* به نظر می رسد که اصلاح طلبان از صحنه سیاسی کشور حذف شده اند و یا به نوعی بخشی در صدد حذف آنان هستد، آیا با چنین نظری موافق هستید؟
** خیر، اصلاح طلبی واقعیتی ملموس در جامعه است و در یک سال اخیر نیز این واقعیت ملموس بیشتر روشن شده است. اصلاحات با انقلاب اسلامی و آرمان های امام پیوند خورده و بنابر این به هیچ عنوان اصلاحات حذف شدنی نیست بلکه روشن تر و شفاف تر شده است. هم اکنون براین باور هستم که در هرانتخاباتی به شرط ازاد برگزارشدنش اگر اصلاح طلبان شرکت کنند پیروز قطعی انتخابات خواهند بود. چراکه توانسته اندبه خوبی افکار عمومی را به خود جلب کنند. حذف غیر قانونی اصلاح طلبان در گذشته نیز در واقع سیاست ترسیم شده و تصمیم گرفته شده بخش هایی از حاکمیت بود که به زعم خود می خواستند اصلاح طلبان را از صحنه سیاسی کشور حذف کنند. گرچه هم اکنون اصلاح طلبان از حکومت خارج شده اند و قدرت اجرایی را دیگر در اختیار ندارند اما به دلیل پویایی اندیشه وتوفیق در عمل مورد اقبال عمومی قرار گرفته اند.
* مدتی است که اصلاح طلبان سکوت اختیار کرده اند و کمتر در خصوص مسایل روز اظهارنظر می کنند یا واکنش نشان می دهند، به عبارتی عرصه سیاست کاملا در دست جریان اصول گرایی است و اصلاح طلبان خود را کنار کشیده اند، دلیل این سکوت و بی تفاوتی چیست؟
** به نظر می رسد یکی از دلایل سکوت اصلاح طلبان ناامیدی از توجه حاکمیت به توصیه ها، تحلیل ها و راهکارهایی است که آنان در طی این مدت برای پیشبرد منافع ملی بیان می کردند. خصوصا در یک سال اخیر حکومت نشان داده که هیچ توجه و عنایتی به توصیه های کارساز و دلسوزانه ندارد و درنتیجه برخی اصلاح طلبان ناامید شده اند. از منظر دیگر این سکوت به دلیل برداشت های نادرست و تعبییر های نابه جا از سخنان و توصیه های اصلاح طلبان در امور کشور است، زمانیکه از نوع نگاه، تحلیل ها و توصیه های اصلاح طلبان در مسایل جاری کشور برداشت های نادرست و ناصواب می شود مطمئنا انها نیز سکوت اختیار میکنند. اگر از زاویه دیگر نیز به این مساله نگاه شود متوجه می شوید که بسیاری از پیش بینی های اصلاح طلبان در خصوص مسایل کشور محقق شده است. بیشتر نگرانی ها و توصیه های اصلاح طلبان در خصوص مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خصوصا در حوزه بین الملل امروز نمایان شده که نشانگر این است که هشدارهای اصلاح طلبان در خصوص بعضی مسایل و ایجاد فشارهای مضاعف بر مردم درست بوده است. در طی این 4 و 5 سال رسالت و ماموریت اصلاح طلبان این بود که نسبت به بعضی از کاستی ها و خرابی ها هشدار دهند اما کسی به هشدار آنها توجهی نکرد و اکنون نیز نتایج آن را می بینید. در ارتباط با حوادث پس از انتخابات نیز اصلاح طلبان بارها توصیه کرده اند بر حفظ انسجام ملی و اجتماعی و حتی خارج از نیروهای اصلاح طلبان نیز بعضی از بزرگان نظام به این امر مهم توصیه کرده اند که متاسفانه مورد توجه و اهتمام قرار نگرفت. در عین حال عرصه نقد آنچنان تنگ و محدود شده که به احزاب و گروه های سیاسی اجازه برگزاری کنگره و یا انتشار روزنامه داده نمی شود و آنها را از انجام بدیهی ترین مسایل بازمی دارند درنتیجه اصلاح طلبان مجبور به سکوت می شوند. زمانیکه شخصیت های قدیمی و چهره های اصیل انقلاب و یاران امام که موجودیت جمهوری اسلامیحقیقت آنان را اثبات کرده از سخن گفتن منع می شوند و یا انتشارسخنانشان از رسانه های رسمی و عمومی ممنوع می شود، شوقی برای سخن گفتن در میان دیگران باقی نمی ماند. البته باید به این نکته توجه کرد که مردم متوجه شده اند که انگیزه اصلاح طلبان در این سال ها برای سخن گفتن جز بیان حقیقت و دلسوزی برای جمهوری اسلامی ومردم نبوده است. از این رو اصلاح طلبان به این جمع بندی رسیده اند که سکوت بهترین راه است البته این سکوت به معنی انفعال، ترسیدن، بریدن و هراس از بد رفتاری ها نیست بلکه از نظر آنان گفتنی ها گفته شده، استدلال ها مطرح شده و دیگر حجتی برای آنان باقی نمانده است.
* از سوی برخی ازچهره های جریان اصلاح طلبی عنوان شده است که این سکوت به دلیل عدم دخالت در دعواها و منازعات اصول گرایان است و اکنون که این جریان اداره تمام امور را دردست دارند و از طرفی نیز درگیر اختلافات داخلی هستند بهتر است که ما سکوت کنیم و وارد منازعات آنان نشویم، ایا این استدلال را قبول می کنید؟
** اساسا اختلافات داخلی اصول گرایان هرچند که جدی و اساسی است اما برای اصلاح طلبان بی اهمیت تلقی می شود و محلی از اعراب ندارد. در حال حاضر اختلافات این جریان سیاسی عمیق تر و ریشه دار تر از این است که بتوانند هماهنگی و یکپارچگی گذشته را مجددا بیابند و همین نیز باعث شده تا دیدگاه ها نسبت به آنان تغییر یابد و جامعه نیز حقیقت آنان را دریابد در نتیجه ضرورتی ندارد که ما وارد بحث ها و درگیری های داخلی آنها شویم. در واقع مسایل داخلی یک جناح سیاسی بی اهمیت تر و بی ارزش تر از آن است که اصلاح طلبان بخواهند خود را درگیر آن کنند. در حال حاضر نیز مساله ما موضوع اصول گرایان نیست بلکه حفظ جامعه و داوم ملت در بهترین شرایط سیاسی و اجتماعی است.
* اما با این وجود به نظر می رسد که برخلاف جناح اقلیت مجلس ششم که بسیار فعال بود اقلیت مجلس نهم چندان فعال نیست، ایا سکوت نمایندگان اصلاح طلب مجلس نهم به همان دلایلی است که ذکر کردید؟
** طبیعی است که روند عمومی برای اصلاح طلبان چندان مطلوب نیست و به هر صورت بعضی از ناکارآمدی ها و اشتباهات نشان می دهد که در این شرایط یکی از بهترین تاکتیک ها برای بعضی سکوت است. مساله ای که برای مردم روش شده این است که دیگرحاکمیت نمی تواند ناکارآمدی ها را به گردن اصلاح طلبان و منتقدان اندازد. این تاکتیک در مجلس کنونی به کار می رود و اصلاح طلبان تصمیم بر روشن گری، هوشیار سازی و تنویر افکار عمومی دارند. در حال حاضر با توجه به حداقل امکاناتی که اصلاح طلبان در اختیار داند سعی می کنند که با آگاه سازی جامعه، مسیر اصلی رستگاری کشور را که در سایه انتخابات آزاد و پناه بردن به قانون اساسی محقق می شود هموار سازند. در واقع یک حرکت هوشمندانه از سوی اصلاح طلبان در این مدت اتخاذ شده است که به جای درگیر شدن در مسایل روز و مناقشه انگیز در جهت آگاهی بخشی جامعه قدم بردارند.
* استراتژی و برنامه اصلاح طلبان برای آینده چیست و چگونه می خواهند که فعالیت های خود را از سر گیرند؟
** اصلاح طلبان با توجه به امکانات خود روشن گری می کنند و باوجود آنکه امکان اجرایی وقانون گذاری ندارند و از امکانات دولتی و قضایی نیز محروم هستند سعی می کنند از اندک گذرگاه هایی که در اختیار دارند بهترین استفاده را کنند تا افکار عمومی را نسبت به تصمیمات و برنامه های خود آگاه سازند. در این مورد نیز تاکنون موفق بوده اند و رهبران اصلاح طلب، احزاب، روشن فکران و جوانان توانسته اند در این زمینه بیشترین کارآیی را از خود نشان دهند و همین نیز باعث شده تا اختلافات اصول گرایان خود را نشان دهد و این واقعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مرهون روشنگری اصلاح طلبان است.