* اولین موردى که به عنوان یک مانع در مباحث توسعه خود را نشان مى دهد، آشفتگى و عدم درک واحد از مفاهیم اصلى است. در مورد توسعه پایدار هم نوعى تناقض و تضاد به چشم مى خورد. به نظر شما براى درک این مفهوم بهتر است از کجا آغاز کنیم؟
** در بحث توسعه پایدار، هر کس با شنیدن این مفاهیم سعى مى کند دنیاى فکرى خودش را با پارادایم هاى توسعه تطبیق دهد. شما اگر به فرهنگ لغات رجوع کنید، مى بینید در برابر کلمه پایدارى نوشته شده ایستادگى، مقاومت، تداوم و... توسعه پایدار یعنى امکان تداوم یک فرایند یا وضعیت براى همیشه تا پدیده بتواند پیوسته در روال و وضعیتى که دارد باقى بماند و استمرار یابد. وقتى بحث استمرار را مطرح مى کنیم باید به نهان آن هم توجه داشته باشیم که این استمرار داراى تحرک و پویایى هم هست به همین خاطر با مفهوم پایدارى نمى توان ایستا برخورد کرد. اما چه اتفاقى رخ داد که مفهوم توسعه پایدار تا این حد عام و فراگیر شد؟ و این که از کجا باید شروع کنیم تا به یک تعریف مشترک برسیم، بعد از اجلاس تاریخى «ریو» در ۱۹۹۲ عده زیادى به این نتیجه رسیدند که در مورد فرایندهایى که احساس مى کنند ناپایدار است، باید فکرى اساسى کرد.چرا که این وضع قابل تحمل نبود.
* چه پارامترهایى سبب این توجه عمومى شد؟
** اولین پارامترهایى که مطرح شد، بسیار جنبه طبیعى داشت. مثلاً مى گفتند: کیفیت آب، هوا، خاک، پوشش گیاهى، زندگى حیوانات و... در حال نزول است. و یا سرانه آب آشامیدنى براى کره زمین روز به روز در حال کم شدن است و ما در آینده در نقاطى مانند خاورمیانه جنگ آب خواهیم داشت. به هر حال یک حس مشترکى پدید آمد که منابع به اندازه کافى نیست. پوشش جنگلى در حال نابودى است و در هر ۱۵ ثانیه به اندازه یک زمین فوتبال از جنگل هاى جهان کاسته مى شود. میزان فرسایش خاکى که تشکیل هر یک سانتى مترش ۸۰۰ سال طول مى کشد، بسیار زیاد است. در مورد ایران هم آمار نشان مى دهد که چندین میلیون تن خاک در حال فرسودگى است. در مورد هوا به خصوص در کلان شهرها سازمان بهداشت جهانى از آلودگى هواى شهرها در سطح بالاى بحرانى یاد مى کند و اعلام مى کند ورود سرب به خون باعث کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدى ضریب هوشى کودکان مى شود. مسأله بعد سوراخ شدن لایه ازن است که انسان با نابخردى باعث آن شده که در افزایش بیمارى سرطان تأثیر زیادى داشته است.
علاوه بر تمام این موارد در حوزه مباحث اقتصادى، اجتماعى مى بینیم که از ۶/۲ میلیارد نفر جمعیت کره زمین یک میلیارد نفر در یک شرایط بى سابقه اى از رفاه، ثروت و آسایش به سر مى برند و ۵/۲ میلیارد نفر در شرایط فقر و نابسامانى زندگى مى کنند. این شرایط نابرابر آینده بشریت را با بحران هاى جدى روبرو خواهد کرد.
* آیا اینها نتیجه گریز ناپذیر سیر تحولات نظام سرمایه دارى نیست؟
** بله... در همین خصوص بعضى از پژوهشگران از انقلاب صنعتى به نام فاجعه صنعتى یاد مى کنند و مى گویند: این انقلابى در جهت بدتر شدن بوده. البته مقصود این گروه این نیست که برگردیم به قرون وسطى. بلکه فکر مى کنند انقلاب صنعتى طرز تلقى ما را از منابع عوض کرده است. تا قبل از آن شما یک کارگاه قالى بافى داشتید و یک دار قالى و شترى، که عدل پنبه اى مى آورده و آرام آرام قالى بافته مى شد. در چنین شرایطى منابع اولیه با سرعت پایینى مصرف مى شود.
