همان گونه که قبلا گفته شد تدبیر اجرای مرحله د وم برابر طرح اولیه (طرح عملیاتی کربلا3) تامین خط مرز و احاطه همزمان خرمشهر بود که به علل ذکرشده احاطه خرمشهر از آن حذف گردید لذا قرارگاه کربلا در دستور جزءبه جزء شماره 2، تدبیر عملیاتی خود را چنین بیان کرد:
“قرارگاه عملیاتی کربلا با قرارگاههای فتح و نصر در ساعت (س) روز (ر) توام با غافلگیری تک نموده و نیروهای متمرکز دشمن ر ا در غرب جاده اهواز ـ خرمشهر منهدم و خط مرز بین المللی را تامین می نماید و آماده می شود بنا به دستور، تک را به سمت باختر ادامه دهد. قرارگاه قدس با اجرای عملیات آفندی محدود همچنان مداومت فشار خود را بر دشمن حفظ مینماید”.
برابر دستورات صادره در این طرح: قرارگاه نصر برای تامین خط مرز در امتداد سرپل خود به سوی غرب پیشروی و نیروهای دشمن را در مقابل خود منهدم می نمود(خط مرز بین المللی به فاصله 15 کیلومتری سرپل و کاملا موازی با آن بود)، ولی قرارگاه فتح در جناح شمالی به جای اینکه به خط مستقیم پیشروی نماید، در امتداد جاده حسینیه ـ پاسگاه کیلومتر 25 تک می کرد یعنی به طور مورب خود را به مرز می رسانید و این مایل بودن جناح شمالی قرارگاه فتح به دو منظور بود یکی اینکه از امتداد جاده حسینیه ـ کیلومتر 25 که از سطح زمین حدود 2 متر ارتفاع داشت به صورت یک خاکریز آماده، در حفظ جناح استفاده شود و دیگر اینکه یگان های زرهی از لشکر 9 عراق در این قسمت در مقابل 2 جبهه نیروی خودی درگیر می شدند و مقاومت آنها بین این دو جبهه تقسیم و لاجرم از شدت آن کاسته میشد؛
یکی در مقابل آن قسمت از نیروهای (فتح4) که در خط سرپل باقی می ماندند و دیگری در مقابل نیروهایی که ضمن پیشروی در امتداد جاده مورب حسینیه پاسگاه کیلومتر 25 مستقر میشدند.
حالت مورب جاده حسینیه ـ زید، یگانهای دشمن را در وضعیت نامساعد و نامتعادلی قرار می داد که ناگزیر می شدند برای داشتن یک وضعیت مناسب پدافندی از مقابل خط سرپل و امتداد جاده حسینیه عقب نشینی کنند و در خاکریزهای مرزی مستقر شوند و این قسمت را بدون درگیری واگذار نمایند.
کوچک کردن جبهه قرارگاه فتح دارای علل بسیاری بود از جمله اینکه حداکثر تمرکز نیروهای زرهی دشمن، که مواضع پدافندی مناسبی نیز نداشتند، در منطقه بین ایستگاه حسینیه و گرمدشت قرار داشت و با اتخاذ تدبیر یادشده نیروهای جمهوری اسلامی ایران، هم برای انهدام دشمن در منطقه اصلی و حساس نبرد متمرکز می شدند و هم با استفاده از جاده حسینیه، به صورت یک خاکریز حاضر و آماده و قابل استفاده، در مقابل پاتک های زرهی دشمن از پهلوی شمالی آسیبپذیر نبودند.
طبق دستور جزء به جزء شماره 2، قدس 1 که در امتداد نهر معرز (حوالی رودخانه نیسان) پدافند می کرد از زیر امر قرارگاه قدس خارج و به عنوان نیروی احتیاط قرارگاه کربلا ماموریت یافت که به سرپل غرب کارون تغییر مکان دهد و در منطقه قرارگاه فتح مستقر شود.
انتخاب قدس 1 به عنوان احتیاط قرارگاه کربلا و آوردن آن به منطقه فتح بیشتر به منظور افزایش توان رزمی قرارگاه فتح بود زیرا استعداد پرسنلی این قرارگاه در اثر تلفات وارده کاهش یافته بود و از سوی دیگر قدس 1 در منطقه نیسان درگیری بسیار سبکی با دشمن داشت و تعویض آن اگرچه تضعیف قرارگاه قدس به شمار می آمد اما چون تلاش اصلی عملیات بیت المقدس در غرب کارون قرار گرفته و از قرارگاه قدس جز پدافند از مواضع خود انتظار دیگری نبود لذا برداشت آن از منطقه پدافندی نیسان مشکلی به وجود نمی آورد. بعدازظهر روز 13 اردیبهشت دستور جزء به جزء یادشده جهت طرح ریزی و اقدام به یگان ها ابلاغ و قرارگاه کربلا منتظر فرصت مناسب برای اجرای آن شد.
روز چهاردهم اردیبهشت ماه تبادل آتش شدیدی در تمامی جبهه ها برقرار بود ولی از جانب دشمن پاتکی به سرپل صورت نگرفت. در این روز عراقیها نیروهای زرهی و پیاده جدیدی به منطقه آوردند و تمرکز قوای متجاوز درگرمدشت و شمال خرمشهر قابل توجه و وسیع بود.
بررسی و تجزیه و تحلیل اقدامات دشمن نشان داد که متجاوز حداکثر توان رزمی خود را در شمال خرمشهر متمرکز می سازد و در سایر مناطق غرب جاده اهواز ـ خرمشهر اگرچه اقدام به حمله به سرپل می نماید اما در حقیقت مشغول تحکیم موقعیت پدافندی و ایجاد موانع و میادین مین در غرب جاده و حوالی ایستگاه آهو تا گرمدشت بوده و به تمرکز عمده قوای خود در شمال خرمشهر جهت جلوگیری از هرگونه پیشروی نیروهای ایرانی به سوی خرمشهر و نگهداری قطعی این شهر پرداخته است.
قدس 1 از منطقه نیسان به سرپل نقل مکان نمود، و با نام فتح 5 در کنترل عملیاتی قرارگاه فتح قرارگرفت و قرارگاه قدس به جای قدس 1، یک گروه رزمی به نام محمدی متشکل از گردان 243 سوار زرهی لشکر 16 و گردان 507 رزمی ژاندارمری سازمان داد و مسئولیت منطقه قدس 1 را در منطقه نیسان به آنان واگذار نمود.
تعویض قدس 1 با گروه رزمی محمدی با اجرای شدید آتش توپخانه دشمن روبرو گردید. به فتح 5 مسئولیت پدافند قسمتی از شمال سرپل قرارگاه فتح واگذار شد و فتح 4 به منظور شرکت در عملیات مرحله دوم از پدافند دراین منطقه رها گردید.
روز پانزدهم اردیبهشت ماه در منطقه قرارگاه فتح، دشمن پس از اجرای یک آتش شدید که از ساعت یک و نیم تا چهار بامداد به درازا کشید اقدام به پاتک نمود که با مقاومت نیروهای ایرانی در ساعت یک بعدازظهر پس از تحمل ضایعات و تلفات مجبور به عقب نشینی گردید. نیم ساعت بعد پاتک سوم دشمن آغاز شد که با فعالیت شدید توپخانه خودی و نیروهای درخط، عملیات دشمن خنثی و نیروهای عراقی در 3 کیلومتری خط سرپل متوقف و تثبیت گردیدند و تلفات و ضایعات وارده به دشمن در این پاتکها سنگین بود. در مناطق سایر قرارگاهها درگیری به صورت تبادل آتش در جریان بود.
از اواخر روز پانزدهم تا اوایل روز شانزدهم اردیبهشت نیروهای عراقی در حوالی ایستگاه حسینیه و گرمدشت اقدام به چهار پاتک به سرپل نمودند که با رشادت نیروهای ایرانی دفع گردید. یکی از این پاتکها به منطقه قرارگاه نصر صورت گرفت و نیروهای عراقی پس از اجرای آتش سنگین که از ساعت 20 الی 24 ادامه داشت، نصر 2 را مورد حمله قرار دادند، اما ضمن تحمل تلفات با به جا گذاردن 30 نفر اسیر، عقب نشستند.
ساعت شش و سی دقیقه بامداد روز 26 اردیبهشت عراقیها در منطقه قدس 4 اقدام به تک نمودند و درگیری شدیدی به وجود آمد که تا ساعت 9 بامداد ادامه یافت، در این درگیری سه تانک و یک هلی کوپتر دشمن منهدم و تک آنان متوقف گردید. در طول این عملیات دشمن جاده اهواز ـ خرمشهر را شدیدا زیرا آتش توپخانه قرار داد.
یگانهایی از قرارگاه فخر می بایستی به منطقه عملیاتی بیت المقدس نقل مکان می نمودند حرکت خود را آغاز کردند و اولین گردان وارد منطقه نصر شد. یگانهای اعزامی از قرارگاه فجر، تیپ 3 لشکر 77 و تیپ امام سجاد سپاه پاسداران بودند که به نام قرارگاه عملیاتی فجر 3 نامگذاری شدند.
برابر اطلاعات به دست آمده از آخرین عکس هوایی منطقه، مشخص شد که عراق با نصب یک پل شناور طویل روی اروند رود و در حوالی جزیزه بوارین، منطقه خرمشهر و شلمچه را از طریق این پل به کرانه جنوبی رودخانه (خاک عراق) مرتبط نموده است و این یک اقدام احتیاطی در مقابله با قطع جاده اسفالته شلمچه و محاصره خرمشهر محسوب می گردند. این پل به طول 1200 متر و با استفاده از جزایر داخل رودخانه و در چهار قطعه مجزا زده شده بود که آخرین قطعه آن از جزیره بوارین به ساحل شمالی رودخانه و روی نهر خین قرار داشت.
فرماندهی مشترک قرارگاه کربلا به منظور جبران کاهش توان رزمی و کمبود نیرو و تمرکز هرچه بیشتر قوا در منطقه عملیاتی بیت المقدس برای اجرای مراحل سوم و چهارم طرح عملیاتی کربلای 3، تصمیم گرفت که تمامی لشکر 77 پیاده را از منطقه پدافندی فتح المبین به غرب کارون نقل مکان داده و به جای آن یک قرارگاه موقت عملیاتی به نام قائم آل محمد(ص)با چند تیپ مستقل تشکیل دهد که پدافند از منطقه لشکر 77 را عهدهدار شود.
این عمل با توجه به کارایی رزمی لشکر 77 پیاده و به منظور آمادگی برای اجرای سریع تر عملیات بعدی بود. در زمینه تصمیمات یادشده دستورات لازم صادر و تعدادی از افسران قرارگاه نیروی زمینی در تهران، برای تهیه مقدمات تشکیل قرارگاه عملیاتی قائم آل محمد(ص) و تحویل گرفتن منطقه از لشکر 77 به قرارگاه این لشکر وارد شدند.
قرارگاه کربلا دستور عملیاتی جزء به جزی شماره 8 خود را به شرح زیر تهیه و جهت اجرا به قرارگاههای تابعه ابلاغ نمود.
“تهدیدات متجاوز در منطقه کوشک ـ طلایه و امتداد کوشک ـ پاسگاه کیلومتر 25 رو به افزایش بوده و یگانهای خودی مستقر در این مناطق، هدف تکهای محدود و آتش دشمن قرار گرفته و قصد متجاوز برای قطع جاده مراسلاتی اهواز ـ خرمشهر به منظور برهم زدن سازمان و گسترش یگانهای ما برای تامین خرمشهر و یا ایجاد تاخیر و توقف در ادامه عملیات کربلا 3 بسیار محتمل می باشد. بنابراین استقرار یک پدافند مطمئن در طول خط مرز در نواحی مذکور و جلوگیری از هرگونه پیشروی مجدد متجاوز در نقاط آزاد شده ضرورت دارد.
در این دستور باتوجه به استعداد موجود یگانهای سپاه و مناطق محوله به قرارگاهها و ماموریتهای واگذاری به آنها تغییراتی به شرح زیر در سازمان رزمی یگانهای تابعه قرارگاههای سه گانه داده شد:
قرارگاه قدس: قدسهای 1، 2، 3، 4، 5 که شامل 4 تیپ زرهی و یک تیپ پیاده ارتش و 3 تیپ پیاده سپاه بود.
قرارگاه فتح: فتح های 1، 3 که شامل 2 تیپ زرهی ارتش و 4 تیپ پیاده سپاه بود.
قرارگاه نصر: نصرهای 1، 2، 3، 4، 7 که شامل 4 تیپ پیاده و یک تیپ زرهی ارتش و 4 تیپ سپاه بود همچنین به قرارگاه فجر 3 دستور داده شد که مناطق نصرهای 5و 6، یگانهای پهلوی چپ قرارگاه نصر در جبهه خرمشهر به عرض 6 کیلومتر را تحویل بگیرد.
همچنین تیپ 2 لشکر 92 زرهی در احتیاط قرارگاه کربلا قرار گرفت و تیپ های 46 فجر و 22 خرمشهر سپاه پاسداران برای بازسازی و تجدید سازمان از خط خارج شدند.
با این که دستور جزء به جزء شماره 8 بیشتر جنبه پدافندی داشت و اکثر دستورات ابلاغی به قرارگاه تابعه مربوط به امور پدافندی بود ولی قرارگاه کربلا اجرای ماموریت اصلی خود یعنی طرح عملیاتی کربلا 3 را از نظر دور نداشت و دستورات زیرین را نیز به قرارگاههای تابعه ابلاغ نمود.
قرارگاه قدس: تلاش برای تامین خطوط مرز بین المللی در منطقه محوله.
قرارگاه فتح: آمادگی برای تامین شلمچه و قطع راه فرار و تقویت دشمن در منطقه خرمشهر با تیپ های 14 امام حسین(ع) و 8 نجف اشرف.
قرارگاه نصر: آماده شدن برای احاطه و تامین و پاکسازی خرمشهر.
قرارگاه فجر :3 آمادگی برای اجرای تک در منطقه نهر عرایض و کمک به قرارگاه نصر در تامین خرمشهر
دستور جزء به جزء شماره 8 قرارگاه کربلا فاقد دستوری مبنی بر ادامه تک در باختر مرز و تهدید بصره بود و به قرارگاه فتح ماموریت داده شده تا آماده باشد و با دو تیپ سپاه پاسداران در مورد تامین شلمچه اقدام نماید. این دستور بر مبنای پیشنهاد فرماندهان تیپ های 14 امام حسین و 8 نجف صادر شده بود که شامل حرکت این دو تیپ به سمت ماوراء مرز در شمال شلمچه و سپس چرخش به سوی شلمچه بود. افسران عملیات قرارگاه کربلا به دلیل اینکه این حرکت نمی توانست، به تنهایی سبب تامین شلمچه شود و در حقیقت مرحله سوم عملیات طرح کربلا 3 باشد با آن موافق نبودندو نهایتا نیز اجرا نگردید.
فرماندهی مشترک قرارگاه کربلا، عملیات فتح خرمشهر را مرحله سوم عملیات بیت المقدس و خاتمه این عملیات می دانست و ادامه تک در باختر مرز و تهدید شرق بصره را موکول به توسعه وضعیت و تهیه طرح جداگانه و مشروح دیگری پس از عملیات خرمشهر نمود. به این ترتیب عملیات تامین خط مرز و دو حمله به سوی خرمشهر، مرحله دوم عملیات بیت المقدس؛ و تامین خرمشهر مرحله سوم آن به شمار می رفت.
در این ایام هیجان افکار عمومی در مورد فتح خرمشهر به اوج خود رسیده بود و اعلامیه های ستاد تبلیغات جنگ نیز آن چنان به این هیجان دامن می زد که مردم تصور می کردند ظرف چند ساعت خرمشهر فتح خواهد شد و به کرات از روزنامه ها به قرارگاه کربلا تلفن می شد و سئوال می گردید که آیا برای درج خبر فتح خرمشهر در روزنامه روز جاری جای خالی بگذارند یا نه؟، از طرف دیگر اخباری که رادیو عراق در مورد دفع حمله های ایران و پیشروی نیروهای عراقی منتشر مینمود شک و تردیدی را در اذهان عمومی نسبت به فتوحات انجام شده به وجود آورده بود و قرارگاه کربلا برای فتح هرچه سریع تر خرمشهر از جانب افکار عمومی تحت فشار قرار داشت و این در حالی بود که رزمندگان اسلام و فرماندهان آنان تلاش می کردند تا با ادامه عملیات، آزادسازی خرمشهر را که به صورت یک هدف و آرزوی ملی درآمده بود، زودتر جامه عمل بپوشاند.