مرتضى مکى
سرانجام در نبرد تصاحب مقام صدراعظمى آلمان «گرهارد شرودر» میدان را به «آنگلا مرکل» واگذار کرد و مرکل به عنوان اولین زن در تاریخ آلمان بر صندلى صدراعظم تکیه زد. اما شرودر نیز موفق به گرفتن پستهاى کلیدى دولت براى حزب سوسیال دموکرات شد.
انتخابات بدون برنده ۱۸ سپتامبر، نظام حزبى آلمان را براى تشکیل دولت با بن بست سیاسى مواجه کرد و هیچ یک از احزاب قادر به کسب تعداد لازم کرسى هاى پارلمانى براى تشکیل دولت با احزاب کوچک نشدند. بدین ترتیب، تنها یک گزینه باقى ماند و آن، تشکیل ائتلاف بزرگ بین احزاب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحى بود. در این حال، در برخى رسانه هاى غرب، از خانم مرکل به عنوان تاچر آلمان یاد مى کنند اما نگاهى به مشکلات اقتصادى آلمان، موقعیت سیاسى ضعیف احزاب محافظه کار و ترکیب دولت ائتلافى که تشکیل شده حاکى ازآن است که مرکل نمى تواند نقش تاچر را ایفا کند. تاچر در دهه ۸۰ میلادى در راستاى سیاست اقتصاد بازار خصوصى سازى شرکتهاى دولتى را با وجود اعتصاب و مخالفت هاى گسترده اتحادیه هاى کارگرى به مرحله اجرا گذاشت. موفقیت تاچر در اجراى برنامه هاى اقتصادى اش موجب شد از او به عنوان «بانوى آهنین» یاد شود.
اما شرایط آلمان با انگلیس دهه ۸۰ و موقعیت مرکل محافظه کار با تاچر کاملاً متفاوت است. آلمان به عنوان بزرگترین اقتصاد اروپا با نرخ بیکارى بى سابقه اى پس از جنگ جهانى دوم روبرو است. نرخ رشد اقتصادى نزدیک به صفر است و کسرى بودجه این کشور بالاتر از معیارهاى اتحادیه اروپا قرار دارد. تمامى احزاب آلمان بر ضرورت اصلاحات اساسى براى بهبود وضعیت اقتصادى کشور تأکید دارند. اما آلمان براى اجراى اصلاحات اقتصادى با محدودیت هاى بسیارى مواجه است و نیاز به یک جراحى دارد. شرودر اصلاحات اقتصادى را موسوم به «برنامه ۲۰۱۰» به اجرا گذاشت. محور این برنامه، افزایش مالیات، کاهش هزینه هاى خدمات رفاهى و اجتماعى و اصلاح بازار کار است. اجراى این برنامه نه تنها اعتراضات و مخالفت هاى گسترده اى را به دنبال داشت، بلکه موجب شکاف داخل حزب سوسیال دموکرات و انشعاب در این حزب شد. اوضاع نابسامان آلمان نیز موجب شد که حزب مرکل نیز با انتقاد از برنامه هاى اقتصادى شرودر با اختلاف چهار کرسى برسوسیال دموکرات ها برترى بیابد. در عین حال، مرکل در رقابتهاى انتخاباتى، وعده کاهش مالیاتها و کاهش هزینه خدمات رفاهى و اجتماعى براى شکوفایى اقتصادى را داد.
حال، پرسش مهم این است که آیا مرکل در مقام صدراعظم آلمان قادر به عمل کردن به وعده هاى خود است؟ این درحالى است که ائتلاف بزرگ در آلمان در شرایطى شکل گرفته است که اختلاف نظر عمیقى میان حزب سوسیال دموکرات و حزب دموکرات مسیحى وجود دارد. در تقسیم پست هاى دولت از چهارده وزارتخانه هشت وزارتخانه به سوسیال دموکراتها داده شده و پستهاى کلیدى مثل وزارت دارایى، وزارت کار و وزارت امور خارجه در اختیار حزب سوسیال دموکرات قرار گرفته است. در هر حال، با وجود اختلافات عمیق در داخل دولت آتى، مرکل با شرایط بسیار دشوارى براى اجراى برنامه اقتصادى خود روبرو خواهد بود. به نظر مى رسد که وى اقتدار لازم را براى اجراى برنامه هاى اصلاحات اقتصادى نخواهد داشت و ائتلاف بزرگ، ائتلافى شکننده و متزلزل خواهد بود. به همین دلیل، بسیارى در آلمان معتقدند احتمال بن بست در اجراى اصلاحات اقتصادى بسیار زیاد است. کاهش ارزش «یورو» پس از اعلام توافق شرودر و مرکل ناشى از همین تردید و نگرانى به دورنماى روند اصلاحات اقتصادى است. ناتوانى و ضعف خانم مرکل در اجراى برنامه هاى خود تنها به مسائل اقتصادى محدود نمى شود. او با توجه به دادگاههاى آتلانتیک گرایانه اش باید با شریکى(منظور سوسیال دموکرات ها) کار کند که دیدگاههاى اروپا محورانه دارد و با سیاستهاى یکجانبه گرایانه آمریکا مخالف است. با چنین وضعیتى، مرکل ناتوان از این است که بتواند از خود چهره یک صدراعظم قدرتمند را ارائه بدهد.
درپایان باید گفت که تشکیل ائتلاف بزرگ، قطب بندى هاى سیاسى را در آلمان تغییر داده است و در این میان احتمال ورود نیروى سومى به عرصه سیاست آلمان دور از ذهن نیست؛ همانگونه که حزبى جدید به نام حزب «چپ نوین» تنها با اینکه دو هفته از تأسیس آن مى گذشت، بیش از ۵۰ کرسى را کسب کرد.