نوام چامسکی نویسنده منتقد آمریکائی در مقاله ای که به مناسبت شصتمین سالگرد بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در روزنامه انگلیسی « ایندیپندنت » انتشار داد , با اشاره به سیاستهای دوگانه آمریکا در قبال مسائل اتمی گفت سیاستمداران آمریکائی نه تنها پیمانهای اتمی بازدارنده کنونی را نقض می کنند بلکه طرحهائی نیز برای آزمایش و توسعه تسلیحات جدید اتمی ارائه می دهند. چامسکی در این مقاله نوشت « رهبران آمریکایی از یک سو مدعی اند که در صدد محافظت از جهان در برابر تهدیدات اتمی هستند اما از سوی دیگر تهدید می کنند در مقابل خطرات کشورهای دیگر به تسلیحات اتمی روی خواهند آورد.»
) در جهان NPT وی به جایگاه پیمان منع تولید و تکثیر اتمی ( در دنیای امروز در معرض فروپاشی NPT امروز , اشاره کرد و افزود : قرار گرفته است که علت اصلی آن عدم پایبندی بسیاری از کشورهای عضو به تعهدات خود در قبال این پیمان است و آمریکا نیز با خودداری از اجرای تعهداتش در قبال این پیمان , عملا سنتی را بنیاد نهاده است که کشورهای دیگر نیز با تاسی از آن , دیگر خود را متعهد به اجرای تعهداتشان نمی بینند.»
« چامسکی » در ادامه این مقاله تصریح کرد : « اکنون که شصت سال از بمباران هیروشیما و ناکازاکی می گذرد , شاهدیم که کابوس این بمباران هنوز همراه ما است وهنوز نیز کار موثری برای جلوگیری از گسترش تسلیحات کشتارجمعی صورت نگرفته است.»
وی افزود : انفجارهای لندن باردیگر این واقعیت تلخ را یادآور شد که چرخه حمله و تلافی پایان ندارد و اگر همچنان دولتهائی مانند آمریکا و انگلیس به نقض یکجانبه قوانین بین المللی ادامه دهند دور پایان ناپذیر انتقامجوئیها نیز ادامه خواهد داشت و باردیگر ممکن است با فاجعه ای مواجه شویم که ابعاد رعب و وحشت آن حتی از بمباران هیروشیما و ناکازاکی نیز گسترده تر خواهد بود.»
چامسکی از کابوسی یاد کرد که در نتیجه این دور باطل , جهان را در برخواهد گرفت و افزود : « هرچند نمی توان عمق این فاجعه را پیش بینی کرد اما می توان در مقابل آن واکنش نشان داد. » واقعیت این است که دولتهائی که سازمان ملل و سپس قوانین بین المللی برخاسته از آن را بوجود آوردند و از آن منشوری برای شکل دادن به روابط کشورها ساختند , خود در بی حرمتی به این قوانین و نقض آنها همواره پیشقدم و جلوتر از دیگران بوده اند. طبعا قوانین مربوط به منع تولید یا گسترش سلاحهای هسته ای نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد.
وقتی در 17 آذر 1332 ژنرال آیزنهاور جمهوریخواه در جریان هشتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل پیشنهاد تاسیس یک آژانس بین المللی برای کنترل انرژی اتمی را به صورت مجموعه ای زیرنظر سازمان ملل ارائه می کرد , بسیاری از مفسران سیاسی براین عقیده بودند که آمریکائیها با داشتن جنگ افزارهای اتمی و کشتار جمعی قصد اعمال سلطه بر دیگر کشورها بمنظور جلوگیری از پیشرفت تکنولوژی هسته ای در جهان را دارند. بویژه آنکه این پیشنهاد بلافاصله با حمایت انگلیسی ها مواجه شد. حمایت چرچیل نخست وزیر انگلیس از پیشنهاد آیزنهاور در شرائطی که انگلیسی ها از انواع سلاحهای مخرب اتمی و کشتارجمعی برخوردار بودند به روشنی به جهانیان نشان می داد که دولتهای غربی مصمم هستند از قوانین بین المللی صرفا به عنوان ابزاری برای تحت فشار قرار دادن ملتها و کشورهای مستقل جهان بهره بگیرند و خود را از این گونه قوانین مستثنی بدانند.
از این رو نه پیشنهاد آیزنهاور , بار وهویت انسانی داشت و نه حمایت انگلیس و سایر هم پیمانان غربی آمریکا از این پیشنهاد , بلکه واشنگتن و لندن و بعضی دیگر از هم پیمانان آنان به بهای تمسخر قواعد بین المللی صرفا بنا داشتند تا مقررات دست وپاگیر جهانی را برای دیگران تجویز کنند و خود را تافته ای جدابافته از آنان بشمارند. از دل این تفکر هر رژیمی که در جهان سر به آستان غرب می سائید و هم پیمان غرب می شد , در بی حرمتی به تعهدات بین المللی آزاد بود و هر حکومتی که قصد حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت خویش را داشت محکوم به رعایت قوانین ظالمانه می گردید و قربانی انواع فشارها و تضییقات سیاسی و نظامی می شد.
رژیم تروریست و نامشروع اسرائیل که برای هیچیک از پیمانها , قطعنامه ها و مصوبات بین المللی کمترین ارزش و احترامی قائل نیست , در انباشتن سلاحهای کشتارجمعی و جنگ افزارهای اتمی آزاد است و حتی برای تقویت زرادخانه هسته ای خود مورد حمایت آمریکا و انگلیس قرار می گیرد ولی جمهوری اسلامی ایران یا هر کشور مستقل دیگری که می خواهد فناوری و دانش هسته ای را مصروف تحکیم استقلال و ناوابستگی و افزایش توانمندی خویش سازد , تحت شدیدترین تهدیدات و تنگناها و آزارهای سیاسی قرار می گیرد. این همان چهارچوب ایدآلی است که نیم قرن پیش ژنرال آیزنهاور با ارائه طرح تاسیس آژانس بین المللی انرژی هسته ای , آن را دنبال کرد و وینستون چرچیل کفتار پیر انگلیس نیز بلافاصله از آن حمایت بعمل آورد. از آن سال تاکنون رفتار دولتمردان آمریکائی و انگلیسی در قبال آژانس بین المللی انرژی اتمی , ترجمان همان دیدگاههای مزورانه و مداخله جویانه آیزنهاور و چرچیل بوده است . بی اعتنائی مطلق به قوانین و آژانس و واداشتن کشورهای مستقل به تبعیت از این قوانین , خمیرمایه رفتار سیاسی لندن و واشنگتن نسبت به آژانس بوده است.