سجاد فیاض
انتخابات راست جمهوری دهم و حوادث پس از آن خواه ناخواه صحنه جدالی شد که یک سوی آن جریان ارزشی کشور قرار داشت و سوی دیگر، جریان موسوم به جریان فتنه. ارزشگرایان به صحنه آمدند تا از موجودیت انقلاب دفاع کنند. گارد آنها یک گارد تهاجمی بود. کمی که گذشت، شرایط آرام شد. فتنه گران رسوا شدند و رهبری سال جدید را سال "همت مضاعف و کار مضاعف" لقب دادند تا همه بدانند اولویت اول کشور دیگر جریان فتنه نیست و گارد بایسته جریان ارزشی نیز دیگر گارد جنگی نیست.
خط دهی رهبر انقلاب اما از سوی ارزشگرایان آن گونه که باید فهم نشد. این گونه بود که گارد جنگی دیروز در جبهه خارجی به درون جبهه خودی کشید و در فقدان نزاع خارجی جدی، آنها با همان شور گذشته صحنه جدال را در میان خود ترسیم کردند و باز این گونه بود که ضرورت توصیه چند باره رهبری به وحدت، تقوی، اصلی- فرعی کردن مسائل و جلوگیری از آتش افروزی های سیاسی دوچندان شد.
بخشی از سخنان رهبر انقلاب در دو دیدار کارگزاران نظام و دیدار دانشجویان ناظر به همین گارد غلط در جبهه خودی بود و این موضوع دقیقی است که اگر اکنون نیز از بیان ایشان فهم نشود، بار دیگر در همان گرداب قبل گرفتار خواهیم آمد. درست از همین روست که ناگزیر از بازخوانی بخشی از سخنان ایشان برای تکمیل مقصود نوشتار هستیم.
رهبر انقلاب در دیدار با کارگزاران نظام از برکات ماه رمضان و ضرورت رعایت تقوا گفتند و از اینجا بحث را به مسائل روز و مشکلات مبتلابه انقلابیون کشاندند. ایشان با گزینش دقیقی، به فرازی از دعای مکارم الاخلاق اشاره کردند: «اللّهم صلّ على محمّد و اله و حلّنى بحلیة الصّالحین و البسنى زینة المتّقین؛ فى بسط العدل و کظم الغیظ و اطفاء النّائرة و ضمّ اهل الفرقة و اصلاح ذات البین» و بعد به توضیح فراز به فراز این دعا پرداختند و برای اینکه توجه همه به موضوع بیش از پیش جلب شود، تاکید کردند:«ببینید، اینها همه، مسائل امروز ماست.»
رهبر معظم انقلاب ضمن شرحی بر فرازهای اول، به موضوع "کظم غیظ" پرداختند. فرمایشات ایشان دقیقاً ناظر به یک آسیب جریان انقلابی طی ماههای بعد از جریان فتنه بود. رهبری فرمودند: «فرو بردن خشم در مقابل دوستان. بحث اینجا دوستان است. البته در مقابل دشمنان باید غیظ داشت؛ "و یذهب غیظ قلوبهم". در مقابل آن دشمنى که با هویت شما، با موجودیت شما مخالف است، آنجا خشم میشود خشم مقدس؛ آن اشکالى ندارد. نه، در جمع مؤمنین، در بین افرادى که مأمور به رفتار مسلمانى با آنها هستیم، خشم و حالت عصبانیت نباید باشد. خشم به انسان ضرر میزند. تصمیمگیرى با خشم مضر است، حرف زدن با خشم مضر است، کار کردن با خشم مضر است، غالباً دچار غلط و اشتباه است؛ این چیزى است که ماها متأسفانه خیلى ابتلاء پیدا میکنیم. جلوگیرى از این خشم، خشمى که موجب انحراف میشود، موجب خطاى در فکر و عمل میشود، یکى از موارد تقواست. و کظم الغیظ».
رهبر انقلاب سپس مطالبی فرمودند که شاید بتوان سهم مهمی از آن را متوجه وضعیت رسانه ای کشور کرد. ایشان تصریح کردند: «کار دیگر، "اطفاء النّائرة". بعضىها آتشافروزىهاى سیاسى و جناحى میکنند. عدهاى کأنه براى این کار مأموریت دارند. من مىبینم در داخل کشور خودمان که یک عدهاى میخواهند اصلاً عناصر گوناگون را، جناحهاى مختلف را، افرادى از هر یک از جناحها را به جان هم بیندازند و اختلاف ایجاد کنند؛ کأنه اصلاً از آتشافروزى خوششان مىآید؛ این خلاف تقواست. تقوا این است: "اطفاء النّائرة". همچنان که در یک محیط مادى و فضاى مادى، شما یک آتشافروزى را اطفاء میکنید، باید در فضاى انسانى و معنوى و اخلاقى هم آتشسوزىها را مهار و اطفاء کنید. و همین طور؛ و ضمّ اهل الفرقة»
رهبر انقلاب بعد از ذکر این فرازها و توضیح آنها بلافاصله موضوع جذب حداکثری را پیش کشیدند و فرمودند: «ما عرض کردیم جذب حداکثرى، دفع حداقلى. البته معیار و میزان، اصول و ارزشهاست. انسانها از لحاظ ایمان در یک حد نیستند. ما در بین خودمان آدمهایی داریم ضعیفالایمان، آدمهائى داریم که ایمانشان قوىتر است. باید راه بیائیم. نمیشود ضعیفالایمان را دفع کرد، نمیشود فقط به کسانى چشم دوخت که قوىالایمانند؛ نه، ضعفا را هم باید در نظر داشت. کسانى که خودشان را قوى میدانند، آن کسانى را که ضعیف میدانند، ملاحظه کنند، مراعات کنند، دفع نکنند. آن کسانى که جزو مجموعه هستند، لیکن بر اثر اشتباه و غفلت کنار افتادند، جدا افتادند، اینها را به خود بیاورند؛ اینها را نصیحت کنند، دلالت کنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند.» و تاکید کردند: «اینها مسائل اساسى است.»
به نظر می رسد همان گونه که دلیل نامگذاری امسال از سوی انقلابیون درست فهم نشد، این سخنان رهبری نیز که به گونه ای وصف ناشدنی ناظر به یک آسیب جدی در جریان انقلابی بود، درست فهم نشد. مقام معظم رهبری ضمن بیان مسائلی از این دست بود که به موضوع وحدت پرداختند و اتحاد و همدلى بین مسئولین کشور را یک فریضه دانستند و حتی تأکید کردند که تعمد در مخالفت با آن، امروز یک خلاف شرع است. ایشان در نهایت توضیح دادند یکی از کارهای دشمن بی اعتماد کردن مردم به مسئولین است و این بیاعتمادی ناحق است.
جدال برون جبهه ای الزامات خاص خود را دارد و جدال درون جبهه ای الزامات خاص خود. مشکل آن گاه آغاز شد که این دو با هم خلط شدند. گارد جنگی برون جبهه ای با معاندان نظام به دعوای درون جبهه ای رسید و بانی حرف و حدیثها و نسبتهای تند و آزاردهنده شد.
یکی از مهمترین مخاطبان رهبر انقلاب را باید رسانهها دانست و باید پذیرفت وضعیت کنونی رسانهها بهواسطه همین عدم درک میدانهای مبارزه وضعیت مناسبی نیست. چند جریان در روزهای اخیر با هم پیوند خوردند که همه نیز در فضای رسانهای محملی برای سوار شدن بر موج ناشی از برخی زمینه های قبلی داشتند.
از یک سو کسانی بودند که کینه احمدی نژاد را در سینه داشتند و تا پیش از این فرصت و میدان بروز پیدا نکرده بودند. اینان به یکباره مجال بروز یافتند. طیف دیگر کسانی بودند که نیم نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری آینده داشتند و برای پیروزی در انتخابات آتی می خواستند خود را آلترناتیو برحق دولت جلوه دهند و به هر قیمتی دولت را زمین بزنند.
فارغ از این دو جریان اما جریان ارزشگرای دلسوزی نیز بودند که این نوشتار بیش از همه ناظر به آسیب های متوجه همین جریان است؛ اگر چه نقش آفرینی های دو جریان دیگر در رادیکال شدن این جریان بی تاثیر نبوده و نیست. این جریان برای نقد انحرافات و در آرزوی "رسیدن به نداشته ها" به گونه ای عمل کرد که ضررهای آن بیشتر از نفع آن شد.
این فضای رادیکالی و گارد غلط که پیشتر رهبری نیز در مورد آن هشدار داده بودند دو آسیب عمده دارد. از یک سو برخی جریانات معلوم الحال در حاشیه امن قرار گرفتند و حتی بعضا در جایگاه مدعی نشستند و از سوی دیگر این برخورد افراطی در نقش یک تیغه از دو محور گازانبری به کمک جریان افراطی دیگری در درون دولت آمد تا خط سوم تیر شکسته شود.
آنچه گذشت بیش از همه ناظر به آداب نقد و برخی برخوردهای نادرست در سطح رسانهها و بدنه انقلابی بود. نکته ای دیگر را نیز باید به این همه ضمیمه کرد و آن اینکه نباید بگذاریم شأن جریان انقلابی به یک جریان که فقط نق زدن را آموخته تقلیل پیدا کند.
آیت الله مصباح یزدی در فرمایشات گذشته خود ضمن نقد برخی رویکردهای دولت به یک گزاره مهم اشاره کردند. ایشان فرمودند: «نباید همواره از دولت توقع داشته باشیم بلکه باید خودمان شروع کنیم و چه بسا با روشن شدن آثار آن دولت هم حمایت کند.» در واقع جریانی خود را حامی احمدی نژاد هم می داند متاسفانه کمتر وارد فضاهای ایجابی می شود. کمتر برای کشور و نظام تعریف مسأله می کند در حالی که می توان برخی موج های نادرست کوچک را نیز با موجی بزرگ تر سوار بر موج قبلی مهار و مصادره کرد و به سمت افق های انقلاب هم پیش رفت.
در واقع می توان به برخی از آنچه برخی عنوان تهدید بر آن می نهند، به دیده فرصت نگریست و از حساسیت ایجاد شده در آن زمینه برای ایجاد موجی بلندتر بهره برد. موجی که همه مسئولین کشور را هم به دنبال خودش بکشاند. در واقع این یک نقد وارد به جریان انقلابی و جریان دانشجویی است که کمتر در نقش فعال وارد می شود. اغلب منفعل عمل می کند. منتظر است مسئله ای ایجاد شود تا بعد سر و صدا کند یا تجمع بگذارد. کار ایجابی کلید نمی زند. برای کشور تعریف مسئله نمی کند. گاه ناخواسته اسیر غوغاسالاری ها می شود. اسیر حب و بغض های برخی جریان ها می شود، بدون آنکه خود متوجه باشد.
به نظر می رسد اکنون و بعد از سخنان چند باره رهبر انقلاب نیازمند مرور دوباره و آسیب شناسی روند فعالیت های جریان خودی در کشور هستیم. این بازخوانی از آن حیث که پیوندی عمیق با شرایط روزها و ماهها و در واقع آینده انقلاب برقرار خواهد کرد، کاملا حیاتی است. هیچ جریانی بی نیاز از آسیب شناسی عملکرد خود نیست و اکنون این جریان خودی است که می بایست با استفاده از فرصت ایجاد شده به آسیب شناسی روند فعالیت های خود دست یازد.