* به عبارتى بحث بازار مطرح نبوده و تولید و مصرف جنبه داخلى و خود مصرفى داشته است؟
** بله، ولى وقتى صنعت مى آید همان داربست تبدیل به کارخانه عظیمى مى شود که با انرژى فسیلى کار مى کند و پشت سر هم تولید مى کند و باید منابع زیادى صرف خوراک این تولیدات شود و از طرف دیگر هرچه که تولید مى شود باید مصرف شود. پس حتماً یک نظام هاى اجتماعى بوده که چنین شرایطى را ایجاد کرده است و اولین مورد این نظام ها این است که دسترسى بدون قید و شرط به منابع اولیه داشته باشیم و استعمار هم از همین جا به وجود مى آید. شهر صنعتى شده، دیگر آن شهر قدیم نیست که در مرکز دشتى واقع شده و ارتباط محدودى با روستاهاى اطراف خود دارد. این شهر وقتى مدرن مى شود در واقع اگر لازم باشد منابع طبیعى را از راه هاى دور براى مصرف مصادره مى کند.
* موضوعى که گفتید روند مهم و قابل توجهى است که به چشم مى خورد. ولى کشورهاى صنعتى جهان بر روى مسائل گرمایش زمین و تغییر آب و هوا مشغول مطالعه و تحقیق هستند که همین موضوع یکى از نگرانى هایى است که باعث مطرح شدن بحث توسعه پایدار شده است. باتوجه به اینکه همین کشورهاى صنعتى و پیشرفته بیش از ۵۰درصد گازهاى گلخانه اى را تولید مى کنند، فکر نمى کنید بحث توسعه پایدار از سوى همین کشورها ارائه شده تا منابع به نفع آنها مصادره شود و به نوعى جلوى رشد کشورهاى در حال توسعه گرفته شود؟
** این یک سناریو است که آنها مى توانند سوءاستفاده کنند از پارادایم توسعه پایدار و من با این گفته شما موافقم و از علایمش هم این را مى بینم که امروز در مسائل بازرگانى بین المللى یک کدهایى را براى توسعه پایدار قرار مى دهند که کشورهاى جهان سوم که با یک تکنولوژى پایین کالایى را تولید مى کنند نمى توانند به ضوابط ایزو ۱۴هزارها را جواب دهند و در نتیجه به بازارهاى کشورهاى توسعه یافته که بسیار سودآور است، راه نمى یابند. اما این یک سناریو است. سناریوى دیگرى هم وجود دارد که به نجات کره زمین مى اندیشد. فراموش نکنیم اکنون بزرگترین بازدارنده هاى رفتار غلط کشورهاى غربى، جنبش هاى سبز هستند. به نظر من منطق بحث توسعه پایدار به حدى قوى است که هیچ کس نمى تواند منکر آن شود و آن را رد کند. مسأله اساسى این است که آیا ما از پارادایم توسعه پایدار مى توانیم به عنوان نیرویى بالنده استفاده کنیم یا نقش بازدارندگى آن بیشتر است. من فکر مى کنم توان بالقوه استفاده از پارادایم توسعه پایدار در راستاى بالندگى بیشتر است. چون ما هم بالاخره باید به این سمت و سو برویم بخصوص براى کشورى با مشخصات کشور ما. اما از سوى دیگر بسیارى فکر مى کنند توسعه پایدار براى کشور ما بسیار ضرورى است. چون در حال حاضر اتکاى ما به نفت است و از ابتداى پیروزى انقلاب هم عالى ترین مقامات مسؤول گفته اند که باید سعى کنیم وابستگى اقتصاد به نفت را کم کنیم و در نتیجه چنین عواملى، بحث پایدارى براى ما را به یک ضرورت مبدل ساخته زیرا با توجه به عواملى مانند رشد جمعیت، بحث کمبود آب، شکنندگى اکولوژیک و اتکا به منبع ناپایدارى مثل نفت، بحث توسعه پایدار براى کشورما در ذات خود داراى اهمیت و ضرورت است.
* آیا در مورد توسعه پایدار ما به یک اجماع رسیده ایم؟ این گونه حس مى شود که ما به لزوم توسعه پایدار هنوز پى نبرده ایم و معناى واقعى آن را هم به روشنى درک نکرده ایم و به عنوان پسوند آن را به هر چیزى مى چسبانیم، توسعه اجتماعى پایدار، توسعه اقتصادى پایدار و... بدون اینکه به تغییر محتوایى که در فرایندها نیاز دارد توجه کنیم و فرهنگ توسعه پایدار را ایجاد کنیم؟
** باید بگویم از پسوند پایدار نه تنها در حوزه مباحث توسعه بلکه در هر سمینارى از این واژه سوءاستفاده مى شود. مثل تولید زیتون عین توسعه پایدار است و یا همایش ۳روزه تولید دسته شاتون در راستاى توسعه پایدار... این موارد وجود دارد و اخیراً کار به جایى رسیده که از توسعه پایدار به عنوان برگ برنده استفاده مى شود که هر کس که بخواهد حرفش را به دیگران بقبولاند از آن استفاده مى کند. چون از آن شعارهایى است که هیچ کس جرأت نمى کند بگوید توسعه پایدار بد است بر همین اساس هر کس که ایده اى دارد مى گوید ایده من در خدمت توسعه پایدار است.
به نظر مى رسد وقتى که در رابطه با توسعه پایدار صحبت مى کنیم، بحث مان با مصرف و الگوهاى مصرف ارتباط پیدا مى کند. آیا به واقع مصرف به این شکل انبوه که در دنیا ترویج مى شود در جهت توسعه پایدار است و اگر نیست با نیروهاى بازار چه مى توان کرد؟
این بحث حساس اجرایى و عملى شدن توسعه پایدار است که پژوهشگران و سازمانهاى بین المللى هم خیلى به آن توجه دارند که تحت عنوان نیروهاى راهبر بازار از آن صحبت مى کنند. بحث بر سر این است که نیروهاى راهبر بازار را چگونه تغییر دهیم که بتواند با بحث توسعه پایدار همخوان باشد. بحث مصرفى را که شما گفتید من مربوط به انقلاب صنعتى مى دانم. الگوى انقلاب صنعتى الگویى است که فرض آن بر روى نامحدودى منابع است.
براین اساس هرچه منابع اولیه بهتر مصرف شود، محصول بیشترى تولید مى شود و ما رشد بالاترى را تجربه مى کنیم. وقتى که مثلاً رشد اقتصادى را حساب مى کنند و مى گویند این میزان رشد داشته ایم، این رشد یک مسیر خطى است. یعنى عوامل تولید را با هم جمع مى زنند و بعد مى گویند اختلاف بین داده ها و ستانده ها و ارزش تولیدات چقدر بوده و میزان رشد را حساب مى کنند. در حالى که این فرض غلط است و تا ابد مى توان این مسیر خطى را دنبال کرد. در این خصوص اقتصاددانان اکولوژیک دو سؤال اصلى را مطرح مى کنند. سؤال اول اینکه آیا براى قست اول پروسه تولید یعنى منابع هرچه بخواهیم فراهم است؟ پاسخ این است که خیر، منابع انرژى فسیلى تجدیدناپذیر هستند و برخى ازمنابع تجدیدپذیر هم با آهنگى برداشت مى شوند که قابلیت تجدید پیدا نکرده اند مثل خاک، جنگل و آب. وقتى ما افتخار مى کنیم که در فلان دشت مرکز پسته ما ۵۰۰میلیون دلار صادرات پسته داشته ایم، کسى نیست بگوید به ازاى آن ۱۷متر افت آب زیرزمینى داشته ایم. این یعنى اینکه ما سرمایه طبیعى را به تاراج مى گذاریم و از ثروت آیندگان براى سود امروز استفاده مى کنیم. در حالى که ما باید به گونه اى تولید کنیم که همان میزان سفره آب زیرزمینى حفظ شود. سؤال دوم اقتصاددانان اکولوژیک این است که آیا این منابع اولیه دوباره به چرخه طبیعت بازمى گردند یا خیر؟ در این مورد آنها معتقدند این مسیر نباید خطى، بلکه باید دایره باشد. یعنى وقتى منابع اولیه را در یک پروسه به کالا و خدمات تبدیل کردید باید این کالا و خدمات نهایتاً تبدیل به همان مواد اولیه براى استفاده شود و یا باید تجزیه پذیر باشند و مجدداً به محیط طبیعى بازگردند یا اینکه قابل بازیافت باشند.
* آیا روند مبتنى بر اقتصاد رشد به شکاف طبقاتى بیشتر در جامعه شهرى منجر نخواهد شد و سهم کیک اقتصادى فقرا روز به روز کوچکتر نخواهد شد؟
** اگر توزیع ثروت عادلانه نباشد این اتفاق رخ مى دهد. البته در این مورد بین برنامه ریزان توسعه پایدار اختلاف وجوددارد. عده اى مى گویند قطر کیک منابع کره زمین ثابت است و باید در تقسیم قطاع ها تغییراتى داده شود. این درک رادیکال و مترقى از توسعه پایدار است.
درک محافظه کارانه از توسعه پایدار مى گوید: هنوز قطر زمین جا دارد و ما مى توانیم قطر کیک را زیاد کنیم تا به هرکس باریکه بیشترى برسد. اما ما معتقدیم نمى شود قطر کیک را زیاد کرد زیرا تمام نظامهاى پشتیبان حیات ما اعم از چرخه آب، چرخه اکسیژن، تنوع زیستى، چرخه انرژى در حال مختل شدن است. ادامه دارد...