تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۶۴۸۸۱

چرا وزارت جنگ اسراییل به یک غیرنظامی سپرده شد؟


قاسم غفوری
درکابینه پیشنهادی ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی انتخاب عمیر پرتز رییس سندیکای کارگری و رییس حزب کار به عنوان وزیر جنگ این رژیم با توجه به تحولات منطقه ای ووبین المللی جای تامل دارد.
به رغم تمام سیاست های اتخاذه شده از سوی رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آن، این رژیم همچنان در بحران سیاسی قرار دارد. هر چند آنها با تشدید جنایات در اراضی اشغالی، ایجاد جنگ تبلیغاتی علیه فعالیت های هسته ای ایران، نقض گسترده حریم هوایی کشورهای منطقه و... سعی در پنهان کردن این ناکامی ها دارند، اما گزارشات منتشره و عدم تشکیل دولت حکایت از شکست سیاسی این رژیم دارد.
براساس آرای انتخابات، حزب کادیما به رهبری “اولمرت” با 29 کرسی مامور تشکیل دولت شد. کادیما به دلیل عدم کسب آرای لازم مجبور به ائتلاف با حزب کار و در نهایت حزب تندروی شاس، شده است.
عدم استقبال عمومی از انتخابات (به گفته ناظران 21 درصد) شکستی زودهنگام را برای کادیما به همراه داشت و اجبار برای تشکیل دولت ائتلافی بخش دیگری از این ناکامی ها را شامل شد.
نکته قابل تامل درترکیب دولت جدید رژیم صهیونیستی نحوه و تقسیم پست ها و وزارت خانه ها میان احزاب کادیما و کار می باشد. براساس اظهارات رهبران دو حزب، طرفین به واگذار ی 7 پست از 18 وزارت خانه به حزب کار موافقت نموده اند، تا از هم اکنون کادیما دریابد که برای استمرار سیاست های توسعه طلبانه با چالش های بسیاری مواجه خواهد بود.
در این کابینه حضور “عمیر پرتز” رهبر حزب کار در راس وزارت جنگ امری قابل تامل می باشد. براساس گزارشات منتشره، “پرتز” در حالی جایگزین شائول موفاز، وزیر جنگ پیشین می گردد که اولا این وزارت خانه از مراکز کلیدی برای دولت نخست وزیر محسوب می شود که می تواند طراح و مجری بسیاری از سیاست های آن باشد، ثانیا پرتز، هیچ گونه سابقه نظامی نداشته و صرفا دوران خدمت را در ارتش گذرانیده است، ثالثا برای سیاست های توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی همچون گذشته موفاز می توانست بهترین گزینه باشد. (به طور معمول نخست وزیران پیشین وزیر دفاع را از نزدیکان و اعضای حزب خود برمی گزینند تا مجری طرح های آنها باشد.)
براساس آنچه ذکر شد، دلایل و اهداف اولمرت از واگذاری وزارت دفاع به پرتز را می توان چنین ارزیابی کرد:
1) اولمرت در حالی پست وزارت دفاع را واگذار کرده که بر خلاف تلاش های صورت گرفته اختلاف میان احزاب و گروه های سیاسی بر سر نحوه اداره جامعه صهیونیستی وجود دارد. با توجه به پیامدها و عواقب این بحران ها، این اقدام اولمرت را باید گامی در جهت پایان دادن به مشکلات دانست، هر چند که این تصمیم نشان داد که اولمرت توانایی تشکیل دولتی یکدست و هماهنگ با خواسته های کادیما را ندارد و اجبارا باید به تعدیل مواضع گذشته بپردازد. (حضور احزاب شاس و کار شاهدی بر این ناکامی است)
2) برقراری امنیت و رسیدگی به امور رفاهی و اجتماعی از شعارها و طرح های ارائه شده از سوی حزب “کار” به رهبری پرتز بود. حضور پرتز در پست وزارت جنگ می تواند محرکی باشد برای کل دولت جدید (در چارچوب اهداف کادیما) در راه مقابله با فلسطینیان و اجرای طرح تعیین مرزها به صورت یکجانبه برای اجرایی شدن سیاست های اجتماعی حزب کار. به عبارتی دیگر پرتز برای اجرای طرح های عمرانی نیازمند برقراری امنیت می باشد، در حالی که به دلیل حضور در راس ارتش اجبارا باید هماهنگ با خواسته های نظامی گرانه اولمرت گام بردارد.
3) نکته قابل تامل در تحولات سرزمین های اشغالی فلسطین، افزایش مخالفت های مردمی با سیاست های دولتمردان صهیونیست می باشد. براساس نظرسنجی ها، از یک سو افکار عمومی جامعه صهیونیستی دیگر پذیرای نظامی گری از سوی دیگر نظامیان نیست و پرسنل جوان ارتش نیز حاضر به خدمت نیستند.
(میزان فرار از خدمت و خودکشی افزایش چشمگیری داشته است) بر این اساس، حضور یک غیرنظامی در وزارت دفاع می تواند بیانگر این امر باشد که دولت جدید بر خلاف پیشینیان خود تمایلی به استمرار نظامی گری ندارد.
به عبارت دیگر آنها چنان وانمود می کنند که دولت بیشتر بر امور داخلی و رفاهی خواهد پرداخت و نظامی گری به حالتی امنیتی و مدیریتی تنزل می کند. این اقدام می تواند از حجم مخالفان کاسته، در عین حال عاملی باشد بر گرایش دوباره جوانان و پرسنل نظامی به ارتش.
4) اولمرت در حالی از تعیین مرزها به صورت یکجانبه سخن به میان می آورد که همواره بر عدم پایبندی دولتمردان فلسطین بر برقراری آتس بس و مذاکره تاکید می کند.
با توجه به اینکه محافل جهانی به سیاست های توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی انتقاد می کنند و از سوی دیگر آنها را عامل عدم تحقق صلح می دانند، لذا می توان گفت که حضور “پرتز” اقدامی است برای به نمایش گذاردن چهره ای صلح جو از رژیم صهیونیستی که مذاکره برقراری صلح در پیش گرفته است. به بیان دیگر باید گفت حضور یک سیاستمدار در راس وزارت جنگ به معنی گرایش به دیپلماسی و مذاکره می باشد که می تواند چهره ای بهتر از رژیم صهیونیستی در جهان به نمایش گذارد. البته آنها با چنین اقدامی و اعلام این امر که برای صلح گام برداشته اند، تلاش می کنند تا فشارهای جهانی را بر دولتمردان فلسطینی جهت حضور در پای میز مذاکره افزایش دهند.
در نهایت می توان گفت که انتخاب پرتز برای وزارت دفاع هر چند که به دلیل فشارهای حزب کار برای داشتن پست های کلیدی بوده که تضعیف کننده دولت آینده می باشد، اما حضور یک غیرنظامی در قدرت در شرایط کنونی که جامعه به تشکل های نظامی با دیده بدگمانی می نگرد و از سوی دیگر خواستار رسیدگی به امور خاصی است می تواند تا حدودی در عرصه داخلی دولت اولمرت را با استقبال عمومی همراه سازد.
در همین حال حضور نظامیان قدیمی و افراطی در کنار پرتز (که به دلیل عدم سابقه نظامی، وی مجبور به همکاری با آنهاست) عملا پرتز را از صحنه سیاسی دور ساخته و وی را معطوف به مقابله با نظامیان قدیمی می نماید، این امر می تواند زمینه را برای حضور انحصاری اولمرت در قدرت فراهم آورد.
ضمن آنکه این اقدام را باید همسو با سیاستهای جدید رژیم صهیونیستی در سطح بین المللی نیز ارزیابی کرد که به دنبال پرستیژی صلح جویانه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات