یک هفته پس از آغاز اغتشاشات سال گذشته در غروب 30 خرداد مسئولان قضایی و امنیتی که از قبل نسبت به بیثباتسازی و اغتشاشطلبی توسط عدهای فرصتطلب هشدار داده بودند، چند نفر از سرشاخههای اغتشاشات که بیشتر آنان وابسته به دو حزب تعلیق شده مشارکت و مجاهدین انقلاب بودند را دستگیر کردند.
از فردای آن روز به یکباره شیرازه اغتشاشات که همچون یک زنجیره منسجم عمل میکرد از هم پاشیده شد و از آن روز به بعد شاهد تجمعات متفرق در گوشه و کنار پایتخت بودیم که با گذشت زمان آنان نیز منصرف شدند. دستگیری آن افراد و ریزش شدید اغتشاشطلبان نشان داد که چریکها و سیاست پیشگان حزب فولکس و حزب دولت ساخته مشارکت تا چه حد روی این «اعتراضات خودجوش(!)» نقش داشتهاند و چگونه شاهرگ حیاتی تمامی شاخهها را در اختیار گرفته بودند.
برگزاری دادگاهها و برخورد دوگانه جریان فتنه با متهمان
دو سه ماهی طول کشید تا اولین دادگاه اغتشاشات برپا شود و چند نفر از همین عناصر به پای محکمه عدالت کشانده شوند. اما نکتهای که در این مقوله جالب مینمود اعترافات و اظهار ندامت شخصیتهای مؤثری از این جریان بود که همچون بمبی در فضای اجتماع کشورمان و حتی رسانهای جهان صدا کرد. در اولین واکنش سران فتنه مدعی شدند که این افراد تحت شکنجه مجبور شدهاند این سخنان را بگویند و آنان به دوستان سابق خود پشت نخواهند کرد. اما برخی افراد همچون حجاریان به عنوان تئوریسین اصلاحات و کسی که خاتمی در جریان ترورش به وی عنوان «سعید، عزیز ملت ایران است» هدیه کرد و افرادی چون عطریانفر و ابطحی اشخاصی نبودند که بتوان بهراحتی آنان را وادار به اعتراف ساختگی کرد، خصوصاً اینکه آنان نهتنها در دادگاه که پشت صفحه تلویزیون نیز حاضر شده و همان سخنان را تکرار کردند. نکته دوم مسائلی بود که آنان مطرح میکردند. فردی که قرار است اعتراف ساختگی کند نمیتواند مسائل تئوریکی را بیان کند که کمتر سیاستمدار حال حاضر جامعهمان توان تبیین دقیق این نکات را دارد.
این اعترافات باعث بههمریختگی جریان فتنه و ایجاد شکاف عمیق میان رأس و بدنه فتنه شد. آقای موسوی و کروبی با نوشتن مطالب احساسی برای این افراد اظهار دلسوزی میکردند که چگونه مجبور شدهاند(!) این سخنان را بگویند. اما از طرف دیگر فضای پشت صحنه بود که این اعترافات اعتراض شدید آنان را فراهم کرده بود و تهمتی نبود که در فضای مجازی توسط تفالههای جنبش سبز به آنان زده نشود. از مزدور نظام گرفته تا ترسو و خائن بودن.
قهرمانسازی از بازماندگان، سناریوی بعدی
با آزاد شدن عدهای از متهمان نادم در انتخابات سران این جریان سعی کردند در اولین فرصت به دیدار این افراد رفته و اینگونه وانمود کنند که آن اظهار ندامتها ساختگی و تحت فشار و شکنجه بوده است، اما با «خبرهای سربسته» و «محدود به احوالپرسی» که انتشار یافت مشخص شد آزادشدگان حاضر نشدهاند بار دیگر در دام آنان بیفتند و پس از ناکامی کامل آنان از این افراد، پروژه تخریب و حذف آنان عملیاتی شد. کما اینکه الان کمتر خبری از افراد فوقالذکر در فضای مطبوعات منعکس میشود.
تنها امید سران فتنه چند نفر باقیمانده در زندان بودند که به هر دلیلی اظهار ندامت نکرده بودند. بزرگنمایی مشکلات اینان در زندان تا مصاحبه با خانوادههای آنها و بیماریهایی که روزی 10تای آن را یکجا میگرفتند تا از زندان خلاصی یابند مسائلی بود که هر روزه بر تارک سایتهای فتنه نقش میبست. اکثر این افراد با رأفت اسلامی نظام پس از چند ماه یکی به بهانه عید نوروز، دیگری به بهانه بیماری و... به مرخصی آمدند و این امر بهانهای شد تا عوامل اصلی اغتشاشات صف بسته و راهی منازل آنان شوند تا عکس یادگاری با آنان بگیرند افرادی که اکنون به اسطورههای مقاومت(!) فتنه از نظر آنان تبدیل شده بودند.
ارتکاب مکرر جرم در ایام مرخصی
اما ظاهراً رأفت نظام اسلامی در مواجهه با مرتکبان جرم علیه امنیت ملی که در هیچ گوشه این جهان سابقه ندارد به آنان مرخصی اعطا شود نیز در آنان اثر نکرد و از فرصت به وجود آمده توسط نظام سعی کردند اقدامات ناتمام خود را تکمیل کنند.
از جمله این افراد مصطفی تاجزاده است که با این تصور که دوست تشکیلاتیاش یعنی بهزاد نبوی ردای لیدری اصلاحات را عن قریب از تن برخواهد کند، سودای جایگزینی وی را در سر میپروراند و در راه تحقق این خواسته از هیچ کوششی فروگذار نمیکند.
سخنان مقام اطلاعاتی، بهانه تاجزاده برای محاکمه معکوس
تاجزاده که چند ماهی است مدت مرخصی قانونی وی به پایان رسیده و هرگاه از زندان با وی تماس گرفته میشود یک روز به بهانه بیماری و روز دیگر گرفتاری خانوادگی از معرفی خود به زندان امتناع میکند، سخنان منتشر شده یک مقام اطلاعاتی کشور که مربوط به سال گذشته است و در آن اسم وی نیز آورده شده، بهانه قرار داده تا با شکایت از وی، جایگاه خود را از متهم به شاکی تبدیل سازد. وی برای عملیاتی کردن این امر به شکایت شخصی اکتفا نکرده، بلکه شش نفر دیگر را با خود همراه ساخته تا وزنه شکایت خود را اندکی سنگین سازد. هر چند فقط نام وی و نبوی در آن سخنان آورده شده مشخص نیست آن پنج نفر دیگر با چه انگیزهای با این دو همکاری کردهاند. امری که مورد اعتراض سایر اصلاحطلبان نیز واقع شده و از همراهی آنان سر باز زدهاند.
تحمیل هزینه به نظام برای عدم بازگشت به زندان
امثال تاجزاده و نبوی با ترسیم این سناریو که بایستی هزینه بازگشت خود به زندان توسط نظام را سنگین سازند، پروژههایی همانند شکایت از مقام اطلاعاتی و شکایت از روزنامههای افشاگر فتنه را در دستور کار قرار دادهاند تا شاید بتوانند با نظام وارد معامله شده، بدین ترتیب که نظام در صورت انصراف آنان از شکایت، حکم زندان آنان را معلق سازد و بتوانند در فرصت باقی مانده تا انتخابات آینده به کادرسازی و یارگیری مشغول شوند، غافل از اینکه نظام به رغم آنکه رأفت اسلامی در مواجهه با همگی جریانها و اشخاص را اولویت خود قرار داده، اما با ساختارشکنان و مرتکبان جرم علیه امنیت خود، مصلحت سبزها را کنار گذاشته و با کسی مدارا نخواهد کرد. این افراد همانانند که تا چند ماه پیش به عنوان اسطوره به جنبش فتنه معرفی میشدند، اما امروز تمارض، التمارس، دروغ و هر راه دیگری را امتحان میکنند تا بار دیگر به زندان برنگردند. زندانی که به خاطر امکانات فوقالعاده آن بیشتر به یک هتل چندستاره شباهت دارد.