تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۶۴۸۶۷

فرانسه در بحران


علی قاسمی
فرانسه سالی آکنده از بحران و آشوب را تجربه می کند.
ناآرامیها و تنش های اجتماعی و سیاسی در این کشور که چند ماه گذشته از مناطق فقیرنشین آغاز شده و به مناطق مهاجرنشین و درون دانشگاه ها رخنه کرده است، فضای سیاسی و امنیتی فرانسه را به شدت ژله ای و در معرض شورش ها و آشوب های تازه ای قرار داده است.
محیط سیاسی و امنیتی این کشور در اثر بحران و آشوب ها در مناطق مهاجرنشین، اعتراض دانشجویان به قوانین جدید اشتغالزایی، اعتراضات مردمی به قوانین مهاجرت و نیز رسوایی تازه در کابینه دوویلپن نخست وزیر فرانسه به شدت غبارآلود است.
فرانسه طی سال جاری میلادی بحران های متعددی را تا به امروز پشت سر گذاشته است. بخشی از بحران و تنش های اجتماعی و سیاسی در این کشور به ناعدالتی، تبعیض، محرومیت های مهاجرین و اقلیت های این کشور و نیز فقر در بخشی از جامعه فرانسه باز می گردد.
شعار شیراک در سال 2006 نتوانست گره ای از مشکلات اقشار ناراضی در فرانسه بگشاید و دولت دوویلپن هم کار جدی را در این خصوص انجام دهد . شیراک سال جاری میلادی را با این وعده آغاز کرد که عزم خود را جزم کرده تا سالی پر بار را برای فرانسه به ارمغان آورد. اما فرانسوی ها در عمل غیر از بحران و به خطر افتادن امنیت روانی شهروندان این کشور سالی را که شیراک وعده آن را داده بود، تجربه نکردند.
احساس برخی از کارشناسان این است که فرانسه در آینده نزدیک هم با بحران های تازه ای رو به رو خواهد شد. رسوایی “کلیراستریم” هم ضربه سختی را به رئیس جمهوری و نخست وزیر فرانسه وارد کرده است.
دولت دوویلپن موضوع قوانین جدید اشتغالزایی را مطرح کرده بود. اما این قوانین سرمنشاء نارضایتی ها و اعتراضات خیابانی دانشجویان دانشگاههای مختلف فرانسه گردید. سرانجام و در اثر مقاومت مخالفان این قوانین دولت دوویلپن با سرافکندگی مجبور شد از اصرار بر اجرای این قوانین عقب نشینی کند. با افشای رسوایی کلیراستریم، افترازنی نخست وزیر به سارکوزی وزیر کشور فرانسه و با رای بی اعتمادی پارلمان فرانسه به دوویلپن، افتضاح سیاسی تازه ای برای وی و شیراک به بار آمد.
اکنون فرانسه از نگاه خارجیان در اندازه کشوری تاریک و آشوب زده، ترسیم شده است. فرانسه در اثر بحران ها موقعیت و جایگاه گذشته خود را در نظام بین الملل تا اندازه ای از دست داده است. هر چند شیراک چنین دیدگاهی ندارد.
فرانسه مدعی رهبری اروپا است. علاوه بر آن در سالهای اخیر خود را در برخی از پرونده ها و موضوعات مهم بین المللی و منطقه ای هم درگیر کرده است. مدعی مبارزه با سلاح های کشتار جمعی و اعمال حقوق بشر در گستره جهانی است. اما این کشور در داخل به شدت از ناعدالتی، نقض حقوق بشر و تبعیض رنج می برد.
مشکلات داخلی اقتدار بیرونی فرانسه را تحت الشعاع قرار داده است. اکنون چهره حقوق بشری فرانسه به شدت مخدوش و برای افکار عمومی شناخته شده نیست.
سرانجام اینکه سران فرانسه در سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری چاره ای جز این ندارند که به حل مشکلات در داخل این کشور آشوب زده اهتمام ورزند و با احترام به حقوق اقلیت ها، مهاجرین، کارگران و مطالبات دانشجویان و ... چهره تاریک کنونی فرانسه را در نظام جهانی بازسازی و ترمیم کنند. در غیر این صورت و با غفلت پاریس از رسیدگی به معضلات و مشکلات مردم این کشور، جایگاه و اقتدار فرانسه در عرصه روابط بین الملل و در مقایسه با سایر قدرت ها بیش از پیش کاهش می یابد و علاوه بر آن نفرت جهانیان نیز از فرانسه افزایش خواهد یافت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات