* توقیف پروانه فعالیت دو تشکل و حزب اصلاحطلب سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت، چه تاثیری در روند فعالیت سازمان داشته است و آیا پیش از این تذکری دریافت کرده بودید و آیا این موضوع را قانونی میدانید؟
** کمیسیون ماده 10 احزاب در مرداد ماه تذکری به سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکت داده بود اما در آن هیچ اشارهای به ایراداتی که به زعم خود گرفته بود و مرتبط با بندهایی از ماده 16 عنوان کرده بود، نکرده و تنها به شکل کلی مطرح کرده بود که برخی از بندهای ماده 16 عنوان کرده بود، نکرده و تنها به شکل کلی مطرح کرده بودند که برخی از بندهای ماده 16 قانون احزاب را رعایت نکردهایم. ما درخواست دادیم که توضیح دهند. این موارد شامل چه مسائلی میشود منتها آنها جواب ندادند تا اینکه اخیراً نامهای برای ما فرستادند که برخی از بندهای قانونی احزاب را رعایت نکردهایم و بنابراین پروانه شما توقیف میشود و پرونده به دادگاه فرستاده میشود و بعد گفتهاند فعالیت شما فعلاً محمل قانونی ندارد. البته ما مجدداً نامه نوشتیم و گفتیم پروانه فعالیت برای این است که کمیسیون ماده 10 احزاب و وزارت کشور یکسری از امتیازات را برای گروهها و احزاب در نظر بگیرند و با وجود پروانه فعالیت میتوان از این مزایا برخوردار شد اما تا به حال هیچ کدام از مزایایی که در قانون احزاب و در قانون اساسی منعکس شده است از سوی وزارت کشور و کمیسیون ماده 10 احزاب حداقل به گروههای جبهه اصلاحات و از جمله سازمان ارائه نشده است. بنابراین بود و نبود پروانه فعالیت در شرایط فعلی یکسان است. اما اگر پروانه فعالیت حزب و گروهی توقیف شود به معنای عدم فعالیت گروه نیست زیرا طبق اصل 26 قانون اساسی فعالیت احزاب و گروهها آزاد است مگر پرونده آنها به دادگاه صالحهای فرستاده شود و دادگاه تصمیمی اتخاذ کند. بنابراین فعالیت احزاب پس از نقص مجوز یا توقیف پروانه هیچ مشکلی ندارد کما اینکه برخی از احزاب وتشکلها بدون اینکه پروانه داشته باشند، فعالیت میکنند. گروههایی مانند جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه عملیه قم، آبادگران و بسیاری از گروههایی که فعالیت میکنند پروانه فعالیت ندارند. متاسفانه تفکری که بر کمیسیون ماده 10 احزاب حاکم است، تفکر یک جناح است. به هر حال دادگاه باید نظر دهد که حق با ماست یا با آنها.
* هیچ مصداقی که نشانگر عملکرد خارج از قانون از سوی شما باشد را ارائه نکردهاند؟
** در نامهای که اخیراً برای ما فرستادهاند، بهطور مصداقی نمونه آوردهاند اما هیچ مدرک محکمهپسند و محکمی ارائه ندادهاند.
* آیا با توجه به این اوضاع و توقیف پروانه، به فعالیت خود ادامه میدهید؟
** به هر حال ما نامه کمیسیون ماده 10 احزاب را قانونی نمیدانیم. فعالیت گروهها با توجه به قانون اساسی و قانون احزاب مشکلی ندارد.
* پرونده سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکت در کدام مرحله قانونی قرار دارد، آیا شعبهای برای رسیدگی به آن تعیین شده است؟
** هنوز اطلاعی نداریم اما گفتند پرونده را به دادگاه ارجاع دادهاند.
* با توجه به اینکه جو عمومی کشور نسبتاً به سمت ثبات و آرامش میرود. به نظر شما این تصمیمات چه تاثیری بر جامعه دارد؟
** به نظر من کسانی این موضوعات را مطرح میکنند که یکسری مسائل دیگر را که مربوط به خودشان میشود تحتالشعاع قرار دهد. در حال حاضر عقلای جناح اصولگرا و کل جناح اصلاحطلب، خواستار این هستند که جامعه به آرامش برسد و مردم زندگی و کارهای عادی خود را ادامه دهند. اما کسانی هستند که نان خود را درایجاد التهاب میبینند و فکر میکنند وقتی جو ملتهب باشد بهتر میتوانند منافع خودر ا تعقیب کنند. بنابراین از شرایط آرامش و ثبات خوششان نمیآید. هنگانی که جامعه میخواهد به مرحلهای از ثبات و آرامش برسد،مسائلی را مطرح میکنند و حرکتی انجام میدهند که جو ملتهب شود و جامعه را به سوی اهداف خود سوق میدهند. احتمالاً توقیف پروانه فعالیت سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکت نیز یکی از اهداف کسانی است که میخواهند کشور ملتهب باشد. اینها خلاف قانون است. متاسفانه اینها نه تنها در این موارد، بلکه در بسیاری از زمینهها نمره لازم را کسب نکرده و خلاف مصالح ملی عمل کردهاند و این مسائل برای مردم کاملاً قابل درک خواهد بود.
* پس از انتشار خبر درخواست کمیسیون ماده 10 احزاب برای ممانعت از فعالیتهای دو حزب اصلاحطلب، برخی منتسب به طیف اصولگرا خاطرهای از امام(ره) مبنی بر انحلال سازمان مجاهدین انقلاب از سوی ایشان مطرح کردند، این ماجرا چگونه اتفاق افتاد؟
** این حرف درست است اما به گونهای دیگر سازمان مجاهدین انقلاب در اوایل سال 58 تشکیل شد و من هم عضو آن بودم اما ما که طیف چپ سازمان را تشکیل میدادیم، به دلیل اختلاف نظر با کسانی که تفکر راست داشتند، در سال 69 از سازمان جدا شدیم. عملکرد جناح راست در مقابل دولت آقای مهندس موسوی بسیار بد بود و این موضوع باعث ناراحتی امام(ره) شد و به همین دلیل امام با انحلال آن موافقت کردند، یعنی زمانی که سازمان در اختیار جناح راست بود، امام آن را منحل کردند.
* بنا بر اظهارات بسیاری از کارشناسان و حتی فعالان حزبی اصولگرا، احزاب به نهادهایی تبدیل شدهاند که تنها در زمان انتخابات فعالیت خود را افزایش میدهند و مابقی سال رخوتی درمیان احزاب حاکم است و ساکت هستند. نظر شما در این مورد چیست و نقش احزاب و تقویت تحزب در کشور را چگونه میدانید؟
** به طور کلی اینکه احزاب در زمان انتخابات فعالیتهای خود را افزایش میدهند و فعال میشوند، درست است اما باید برخی احزاب را استثنا کرد. سازمان مجاهدین انقلاب و برخی دیگر را احزاب اصلاحطلب در طول سال از خود تحرک نشان میدهند، جلساتشان به طور مرتب تشکیل میشود و مواضع خود را با انتشار بیانیه یا مصاحبه منتشر میکنند. بنابراین گرچه بعضی احزاب بیشتر در زمان انتخابات فعال میشوند اما این موضوع شامل همه نمیشود. از سوی دیگر در ایران شاهد وجود طیف گستردهای از احزاب و گروههای سیاسی هستیم و این نشاندهنده این است که حزب و تحزب در کشور نهادینه نشده است، چون اگر حزب در کشوری نهادینه شود، تعداد معدودی حزب تشکیل میشود و رقابت بین این تعداد معدود شکل میگیرد. الان نزدیک به 200 حزب و گروه و تشکل عضو خانه احزاب هستند و هر جا مطرح میشود که این تعداد حزب و گروه در ایران وجود دارد، همه تعجب میکنند. تحزب در کشور ما رشد کافی و مطلوب نداشته است چرا که یکسری از دستاندرکاران و مسئولان به مساله تحزب نظر مساعد نداشته و ندارند، گرچه باید نظر مثبت داشته باشد. ما باید بتوانیم حزب در ایران را تا مرحله احزاب کشورهای پیشرفته و حتی کشورهای همسایه و جهان سوم پیش ببریم. کشورهای همسایه ما دارای احزاب قدرتمند هستند اما در ایران به احزاب بها نمیدهند و اعتقادی هم به تحزب وجود ندارد. بنابراین یکی از ضعفهای موجود در تحزب به ضعف اعتقادی موجود برمیگردد. متاسفانه کمک مالی اندکی هم که به عنوان یارانه به احزاب میشد در این دوره قطع شد به این معنا که احزاب باید در همین حد فعالیت کنند. در حال حاضر هم که بحث اصلاح قانون احزاب مطرح شده است، من امید زیادی ندارم که جهت ارتقای جایگاه تحزب باشد که بلکه به نظر من در جهت محدود کردن بیشتر احزاب خواهد بود.
