محمدمهدى غفارى
دولت چین در اکتبر سال ،۲۰۰۳ با پرتاب فضاپیماى سرنشین دار «شن جوى - ۵» (سفینه مقدس) عملاً به عضویت باشگاه فضایى درآمد که تا پیش از آن ، آمریکا و روسیه، اعضاى آن بودند. در همین حال ، دولتمردان پکن به مناسبت پنجاه و ششمین سال تأسیس جمهورى خلق چین اعلام کردند که دومین فضاپیماى سرنشین دار «شن جوى - ۶» را دیروز به فضا پرتاب کردند تا از این طریق، حضور خود را در باشگاه فضایى تثبیت کنند. در مورد اینکه دولت چین با پرتاب فضاپیماى سرنشین دار چه اهدافى دارد ، جاى بحث و تبیین موضوع وجود دارد، اما استراتژیست هاى نظامى اینگونه اقدامات دولت چین را قرین به نیل اهداف نظامى مى دانند.
از دید برخى استراتژیست ها، رهبران پس از مائوتسه دون - بنیانگذار جمهورى خلق چین - با این اقدام خود نشان داده اند که استفاده از نیروهاى متخصص و برخوردار از دانش و تکنولوژى روز را به استفاده از نیروى خلقى متعهد، اما فاقد سلاح ترجیح مى دهند. ۳ نسل رهبرى چین بعد از مائو اذعان مى کنند خساراتى که چین در جنگ کره در فاصله سالهاى ۵۳ -۱۹۵۰متحمل شد ناشى از ضعف تئوریهاى جنگ خلق بود که مائو رهبر انقلاب چین در آن جنگ به عامل انسانى بیش از سلاح اهمیت مى داد. اگرچه رهبران نسل چهارم چین هنوز براى مائو و اندیشه هایش احترام قایلند و هرساله به مناسبت هایى از زیر عکس بسیار بزرگ مائو در پکن رژه مى روند و از نیروهاى ارتش خلق سان مى بینند، اما این همه فقط درحد به جاى آوردن یک تشریفات و یادآورى خاطرات نیروهاى ارتش خلق در ۵۰سال گذشته است . هم اکنون رهبران نسل چهارم رهبرى چین، ارزیابى ویژه و جدى در باره تغییر و ترمیم ساختار ارتش خلق دارند. صرف نظر از آنکه پرتاب فضاپیماى سرنشین دار شن جوى - ۶ براى دومین بار چه بازتاب هایى در محافل سیاسى و مطبوعاتى خواهد داشت، اما رهبران چین در سالهاى دهه ۹۰ میلادى با تلاش هاى مستمر مجموعه ارکان ارتش خلق به دانش و تکنولوژى در خورتوجهى در بعد نظامى ، دفاعى، امنیتى و اطلاعاتى دست یافتند . بویژه آنکه روند نوسازى ارتش خلق چین به توصیه «جیانگ زمین » رئیس جمهورى و دبیرکل سابق حزب کمونیست چین در جهت روزآمدکردن ارتش و کاهش حجم آن ، توانست نتیجه تلاشها را در این خصوص ارائه کند. تولید انواع موشکها از جمله موشک «دنگ فنگ» (باد شرق) نمونه بارز تلاش چین در تولید ادوات نظامى هم سطح با کشورهاى صنعتى غرب از جمله آمریکا است و به طریق اولى ، مؤید تلاش هاى دولت چین نیز در جهت نوسازى ارتش خلق است. رهبران چین طى سالهاى دهه ۹۰ تمام توجه خود را معطوف به این موضوع کردند که ارتش خلق باید در انطباق بامجموعه شرایط و تحولات روبه رشد سیاسى، امنیتى و نظامى جهان بعد از جنگ سرد گام بردارد. به همین دلیل ، روزآمد کردن ارتش با تجهیزات و سلاحهاى پیشرفته ، کاهش نیرو، بالابردن قابلیت ها و توان آن پس از جنگ خلیج فارس (جنگ نفت) حمله آمریکا به افغانستان و عراق در دستور کار جدى رهبران چین قرار گرفت. گفتنى است که دولت چین در یک مقطع از