ماندانا تیشهیار
10 سال پیش، لرد رابرتسون دبیر کل وقت ناتو در سخنرانی خود در دانشگاه هاروارد با عنوان «چرا بازار به ناتو نیازمند است؟» ضمن یادآوری ضرورت وجود امنیت برای دستیابی به شکوفایی اقتصادی، خاطرنشان کرد: در عصر جهانی شدن، لازمه برقراری امنیت اقتصادی و ثبات سیاسی در جهان و به ویژه در قاره اروپا، وجود سازمانی مقتدر همچون ناتو است. وی سخنرانی خود را با این عبارت به پایان رساند: «برای داشتن حق مالکیت، شما نیازمند امنیت هستید و برای داشتن امنیت...، نیازمند ناتو هستید.»
واقعیت آن است که بیش از 60 سال پیش، دولتهای عضو پیمان ناتو در منشور آتلانتیک اعلام کردند هدف اصلی آنان از ائتلاف با یکدیگر، حفظ ارزشهای لیبرال ـ دموکراسی و نظام اقتصادی مبتنی بر سیستم سرمایهداری در کشورهای خود و اشاعه آن در سراسر جهان است. امروزه به جرات میتوان گفت که آنان در راستای دستیابی به این هدف، گامهای بلندی برداشتهاند؛ هر چند همچنان راهی طولانی پیشرو دارند. این سازمان دوران استحاله خود بعد از فروپاشی اتحاد شوروی را با تحولات گوناگون پشتسر گذاشت و توانست خود را با شرایط جدید به خوبی وفق دهد. اتخاذ سیاستهایی نظیر گسترش این پیمان از طریق پذیرش اعضای جدید و نیز طلب همکاری از سایر کشورها در چارچوب برنامههایی نظیر ابتکار «مشارکت برای صلح» نهتنها موجب شد طی دهه 1990 فعالیتهای صلحبانی این پیمان در منطقه بالکان سبب شود نقش ژاندارمی جهان در کنار سازمان ملل را به خود اختصاص دهد، بلکه وقوع حوادث تروریستی 11 سپتامبر نیز زمینه حضور هر چه بیشتر این پیمان در مناطق قفقاز و آسیای مرکزی، مدیترانه و خاورمیانه را فراهم آورد.
از نظر کارکردی، اعضای این سازمان تلاش کردهاند ضمن حفظ و تقویت کارکرد نظامی ناتو، کارکردهای سیاسی، اقتصادی، عملی و فرهنگی آن را نیز در سطح فرامنطقهای تقویت کنند. همچنین بر اساس وظایف از پیش تعیین شده این سازمان، در دو سطح منطقهای و بینالمللی نیز اعضای ناتو ابتکار عمل در زمینه پاسداری از صلح، مدیریت بحرانها، اقدامات بشردوستانه و انجام عملیات اضطراری غیرنظامی را برای این سازمان تعریف کردهاند.
ناتو از لحاظ تجدید ساختار نیز تلاشهایی را هم در عرصه داخلی این سازمان از طریق ایجاد، حذف یا ادغام برخی بخشها و هم در عرصه خارجی از طریق تاسیس نهادهای مختلف آغاز کرده است که در عرصه خارجی به ویژه میتوان به «شورای مشارکت یورو ـ آتلانتیک»، «طرح مشارکت برای صلح»، «شورای مشترک دائمی ناتو ـ اوکراین»، «طرح گفتوگوهای مدیترانهای»، »کنفرانس امنیتی ناتو ـ ژاپن»، «طرح همکاری با آرژانتین» در آمریکای لاتین و «ابتکار استانبول» برای گسترش روابط با کشورهای حوزه خلیجفارس اشاره کرد.
در واقع، ناتو در عصر جدید برای بازسازی امنیت فراآتلانتیکی، به دنبال خلق وضعیتی مستقل از الگوی قدیمی «موازنه قوا» بوده است. این سازمان در عمل توانسته است نظام «موازنه قدرت» میان دستههای مختلف از بازیگران را به نظام «رژیمهای امنیت دستهجمعی» بر اساس اتحاد کلیه واحدهای بازیگر در برابر برخی دیگر تبدیل کند. به این ترتیب، سیاست ناتو از یک سازمان «دفاع جمعی» در برابر اتحاد شوروی، به یک سازمان «امنیت جمعی» در برابر جهان تغییر یافته است. تا پیش از این، شعار ناتو برای حفظ انسجام درونی خود در دوران جنگ سرد عبارت بود از: «امنیت اعضا تفکیکناپذیر است» اما شعار این سازمان برای گسترش خود در این زمان، به این صورت که «امنیت تفکیکناپذیر است»، تغییر یافته است. گسترش تصاعدی پیمان ناتو در سراسر جهان از چنان سرعتی برخوردار است که امروزه میتوان سایه حضور آن را از منطقه جنگزده دارفور در قاره آفریقا تا منطقه زلزلهزده آچه در آن سوی قاره آسیا مشاهده کرد. ناتو دیگر یک پیمان دفاعی ـ امنیتی صرف نیست. موضوعاتی که در دستور که جلسات و نشستهای مختلف سران عضو این پیمان قرار میگیرد، دامنه گستردهای دارد.
