رحیم چوخاچیزاده مقدم
نشست سران سازمان همکاری «شانگهای» هفته آینده در شرایطی در چین برگزار می شود که التهابات جهانی و درگیری های منطقه ای با صحنه گردانی ایالات متحده آمریکا به اوج خود رسیده و تاب و تحمل را از برخی دولت ها و حتی ملت ها ربوده است. اما حوادث پی درپی سیاسی و اقتصادی منطقه ای حاکی از آن است که روند کنونی امور به مراد آمریکا نیست و از این پس نیز نخواهد بود و آنچنان که این قدرت متکبر فکر می کرد بعد از به حاشیه راندن اتحاد جماهیرشوروی با طرح های روی کاغذ جهانی سازی، یا یک قطبی کردن این کره خاکی، جهانی خواهد ساخت تا بتواند آن را روی انگشت خود بچرخاند، از پایه و اساس سست و بی پشتوانه است.
دقیقاً یک ماه پس از اجرای سناریوی11 سپتامبر 2001 میلادی در آمریکا این ادعا مطرح شد که هر کشور، در چارچوب ارائه شده از سوی ایالات متحده آمریکا تروریسم را محکوم نکند، دشمن آمریکاست، این سخنان جیانگ زمین رئیس جمهور چین را بر آن داشت تا طرح پیشنهادی خود برای تجدیدنظر در اصول مؤسسه صرفاً اقتصادی همکاری شانگهای و افزودن اهداف امنیتی کشورهای عضو به آن را ارائه کند.
جیانگ زمین به همراه روسیه (دو عضو دائم شورای امنیت) و سپس چهار کشور آسیای مرکزی یعنی ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و قزاقستان وارد این میدان شدند تا تدابیر امنیتی لازم را برای دور داشتن خود از تشعشعات به وجود آمده از حادثه 11 سپتامبر- که می رفت با تهدیدات آمریکا دامن آن ها را هم فرا بگیرد- اتخاذ کنند. قدر مسلم اینکه همگرایی جدید در شانگهای هرگز چهره جدی به خود نمی گرفت، اگر آمریکا بعد از فروپاشی شوروی، داعیه جهانداری با محوریت یک قطب را در سر نمی پروراند.
اما حمله به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور به بهانه برقراری دموکراسی مورد علاقه خود و کشتارهای جمعی در منطقه و راه اندازی پیشرفته ترین تکنولوژی شکنجه در گوانتانامو و ابوغریب به بهانه مبارزه با تروریسم و استفاده ابزاری از شورای امنیت برای رسیدن به اهداف شوم خود به بهانه دفاع از حقوق بشر و همچنین قانونی جلوه دادن این جنایت ها و بالاخره تایید علنی کشتار مردم بی دفاع و مظلوم فلسطین توسط رژیم صهیونیستی دست به دست هم داد تا کشورهای منطقه برای درامان ماندن از یکه تازی آمریکا با کنار گذاشتن اختلافات و تقویت مشترکات خود، در اندیشه تحکیم همگرایی امنیتی منطقه ای و افزایش اعضای رسمی شانگهای باشند و یا به تعبیر دیگر درصدد باز کردن جبهه ای سیاسی، نظامی و اقتصادی در برابر آمریکا برآیند.
این اندیشه و خبرهای بعدی آن از جمله احتمال عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران اولین شوکی بود که به آمریکا و متحدانش وارد آورد و پرده واقعیت های موجود در جهان را کنار زد ضمن اینکه آمریکا در جریان اشغال عراق ثابت کرد که نمی تواند حتی در مواجهه با دوستان متحد خود خوی زیاده خواهی و برتری طلبی را کنار گذارد.
به هر حال کشورهای عضو شانگهای امروز خود را به عنوان رقیبی در مقابله با یک جانبه گرایی آمریکا در منطقه می نگرند. طرح بسیار سریع چین در توسعه پیمان شانگهای پس از حادثه برج های دوقلوی آمریکا و بیانیه شفاف و صریح روسیه در ابراز نگرانی از مداخله جویی های آمریکا در امور منطقه و ابراز تمایل به گسترش روابط با کشور پهناور چین و همچنین نگرانی از انقلاب های رنگی مکرر و هدایت شده از سوی آمریکا در اوراسیا، همه و همه دلیل محکمی بر ضرورت تقویت شانگهای و نیاز مبرم این سازمان به اعضایی است که مبارزه دیرینه با آمریکا و اساسا با غرب داشته و دارند.
نشست شانگهای در پانزدهم ژوئن (52 خرداد) با حضور 6 کشور عضو این سازمان برگزار می شود و از رئیس جمهور کشورمان هم به عنوان ناظر در این نشست رسما دعوت به عمل آمده است. شنیده ها حاکی است که از هم اکنون تمایل ایران برای عضویت جمهوری اسلامی ایران در این پیمان، در حال بررسی است و به احتمال نزدیک به یقین این طرح در نشست هفته آینده به طور رسمی مطرح خواهد شد، به طوری که آمریکا از هم اکنون برای جلوگیری از وقوع چنین حادثه بزرگی در صدد اغوا، و یا حتی تهدید اعضای شانگهای برای چشم پوشی از پذیرش کشوری مثل ایران- که برنامه هسته ای آن مدتهاست خواب و آرامش را از چشمان او زدوده- برآمده است که نمونه آن اعتراض صریح اخیر رامسفلد به روسیه و چین بود.
در این رابطه فراموش نکنیم واکنش از سر عصبانیت آمریکا علیه روسیه که هفته گذشته به رغم مخالفت های پی درپی آمریکا با حضور احمدی نژاد در نشست شانگهای تصریح کرده بود:«دعوت نامه احمدی نژاد از هم اکنون برای او ارسال شده است.» آیا «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه نمی دانست که سه هفته دیگر بعد از پایان این نشست در اجلاس آتی گروه 8 در «سن پترزبورگ» باید پاسخگوی چنین اظهارات به قول خبرگزاری ها «جنجال انگیز» باشد؟!
به نظر می رسد در چنین شرایطی ساختار پیمان شانگهای دگرگون شود و کشورهایی به عضویت این سازمان درآیند که بتوانند جلوه هایی از امنیت جهانی را در قالب همکاری های منطقه ای تنظیم کنند.
تردیدی نیست که ایران کشوری بزرگ، قدرتمند، با پیشینه تاریخی بزرگ و صاحب نفوذ است و از آنجا که در چارچوب یک دموکراسی واقعی، حکومتی منتخب مردم دارد و می تواند سدی در برابر دستکاری سیاسی آمریکا در آسیای مرکزی باشد. از سوی دیگر اعضا شانگهای صرفا در عرصه امنیتی و نظامی نیست که به حضور جمهوری اسلامی ایران در این سازمان نیاز دارند بلکه شاید عرصه اقتصادی مهمتر از عرصه های دیگر باشد. بازار و منابع اقتصادی قوی ایران- از جمله نفت و گاز و...- از جمله جاذبه هایی است که به ویژه کشورهایی مانند چین را ترغیب به همکاری گسترده تر می کنند.