حنیف غفاری
گروه دیپلماتیک - در هفته گذشته اظهارات مرکل در خصوص پرونده هسته ای ایران بار دیگر بر همگان اثبات کرد که صدراعظم آلمان به طور کلی درکی از شرایط منطقه ای و فرامنطقه ای تهران ندارد وی از بوش خواست تا برای تحریم اقتصادی ایران شتاب نکند ! ادبیات به کار رفته در اظهارات مرکل نشان می دهد که در فراسوی ذهن او تحریم اقتصادی ایران فضای قابل توجهی را به خود اختصاص داده است و تنها مخالفت مرکل با این تحریم به علت زمان نامناسب آن است.
“آنجلا مرکل” بهتر است کمی به اطراف خود بنگرد: هنوز “برلوسکونی” و هوادارانش در ایتالیا در بهت ناشی از شکست در برابر “رومانو پرودی” به سر می برند. وی که یکی از متحدان نزدیک کاخ سفید و از حامیان اشغال عراق به شمار می رفت پس از مدتها همکاری پشت پرده با واشنگتن و جمهوری خواهان کاخ سفید از معادلات قدرت کنار رفت. در انگلستان عواقب و تبعات ناشی از شکست “تونی بلر” و حزب کارگر در انتخابات شهرداری ها و از دست رفتن بیش از 250 کرسی انتخاباتی به شدت گریبانگیر نخست وزیر انگلستان شده و وی به دنبال برون رفتن از بن بست موجود همچنان سرگردان مانده است.
در مجموع شرایط سختی در برابر متحدان کاخ سفید در نظام بین الملل ترسیم شده است و “انزوا” نتیجه علنی همکاری با ایالات متحده آمریکا به شمار می رود. در چنین شرایطی “آنجلا مرکل” هنوز در حال و هوای خود به سر می برد.
صدراعظم آلمان که در کشورهای همسایه خود شکست هواداران آمریکا را مشاهده می کند سعی دارد با نزدیکی افراطی به جرج بوش و همراهانش خود را در شبکه حامیان سیاست های واشنگتن تعریف کند.
البته این موضوع در درازمدت شکست سختی را برای مرکل افراطی رقم خواهد زد. صدراعظم آلمان در چنین شرایط حساسی چشمان خود را بر روی واقعیات بسته و تنها نگاه یک بعدی و مستقیم خود به سوی کاخ سفید را تقویت می کند.
مسلما سیاستمداری که خود را در قالبی کاذب تعریف کند در شناخت ماهیت پدیده ها و رخدادهای موجود در نظام بین المللی نیز با مشکل مواجه خواهد شد. آنجلا مرکل نیز از این قاعده مستثنی نیست.
نگاه غلط مرکل به مسائل و جریانها باعث شده است تا صدراعظم آلمان نتواند “تهران” را به عنوان قدرت اول خاورمیانه درک کند. در حالی که تئوریسین ها و سیاستمداران آمریکا هرلحظه نسبت به ناتوانی خود در قبال برخورد با ایران بیشتر اعتراف می کنند افرادی مانند “آنجلا مرکل” همچنان سعی دارند تنش زایی در فضای بین الملل را به سود جمهوری خواهان ادامه دهند.
درحال حاضر موضوع پذیرش ایران هسته ای و مجبور بودن غرب درخصوص پذیرش این حقیقت تنها محوریتی است که در سخنان و اظهارات افرادی مانند مادلین آلبرایت و “برژینسکی” و ... به چشم می خورد.
در نهایت این که باتوجه به روش های نادرست مرکل در سیاست خارجی برلین و نیز احتمال افزایش نارضایتی های اقتصادی شهروندان آلمانی در آینده ای نه چندان دور با یکدیگر گره خواهد خورد و شکست سنگینی برا برای مرکل رقم خواهد زد. در صورت ادامه روند کنونی از سوی صدراعظم آلمان مخالفت های احزاب دیگر آلمانی با وی نیز افزایش خواهد یافت.مسلما در صورت شکست “مرکل” در صحنه سیاست متحدان آمریکایی و صهیونیستی وی تنها به ابراز همدردی با او اکتفا خواهند کرد و نهایتا همانند “خوزه ماریانااسنار” یکی از کرسی های تدریس در دانشگاههای آمریکا را به وی خواهند داد! ادامه دارد...