ترجمه: علیرضا ثمودی
با افزایش تعداد حملات انتحاری در شهرهای بزرگ پاکستان، نگرانیها در مورد وضعیت امنیتی این کشور روز به روز گسترش پیدا میکند. در سالهای اخیر گروههای تروریستی جدیدی در این کشور تشکیل شدهاند و گروههای تروریستی پیشین نیز به سازماندهی مجدد خود پرداختهاند. در این میان یک گروه و مجموعه جدید تروریستی شکل گرفته است که اعضای آن نسبت به اسلاف خود از شیوههای خشونتآمیزی استفاده میکنند و هیچ اعتقادی نیز به راهحلهای سیاسی ندارند. پیوندها و ارتباطات میان گروههای تروریستی جدید و پیشین بسیار تقویت شده که این امر خود موجب افزایش نگرانیهای مسئولان امنیتی شده است. بمبمگذاری نافرجام در میدان تایمز در ماه مه سال جاری نیز نشاندهنده این است که نسل جدید تروریستها فعالیتهای خود را از سطح مناطق داخلی پاکستان فراتر بردهاند و درصدد انجام عملیاتهای تروریستی در خاک سایر کشورها هستند.
آنچه مسلم است مقامات پاکستانی در گذشته با گروههای مبارز مستقر در خاک این کشور برای انجام عملیات بر ضدافغانستان و هندوستان همکاری میکردند اما با پیوستن پاکستان به ایالات متحده «در جنگ بر ضدتروریسم» پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 به نظر میرسد اسلامآباد در حمایت خود از مبارزان برای انجام عملیات در خارج از مرزهای این کشور تجدیدنظر کرده است. رهبران القاعده و طالبان افغانستان به همراه سایر گروههای تروریستی مناطق قبیلهای پاکستان را که تقریباً مناطقی خودگردان و مستقل در مرزهای افغانستان محسوب میشوند به عنوان مرکز فعالیتهای خود انتخاب کردهاند و با گروههای مبارز پاکستانی نیز همکاری بسیار نزدیکی دارند. البته نگرانیها در مورد فعالیتهای این گروهها فراتر از پاکستان رفته است. در آوریل 2009 هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده گفت کاهش میزان امنیت در پاکستان که به سلاح اتمی نیز مجهز است «تهدیدی خطرناک و مخاطرهآمیز» برای ایالات متحده و سایر کشورهای جهان محسوب میشود.
گروههای تروریستی
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که تعیین تعداد گروههای فعال تروریستی در خارج از مرزهای پاکستان امری بسیار دشوار است. اشلی جی تلیس از اعضای ارشد موسسه کارنگی، این گروههای تروریستی را در پنج مجموعه طبقهبندی میکند. وی این تقسیمبندی را در ژانویه 2008 و در مقابل کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان ایالات متحده ارائه کرده بود.
این مجموعه عبارتند از:
گروههای فرقهای: گروه سنی سپاه صحابه در داخل پاکستان دست به اعمال خشونتآمیز میزند.
گروههای مخالف هند: این گروهها با حمایت ارتش پاکستان و سازمانهای اطلاعاتی این کشور دست به اقدامات تروریستی میزنند. لشگر طیبه، جیش محمد و حرکت مجاهدین در زمره این گروهها قرار میگیرند و عمده فعالیت آنها در کشمیر متمرکز شده است.
طالبان افغانستان: جنبش طالبان و رهبران طالبان در قندهار که عمدتاً حول محور ملامحمد عمر شکل گرفته است هماکنون در کویته به فعالیت خود ادامه میدهند.
القاعده و گروههای وابسته به آن: اسامه بنلادن و سایر تروریستها در مناطق قبیلهای پناه گرفتهاند. روهان گوناراتنا از اعضای «مرکز بینالمللی پژوهشهای ضدتروریستی و خشونتهای سیاسی» میگوید سایر گروههای نظامی خارجی از قبیل جنبش اسلامی ازبکستان، گروه جهاد اسلامی، گروه مبارزه اسلامی لیبی و جنبش اسلامی ترکمنستان نیز در این مناطق قبیلهای حضور دارند.
طالبان پاکستان: این گروههای افراطی در مناطق قبیلهای مستقر هستند. گروههایی به رهبری حکیمالله محسود در جنوب وزیرستان، مولانا فقیر محمد و مولانا قاضی فضلالله جزء مهمترین رهبران این گروههای تروریستی محسوب میشوند. البته گروههای مبارز دیگری نیز در این میان وجود دارند که در هیچ یک از این مجموعه عمده قرار نمیگیرند. همچنین شبکه جدیدی از مبارزان را که با عنوان طالبان پنجاب شناخته میشوند نیز میتوان در زمره این گروهها قرار داد. این گروه پس از انجام حملات تروریستی در سالهای 2008 و 2009 در شهرهای لاهور، اسلامآباد و راولپندی برای خود آوازه و شهرتی دست و پا کرد.
حسن عباس از کارشناسان مرکز «جامعه آسیا» معتقد است شبکه طالبان پنجاب ترکیبی از اعضای گروههای نظامی پیشین و مبارزان کشمیری است که با طالبان افغانستان، طالبان پاکستان و گروههای نظامی مستقر در مناطق قبیلهای دارای روابط بسیار نزدیکی هستند. طالبان پنجاب برای انجام حملات تروریستی در شهرهای ولایت پنجاب حمایتهای لجستیکی به عمل میآورند و در این گروه افرادی از گروه جیش محمد، سپاه صحابه پاکستان و لشگر جنگوی و گروههای انشعابی آن و سایر گروههای دوچک تروریستی نیز حضور دارند. عباس در ادامه میگوید: «بسیاری از این مبارزان در دهه 1990 به طور مستقیم مورد حمایت دولت پاکستان قرار داشتند و برای شرکت در عملیات خرابکارانه، تاکتیکهای چریکی و جنگهای نامتقارن تحت تعلیم و آموزش قرار میگرفتند.» به گفته کارشناسان، طالبان پنجاب با طالبان سنتی پشتون متفاوت هستند.
طالبان پنجاب افرادی تحصیلکرده هستند و از فناوریهای پیشرفتهتری استفاده میکنند. کارشناسان معتقدند از آنجا که همکاری زیادی میان این گروهها وجود دارد مرزهای موجود میان این گروهها بسیار کمرنگتر شده است. برای مثال، طالبان پاکستان که روزگاری خود را متعهد به مبارزه با دولت پاکستان میدانستند هماکنون به شورشیانی که با نیروهای آمریکایی و سایر کشورها مبارزه میکنند، پیوستهاند. ژنرال دیوید پترائوس در مصاحبه اخیر خود با شورای روابط خارجی میگوید این گروهها مدت زمان زیادی است که به یک رابطه مسالمتآمیز دست یافتهاند، از یکدیگر حمایت میکنند و در انجام کارها با یکدیگر همکاری میکنند. البته در برخی موارد با یکدیگر رقابت میکنند یا حتی با هم مبارزه نیز میکنند. از این رو شناسایی و تشخیص آنها از یکدیگر بسیار دشوار است.
طالبان پاکستان
در واقع حامیان طالبان افغانستان در مناطق قبیلهای در مناطق قبیلهای در واکنش به حملات ارتش پاکستان در سال 2002 نیروهای طالبان را تشکیل دادند. در دسامبر 2007 حدود 13 گروه مبارز مختلف تحت عنوان تحریک طالبان پاکستان یا با نام دیگری طالبان پاکستان گردهم جمع شدند . رهبری این گروه بر عهده بیتالله محسود بود. پس از آنکه محسود در آگوست 2009 در حمله موشکی نیروهای آمریکایی کشته شد، پسرعمو و معاون وی حکیمالله محسود به رهبری این گروه رسید. کارشناسان معتقدند جوانان در مناطق قبیلهای پاکستان در واقع با اسلحه بزرگ میشوند اما تنها در چند سال اخیر است که به سازماندهی خود حول محور یک مرام مشابه طالبان پرداختهاند و اهدافی همانند اهداف طالبان افغانستان را تعقیب میکنند.
عباس در مقالهای در ژانویه 2008 مینویسد که طالبان پاکستان در حدود 200 تن از رهبران قبایل را کشتند و خود را به عنوان رهبران جدید تثبیت کردند. رهبران طالبان پاکستان هماکنون به نوعی نماینده مناطق قبیلهای پاکستان محسوب میشوند. طبق برخی برآوردها، طالبان پاکستان در مجموع حدود 30 تا 35 هزار عضو دارد. از دیگر اهداف طالبان پاکستان، اعلام جهاد بر ضد ارتش پاکستان، اجرای شریعت و مبارزه با نیروهای ناتو در افغانستان است. از طرف دیگر مقامات پاکستان بیتالله محسود رهبر پیشین این گروه را به ترور بینظیر بوتو در دسامبر 2007 متهم میکنند. البته برخی از کارشناسان امکان همکاری گروههای مختلف در زیر چتر حمایتی طالبان پاکستان و علیه نیروهای خارجی را غیر عملی میدانند. با این حال این گروه از آغاز فعالیتهای خود با انجام حملات انتحاری نشان داده است که میتواند تهدیدی جدی برای ثبات پاکستان باشد. طالبان پاکستان همچنین با بر عهده گرفتن مسئولیت بمبگذاری در میدان تایمز نیویورک از عزم خود برای انجام حملات انتحاری در خارج از مرزهای پاکستان خبر داد.
تغییر چهره تروریسم
خشونتها بر ضد مراکز دولتی پاکستان رو به افزایش گذاشته است. بنابر آمار ارائهشده از سوی پایگاههای اطلاعاتی در مورد حوادث تروریستی، حدود 2155 غیر نظامی در عملیاتهای تروریستی سال 2008 کشته شدهاند و در 10 ماه آغازین سال 2009 تعداد کشتهها به رقم 1800 نفر رسیده است. اما تعداد قربانیان حملات تروریستی بین سالهای 2003 با 2006 تنها 1600 غیر نظامی بود. این نسل جدید تروریستها علاقه فراوانی به شرکت در عملیاتهای انتحاری دارند. شرمین عبید چینوی در گزارش خود مینویسد طالبان هماکنون برای انجام حملات انتحاری بیشتر نیروهای خود را از میان افراد بسیار جوان انتخاب میکند. در سال 2009 نزدیک به 60 حمله انتحاری در پاکستان صورت گرفته است که در مقایسه با دو حمله تروریستی انجام گرفته در سال 2002، نشاندهنده افزایش اینگونه حملات است. گوانارانتا افزایش این حملات را به نفود القاعده نسبت میدهد.
وی میگوید گروه بنلادن در حال آموزش گروههای تروریستی مستقر در مناطق قبیلهای پاکستان است. گوانارانتا همچنین میافزاید: «القاعده خود را به عنوان پیشگام و رهبر جنبشهای اسلامی میداند و شیوههای تروریستی خود را به طالبان پاکستان و افغانستان منتقل میکند. القاعده علاوه بر ارائه کمکهای فنی به نیروهای مبارز پاکستانی درصدد افزایش تعامل و همکاری میان این گروهها است.» دان راسلر از اعضای «مرکز ضدتروریسم» که یک نهاد پژوهشی مستقل و مستقر در آکادمی نظامی ایالات متحده در وستپوینت است در این مورد میگوید: «القاعده هماکنون به عنوان یک نیروی میانجیگر در میان گروههای مختلف پاکستان به شمار میآید. گروه القاعده درصدد ایجاد وحدت رویه در میان فعالیتهای تروریستی این گروهها است.» برایان فیشمن از کارشناسات مسائل تروریستی میگوید: «امروزه قدرت القاعده بیشتر به خاطر توانمندی آنها در نفوذ تاثیرگذاری بر گروههای مبارز پاکستانی است.
هماکنون در میان این گروهها و اعضای آنها شرایطی به وجود آمده است که این گروهها حول یک محور دور هم جمع شدهاند و درصدد انجام عملیاتهای تروریستی البته با خط مشی ترسیم شده از سوی القاعده هستند.» تلیس نیز در این مورد میگوید: «هماهنگی و همکاری میان این گروهها موقت و برحسب ضرورت شکل گرفته است. نکته مهم این است که این هماهنگی در میان تمام گروههای جهادی به وجود آمده است. این گروهها هماکنون بیش از هر زمان دیگری به تعامل با یکدیگر رسیدهاند.» بروس ریدل مسئول هماهنگی سیاستهای دولت اوباما در منطقه پاکستان و افغانستان در مصاحبه اخیر خود با شورای روابط خارجی بر همکاری فزاینده القاعده با گروههایی از جمله طالبان افغانستان، طالبان پاکستان و لشگر طیبه تاکید داشت. وی در این مورد گفت: «ناکارآمدی این تصور که میتوان موضوع القاعده را با نادیده گرفتن سایر گروههای جهادی حل و فصل کرد در گذشته بارها به اثبات رسیده است.»
با این حال برخی از کارشناسان معتقدند حملات طالبان پاکستان بر ضد حکومت پاکستان میتواند به روابط آنها با طالبان افغانستان که دارای روابط نزدیکی با ارتش و سازمانهای اطلاعاتی پاکستان است آسیب بسیار زیادی وارد کند. ریچارد بارت از اعضای اسبق سازمان اطلاعاتی انگلستان در اکتبر 2009 در مصاحبهای با نیویورک تایمز گفت: «طالبان اقعانستان شیوه طالبان پاکستان در مبارزه بر ضد حکومت پاکستان را نمیپسندند. کارشناسان همچنین میگویند مبارزان پاکستانی حوزه فعالیت خود را به سایر مناطق پاکستان از جمله جنوب پنجاب و حتی کراچی نیز گسترش دادهاند.» عایشه صدیق یکی از تحلیلگران مسائل نظامی نیز میگوید: «جنوب پنجاب به مرکز فعالیت گروههای جهادی تبدیل شده است. مبارزان پنجاب از دهه 1980 با نیروهای جهادی افغانستان همکاری داشتند و بسیاری از آنها نیز هماکنون در افغانستان حضور دارند. طبق برخی برآوردها حدود 5 تا 9 هزار جوان پنجابی در افغانستان و وزیرستان در حال مبارزه هستند.» بنا به گفته برخی از کارشناسان، نیروهای طالبان افغانستان در کراچی وظیفه تامین منابع مالی و استخدام اعضای جدید را بر عهده دارند.
چالشهای پیش روی مبارزه بر ضدتروریسم
نیروهای امنیتی پاکستان هماکنون در تلاش برای مبارزه با این مبارزان هستند و بیشتر این اقدامات متوجه انجام اصلاحات ساختاری در نیروهای امنیتی شده است. البته در این مورد چالشهایی از جمله تمایل و اراده کافی برای مبارزه با این گروهها یا توانمندی نیروهای پاکستانی نیز مطرح است. نیروهای امنیتی به خصوص ارتش و پلیس مورد حملات این گروههای مبارز قرار گرفتهاند. در اکتبر سال 2009 مبارزان پاکستانی به مقر پلیس در راولپندی حمله کردند و به مدت 20 ساعت حدود 40 نفر را به گروگان گرفتند. به گفته بسیاری از تحلیلگران این حملات موجب تغییر در روابط میان ارتش و مقامات اطلاعاتی با این گروههای مبارز شده است. استیو کول رئیس «بنیاد آمریکای نوین» میگوید از زمان درگیری خونین میان نیروهای امنیتی پاکستان با این مبارزان در سال 2007 در یکی از مساجد اسلامآباد، روابط برخی از این گروهها با مقامات دولتی به سردی گراییده است. وی میگوید مقامات دولتی درصدد یافتن راهحلی مناسب برای به کنترل درآوردن این گروههای مبارز هستند. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که هر چند مقامات ارتش پاکستان و نیروهای اطلاعاتی این کشور درصدد مبارزه با این گروهها برآمدهاند، اما هنوز هم مقامات پاکستانی با برخی از این گروهها در ارتباط هستند و از آنها به عنوان یک سپر دفاعی در مقابل افغانستان و هندوستان استفاده میکنند.
البته مقامات پاکستانی همواره اینگونه اتهامات را تکذیت میکنند. در اکتبر سال 2009، احمد شجاع پاشا رئیس سازمان اطلاعات پاکستان به خبرنگاران گفت: «سازمان اطلاعاتی پاکستان نهادی حرفهای است و هیچگونه ارتباطی با گروههای تروریستی از جمله طالبان ندارد. از سوی دیگر مقامات آمریکا از پاکستان انتظار دارند فعالیت رهبران طالبان افغانستان را ـ که گفته میشود در کویته مستقر هستند ـ سرکوب کنند و جلالالدین حقانی و گلبدین حکمتیار را دستگیر کنند. به باور تحلیلگران مسائل سیاسی، این گروهها به طور مستقیم به منافع پاکستان حمله نمیکنند، هر چند مقامات پاکستان اینگونه اظهارات را تکذیب میکنند. با این حال کول میگوید: «هماکنون ما شاهد تغییر راهبرد پاکستان در حمایت از گروههای مبارز و استفاده از آنها در برابر هند و افغانستان هستیم. در این مورد بحثهای فراوانی وجود دارد اما دولت پاکستان هماکنون مسیر درستی را در پیش گرفته است ولی به نظر میرسد زمان زیادی لازم است تا این کشور بتواند الگوهای پیشین خود را تغییر دهد.»