از مبارزه با قاچاق مواد مخدر در آسیای مرکزی تا برقراری امنیت بازیهای المپیک تابستانی یونان، از آموزش افسران امنیتی عراق تا کمک به توفانزدگان کاترینا در آمریکای شمالی و خاموش کردن آتش در جنگلهای پرتغال، از برقراری شبکه اینترنت نخبگان در قفقاز تا مشارکت در اجرای برنامه خاورمیانه بزرگ و دموکراتیک، همگی جزیی از برنامههای ناتو در قرن بیست و یکم را تشکیل میدهند. در واقع این سازمان تلاش دارد با حفظ کار ویژههای نظامی پیشین، نقش مهمترین نهاد مدنی در جامعه جهانی قرن بیست و یکم را نیز ایفا کند و در این میان، کشورهای بسیاری نیز در صف ائتلاف با قدرتمندترین پیمان تاریخ به انتظار ایستادهاند. میتوان انتظار داشت که پس از بالکان و آسیای مرکزی و قفقاز، کشورهای حوزه مدیترانه و پس از آن خاورمیانهایها باید منتظر حضور پررنگ این سازمان در زندگی خود باشند.
در این میان، همکاری ناتو با دیگر سازمانها و نهادهای قدرتمند بینالمللی، زمینهساز افزایش توامندیهای این سازمان در عرصههای مختلف شده است. از آنجا که کشورهای عضو این پیمان هر یک به تنهایی نیز قدرت سیاسی ـ اقتصادی توانمندی به شمار میروند و از آنجا که بیشتر ائتلافهای بینالمللی به ابتکار همین کشورهای قدرتمند و در راستای تامین منافع آنان در سطح بینالمللی شکل گرفته است، به راحتی میتوان مشاهده کرد حضور قاطبه اعضای پیمان ناتو در مهمترین نهادها و سازمانهای جهانی سبب شده است تصمیمات و اقدامات ناتو با حمایت و پشتیبانی صریح یا ضمنی سایر نهادها نیز همراه باشد. با نگاهی به هفت نهاد بینالمللی مهم شامل اتحادیه اروپایی، سازمان امنیت و همکاری اروپا، شورای امنیت سازمان ملل متحد، صندوق بینالمللی پول، سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی و گروه هشت کشور صنعتی جهان،میتوان دریافت که تمامی یا اکثر اعضای ناتو در این نهادهای بینالمللی عضو هستند.
از 26 عضو پیمان ناتو، 21 عضو آن در اتحادیه اروپایی نیز عضویت دارند بنابراین در شکلگیری تصمیمات این اتحادیه 27 عضوی، دارای اکثریت هستند. همچنین کلیه 26 کشور عضو ناتو، در سازمان امنیت و همکاری اروپا عضویت دارند و بسیاری دیگر از اعضای این سازمان را که مرکب از 56 کشور است، کشورها عضو ابتکار مشارکت برای صلح ناتو یا اعضای گفتوگوهای مدیترانهای ناتو که همگی از متحدان این پیمان هستند، تشکیل میدهند.
در شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز از پنج عضو دائمی این شورا که دارای حق وتو هستند، سه عضو یعنی فرانسه، انگلستان و آمریکا از اعضای ناتو به شمار میروند و آلمان نیز در انتظار عضویت در این شورا است.
از سوی دیگر کلیه 26 عضو پیمان آتلانتیک شمالی در سه نهاد مالی و اقتصادی بزرگ در جهان شامل صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی عضویت دارند و به عنوان اعضای اصلی این سازمانها، در فرآیند سیاستگذاری در این نهادها نقش عمدهای را ایفا میکنند. و سرانجام اینکه از هشت کشور بزرگ صنعتی جهان که نبض قدرت سیاسی و اقتصادی دنیای کنونی را در دست دارند، شش کشور کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، انگلیس و آمریکا عضو پیمان ناتو هستند.
نگاهی به آمارهای موجود به خوبی بیانگر این واقعیت است که پیمان آتلانتیک شمالی به عنوان نهادی با قدرت عمل اجرایی گسترده و با نفوذ سیاسی و اقتصادی پردامنه در سطح نظام بینالملل، در دهههای پیش رو میتواند از چه توان عمل عظیمی برخوردار باشد و در اجرای اهداف و مقاصد خود، تا چه حد موفق عمل کند. در چنین وضعیتی، تلاش کشورهای مختلف جهان در اقتصاد نقاط دنیا جهت نزدیکی به این نهاد قدرتمند بینالمللی و گشودن باب گفتوگو با اعضای آن در راستای تامین منافع و امنیت ملی خود، با توجه به وسعت حیطه اختیارات و ماموریتهای ناتو، به خوبی توجیهپذیر به نظر میرسد.