بسماللهالرحمنالرحیم
نتیجه انتخابات در دور دوم که روز جمعه , پس فردا , انجام می شود , هر چه باشد از این نظر که این انتخابات ریاست جمهوری , علیرغم همه برنامه ریزی هائی که دشمنان برای تحریم یا لااقل تخریب آن کرده بودند , با موفقیت و با حضور پرشور و چشمگیر مردم صورت گرفته , یک پیروزی بزرگ برای ملت ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی است .
ورود احزاب , افراد و جریان های سیاسی , که دارای مواضع ناسازگار با خط امام هستند , به صحنه دومین دور انتخابات و اعلام حمایت آنها از آقای هاشمی رفسنجانی , این روزها برای عده ای سئوال ایجاد کرده و عده ای را نیز عصبانی نموده است . هم آن سئوال و هم این عصبانیت هر دو قابل تقدیسند , اما پاسخ هم دارند.
پاسخ مشترک اینست که هیچیک از این احزاب و افراد و جریان های سیاسی و حتی روزنامه های منحرفی که با تیترها , مقالات و اخبار خود درصدد هستند چنین وانمود کنند که طرفدار پیروزی آقای هاشمی رفسنجانی در این انتخابات هستند , با آقای هاشمی رفسنجانی کمترین همخوانی و هم سنخی ندارند. آنها تصور می کنند اکنون که گزینه اصلی خود را ناکام یافته اند , باید هر طور شده مانع پیروزی کسی شوند که رئیس جمهور شدن او به معنی پیروزی جناح رقیب است . این تفکر در عالم رقابت های سیاسی بر سر قدرت , کاملا قابل درک است و هیچ جای تعجب ندارد کما اینکه جای نگرانی و عصبانیت نیز ندارد.
در کشورهائی که نظام حکومتی آنها بر مکتب وحی متکی نیست , مفهوم حمایت احزاب و افراد از یکدیگر اینست که بعد از پیروزی آنکس که مورد حمایت قرار گرفته , حامیان وی نیز در حکومت و در شیوه اداره کشور سهیم هستند. به عبارت دیگر , او وامدار حامیان خود خواهد بود. در یک نظام اسلامی اما وضعیت چنین نیست بویژه در مورد شخصیتی همچون آقای هاشمی رفسنجانی که وابسته به هیچ جناحی نیست , وامدار هیچکس و هیچ حزب و گروه و باند و جریانی نیست , اصولا نگران چنین پیامدی شدن هیچ وجهی ندارد. حامیان نامتجانس , با هر مسلک و موضع و مرامی که باشند , اعلام حمایتشان برای اینست که رقیب جناحی خود را ناکام بگذارند نه اینکه آقای هاشمی رفسنجانی را قبول داشته باشند.
اینها همان کسانی هستند که در سرتاسر دو دهه گذشته با آقای هاشمی رفسنجانی دشمنی کردند و هر چه توانستند به ایشان ضربه زدند و در جریان انتخابات مجلس ششم نیز کینه توزی خود علیه ایشان را به اوج رساندند. آنهمه دشمنی ـ که البته دوستان عصبانی امروز حاضر نشدند در برابر آن حتی یک کلمه در دفاع از این عالم مجاهد مظلوم بگویند و بنویسند و گوئی هیچ وظیفه شرعی و حتی اخلاقی احساس نکردند ـ برای این بود که آقای هاشمی رفسنجانی را مزاحم خود می دیدند و هدف این بود که او را به عنوان خاکریز اول از سر راه بردارند تا بتوانند به خاکریز دوم که رهبری است برسند و کار را یکسره کنند. این واقعیت آنقدر بدیهی است که اگر کسی آنرا نفهمد باید در فهم سیاسی خود شک کند. با اینحال , این سئوال که شاهدان ساکت آنروز چه توجیهی برای سکوت خود دارند , همچنان بی پاسخ است بویژه آنکه همانها اکنون نقش مهاجمان امروز به آقای هاشمی رفسنجانی را برعهده دارند و عجبا که قصد قربت نیز کرده اند و این کار را خدمت به اسلام و جلوگیری از ادامه انحراف و تلاش برای استقرار حکومت اسلامی قلمداد می کنند!
این دوستان با عصبانی شدن از حمایت دشمنان دیروز از آقای هاشمی رفسنجانی که به اعتقاد ما امروز هم دشمن او هستند , نمی توانند تضادی را که خود در همین مقوله دچار آن شده اند حل کنند و به سئوالات مهمی که پیش روی آنهاست پاسخ دهند. با اینحال برای اطمینان خاطر آنها یادآور می شویم که آقای هاشمی رفسنجانی , نه تنها وامدار این حامیان جدید نیست و نخواهد بود , بلکه وامدار هیچکس و هیچ حزب و گروه و جناحی نیست . جرم بزرگ او نیز همین است و میلیاردها تومان که هزینه تخریب او شده و می شود نیز توسط باندهای ثروت و قدرتی است که نمی خواهند یک فرد مستقل فراجناحی رئیس جمهور باشد.
افراد زیادی از جریان های سیاسی , احزاب , اقوام , اقلیت ها به آقای هاشمی رفسنجانی مراجعه کرده و به شرط سهم گرفتن اعلام آمادگی برای حمایت از وی کردند ولی ایشان دست رد بر سینه همه آنها زد و گفت من بر اساس مبانی خودم عمل خواهم کرد و حمایت یا عدم حمایت شما در روش من هیچ تاثیری نخواهد داشت . حامیان بعضی از کاندیداها هم با همین مطالبات با آقای هاشمی رفسنجانی سخن گفتند و همین پاسخ را شنیدند. بنابر این , دوستان , نه نگران باشند و نه عصبانی . آقای هاشمی رفسنجانی هر جا که باشد هاشمی رفسنجانی است , رکنی از ارکان نظام , شناسنامه انقلاب , معتمد امام , تجسم نیم قرن مبارزه و خدمت و مرد میدان بحران ها و طوفان ها. او در هر جایگاهی که باشد , از نیروهای انقلاب استفاده خواهد کرد حتی اگر با بی مهری هایشان او را رنجیده خاطر کرده باشند. سکوت آقای هاشمی رفسنجانی در برابر حامیان دروغین نیز به معنی پذیرفتن آنها ونادیده گرفتن مواضع آنها نیست . گاهی سکوت , بهترین پاسخ است بویژه در مورد بدیهی ترین بدیهیات .