* سوال بعدی من در همینباره است، در حال حاضر برخی از مسئولان وزارت کشور از اصلاح قانون احزاب سخن میگویند اما تا جایی که من اطلاع دارم از هیچ یک از احزاب منتقد و اصلاحطلب برای ارائه نظراتشان درخواست نکردهاند. به نظر شما برای اصلاح قانون احزاب باید به چه مسائلی توجه کنند؟
** هر چند من اصولاً چشمم آب نمیخورد که اصلاح قانون احزاب در جهت ارتقای این نهاد باشد اما به نظر من اگر قرار باشد قانون احزاب اصلاح شود، در درجه اول باید در جهت نهادینه کردن تحزب باشد. هنگامی که حزبی در انتخابات پیروز میشود باید این امکان را داشته باشد تا بتواند دولت را تشکیل دهد و کارهایی را که در کشورهای دیگر مرسوم است انجام دهد و هم اینکه اختیار و اجازه داشته باشد میتینگ و تجمع برگزار کند البته این موضوع در قانون احزاب فعلی هم وجود دارد. و احزاب میتوانند و حق دارند تجمع و میتینگ برگزار کنند تنها باید وزارت کشور را در جریان قرار دهند. اینکه وزارت کشور به خود اجازه میدهد مانع برگزاری میتینگ و تجمع اجزاب شود، باید اصلاح شود. علاوه بر این موضوع نشریه و روزنامه دیگر مساله مهم است. یک تشکل سیاسی بدون نشریه نمیتواند کار خود را انجام دهد. اکنون به احزاب رسمی از جمله سازمان مجاهدین مجوز برای انتشار یک نشریه نمیدهند. مشکلات زیادی در ایران دامنگیر احزاب است و نمیتوانند رشد کنند و این مشکلات مانع رشد و پیشرفتشان میشود. مسئولاتی که وظیفه رشد احزاب را دارند، درست برعکس عمل میکنند و شرایطی را به وجود میآورند که احزاب روزبهروز ضعیف شوند. دولتیها باید در اصلاح قانون احزاب بسیاری مسائل را درنظر گیرند تا احزاب، بتوانند به سرعت رشد کنند.
* چندی پیش معاونت سیاسی وزارت کشور در مصاحبهای از احزاب خواست پیشنهادات خود را برای اصلاح قانون احزاب به وزارت کشور بفرستند. آیا از شما به عنوان یک حزب اصلاحطلب، برای اصلاح قانون احزاب نظری خواسته شده است؟
** از ما و از دیگر احزاب اصالحطلب هیچ نظری خواسته نشده. این در حالی است که به صورت طبیعی، باید در مورد اصلاح قانون احزاب، خود احزاب نظر دهند و مشکلاتشان را مطرح کنند و بگویند چه راههایی برای حل این مشکلات وجود دارد. تاکنون از ما نظری خواسته نشده است، گرچه ظرف چند هفته پیش وزارت کشور اعلام کرد احزاب نظرات خود را به این وزارتخانه ارسال کنند اما قاعدتاً باید از احزاب دعوت میکردند و باید به طور رسمی از آنان نظر میخواستند که صحبت کنند و نظرات خود را به شکل کتبی ارسال کنند. وزارت کشور این کارها را انجام نداد و متأسفانه به عدم فعالیت احزاب نیز افتخار میکنند. در حالی که عضویت در حزب به معنای اعتقاد به جمع و ارائه برنامه پخته است اما در این چند سال اخیر حزب به عنوان یک پدیده نامطلوب تلقی میشود که هر کس میخواهد در دستگاه دولتی جایی پیدا کند، به غیر حزبی بودن افتخار میکند و مدام بر عدم وابستگی خود به احزاب تاکید میکند، این یک ضعف بسیار مهم است که اکنون به عنوان ارزش تلقی میشود و در مقابل یک ارزش به عنوان ضد ارزش تبلیغ میشود. این انحرافی است که در اذهان، عملکرد و اظهارنظرهایی دیده میشود.
* با توجه به اینکه تعدادی از اعضای موثر سازمان مجاهدین انقلاب در سال گذشته بازداشت شدند و اکنون با تودیع وثیقه و به صورت موقت آزاد شدهاند، آیا این موضوع خللی در فعالیتهای سازمان وارد نکرد و با توجه به معدودیتهایی که برای احزاب اصلاحطلب به وجود آمده، فعالیت شما چگونه است؟
** ما سعی کردهایم فعالیت سازمان حالت عادی خود را داشته باشد، گرچه تعدادی از دوستان ما در زندان هستند یا به طور موقت آزاد شدهاند و زندانی شدن این عزیزان موجب شد به کار سازمان لطمه وارد شود اما سازمان سعی کرده کارش را مانند گذشته ادامه دهد. طی این مدت جلسات شورای سیاسی و استانهای ما تشکیل میشد و مواضع خود را از طریق بیانیه اعلام میکردیم. هرچند در استانها به دلیل بینش و نگاه برخی از دستاندرکاران استانی، مشکلاتی زیادی داریم، اما ما کار خود را ادامه میدهیم البته در مرکز هم با مشکلات عدیدهای دست و پنجه نرم میکنیم برای مثال در سال گذشته ما موفق نشدیم کنگره خود را برگزار کنیم. به طور کلی سازمان سعی کرده اعمال تشکیلاتی خود را مانند سابق انجام دهد.
* برنامههای آتی سازمان برای انتخابات آتی چیست؟ آیا در جریان انتخابات آینده شاهد حضور دوباره اصلاحطلبان خواهیم بود؟
** تاکنون نه سازمان مجاهدین انقلاب انتخابات آتی را مورد بحث و بررسی قرار داده و نه دیگر احزاب و گروههای جبهه اصلاحات. البته تصمیم در این مورد نیز کار بسیار سختی است. بنابراین تصمیمگیری برای حضور در انتخابات را باید به آینده موکول کرد و باید دید دولت و مجلس چه اقداماتی انجام میدهند و آیا شرایط مناسبی برای حضور اصلاحطلبان فراهم میکنند. آن وقت میشود موضوع انتخابات را در دستور کار قرار داد.
* نظر خود شما درباره انتخابات آتی چیست؟
** به هر حال رفتار طرف دیگر مهم است. دولت و مجلس موظف هستند کارهایی انجام دهند که اعتماد متقابل وجود داشته باشد و اینجا است که احزاب هم با توجه به شرایط جامعه و رسالت کاری خود، تصمیم میگیرند.
* اکنون برخی منابع از احتمال تجمیع انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری خبر میدهند، نظر شما درباره تجمیع انتخابات چیست؟
** من شخصاً با طرح تجمیع انتخابات موافق نیستم. برای مثال اگر قرار باشند انتخابات شوراها با ریاست جمهوری تجمیع شود، باید این را در نظر داشت که هر کدام از آنها مسالهای جداگانه دارد، یعنی ممکن است یکی از این انتخاباتها اهمیت بیشتری داشته باشند و آن یکی از تحتالشعاع قرار دهد: به نظر من جامعه باید برای هر یک از آنها آگاهی کافی داشته باشد و برای آن خود را آماده کند، من همیشه این نظر را داشتهام که تجمیع انتخابات کار درستی نیست. علاوه بر این مسائل هم انتخابات یک جهش به سطح آگاهی جامعه میدهد و به گونهای باعث افزایش آگاهی مردم نسبت به عملکرد و کارنامه مسئولان میشود. هر انتخابات یک فرصت ارتقای فکری و اندیشه مردم است.