تاریخ روابط خود با آمریکا (دوران «بیل کلینتون») و دموکراتها، از فرصت فراهم آمده به میزان قابل توجهى در جهت برآورده کردن نیازهاى تکنولوژیکى خود از آمریکا به خوبى استفاده کرد. بویژه آنکه چین در دوران روى کار آمدن دموکراتها به شریک استراتژیک آمریکا تبدیل شده بود و لذا از هر فرصتى براى بهره گرفتن از امکانات آمریکا در نوسازى ارتش خلق بهره مند شد. بیل کلینتون رئیس جمهورى وقت آمریکا در توجیه همکاریهاى واشنگتن با پکن استدلال مى کرد که تجارت جهانى شده است و چنانچه دولت آمریکا از داد و ستد تجارى و بعضاً نظامى با چین خوددارى کند، دیگران ، مشخصاً اروپایى ها از این موقعیت بهره خواهند گرفت و به نیازهاى چین در زمینه هاى مختلف پاسخ خواهند داد. با توجه به اینکه رؤساى جمهورى آمریکا - فرض نمى کند که از کدام حزب باشند - موظف به اجراى سناریویى هستند که منافع آمریکا را در جهان تأمین کند، معذالک دموکراتها تاکتیک هایى را اتخاذ کردندکه به چین نزدیک تر شوند تا از این طریق بتوانند فشارهایى بر این کشور در خصوص رعایت حقوق بشر وارد آورند. «مادلین آلبرایت» وزیر امور خارجه پیشین آمریکا معتقد بود هرچقدر به چین کمونیست نزدیک شویم، راحت تر مى توانیم به اهداف خود دست یابیم. اما برخلاف دموکرات ها، دولت «جورج بوش» از چین به عنوان یک رقیب استراتژیک آمریکا نام برد. او معتقد است باید به چین در تمام زمینه ها فشار آورد تا خود را با شرایط دلخواه آمریکا تطبیق دهد.
واقعیت این است که جمهوریخواهان قدرت چین را در عرصه هاى مختلف برنمى تابند و چین به هراندازه که در تقویت بنیه ارتش خلق گام برمى دارد، به همان اندازه نیز در معرض انتقاد دولت آمریکا قرار مى گیرد. «دونالد رامسفلد » وزیر دفاع آمریکا، افزایش توان نظامى چین را عامل برهم زننده تعادل هوایى آمریکا در گستره شرق آسیا بویژه در دو سوى تنگه تایوان مى داند. شاید به همین دلیل بوده است که «کا ندولیزا رایس» در سفر به اروپا ، از کشورهاى اروپایى خواست تحریمهاى تسلیحاتى علیه چین را لغو نکنند.
نومحافظه کاران کاخ سفید نظیر رامسفلد و رایس پیوسته با طرح این تئورى بوش که چین رقیب استراتژیک آمریکا است ، از متحدان واشنگتن مى خواهند تا با آمریکا در خصوص مقابله با قدرتمندشدن چین در زمینه نظامى همصدا شوند. بویژه آنکه برخى استراتژیست هاى نظامى آمریکا در همسویى با نومحافظه کاران معتقدند که آمریکا باید نگران حمل برخى موشکها از طریق فضاپیماى سرنشین دار چین باشد، چرا که این اقدام پکن مى تواند در یک جنگ احتمالى منافع آمریکا را در شرق آسیا مورد هدف قرار دهد. این تحلیلها در حالى ارائه مى شود که دولت آمریکا على رغم توانایى اطلاعاتى، هنوز نتوانسته است از مأموریت فضاپیماى سرنشین دار شن جوى - ۵ که پس از ۲۲ ساعت مأموریت و ۱۴ بار گردش به دور کره زمین ، اطلاعاتى مبنى بر حمل موشک ارائه دهد. این مسأله قبل از آنکه به معناى بى دقتى آمریکا در محافل سیاسى و مطبوعاتى تبدیل شود، مهارت و خلاقیت چینى ها قلمداد شده است.