وحید ابراهیمی
انتقاد، یعنى «سره کردن، سره گرفتن، جداکردن درهمهاى سره از میان ناسره، بهین چیزى برگزیدن، آشکار کردن عیب بر قائل آن، جدا کردن کاه از دانه.»
در روزگار گذشته که داد و ستد، با نقره سکه زده شده انجام مى گرفت، افرادى بودند که سرب را به گونه پول رایج سکه مى زدند و با پولهاى نقره مى آمیختند. در مقابل، افراد خبره و کارشناسى بودند که به آنان «ناقد» گفته مى شد. ناقد با سنگ محک و نگاه خبره خود، هرگونه تقلبى را در مسکوکات رایج، تشخیص مى داد و سره را از ناسره جدا مى کرد. بعدها این مفهوم به ادبیات نیز راه یافت و نقد شعر شکل گرفت که عبارت بود از: شناسایى و بیان نقایص اشعارى که سروده مى شد.
بنابر دلایل مختلف عقلی و تجربی و شرعی روشن است که انتقاد عامل رشد و اصلاح امور است. معناى ضمنى این سخن آن است که نبود انتقاد، مانع رشد، و بى انتقادى عامل درجا زدن است.
از دیدگاه هـای مدیریتی نیز انتقاد یـکی از شیـوه های کارآمد مدیریتی می باشد. انتقاد مشـاوره ای است که مدیران به رایگان از آن برخوردار میشوند .
بنیانگذار جمهورى اسلامى، امام خمینى رحمه الله ، در این باره فرموده است: «انتقاد باید بشود. تا انتقاد نشود، اصلاح نمى شود یک جامعه. عیب هم در همه جا هست؛ سر تا پاى انسان عیب است و باید این عیبها را گفت و انتقادها را کرد؛ براى اینکه اصلاح بشود جامعه.»
در آموزه هاى دینى نیز واژه هاى نصیحت، تذکر، موعظه، استماع قول، اتّباع احسن، تواصى به حق، دعوت به خیر، و امر به معروف و نهى از منکر، هر یک به گونه اى، اهمیت و جایگاه انتقاد و انتقادپذیرى را بیان مى کنند. قرآن کریم مى فرماید: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛ «پس بندگان مرا که به سخن گوش فرا مى دهند، آنگاه بهترین آن را پیروى مى کنند، مژده بده!» در کلمه «استماع» نکته نغز ویژه اى نهفته که در «سماع» نیست. شنیدن سخن دیگران، با آن صورتى که ناخواسته سخن دیگرى به گوش برسد، تفاوت دارد. آن که گوش فرا مى دهد، نقد و بررسى نیز مى کند، تمام پیامدهاى خوب و بد و زیبا و زشت سخن را مى سنجد، آن گاه دست به گزینش مى زند. به هنگام برگزیدن نیز، میان خوبها و خوب ترها، به گونه اى ارزیابى مى کند و در پایان با آگاهى و بررسى همه جانبه، سخن نیکوتر و پیشنهاد به واقع نزدیک تر و طرح و برنامه خردمندانه تر را برمى گزیند.
قرآن کریم مى فرماید: «وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرى تَنْفَعُ الْمُوءْمِنینَ»؛ «و پند ده! زیرا که پند در موءمنان سودمند مى افتد.»
تذکر، فراموشیها و ناآگاهیها را به هوشیاریها و بیداریها دگرگون مى کند و همگان را در جامعه به حضور و مراقبت همه سویه فرا مى خواند. در چنین جامعه اى، کم کاریها، کندکاریها و بدکاریها، کمتر به چشم مى خورد و هر یک از افراد خود را موظف مى دانند که به دیگران هشدار و تذکر دهند تا کارها در روال و روند واقعى خود قرار گیرد.
آیات و روایات بسیارى بر این معنى دلالت دارند که موءمنان و باورمندان، نباید به افراد چاپلوس و کسانى که همواره از خوبیها سخن مى گویند و بر سستیها سرپوش مى گذارند، میدان دهند و اینان باید دوستانى برگزینند که در کنار ستایش، به نقد رفتار و کارکرد آنان نیز بپردازند و مثل آینه خوبى و بدى، شایستگیها و کاستیها را بر آنان بنمایانند.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: «الْمُوءْمِنُ أَخُو الْمُوءْمِنِ عَیْنُهُ وَ دَلِیلُهُ لَا یَخُونُهُ وَ لَا یَظْلِمُهُ وَ لَا یَغُشُّهُ وَ لَا یَعِدُهُ عِدَةً فَیُخْلِفَهُ؛ موءمن برادر موءمن است و به منزله چشم او و راهنماى اوست؛ هرگز به او خیانت و ستم نمى کند، با او غش و تقلب نمى کند و هر وعده اى به او دهد، سر برنخواهد تافت.»
و نیز امام کاظم علیه السلام مى فرماید: «... وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی الْبَاطِنِ؛ ...و بخشى از زمان را براى رفت و آمد با برادران دینى و مورد اعتمادى که کاستیها و سستیهاى شما را به شما معرّفى مى کنند و در باطن براى شما اخلاص مى ورزند، ویژه سازید.»
اما از آنجاییکه جامعه ایرانی از قدیم الایام به نقد و نقدپذیری عادت نکرده است، این شایبه در روح و روان ایرانیان رسوخ کرده که سکوت، وضعیت عادی است و هرگاه نقد آغاز شود، وضعیت، غیرعادی می شود.
در همین راستا، طی چندروز گذشته و با استناد ناصواب به بیانات رهبر انقلاب برخی این شایبه را مطرح می کنند که انتقاد از عملکرد مسئولان باید متوقف شود.
با توجه به مطالبی که در سطور فوق شرح آن آمد، نه تنها نادرست بودن برداشت های اخیر از بیانات رهبر انقلاب آشکار می شود؛ بلکه باید جامعه را آگاه کرد و عادت داد و خود هم عادت کرد که نقد، آنهم از نوع صریح نه تنها وضعیت عادی است که جامعه، بدون نقد یا با انتقاد صوری، مریض است و وضعیت غیرعادی دارد. عادی شدن فرهنگ نقد و انتقاد، جامعه را در مقابل تهدیدات داخلی و خارجی تقویت کرده و به مثابه یک سازوکار خوداصلاح و واکسیناسیون عمومی عمل می کند. و البته نقد آداب خود را دارد تا موثر بیافتد.