تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۶۴۹۳۳
صداوسیما و مبارزه بی‌امان با ناتوی فرهنگی

استراتژی «سرگرم‌سازی» در جنگ نرم


رضا فرخی
بحث مبارزه نرم یکی از مباحث بسیار داغی است که این روزها از سوی مسئولان کشور به خصوص اصحاب رسانه بسیار مورد توجه قرار گرفته. هر چند که این مبارزه از سوی غرب سالهاست شروع شده و ما کمی غفلت کرده ایم و دیرتر از آنها وارد میدان نبرد رسانه ای شده ایم اما هنوز دیر نشده و تنها کافی است برای این مبارزه برنامه ریزی علمی کنیم و به این نکته باور داشته باشیم که کار مبارزه با این رسانه ها و این جنگ نرم تنها با متدها و شیوه های جدید قابل انجام است. همچنین این موضوع را درک کنیم که هجوم همه جانبه است. فساد جنسی، خشونت، خبرهای دروغ و تحریف شده، خیانت و... بسیاری از سوژه های دیگر ضداجتماعی و متضاد با دین، اسلحه های این میدان نبرد در دست دشمن هستند. نبردی که هر روز استراتژی آن تغییر می کند و باید برای مبارزه با آن شیوه های دفاع را به روز کرد. در این بین وظیفه ما اهالی رسانه چیست؟ به نظر می رسد که مهم ترین وظیفه اهالی رسانه دادن خوراک و راه های مبارزه در این میدان نبرد به مسئولین و دستگاه های ذی ربط است.
در همین راستا در این نوشتار سعی شده که به بعضی استراتژی های مهم نبرد در دفاع نرم بپردازیم. یکی از این استراتژی های مهم که بیشتر مربوط به بخش سرگرم سازی مخاطب است استراتژی MEDIA SHOP به معنی بازار کالای رسانه ای است.
در این استراتژی عرصه برنامه های رسانه های تصویری به بازار کالا تشبیه می شود. این بازار به دلیل گسترش هر روزه خود و توسعه روزافزون ابزار ارتباطی شامل تمام محصولات تلویزیونی می شود که هم می تواند محصولات تلویزیونی خود آن کشور باشد و هم می تواند برنامه های شبکه های ماهواره ای که در اکثر اوقات به قصد ضربه به ارزش ها وارد بازار رسانه دیگر کشورها می شوند باشد.
در این بازار، رسانه ای برنده است که محصولاتی ارائه دهد که علاوه بر اینکه مخاطب خود را جذب می کند برنامه هایش به فرهنگ او نزدیک باشد. این موضوع شباهتی هم با بازار پوشاک دارد. وجه تشابه این دو در به روز بودن مدل های بازار پوشاک و مشتری پسند بودن آن و نزدیک بودن آن به خصوصیات و باورهای مشتری است. اینها از ملاک هایی است که در یک بازار کالا مؤثر است؛ این کالا یا رسانه است و یا هر کالای دیگر که مورد نیاز مشتری است.
حال باید به این نکته توجه کنیم که اگر در یک بازار رسانه ای نیاز توسط فروشندگان داخلی تأمین نشود مشتری خواه ناخواه به سمت خرید کالای خارجی خواهد رفت که ممکن است هیچ همخوانی با فرهنگ او نداشته باشد. این کالا می تواند یک سریال باشد یا یک فیلم تلویزیونی باشد و یا یک خبر.
اما این نکته را هم باید درنظر گرفت که همیشه فضا برای فروشندگان داخلی این بازار بهتر از کالای خارجی است، مگر اینکه در اثر بی برنامگی آنها بازار از دست آنها خارج شود.
حال باید با این تصور این گونه بیان کرد که اگر فروشندگان داخلی این بازار که SALES PERSON MEDIA (فروشندگان کالای رسانه ای) نام دارند. می خواهند بازار را در اختیار گیرند باید برای مخاطب کالاهای دسته اول و به روز و مناسب تهیه کنند.
برای درک بهتر این موضوع کافی است شبکه فارسی وان را بررسی کنیم. این شبکه دقیقا مانند یک فروشنده خارجی است که از بیرون وارد بازار رسانه ای ما شده و جنس های بنجل و خراب خود را در صورت نبود یک جنس به روز و مناسب داخلی به مشتریان که همان شهروندان و مردم و به خصوص جوانان جامعه ما هستند به آسانی می فروشد. کم فروشی و عدم تولید جنس مناسب که در اینجا همان کالای رسانه ای است باعث می شود این بازار در اختیار او قرار گیرد. از سوی دیگر او با این کار و ادامه این روند هیجان کاذبی را برای فروش کالاهای رسانه ای بعدی خود در مخاطب به وجود می آورد و چون توانسته مخاطب خود را فریب دهد مخاطب به صورت ناآگاهانه و چشم بسته و بدون هیچ بررسی این کالا و محصول رسانه ای او را قبول می کند. دقیقاً مانند رفتاری که برخی دیگر از شبکه های ماهواره ای انجام می دهند. یعنی شرایط را برای تأسیس شبکه های دوم خود فراهم می کنند که این همان FIND SHOP است. یعنی در یک بازی ساده آنها از همین حالا توسط شبکه اول خود برای سری بعدی این شبکه ها مخاطب جذب کرده و به نوعی بازاریابی می کنند و به همین دلیل هم فارسی وان اعلام کرده که تا فارسی 6 را هم تأسیس خواهد کرد.
نکته قابل توجه در این بین این است که رسانه های داخلی چگونه باید در بازار رقابت با این دلالان رسانه ای مقابله کنند (استفاده از کلمه دلال به این دلیل است که آنها برای کسب سود هر حرکت غیراخلاقی را انجام می دهند) در این بین باید برای درک بهتر این موضوع به شرایط فعلی رسانه ملی در کشور نگاهی بیندازیم چرا که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان بومی کالاهای رسانه ای، رسانه ملی است.
به عنوان مثال در بحث سرگرم سازی در حوزه سریال می توان به قاطعیت بیان کرد که رویه تلویزیون به ویژه در چندماه اخیر رویه قابل توجهی در حوزه جنگ نرم است. پخش سه سریال پرمخاطب به صورت روتین و پشت سر هم در چند ماه اخیر یکی از استراتژی های مهم در حوزه سرگرم سازی بود که رسانه ملی تا حد زیادی در آن موفق بوده است. باید به این نکته اشاره کرد که هرسه سریال (تاوان، زیرهشت، فاصله ها) علی رغم همه کاستی ها مخاطبان بسیاری را جذب کردند و به طور حتم شبکه های بیگانه از ساعت 9 تا 12 شب قافیه را به طور کامل به صدا و سیما باختند. اما نباید به این وضع قانع بود. باید فکری کرد و هرچه سریعتر در پایان این مجموعه ها، سریال های جذاب و تاثیرگذار جدیدی جایگزین کرد و اجازه به وجودآمدن خلأ دربین این مجموعه ها را تا مجموعه بعدی نداد تا موجب سوءاستفاده شبکه های ماهواره ای نشود.
ازسوی دیگر نوع پخش این سریال ها باید با استراتژی رسانه ای همخوانی داشته باشد. 1- در زمان مناسب پخش شود و به صورت روتین 2-این سریالهاپشت سرهم پخش می شوند پخش متوالی سریالها و پشت سرهم آنها یکی از مهمترین استراتژی های رسانه ای است که امثال فارسی وان، پی ام سی و جم در پخش سریالهای خود انجام می دهند 3- محتوای فوق العاده خوب اجتماعی و نزدیک بودن به زندگی اجتماعی مردم.
مورد سوم باید بیش ازپیش بر آن تکیه شود، چرا که اهرم برنده ما درمقابل شبکه های بیگانه و ماهواره ای همین مورد است. این ویژگی یعنی بومی بودن و اجتماعی بودن سوژه و داستان سریال موضوعی است که تنها از دست سازندگان سریال در کشور برخواهدآمد و شبکه های بیگانه در این زمینه حرفی برای گفتن ندارند. نه فارسی وان می تواند با سریالهای پوچ و مضحک خود که سروته آن در خیانت و سکس می گذرد مانند سریال «فاصله ها» موضوعات اجتماعی و خانوادگی را به تصویر بکشد و نه PMCو GEM می توانند با سریالهای اکشن و خالی از پیام خود مانند سریال «زیرهشت» دردهای اجتماعی اقشار پایین دست جامعه را بیان کنند. چرا که یکی از دلایل موفقیت این سریال های تلویزیونی برخلاف شبکه های ماهواره ای نزدیک بودن آنها به بطن زندگی و همزادپنداری مردم با آنها بوده است.
یکی از مواردی که تلویزیون برای موفقیت درعرصه جنگ نرم باید درنظر بگیرد پرهیز از پخش بعضی از برنامه ها و یا سریالهای بی محتواست که مخاطب نخواهند داشت. نباید فراموش کنیم که کالای رسانه ای بی ارزش تنها باعث می شود که اعتماد مخاطب سلب شود و آنگاه بهترین فرصت برای دلالان رسانه ای- شبکه های ماهواره ای بیگانه است تا کالاهای فاسد خود را به خورد مردم بدهند.
برای تحقق بهتر این موضوع ما نیازمند یک برنامه ریزی براساس شیوه های جدید و به روز هستیم.
دراینجا باید به این موضوع توجه کنیم که ساعات فراغت مردم ما ازساعت 19به بعد است که باید از این زمان در بعد سرگرم سازی مردم برنامه ریزی ویژه شود. به طور مثال باید به این نکته توجه کنیم که قبل از پخش سریالها می توان یک گفتگوی آزاد روتین چالشی پخش کرد موضوعی که دربرنامه های مناظره ای همچون «دیروز، امروز، فردا» به خوبی انجام شد و توانست مخاطبان خوبی را جذب کند. چرا که هیجان گفت وگوی متقابل، زنده و چالشی برای مخاطب بسیار جذاب است. چیزی که سالهای پیش لری کینگ در برنامه های خود در شبکه سی ان ان انجام می داد. همچنین برنامه روتین طنز هم یکی از نیازهایی است که باید مدنظر قرارگیرد. البته باید ساعت و زمان پخش سریالها را هم کاملا مورد برسی قرار داد تا عدم درنظر گرفتن زمان مناسب برای پخش سریال ها باعث ندیده شدن یک مجموعه نشود.
ازسوی دیگر رسانه ملی باید در بخش های خبری با تمام ظرفیت خود به بالاترین سطح ممکن دست یابد. لوگوهای خبری، نحوه بیان خبر، استفاده از گروههای خبری قدرتمند و جسور، چالشی بودن خبرها برای ایجاد جذابیت، نوع دکوراسیون و بسیاری از مسائل دیگر باید مورد توجه قرارگیرد. زیرا اگر به آنها توجه نکنیم این بی بی سی و صدای آمریکا هستند که برای جذب افکار از آن استفاده می کنند و برای همین باید تمام مسائل و تکنیک ها از جمله روانشناسی خبر و مسائلی همچون خبر سفید وخاکستری و سیاه که از نکات مهم در عرصه خبر هستند درنظر گرفته شود. در این بین به نظر می رسد شبکه خبر به صورت یک شبکه حرفه ای خبری نقش مهمتری را دراین زمینه برعهده دارد. چون که یکی از اصلی ترین توجهات ما باید مبارزه خبری در دنیای کنونی باشد.
همچنین دربعد مستندهای رسانه ای که به تازگی بی بی سی فارسی به صورت متمرکز دراین حوزه کار می کند شبکه چهار به صورت حرفه ای تر و منظم تری باید به فعالیت خود در این زمینه ادامه دهد. بدین صورت که درهر ساعت مشخص مستندهایی طبق برنامه مشخصی پخش کند. به عنوان مثال مستندهای اجتماعی را در زمان خاصی و مستندهای طبیعت را در زمان دیگری پخش کند نه اینکه به صورت درهم و بدون برنامه ریزی و نظم معین و هدفمندی مستندهای خود را به نمایش بگذارد. چرا که عدم برنامه ریزی باعث می شود که هرچقدر هم برنامه ها جذاب باشد دیده نشوند.
به هرصورت باید تمام توان خود را با یک برنامه ریزی علمی و نظام مند در حوزه جنگ نرم متمرکز کنیم و این یکی از رویکردهای اصلی در این مبارزه می باشد تا بتوان در همه رسانه ها حرفی برای مقابله با جنگ رسانه ای داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات