تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۶۴۵۰۱
روزهاى سرنوشت یکى پس از دیگرى فرا مى‌رسند

در جست‌وجوى صداى ملت

کامبیز توانا مقدمه: براى نخستین بار پس از انقلاب اسلامى در ایران انتخابات ریاست جمهورى راهى مرحله دوم شد که در نوع خود حاکى از تغییرات زیادى است که در سطح حرکت سیاسى کشور رخ داده است و از این بابت مى توان گفت که دوران جدیدى رقم خورده و افق تازه ترى ترسیم شده است. مى توان بر سر آرایش گروه هاى سیاسى و سود و زیان ها حرف زد اما این سخنان را مى توان به زمانى دیگر واگذاشت. در حال حاضر به وضعیت رخدادهاى سیاسى و انتخاباتى مى پردازیم تا در آینده مفصل تر بتوان این قضایا را ریشه شناسى کرده و مورد تحلیل قرار داد البته اگر شرایط آن فراهم باشد.

نتایج و عواقب
نخستین شوکى که پس از پایان رأى گیرى به جامعه سیاسى وارد شد، ناهماهنگى بود که میان متولیان قانونى اعلام نتایج آرا رخ داد. در حالى که متولى اصلى و رسمى این کار - شمارش آرا - وزارت کشور است و نتیجه را پس از اخذ به شوراى نگهبان ارجاع مى دهد تا رسمى و نهایى شود. صبح شنبه ۲۸خرداد بود که ساعت ۸ صبح و در تماسى تلفنى با تلویزیون دولتى ایران سخنگوى شوراى نگهبان در گفت وگویى مستقیم و تلفنى نخستین نتایج را اعلام کرد. وزارت کشور سرگردان از این حرکت سعى کرد قضایا را پیگیرى کند اما حتى مسؤولان سیما اعلام کردند که به طور دقیق از قضیه اطلاع ندارند. این قضیه در نخستین ساعات اعلام نتایج خبردار از نتایجى بود که ممکن بود در نوع خود غیرمنتظره باشد. به هر حال تا شب، شمارش تمام شد و نتایج به شرح زیر اعلام شد: مکان نخست به اکبر هاشمى رفسنجانى رسید که حدود شش میلیون و ۱۰ هزارو ۸۲۹ رأى را به خود اختصاص داده بود. پس از او رتبه دوم به شهردار تهران محمود احمدى نژاد رسید که با حدود پنج میلیون و ۵۵۵هزار و ۴۵۸ رأى این مکان را کسب کرد و در رقابتى نزدیک از مهدى کروبى با پنج میلیون و ۳۹ هزار و ۴۳۱ رأى پیش افتاد. اختلاف کم میان رأى کروبى و احمدى نژاد باعث شد کروبى به سرعت کنفرانس خبرى برگزار کرده و اعلام کند که به نتایج اعتراض دارد و حتى از مقام رهبرى خواست که وارد شده و اوضاع را آنگونه که لازم است اصلاح کنند. به هر حال مهدى کروبى پس از آن از دور انتخابات خارج شد. براى نخستین بار یک کاندیدا نتوانست اکثریت آرا را بدست آورد.
پیش از این و عموماً تعداد کاندیداها زیاد نبودند که مى شد حدس زد برنده کیست. در دوره دوم انتخاب سید محمد خاتمى نیز تعداد کاندیداها زیاد بود اما خاتمى آنقدر محبوب بود که نه تنها با اقتدار انتخاب شود که حتى میزان آراى او از دوره اول نیز بیشتر شود. اما در این دوره هفت کاندیدا رقابتى نزدیک داشتند در حالى که به نظر رسید در این دوره مخاطبان هر کاندیدا توانسته اند ارتباط مناسب را با کاندیداى مورد نظر خود برقرار کنند پس آنچه مهم بود زبان و برنامه بود. مخاطبان مى باید زبان مشترک خود را پیدا مى کردند و گویا این زبان و جست وجوى آن به شکاف بین برنامه ها تبدیل شد.
در جست وجوى مخاطب
برخى از کاندیداها در این دوره خط میانه را نگه داشتند و برخى دیگر یا از این سو افتادند یا از سوى دیگر آنچه در انتخابات اخیر به عنوان پیام اصلى مطرح شد حاوى نکته اى بسیار مهم بود: بخشى از ملت هنوز با مدرنیسم پیوند نخورده و از آن هراس دارد. یکى از کاندیداها على رغم صبغه خاص خود با شعارهایى نوگرا و مدرن وارد صحنه شد اما نه تنها نتوانست مخاطب خوبى براى خود پیدا کند که اعتراض برخى نیروهاى قدیمى انقلاب را نیز برانگیخت. بارزترین نمونه آن بیژن نامدار زنگنه، وزیر نقت دولت خاتمى بود. وى به طور صریح پیش از انتخابات به شعارهاى مدرن برخى کاندیداها انتقاد کرد و اعلام کرد که این حرکات به دور از شأن آرمان هاى انقلابى ایران است.
اما یافتن مخاطب به حیطه عمومى جامعه اختصاص نداشت. بخش دیگر آن درمیان مسؤولان رسمى و مقامات سیاسى شکل گرفت. مرعشى، رئیس سازمان جهانگردى در گفت وگوى خبرى خود که در هفته گذشته در تلویزیون بر پا شد به نکته اى بسیار مهم و کلیدى اشاره کرد. رئیس جمهور باید بتواند مقام «شیخوخیت» داشته باشد به این معنا که مسؤولان مهم و طراز اول مملکت او را در همفکرى سهیم دانسته و تابع استراتژى هاى او باشند. این در حالى است که ما این روزها افراد مهمى را در مناصب مهم داریم که نظر آنها نیز شرط است. حسن روحانى، دبیر شورایعالى امنیت ملى ایران و نفر اصلى مذاکرات هسته اى و یا غلامرضا آقازاده، رئیس سازمان انرژى اتمى از این دسته افراد هستند. با فرض این که هیچ سازماندهى در جذب آرا وجود نداشته، مى توان اینگونه نتیجه گیرى کرد که افراد سنتى و متمایل به طبقات متوسط و پایین جامعه نقش اصلى را در انتخابات دارند و آنها هستند که تعیین کننده اصلى انتخاب به شمار مى آیند. به هر حال عده اى از رأى دهندگان سرخوردگان دوران اصلاحات بودند که ترجیح دادند به میدان نیایند. عده اى دیگر در میان شعارها و برنامه ها ماندند و هر یک انتخابى ویژه داشتند. در این میان این نتیجه نهایى هنوز نکات مبهمى در خود دارد. اگر فرض کنیم که مردم به سوابق اهمیت مى دهند، پس پایین ترین رأى را نمى توان توجیه کرد چرا که به مقام دوم پهلو مى زند. اگر هم فرض را بر این بگذاریم که براى رأى دهندگان برنامه و سوابق مهم است، پس دو مرحله اى شدن انتخابات را نمى توان توجیه کرد که نفر اول به این لحاظ فاصله زیادى با دیگر کاندیداها دارد و همین مسأله باعث مى شود در حال حاضر نتوان به طور دقیق تحلیلى از چگونگى تحقق آرا ارائه داد.
خارج از مرزها
تندترین موضع در خصوص انتخابات ایران را طبق قاعده بوش اتخاذ کرد. رئیس جمهور آمریکا پیش از برگزارى انتخابات آن را غیردموکراتیک خواند اما این دیدگاه او فارغ از این که دخالت در امور داخلى است، یک نکته مهم دیگر نیز در خود دارد: تعریف از دموکراسى به فهم شرایط و زمان نیاز دارد.
استقبال مردم ایران در خارج از کشور نیز چشمگیر بود.سفراى ایران سعى کردند تمام امکانات را فراهم کنند. صادق خرازى سفیر ایران در فرانسه به جز پاریس سه مکان رأى گیرى را در دیگر شهرهاى فرانسه در نظر گرفت و باعث شد جمعیت چشمگیرى از اقلیت ایرانى فرانسه در انتخابات شرکت کنند.
انتخاب و دموکراسى
در این هفته یکى از اساتید فلسفه دانشگاه هاروارد به ایران آمد و فرصت کوتاهى دست داد تا با او گفت وگو کنیم. از آن جایى که این گفت وگو تخصصى است در زمان مقتضى به آن خواهیم پرداخت اما نکته اى مهم که در این جا مى توان به آن اشاره کرد، صحبت مهم این استاد فلسفه بود. وى که از همکاران ساموئل هانتینگتون در هاروارد است، نظریات او را رد کرده و اعلام کرد که دموکراسى خاص هر کشور است ونمى توان براى آن یک دستورالعمل ارائه کرد. اصول آن مشخص است اما راه هاى رسیدن به آن در هر جامعه متفاوت است. ما در حال حاضر در مرحله دموکراسى مینى مالیستى هستیم. امکانى که به اکثریت مردم امکان این را مى دهد که در انتخابات حاکمیت نقش داشته باشند. این نوع از دموکراسى یک مشکل بزرگ دارد: قابلیت توقف در آن زیاد است و شاید نتوان به راحتى از آن گذشت و دیگر قدم هاى رو به دموکراسى را برداشت. این بحث بسیار مهم است و باید به آن توجه ویژه داشت.
حالا دیگر باید منتظر ماند و نتیجه نهایى را دید. این در حالى است که ما در سر یک دو راهى هستیم. دو راه، دو نگرش، دو تفکر، دو برنامه که اتفاقاً با هم تفاوت هاى ویژه دارند. یک نگرش غرب را به واکنش وا داشته و در کشور نیز جریانى تازه متولد کرده و یک جریان در پى راهبردهایى تازه براى قدم هایى است که از پیش برداشته شده است. حالا زمان آن است که بنشینیم و ببینیم که ملت ما در چه مرحله اى از دموکراسى حتى از نوع مینى مالیستى آن قرار دارند. اگر بتوان در آینده نزدیک به نتیجه انتخابات پرداخت، به طور حتم به زوایاى مختلف انتخابات مى پردازیم اما در حال حاضر و در این آخر هفته مهم باید پیام مهم ترى را در نظر داشت: مردم باید بدانند که به رغم تمامى کاستى ها و نقایص در کشور، هنوز این مردم هستند که مى توانند حرف اصلى را بزنند و آنها باید حالا به میدان بیایند و حق خود را طلب کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات