تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۳  ، 
کد خبر : ۱۶۴۸۵۹

توسعه و رفتار سیاسی (بخش آخر)


حبیب عشایری
توسعه و رفتار سیاسی:
فرآیند توسعه آن جا که با استقرار یک دموکراسی واقعی یعنی درک عمیق، درست و نهادی شده ای از (خرد- مداری) و (زور ستیزی) همراه بوده است، موفق به شکستن نیروی گرانشی میان حلقه های توسعه و نابرابری، و رهاسازی فرآیند توسعه از شرارت ها این پدیده مخل میانجی یعنی قدرت شده است. این فرآیند فقط در بخشی از جهان که امروزه آن را حوزه تمدن غرب یا حوزه صنعتی شده یا توسعه یافته جهان می خوانیم محقق شده است. حوزه ای که در آن مردم با عقلانیتی سلطه ستیز به استقرار نظامی (عقلانی- قانونی) همت گماشتند و به وسوسه ها و افسونگریهای قدرت نقد ناپذیر دل نسپردند. به کیش پرستش قدرت گردن ننهادند. و از آن مهمتر، قدرت را در معنایی جمعی و در ارتباط با مردم سالاری، احترام به آزادیهای فردی و تقویت مدرنیته درک و از نو مفهوم سازی کرده اند.(1)
بنابراین باید اذعان نمود که امروزه دستیابی به توسعه در شقوق مختلف صرفنظر از تلاش و پشتکار ملی، مستلزم تعامل سیاسی با کشورهای قدرتمندی است که نهادها، موسسات و سازمانهای سیاسی- اقتصادی را به دلیل پشتوانه غنی حاصل از تجارب علمی به انحصار خود در آورده اند، می باشد. لذا تغییر بایسته های نظری و عملی در حوزه های سیاسی- فرهنگی از یکسو و دقت نظر رجال در اتخاذ رفتارهای هوشمندانه سیاسی از سوی دیگر ضرورتی اجتناب ناپذیر تلقی می گردد. به همین دلیل حضور فعال در صحنه بین المللی به منظور بهره گیری از تجارب مفید علمی سایر کشورها و استفاده آن در حوزه های داخلی مسیر منتهی به توسعه را هموار خواهد نمود.
چنانچه کشوری بدون توجه به شاخصه های نهفته در ماهیت رفتار سیاسی اقدام به اتخاذ مشی یکجانبه گرایانه نماید، قطعا دیری نخواهد پایید بعنوان بازیگری غیر فعال از نقش آفرینی در صحنه بین المللی محروم گردیده و از دست یابی به فن آوری های نوین بی بهره خواهد ماند.
اهتمام به تنش زدایی، عضویت در نهادها و سازمانهای منطقه ای، فرا منطقه ای و بین المللی بعنوان بازیگری فعال، عدم حمایت از فعالیت های گروه های تروریستی، پایبندی به کنوانسیونها و معاهدات بین المللی، توسعه روابط دیپلماتیک با کلیه کشورها در اقصی نقاط جهان در عرصه سیاست خارجی و توجه به حقوق اقلیت ها و زنان، برگزاری انتخابات آزاد و مبتنی بر رای اکثریت مردم، آزادی بیان و قلم، حمایت از فعالیت احزاب گروه ها ، تشکل های سیاسی، و سایر شقوق دموکراسی در عرصه سیاست داخلی همه از جمله شاخصه های رفتار سیاسی است که عنایت و اهتمام به آنها حاکی از ذکاوت تصمیم گیرندگان و حاکمان سیاسی بوده و بی گمان ضامن توسعه و تعالی کشور در ابعاد گوناگون سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی محسوب می گردد و چنانچه تصمیم گیرندگان سیاسی بر خلاف رویه معمول از موارد یاد شده تخطی نمایند، نه تنها پیشرفتی حاصل نشده بلکه از حضور بالفعل در صحنه بین المللی بعنوان بازیگر سیاسی منزوی گردیده و به طبع رهنمونی به توسعه ناممکن خواهد بود.
نتیجه گیری:
رفتار سیاسی کشورها دارای اثرات مثبت و منفی در دیگر کشورهاست و هر کشور را مواجه با مشکل می نماید، بر اثر این مشکل هر کشور مجبور است تا ضمن کاهش اثرات منفی سیاست خارجی کشورهای دیگر، اثرات مثبت آن را افزایش دهد.
بعبارت دیگر، هنگامیکه زمامداران و یا دولتمردان در روابط با دیگران سیاست قدرت را محور رفتار خود قرار می دهند نتیجه آن کشمکش دائمی و نوسان زندگی اجتماعی ملتها بین دوزخ جنگ و برزخ صلح است. در این الگو صلح هنگامی به دست می آید که تعادل قدرت و یا بعبارت دیگر بازدارندگی سیاسی وجود داشته باشد. در پایان باید یادآور شد که امروزه جامعه جهانی با پدیده ای تحت عنوان جهانی شدن مواجه گردیده است، جدا از بحث زمینه ها و علل، در رابطه با پیامدهای این روند ما شاهد تلاش هایی در سطح بین الملل هستیم که شاید بتوان از آن تحت عنوان یکسان سازی قواعد و نوع رفتارها در عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نام برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات