضایتمندى آنان از عملیات نیروهاى فراعراقى برعلیه اهداف آمریکایى و حکومتى مؤثر است. تحرکات نظامى سیاسى آمریکا در عراق نشان مى دهد که رفتار واشنگتن تلاش دارد از اشتباهات قبلى خود براى حرکت بهتر درس بگیرد. این اشتباهات در یک فرایند زمانى داراى این سیر حرکتى بوده اند: ضعف مرگبار اطلاعات در مورد عراق، قبل از ورود به جنگ (میزان غافلگیرى کاخ سفید و پنتاگون از پوسیده بودن زیر ساخت منابع وصنایع در دوران پس از جنگ چنان بوده که در مرحله بازسازى همه چیز را فلج کرده است)، ضعف شناخت مدیریتى در اداره عراق، در یک سال پس از جنگ (دوران پل برمر) و دوران مجبور شدن آمریکا به واگذارى بخش نسبتاً مهمى از مسائل عراق (از جمله انتخابات و ترکیب دولت کنونى). در این فاز اخیر شاهد نقش آفرینى بیشتر عامل سیاسى هستیم که در قالب تماس ها و سفرها (سفر اخیر وزیر خارجه) شاهد آن هستیم.
۴- باید این عامل مورد بررسى قرار گیرد که فعالیت هاى رسانه ها در عراق در مجموع چه گونه احساسى را بر کشور حاکم مى کند. بررسى مطبوعات عراقى و برخى کانال هاى عرب زبان به مقصد عراق و منطقه، این مسأله را نشان مى دهد که نیروهاى مبارزه کننده با حکومت عراق و اشغالگران، از رسانه ها براى تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومى استفاده زیادى مى کنند. فروکش نکردن گروگانگیرى ها و در بسیارى موارد انتخاب افرادى که از میان نزدیکان مقامات عراقى و یا اتباع غیرعراقى ربوده مى شوند، نشان مى دهد که حربه گروگانگیرى و نیز ترورهاى پرسروصدا(نظیر ترور نماینده زن پارلمان عراق یا ترور نماینده سازمان ملل متحد و غیره) بشدت مورد علاقه جریان مقاومت کننده است.
در بررسى پراکندگى حملات انتحارى و سایر اشکال عملیات خرابکاران این نتیجه به دست مى آید که آرامش نسبى مناطق شیعى نشین پس از فروکش کردن تحرک جریان هایى مانند آنچه تحت رهبرى مقتدى صدر وجود داشت، در مسیر ثبات حرکت داشته است. پس از آنکه استراتژى شوراندن جریانات شیعى از طریق حمله به اهداف حساس (چهره ها) و کور (حملات بى هدف در روز عاشورا در کربلا) بى نتیجه ماند، نیروهاى شیعى به شکل بسیار مؤثرى در خدمت امنیت شهرها قرار گرفته اند. اغواکننده بودن وضعیتى که در آن، شیعیان بر ضد آمریکایى ها شوریده باشند، باعث مى شود تا شیعیان تا پایان درگیرى ها در عراق، هدفى مناسب براى دستیابى به وضعیت یادشده باقى بمانند. با این وجود، در صحنه عمل شاهدیم که آرامشى نسبى بر مناطق شیعى حاکم است که نتیجه عملکرد و توافق جمعى گروههاى مختلف شیعى است.
در مناطق کاملاً کردنشین وضعیتى همانند مناطق کاملاً شیعه نشین را شاهدیم، اما در شهرهایى که ترکیب اعراب سنى از یک سو و عامل نزدیکى جغرافیایى وجود دارد، مدار حملات رو به فزونى مى گذارد.
از سوى دیگر باید عامل دشوارى به کارگیرى نیروهاى شیعى در مناطق سنى نشین را نیز در نظر گرفت. از همین رو، قسمت عمده کار روى دوش نیروهاى امنیتى عراقى قرار مى گیرد.
در این حوزه ضعف ها بسیار است که در گذشته درقالب هاى متفاوت به تشریح آن پرداخته ایم. نیروهاى آمریکایى نیز بخاطر حاکمیت نگرانى از دادن تلفات، اغلب پس از وقوع حمله از راه مى رسند و یا هنگام درگیرى مستقیم و حملاتى مانند آخرین عملیات ماتادور در نزدیکى مرز عراق با سوریه، ازحجم آتش سنگینى استفاده مى کنند. همین عامل مردم محلى را به واسطه وسعت خرابى ها وتلفات غیرنظامى که از این روش آمریکایى ها برجاى مى ماند، بیشتر به نیروهاى مقاومت سنى نزدیک مى کند و فاصله این نزدیکى با رضایت از عملیات نیروهاى فراعراقى نیز فاصله بسیار ناچیزى است. در این حقیقت کمتر تردیدى وجود دارد که برنامه ریزان آمریکایى به واسطه فقر شناخت از محیطى که مى خواستند در آن وارد جنگ شوند و سپس در آن به ارتش سازى و استقرار حکومت جدید دست بزنند، بیشتر نگاهى معطوف به کسب نتیجه فورى داشته اند. از همین روست که در افغانستان و عراق به گونه اى از ترکیب نیروهاى موجود یا بالقوه استفاده کرده اند که ملاحظات بسیارى باید در مورد آنها رعایت مى شده و این وضع باعث شده است تا ترکیب جدیدى از نیروهاى مقاوم در درون این محیط ها به وجود بیایند. وقتى این نیروها با برخى عوامل مساعد دیگر دست اتحاد بدهند، وضعیت براى آمریکا و بریتانیا در عراق مى تواند به گونه اى شود که از سطح از دست دادن ۱۰ درصد از آراى حزب کارگر در انتخابات اخیر فراتر رفته و هزینه هاى امنیتى- استراتژیک در سطحى سنگین تر خود را نشان دهند.
نخستین هزینه آن است که نیروهاى خارجى امکان خروج از عراق را عملى نبینند و در عین متحمل تلفات شده و در عرصه افکار عمومى نیز مسؤول بى ثباتى ها معرفى شوند. بودجه لازم براى تأمین عملیات نظامى هزینه دیگرى است که بر دوش مالیات دهندگان آمریکایى و انگلیسى تحمیل مى شود. سناى آمریکا بودجه سال جارى عملیات ارتش این کشور در عراق را با رقم سنگین ۷۶ میلیارد دلار تصویب کرد. در گذشته به خانواده سرباز کشته شده آمریکایى درعراق مبلغ ۱۲ هزار دلار پرداخت مى شد و سنا در رأى چند روز پیش خود براى بودجه عملیات در عراق، رقم یاد شده را به ۱۰۰ هزار دلار افزایش داد. تصور اینکه هر خانواده آمریکایى ۹ سال دیگر(زمان بیان شده از سوى ژنرال مایرز براى احتمال طول کشیدن ناآرامى ها در عراق) چه مبلغى براى فرزند یا سرپرست کشته شده خود خواهد پرداخت، خود نکته قابل تأملى است!
حکیم مردم عراق را به وحدت فراخواند
سید «عبدالعزیز حکیم» رئیس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق، مردم این کشور را به وحدت و مقاومت در برابر هرگونه تلاش براى ایجاد فتنه طایفه اى فراخواند.
به گزارش ایرنا به نقل از شبکه تلویزیونى «العربیه»، وى طى بیانیه اى هشدار داد که اقداماتى براى ایجاد اختلاف بین گروه هاى عراقى در جریان است.
او طرف هاى بیگانه و باقیمانده هاى نظام صدام را به ایجاد این اختلاف متهم کرد.
وى اظهار اطمینان کرد که مردم عراق خشونت ها را براى رسیدن به ایجاد عراق قانونمند که در آن عدالت براى همه محقق شود، تحمل مى کنند.
حکیم در پاسخ به اتهاماتى که شیخ «حارث الضارى» از علماى اهل سنت عراق به سازمان بدر نسبت داده از دادگاه هاى عراق دعوت کرد که درباره صحت این اتهامات تحقیق کنند.
وى بااشاره به عملیات تروریست ها که برخى از آنهاانتحارى بوده وبسیارى از شیعیان و سنى ها را به کشتن داده است، گفت: همانطور که جنایات تروریست ها شهروندان «اربیل»، «صلاح الدین » و «انبار» را به کشتن داده اهالى «کربلا»، «حله» و «بغداد جدید» را در نیز در برگرفته است. در همین حال العربیه دیروز اعلام کرد: افراد مسلح به خانه «موفق الربیعى» مشاور امنیت ملى عراق یورش بردند و یک خودروى بمب گذارى شده در نزدیک منزلش منفجر کردند که باعث مجروح شدن یکى از محافظان وى و کشته شدن یکى از مهاجمین شد. الربیعى هنگام حمله افراد مسلح در منزل نبود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات