محمد پارسا
پس از اینکه تلاش فتنهگران و تبلیغات فراوان و گسترده رسانههای ضد انقلاب برای کشاندن مردم به خیابانها در روز 22 خرداد به جایی نرسید، و همچنین فتنهگریهای متعدد سران اصلی فتنه در طول یک سال اخیر با شکستهای پیدر پی روبهرو شد، و از همه مهمتر نظام جمهوری اسلامی نیز با فتنهگران مدارا کرد و با سعه صدر از کنار اقدامات هتاکانه، براندازانه و آشوبگریهای آنان عبور کرد و قضاوت درباره سران فتنه را به مردم واگذار نمود، این بار اما سران فتنه در اوج ناامیدی و ناتوانی خود به انجام عملیاتهای انتحاری پناه بردند.
به گونهای که دو فتنهگر اصلی در هفتههای اخیر با صدور بیانیههای مختلف به مردم و ولایتفقیه آشکارا توهین کرده و شعور مردم و نقش ارزشمند و تاثیرگذار ولایتفقیه را در ایران اسلامی نادیده گرفتند.
این بیانیهها که بهترین خوراک برای سایتهای خبری و شبکههای ماهوارهای ضدانقلاب محسوب میشود، در هفتههای اخیر با آب و تاب فراوان از رسانههای دشمنان انقلاب اسلامی بازتاب داده شد و افراد مختلفی تحت عنوان کارشناس و تحلیلگر سیاسی در این رسانهها به بررسی بیانیههای سران فتنه پرداختند و از مواضع ضد میهنی سران فتنه تشکر و قدردانی نمودند.
در شماره این هفته یالثارات به تجزیه و تحلیل بیانیههای اخیر دو فتنهگر معروف یعنی موسوی و کروبی، و دلایل پناه بردن آنان به عملیات انتحاری خواهیم پرداخت.
رقیب ناکام آرای باطله!
اخبار موثق از افسردگی شدید رقیب ناکام آرای باطله «کروبی» به ویژه پس از سپری شدن 22 خرداد، سالگرد انتخابات ریاست جمهوری آن هم بدون هیچگونه حادثهای حکایت میکند.
افراد آگاه میگویند کروبی به دنبال سپری شدن توأم با آرامش سالگرد انتخابات (22 خرداد) و سپس سالگرد تحرکات گروهکهای جبههملی و منافقین (25 و 30 خرداد) دچار افسردگی مضاعف شده است به ویژه اینکه او و دوست فتنهگر دیگرش «میرحسین موسوی» از سر لاعلاجی، با محاسبه ریزش کامل عقبه اجتماعی فتنه مجبور شدند راهپیمایی خود اعلام کرده را پیشاپیش لغو کنند و در عین حال در بیانیه لغو راهپیمایی تلویحاً اذعان کنند که حرکات 8 ماهه پس از انتخابات تا 22 بهمن اقداماتی غیرعقلانی بوده است.
بر همین اساس، این اقدام سردرگم و پر از تناقض فتنهگران باعث شده اپوزیسیون ورشکسته، همه کاسه کوزهها را بر سر کروبی و موسوی بشکند و آنها را متهم به ترس و خیانت و هدر دادن فرصتها کند.
براساس این گزارش، استیصال کروبی هنگامی کامل شد که وی برخلاف برنامهریزی، موفق به بازداشت! و شانه خالی کردن از باری که زیر آن مانده بود، نشد.
برخی از عناصر ضدانقلاب در محافل خودمانی و همچنین برخی سایتها و رسانههای زنجیرهای مکرراً گفتهاند که اگر کروبی و موسوی کبریت بیخطر نبودند و برای رژیم فرصتسازی نمیکردند، تا حالا باید دستگیر میشدند!
ظاهراً زیر این فشارهای سنگین چندجانبه بود که کروبی، نامزدی که آرای او در انتخابات سال گذشته از آرای باطله هم کمتر بود، روز یکشنبه همین هفته – 27 خرداد ماه – برای چندمین بار به سیم آخر زد و بیانیهای مالامال اهانت و فحاشی را منتشر کرد.
وی در این بیانیه، به جای اینکه به خوشخدمتیهایش به رژیم صهیونیستی و آمریکا و گروهکهای ضد انقلاب اشاره کند، به ولایتفقیه حمله کرد و از اینکه رهبری نگذاشته رأی ملت و تبلور جمهوریت در ایران اسلامی به غارت فتنهگران جاهطلب برود، ابراز خشم کرده است.
این در حالی است که وی با روشن شدن نتایج و آگاهی از توهم موسوی، فرصتطلبانه وارد معرکه شد و 330 هزار رأی خود – کمتر از یک درصد کل آرا – را با 13 میلیون رأی داده شده به موسوی همسنگ کرد و او هم مدعی تقلب در انتخابات شد! تا توضیح ندهد با حیثیت خود چه کرده که تا این حد نزد افکار عمومی سقوط کرده است.
کروبی سپس دروغ بزرگتر تجاوز را به استناد کسانی که بعدها معلوم شد اجیر شده MI6 انگلستان هستند و به انگلیس پناهنده شدهاند، مطرح کرد که در قافیه این ادعا هم ماند و در کمال شرمساری در پیشگاه ملت از ارایه حتی یک سند مستند هم ناتوان بود.
اکنون باید دید در شرایطی که ضد انقلاب به موسوی و کروبی به چشم مهرهای سوخته مینگرد و نظام هم این دو نفر را فرصتی برای سنجش شخصیت واقعی فتنهگران تلقی میکند، با فلاکت خودساخته و افسردگی متعاقب آن تا کجا میتوانند دستوپنجه نرم کنند.
اختلاف سران فتنه برای رهبری فتنه
اخبار موثق دریافتی از این امر حکایت دارد که بیانیه جدید رقیب آرای باطله در انتخابات 88 که مجددا توسط برخی از نزدیکانش نوشته شده است، مورد انتقاد برخی از عقلای جریان مدعی اصلاحات قرار گرفته است.
گفته میشود این افراد نسبت به بیانیه توهینآمیز کروبی که تحت عنوان نامه به ملت ایران! نگاشته شده بود انتقاد نموده و اعلام داشتهاند: «لزومی ندارد حتماً بعد از بیانیه موسوی که آنهم با غرض و دور از واقعیات نوشته شده، حتماً آقای کروبی هم اطلاعیه بدهد. کروبی طوری رفتار میکند که گویی فکر میکند از قافله عقب میماند!».
در جمع مذکور این مطلب به این شکل مطرح شده است که «کروبی وحشت دارد از اینکه موسوی با بیانیههایش به نوعی در رقابت برای کسب رهبری جنبش، یکهتاز گردد، لذا پشتبند هر اطلاعیهای از خاتمی یا موسوی یک اطلاعیه هم از سوی کروبی صادر میشود!»
یکی از سران این جریان که ظاهرا رفتار معتدلتری نسبت به سایرین دارد نیز گفت: «موسوی هم همین کار را میکند و با توجه به اینکه نظر سیاستمداران آمریکایی و اپوزیسیون خارج، اجماع روی موسوی میباشد، این وحشت وجود دارد که اگر از کروبی بخواهند از موسوی تبعیت کند و رهبری او را قبول کند، این آقا آشفته گردد و به قول این آقایان بازی را برهم بزند!»
البته این نکته هم قابل تامل است که کروبی با اینکه در انتخابات ریاست جمهوری 88 از بین 4 کاندیدا به رتبه پنجم رسیده بود، در جمعی گفته است: «در حقیقت این فضا و وجود این جنبش مدیون اقدامات و مایه گذاشتنهای من میباشد!! چرا که هیچکدام جسارت و شجاعت من را ندارند!»
کروبی، اضافه کرده است: «تمام تیرهای بلا به سوی من پرتاب شده است و اگر من را ساکت کنند، نظام به آرزویش میرسد!»
البته کروبی مشخص نکرده که با حدود 300 هزار رای چه جایگاهی در بین مردم و نظام دارد که اگر ساکت شود نظام به آرزویش خواهد رسید!
نکته جالب اینجاست که شیخ سادهلوح اصلاحات در کمال آرامش و در خانه چندهزار متری خود در خوش آب و هواترین نقطه تهران و بعضا با وقاحت تمام، بدترین اتهامات را به نظام و مسئولین عالیرتبه آن وارد کرده است که البته هیچکدام از ادعاهای واهی خود را نیز نتوانسته تاکنون ثابت کند و با یک برگ سند ارائه دهد!
با این حال آنچه مشهود و عیان است این است که کروبی از باب رقابت بر سر رهبری جنبش مرده سبز با دیگر سران فتنه دچار اختلاف گردیده، غافل از اینکه سران فتنه بر سر گوری ایستادهاند که مردهای در آن نیست!
زندان مخوف و هولناک سران فتنه
در اوایل فتنهگریهای سران فتنه بسیاری از افراد و چهرههای سیاسی معتقد بودند که باید هرچه سریعتر موسوی و کروبی و خاتمی و موسویخوئینیها و دیگر سران اصلی فتنه، محاکمه و بازداشت شوند اما نظام جمهوری اسلامی با سعه صدر بسیار بالایی با فتنهگران مدارا کرد تا اینکه رفتهرفته اعمال و رفتار ننگین و تهمتها و اتهامات غیرقابل قبول سران فتنه به جایی رسیده که اینک خود مردم علنا در مقابل آنان ایستادهاند و درواقع این افراد در هر جایی که حاضر باشند با تظاهرات و اعتراضات گسترده مردمی روبهرو میشوند تا جایی که چندی پیش کروبی با صراحت گفته بود که حتی سر قبر پدرم هم نمیتوانم بروم!
کروبی علت این امر را برخوردهای تند مردم معترض با او عنوان کرده است، حتی در جریان سفر اخیرش به شهر مقدس قم و حضورش در منزل صانعی، بسیاری از امت ولایتمدار قم، به محض اطلاع از حضور این فتنهگر در شهرستان بر در منزل صانعی حضور پیدا کرده و با سر دادن شعارهایی همچون «شهر مقدس قم جای منافقین نیست»، خواستار ترک قم توسط کروبی شدند.
ناصر فروزانفر، یکی از فعالان دانشجویی، در گفتگو با گزارشگر یالثارات میگوید: «به نظر من بهترین اقدامی که نظام در برابر سران فتنه انجام داد این بود که آنان را به حال خود رها کرد و آنها را آزاد گذاشت، همین آزادی آنان سبب شد تا کمکم مردم پی به ماهیت سران فتنه ببرند و شعارهای فریبنده آنان مبنی بر پایبندیشان به قانون اساسی، ولایتفقیه و پیروی از خط امام و رهبری را به عینه ببینند. همین مسئله خون مردم را به جوش میآورد و باعث میگردد که مثلا اگر کروبی به قم میرود مردم شعارهایی را سر بدهند، که در واقع همین مسئله باعث شده که سران فتنه خود به خود در یک حصر حبس مردمی گرفتار شوند.»
این دانشجوی سال آخر کارشناسی حقوق درباره چگونگی رهایی سران فتنه از حصر مردمی میگوید: «البته هنوز هم راه بازگشت برای سران فتنه کاملا باز است و رافت نظام اسلامی هم بسیار بالاست.»
علت عملیاتهای انتحاری سران فتنه
بیانیهها و نامههای سران فتنه در یکی دو هفته اخیر به خوبی نشان میدهد که لحن این بیانیهها در مقایسه با گذشته بسیار تندتر شده است و به نوعی با زبان بیزبانی به نظام این پیام را ارسال میکنند که «شما ر به خدا ما را دستگیر کنید!»
حال در چرایی این موضوع حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی مرادی، کارشناس ارشد تبلیغ در حوزه علمیه قم و تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتگو با گزارشگر یالثارات میگوید: «اخیرا دیده میشود که سران فتنه لحن هتاکانه و تندتری در مقایسه با بیانیههای قبلی خود اتخاذ کردهاند و مستقیما به مردم و اصل ولایتفقیه انتقاد میکنند و با زبان بیزبانی خواستار بازداشت خود از سوی جمهوری اسلامی هستند.»
مرادی ادامه میدهد: «در تحلیل این موضوع باید عرض کنم که سران فتنه چون در اقدامات یک سال اخیر خود شکستهای پی در پی داشتهاند و نهم دی و 22 بهمن سال گذشته هم به خوبی خط بطلانی همیشگی بر فتنهگریهای آنان از سوی مردم کشیده شد، اما در کمال وقاحت و پررویی، سران فتنه این حضور گسترده مردم را به حضور حکومتی و اتوبوسی تشبیه کردند و دوباره گرفتار توهم شدند و منکر حضور میلیونی مردم شدند، تا اینکه 22 خرداد امسال فرا رسید، آن هم با حجم تبلیغات گستردهای که از سوی رسانهها و شبکههای ماهوارهای ضدانقلاب برای حضور غیرقانونی مردم در این روز، اما دیدیم که روز سالگرد انتخابات، آرامش و آسایش کاملی در کل کشور و در میان آحاد مردم حکمفرما شد و درواقع سران فتنه، عناصر فریبخورده و دشمنان ایران اسلامی، مرگ قطعی جریان فتنه و گروه موسوم به جنبش سبز را باور کردند.
این کارشناس ارشد تبلیغ در حوزه علمیه قم در ادامه تحلیل خود میگوید: «حال سران فتنه از جمله کروبی و موسوی برای اینکه دوباره این فتنه مرده را زنده کنند به صدور بیانیههایی صریحتر از قبل و سراسر خائنانه و ضدانقلابی از جمله توهین آشکار به مردم و ولایتفقیه به عنوان محوریترین رکن نظام جمهوری اسلامی ایران روی آوردهاند و میخواهند با این اقدامات گستاخانه به نوعی نظام را تحریک کنند تا شاید حداقل آنان را احضار یا بازداشت کنند، که اگر چنین اقدامی از سوی جمهوری اسلامی صورت بگیرد و آنان دستگیر شوند، درواقع سران فتنه به خاطر این بازداشت میتوانند دوباره موجی را علیه نظام اسلامی به راه اندازند و از این رهگذر بر روح مرده جنبش به اصطلاح سبز مجددا جانی تازه ببخشند و جنجال جدیدی را کلید بزنند، گرچه به این فتنهگران باید گفت که زهی خیال باطل! چرا که از یک طرف فتنهگران در یک زندان مردمی و انقلابی گرفتار شدهاند و مردم به آنان اجازه حضور در هیچ اجتماعی را نمیدهند، از طرفی هم باید گفت که در صورت دستگیری آنها، قطعا این موج مرده سبز هیچگاه زنده نخواهد شد؛ چرا که مردم هوشیارتر و با بصیرتتر از آن هستند که اجازه عرض اندام به عناصر فریبخورده و ضدانقلاب تحت عنوان جنبش سبز را بدهند.»
توهین بیشرمانه کروبی به مردم
کروبی طی بیانیهای در سالگرد انتخابات سال 88، روزنامه کیهان را روزنامهای اهریمنی خواند و بخش قابل توجهی از بیانیه خود را در مورد عملکرد پس از انتخابات این روزنامه اختصاص داد.
کروبی که به شدت از عملکرد انقلابی کیهان عصبانی است در بیانیه خود با توهین بیشرمانه به مردم معترض در روز 14 خرداد به عملکرد سیدحسن خمینی مینویسد: عدهای از مواجببگیران در 14 خرداد و شکستن حرمت بیت امام در کنار مرقد ایشان را دیدیم و سیل محکومیت این فعل ابلهانه از سوی مردم و علمای بزرگ و مراجع تقلید را هم نظاره کردیم. در مقابل واکنش مردم و علما اما یک روزنامه که حریمی اهریمنی دارد و هیچ چارچوب و حد و مرزی برای گستاخی و فحاشی قائل نیست همچون گذشته در دفاع از رفتار اوباش پیادهنظام، به توهین مضاعف به نوه امام پرداخت، گویی بدان دلیل که جرم آن عزیز ایستادن در کنار ملت بود.
این فتنهگر در ادامه با توهین مجدد به جوانان بسیجی و با اتهام دروغ به مردم متدین مینویسد: آن بسیج مردمی که با رمز یازهرا(س) به متجاوزین به خاک کشور یورش میبرد، کارش به کجا رسیده است که ساعت سه و نیم نیمهشب به بیوت مراجع حمله و به تخریب و غارت اموال و کتب دینی میپردازد؟ چگونه به مراجع دین توهین میشود. شاید حریم اهریمنی و حمایتهای مادی و امنیتی بیشمار امروز، مانع از پاسخگویی مردم به این حرمتشکنان شود اما این گستاخیها هرگز از اذهان مردم پاک نخواهد شد.
لازم به ذکر است کروبی اخیراً در گفتوگو با سیانان نیز گفته است که نگران امنیتم هستم ولی نمیترسم و حاضرم هر هزینهای هم بپردازم.
وی در این گفتوگو با تاکید مجدد بر تقلب در انتخابات گفت: احمدینژاد رئیسجمهور من نیست و من او را تنها رئیس دولت فعلی میدانم.
در نگاهی گذرا به اظهارات شیخ سادهلوح اصلاحات میتوان به این نتیجه رسید که رقیب سرسخت آرای باطله، هنوز هم گرفتار توهم است و هنوز هم باز شاهی را بر شانه خود میبیند!
برای تحلیل بیانیههای اخیر سران فتنه و تندتر شدن لحن آنان در اهانت به مردم، سیامک باقری، کارشناس و صاحبنظر مسایل سیاسی دیدگاههای جالب و قابل تاملی را درباره سران فتنه بیان میکند.
باقری در گفتگو با گزارشگر یالثارات میگوید: «اگر بیانیههای وقیحانه سران فتنه در هفتههای اخیر را مورد بررسی روانشناختی، جامعهشناختی و سیاسی قرار دهیم، خواهیم دید که این اقدامات از چند زاویه قابل بررسی و واکاوی است.»
باقری میگوید: «اگر از زاویه حب نفس به آن نگاه کنیم خواهیم دید که کلیت این بیانیهها از حب نفس و جاهطلبی سران فتنه حکایت دارد، نکته مهمی که حضرت امامخمینی هم بارها بر آن تاکید داشتند و میفرمودند که کارهای برخی افراد، نشان از حبنفس دارد و همگان را بر دوری از نفسانیات توصیه میفرمودند، گرچه همین سران فتنه در زمان امام راحل هم توصیههای آن پیر فرزانه را گوش نمیکردند، چون حبجاه و مقام در ذات این افراد آنقدر هویدا بود که نمیتوانستند از آن چشمپوشی کنند.»
باقری به زوایای دیگر دلایل فتنهگران بر تندتر شدن لحن بیانیههایشان اشاره میکند و میگوید: «زاویه دیگر این موضوع لجبازی بیش از حد فتنهگران است، چون در طول این یک سال مثل بازی دومینو میبینند که پشت سر هم در حال باختن بازی و شکستهای پی در پی و قطعی هستند، حال برای اینکه به اصطلاح کم نیاورند میخواهند بر موضوعاتی دست بگذارند که طرف مقابل را تحریک به اقدام متقابل نمایند. اما سومین زاویه تحلیل اقدامات اخیر سران فتنه به سادهلوحی آنان برمیگردد، که حضرت امامخمینی در همان زمان خطاب به چنین افرادی فرمودند که برخیها سیاسی هستند اما شم سیاسی ندارند. به عنوان مثال آقای منتظری ابتدا دیدگاههای قابل ملاحظه و مهمی در بحث ولایتفقیه داشت اما در درک مسایل سیاسی بسیار ضعیف بود و این موضوع و برخی دلایل دیگر باعث شد تا حضرت امام او را از قائممقامی عزل نمایند، اینک سران فتنه هم چون شم سیاسی ندارند لذا در بازی سیاسی پیش آمده، هر روز با شکستی سنگین روبهرو شوند و همین موضوع سبب شد تا دشمنان بیرونی نظام هم با صراحت تمام از آنان قطع امید کنند و در مواردی هم علیه آنان سخن بگویند و از ناتوانیشان شکوه و گلایه نمایند. از طرفی هم چون سران فتنه به شدن دچار توهم هستند همین مسئله یکی از دلایل عمدهای است که باعث شده خارج از منافع ملی و انقلابی حرف بزنند و بیانیه صادر کنند.»
سیامک باقری محور دیگر تحلیل خود را متوجه اطرافیان سران فتنه میداند و میگوید: «اطرافیان فتنهگران درواقع بر توهم آنان افزودهاند و همین امر سبب شده تا سران فتنه همچنان در توهم باقی بمانند. با این حال باید اذعان داشت تا زمانی که برخی افراد در اطراف فتنهگران پرسه میزنند، اینها هیچگاه نمیتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند و همچنان در سردرگمی نسبت به راه مستقیم گرفتار میباشند.»
این کارشناس مسایل سیاسی به همسویی سران فتنه با ضدانقلاب خارجنشین اشاره میکند و میگوید: «31 سال است که دشمنان جمهوری اسلامی علیه ولایتفقیه سخن میگویند و توطئه میکنند و راه به جایی نمیبرند و اینک سران فتنه هم در اوج سادگی و حماقت بر موضوعی دست گذاشتهاند که سالهای سال است دشمنان تابلودار انقلاب با مخالفت خود با آن، در واقع اهمیت آن را بیش از پیش برای امت اسلامی نمایان میکنند. درواقع میتوان چنین استنباط نمود که سران فتنه دوباره راه را به بیراهه رفتهاند و آدرس غلطی را به دست آنان دادهاند که با دنبال گرفتن این آدرس به ناکجا آبادی خواهند رفت که کینه و نفرت مردم نسبت به خود را بیشتر دامن میزنند.»
باقری میگوید: «اما نکته مهم این است که امروزه همه میدانیم که موسوی و کروبی و خاتمی و جریان فتنه دیگر جایگاهی در میان عامه مردم ندارند و تمامی اعتبار و ارزش آنان به یکباره در نزد افکار عمومی فرو ریخته و حتی کسانی هم که براساس شعارهای فریبنده، به فتنهگران رای دادهاند کاملا از آنان رویگردان شدهاند، و البته صدور بیانیههای آنان متاسفانه این واقعیت را روشن میکند که سران فتنه هنوز در توهم کامل به سر میبرند و خیال میکنند که مردم هم با آنان همراه هستند، این در حالی است که مرگ آنان به دست مردم مدتهاست که رقم خورده و اینک آنان در زندانی مخوف و هولناک به سر میبرند که مردم برای آنان ساختهاند. زندانی که به آنان اجازه حضور در هیچ مراسم رسمی و حتی غیر رسمی را نمیدهد. یعنی مردم در صورت اطلاع از حضور فتنهگران در منطقهای، فورا در آنجا تجمع میکنند و مانع حضور فتنهگران میشوند و این مسئله میتواند تنبیه و درس تاریخی بزرگی برای آنان باشد.»
مرگ سران فتنه
علنی شدن مرگ جریان فتنه در ایام سالگرد انتخابات، گروههای ضدانقلاب را واداشت تا همه بیعرضگیهای خود را پای درماندگی کسانی چون کروبی و موسوی و دیگر سران فتنه بنویسند.
فعالان اپوزیسیون اکنون میگویند از اول هم معلوم بود کسانی چون کروبی و موسوی به کار زورآزمایی با جمهوری اسلامی نمیآیند.
مهرداد مشایخی از عناصر اپوزیسیون مقیم خارج که ناگهان در اوج آشوبهای خیابانی فعال شد، در گفتوگو با رادیو زمانه، کفایت سران فتنه را به چالش کشید و اظهار داشت؛ آنچه در یک سال گذشته به نام رهبری سیاسی جنبش سبز عمل کرد، یک رهبری سمبلیک و اتفاقی(!) بود و ما در این زمینه، ضعف و مشکل داریم. گیر اصلی و بزرگترین مشکل، در همین مسئله خلاصه میشود. وی گفت: حکومت یک قدرتی دارد و وضع آن مشخص است. متاسفانه آقایان موسوی و کروبی ظاهرا ظرفیتی بیش از این ندارند. این ظرفیت نیز به این معناست که هر از گاهی به طور سمبلیک اعلامیه یا اطلاعیهای را بدهند و دعوت به برخی فعالیتها کنند که آن نیز در نوع اخیرش بسیار متضاد بود زیرا ابتدا به راهپیمایی دعوت کردند و بلافاصله چند روز بعد لغو کردند. در این صورت طبیعی است که جنبش به جایی نخواهد رسید. شاید لازم باشد بخشی از رهبری حرکت به خارج منتقل شود.
این اپوزیسیون فراری اضافه کرد: من مشکلم این است که چگونه در عرض چند روز دعوت به تظاهرات کردند و بعد ناگهان متوجه شدند امکان خشونت هست. این نوعی عقبگرد بود. مسئله این است که حکومت از این به بعد این مسیر را ادامه خواهد داد. یعنی باید قبول کنیم راه خیابان از این به بعد مسدود است و جنبش این حیطه را از دست داده است. از نظر سازماندهی هم ظاهرا شکل سازماندهی باز که در یک سال اخیر بود، هزینه بالایی برای جنبش داشت و این فرم شبکهبندی باید عوض شود.
احمد صدری از همکاران عطاءالله مهاجرانی در مدیریت شبکه جرس هم در گفتوگو با جرس تاکید کرد: قدرت جنبش سبز به خاطر رهبری آقایان موسوی و کروبی و خاتمی نبود و این جنبش راس ایدهآل خود را پیدا نکرده است.
وی گفت: رهبران جنبش اصلاحات قبلا با جمهوری اسلامی بوده و اکنون به اپوزیسیون پیوستهاند. حال رهبران اصلی جنبش سبز، ناشناس و محروم از فعالیت سیاسی یا محبوسند.
در این میان بر سر اینکه افراطیون مدعی اصلاحات بیعرضهترند یا گروهکهای قدیمیتر ضد انقلاب، بین دو طیف دعوا افتاده است.
از جمله یکی از کاربران سایت ضدانقلابی بالاترین نوشت: جناب اپوزیسیون 31 ساله لطف کن چند صباحی مزه نریز! فعلا سخنگوی جنبش، موسوی است. دوستان اپوزیسیون اگر خیلی ناراحتند، یک تجمع 100 نفره برگزار کنند، کاری که 31 سال از انجام آن عاجزند.
اما کاربری دیگر در جواب نوشت: شما احتمالاً ضعف بینایی داری که کسی با درایتتر از موسوی نمیبینی. همین که مخالفان بر خلاف نظرش باز در تظاهرات شرکت کردند، به معنی این است که دنبالهرو موسوی نیستند! شما مبارزه خودت را بکن و برای دیگران تکلیف مشخص نکن! و مزه نریز و از شعور مردم مایه نگذار.
در همین حال رادیو فردا از قول سیامک طاهری گفت: آقای موسوی در دوران انتخابات جمله جالی را مطرح کرد و گفت وقتی به میتینگهای انتخاباتی رفتم به این نتیجه رسیدم که افراد نمیآیند، به حرفهای من گوش دهند.
شاید با جمعبندی همین تلقیها بود که خبرگزاری رویترز پس از ملاحظه آرامش مطلق تهران در سالگرد انتخابات نوشت: بسیاری این احساس را دارند که موسوی نخستوزیر سابق فاقد شجاعت کافی برای مقابله با جمهوری اسلامی است.