امید صدرایی
در آستانه نخستین سالگرد آغاز فتنه قرار داریم. در این مدت تحلیلهای گوناگونی درباره وقایع قبل و پس از انتخابات ریاست جمهوری ارائه شده، اما غالب این تحلیلها در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی بوده است. البته این طبیعی است؛ چرا که جنس «فتنه» سیاسی است و در عین حال پیوندی عمیق و گسستناپذیر با شرایط و فراز و نشیبهای اجتماعی دارد. اما واقعیت این است که یکی از حوزههای بسترساز فتنه و به عبارت بهتر ایجاد کودتای مخملین در ایران، عرصه فرهنگی و هنری است.
طی 32 سال گذشته، یکی از زمینههایی که دشمنان انقلاب در آن سرمایهگذاری فراوانی کردند، فرهنگ و هنر بوده است. به دو دلیل؛ اول این که حضور نیروهای حزباللهی و وفادار به انقلاب در میدانهای دفاع و جهاد، نوعی خلاء حضور نیروهای متعهد را در این حوزه به وجود آورده است. کافی است به فرهنگسراها، دانشکدههای هنری و سایر محافل هنری دقت شود. مسلم است که حضور بچههای انقلاب در آنها نسبت به طرف مقابل بسیار کمتر بوده است. دلیل دوم، شناخت خوب دشمنان از کارآمدی و تاثیر هنر است. از همینجا نیز میتوان به اهمیت هنر در زمینه جنگ نرم و کودتای مخملین در ایران پی برد. مگر غیر از این است که جنگ نرم یعنی تصرف مغزها و قلبهای انسانها؟ و مگر جز این است که هنر با قلب و مغز آدمها سر و کار دارد. به همین دلائل است که در سالهای اخیر شاهد شدیدتر شدن رویکرد دشمنان انقلاب به فضاهای فرهنگی و هنری بودهایم. برگزاری جشنوارهها، نمایشگاهها و همایشهایی از این دست، تلاش برای جذب هنرمندان ایرانی به خارج، ترتیب دادن گفتوگو و مصاحبه با هنرمندان داخلی توسط شبکههای ماهوارهای و رادیویی وابسته به دول غربی و... از جمله اینگونه فعالیتهاست.
توهم توطئه دانستن این مسئله از سوی عدهای نشان از بیاطلاعی آنهاست. چرا که خود غربیها نیز نسبت به سوءاستفاده آمریکاییها از هنرمندان ایرانی اعتراف دارند. سند آن نیز، گزارشی است که توسط موسسه «بروکینگز» آمریکا منتشر شد. این مرکز مطالعات استراتژیک آمریکا در گزارشی که آذر ماه سال گذشته منتشر کرد، تعاملات فرهنگی هنری را روش مناسبی برای نفوذ و حضور در ایران دانست. براساس متن این گزارش که در سایتهای اینترنتی موجود است، کنسرت موسیقی، جشنواره فیلم و یا برپایی نمایشگاههای هنری از جمله راههای نفوذ آمریکا به ایران و جهان اسلام معرفی شده است. همچنین ایجاد روابط دوطرفه میان هنرمندان غربی و مسلمان از دیگر راههای نفوذ آمریکا معرفی شده است. در ادامه این گزارش حمایت از ارتباط و پیوند شرکتهای برنامهساز و متخصصین رسانه برای ایجاد فضایی برای برنامهسازان مستقل تحت شبکه در آمریکا و دنیای اسلام که شامل یک ساختار برای تبلیغات باشد توصیه شده است. گزارش موسسه «بروکینگز» همچنین با اشاره به «خانه سینما» سفر اخیر هیئتی از آکادمی موشن پیکچرز آمریکا را مدخلی برای نفوذ آمریکا به ایران از طریق فرهنگ و هنر دانست.
جشنوارههای سبز
یکی از مهمترین عرصههای نبرد با جمهوری اسلامی ایران جشنوارههای غربی است. به طوری که در یک سال گذشته ناگهان شاهد موج وسیعی از جشنوارههای ریز و درشت با رویکرد «سبز» بودیم. نکته جالب توجه این است که اکثریت قریب به اتفاق این جشنوارهها وابسته به دولتهای غربی و نزدیک به صهیونیستها بودند. به عنوان مثال جشنواره تورنتو یکی از آنها بود که فیلم «روزهای سبز» حنا مخملباف را نمایش داد. همان جشنوارهای که سال قبل تبدیل به پروپاگاندای صهیونیسم شد و اعتراض دهها هنرمند و روشنفکر غربی را نیز برانگیخت در مراسم افتتاحیه جشنواره صهیونیستی مونترال نیز که جعفر پناهی به عنوان داور در آن حضور یافت، اعضای هیئت داوران همگی با شالهایی سبز حضور یافتند. جشنواره فیلم سنسباستین در اسپانیا، دیگر جشنواره تحت سلطه صهیونیستها است که در زمان برگزاریاش رنگ سبز در آن غالب بود. نکته جالب، ابراز وحشت در آن جشنواره از برنامه هستهای ایران بود. به طوری که پارچه نوشتهای با محتوای «ما بمب هستهای نمیخواهیم، ما صلح و دموکراسی میخواهیم» از سوی عناصر ضدانقلاب حاضر در آن جشنواره به نمایش درآمد. همین چند روز پیش هم در نمایشگاهی با عنوان «از تهران تا لندن» نقاشیهایی بر ضد جمهوری اسلامی ایران به نمایش درآمد.
این نمایشگاه شامل هفده اثر از هفت هنرمند ناآشنای ایرانی بود که آثاری با موضوعات وقایع پس از انتخابات در ایران و همچنین آثاری با موضوع وضعیت زنان در کشورمان در معرض دید عموم قرار گفت.
جشنواره فیلم کن هم که همین چند روز پیش به کار خود پایان داد، با فضاسازی سیاسی خاص خود و مانور تبلیغاتی درباره بازداشت جعفر پناهی سعی بر فشار بر ایران داشت. به این ترتیب که یک صندلی خالی را به عنوان جایگاه پناهی در نظر گرفتند و در نشست خبری فیلم کیارستمی نیز با سناریویی از پیش طراحی شده جنجال به پا کردند. در آن جلسه در حالی که اوضاع در شرایط عادی بود، ناگهان یک به اصطلاح خبرنگار شروع به سر و صدا راه انداختن درباره وضعیت وخیم فیلمساز کذایی نمود و این فرصتی شد تا سوءاستفادهگران علیه کشورمان عقدهگشایی کنند. این جشنواره دیربازی است که برنامههای خود را براساس وضعیت سیاسی کشورها و منافع دولت فرانسه تنظیم میکند. امسال هم علاوه بر اهدای جایزه اول به کارگردانی تایلندی که مخالف دولت آن کشور است خواستند بر وقایع اخیر تایلند تاثیر بگذارند. در مورد ایران هم سعی داشتند با آن فضاسازی خاص سیاسی حقارت دولت کوتولهفرانسه در برابر ملت بزرگ ایران را جبران کنند.
نقش هنرمندان خارجی
با مروری بر وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری و نقش هنرمندان در آن میتوان به متفاوت بودن رفتار این گروه پی برد. برخی از هنرمندان در حالی مدعی مستقل بودن و دوری از جریانات سیاسی بودند که در یک سال اخیر به راحتی بازیچه دست عدهای از سیاستمداران سودجو قرار گرفتند. در شرایطی که در همه جای دنیا هنرمندان مدافع حقوق مردم جامعه خود هستند، در ایران عدهای از هنرمندان با کسانی که در پی خدشه وارد کردن به حق انتخاب ملت ایران بودند، همراهی کردند. رفتارهای برخی از هنرمندان در جریان فتنه، مصداق بارز استفاده ابزاری از هنر و هنرمند است. جالب این است که این طرف از هنرمندان معمولا دایه «هنر برای هنر» دارند و آنجا که اثری هنری در تبلیغ حق و حقیقت به کار رود دادشان بلند میشود که کار سفارشی است و شان هنر زیر پا گذاشته شد و... اما آنجا که پای قدرتپرستان و مفسدین سیاسی و اقتصادی در میان است، با کمال اشتیاق میپذیرند! هنوز فراموش نکردهایم که همین چندی پیش یکی از اجراهای نمایشی در تئاتر شهر که محصول جریان به اصطلاح روشنفکری بود، اعلام کردند که این اثر به آقازاده همیشه حاضر در اغتشاشات تقدیم میشود!
بعضی از این هنرمندان پا را از فتنهگران داخلی فراتر گذاشتند و خود را مضحکه محافل آلوده خارجی کردند. محسن مخملباف سلسلهجنبان این گروه است. بهمن قبادی، جعفر پناهی، شیرین نشاط، شبنم طلوعی، محسن نامجو و... از جمله این افراد هستند. نکته قابل توجه درباره همه آنها این است که هیچکدام از افراد نامبرده دارای وجهه فرهنگی و قدرتمند داخلی نیستند. آنها سعی داشتهاند تا ضعف شدید هنری خود را از طریق خوشرقصی برای دشمنان این مرز و بوم جبران کنند و به این طریق خودی نشان دهند.
با این حال از نقشآفرینی مثبت بخش قابل توجهی از هنرمندان در کوران فتنه نمیتوان گذشت. این گروه از هنرمندان با بیانیههای گوناگون و گفتوگوهای جداگانه یا رسانهها سعی کردند تا از حق رای مردم و حاکم شدن آرامش بر جامعه حمایت کنند.
خلاء هنر ضد فتنه
با وجود هجمه سنگین فرهنگی و هنری طرفداران فتنه، جریان مقابل در این عرصه هنوز تلاش قابل ملاحظهای را صورت نداده است. از معدود موارد قابل اشاره میتوان به مجموعه کاریکاتورهای مازیار بیرژنی اشاره کرد که با زیر ذرهبین قرار دادن دستورات جین شارپ برای ایجاد کودتای مخملین در ایران، کاریکاتورهایی را طراحی نمود. این مجموعه در قالب یک کتاب منتشر شده است.
در این مدت دو فیلم مستند هم درباره فتنه و وقایع مربوط به انتخابات ساخته شد. یکی «تقلب واقعی» به کارگردانی نادر طالبزاده است که توسط شبکه پرس تیوی و در واقع برای مخاطب خارجی نمایش داده شد. «ایران سبز» هم عنوان مستند دیگری است که به کارگردانی محمدرضا دهشیری و مهدی حجتپناه ساخته شد. این مستند با رجوع به مردم ساکن در روستاها و عشایر، نظرات آنها را درباره انتخابات ریاست جمهوری و نتیجه آن پرسید.
به جز این موارد اندک، تقریبا هیچ کار دیگری برای روشنگری در مقابل دروغبافیهای جریان فتنه صورت نگرفته است.
با این حال اخباری مبنی بر ساخت فیلمهایی درباره فتنه منتشر شده است. از جمله فیلمی که قرار است به کارگردانی ابوالقاسم طالبی با نام «اینجا غبار روشن است» ساخته شود. هرچند این نام موقتی است و احتمالاً در آینده تغییر خواهد کرد. نکته جالب درباره این فیلم این است که در آن قرار است با چهار نامزد ریاست جمهوری دوره دهم گفتوگوهایی صورت گیرد. از این فیلم به عنوان سیاسیترین فیلم تاریخ سینمای ایران یاد میشود. اینجا چراغی روشن است هماکنون در مرحله تحقیقات و نگارش فیلمنامه است. دیگر فیلمی که قرار است درباره وقایع پس از انتخابات ساخته شود «پایاننامه» نام دارد. حامد کلاهداری کارگردان جوانی است که در نخستین تجربه سینماییاش به سراغ این موضوع مهم رفته است. «نامزد تقلبی» دیگر فیلمی است که با رویکرد طنز به موضوع انتخابات دهم ریاست جمهوری و حواشی آن خواهد پرداخت. ماشاءالله شاهمرادیزاده که بازیگر نقش کاراکتر مشهدی را در سریال «دارا و ندار» بازی کرده بود نیز در اولین فیلم سینماییاش قصد دارد بر فتنه سال 88 نقبی بزند. آخرین خبر در این باره هم به احمد کاوری مربوط میشود. او از تصمیمش برای ساخت فیلمی به نام «خودزنی» درباره وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری خبر داده است.
فتنه هنری ادامه دارد
در پایان تاکید بر این نکته ضروری است که گرچه با حضور مردم حماسهساز ایران در میدان، فتنه به بنبست رسید و کودتای مخملین در ایران با شکست سنگینی روبهرو شد. اما تلاشهای هنری برای سرپا نگهداشتن این جریان همچنان ادامه دارد. از جمله میتوان به تداوم حمایت از جریان کذایی موسوم به سبز در جشنوارهها و همایشهای هنری غربی اشاره کرد. باید انتظار داشت که در جشنوارههایی که در آینده در کشورهای غربی برگزار میشود باز هم شاهد بالا رفتن پرچم سبز باشم! همچنین تولید بیش از پیش فیلمهای ضد ایرانی از سوی آمریکا و نیز افزایش تعداد شبکههای ماهوارهای فارسی زبان نیز در همین راستا قابل شناسایی است.
این جریانسازی هنری و رسانهای ضد ایران در عین حال که یک تهدید محسوب میشود، یک فرصت هم هست. به این ترتیب که مسئولان و هنرمندان کشورمان باید به مقابله به مثل بپردازند و همانطور که مردم به میدان آمدند، آنها نیز بیش از پیش باید فعال باشند. همانطور که ذکر شد، یکی از عوامل روی آوردن دشمنان داخلی و خارجی انقلاب به حوزه فرهنگ و هنر عدم غلبه جریان سالم و صالح هنری است. لازم است که آثار بیشتری در قالبهای مختلف با این موضوع تولید شود.
پاک کردن فضای فرهنگ و هنر از عناصر ناباب هم از دیگر بایدهای حایز اهمیت است. همانطور که بارها تجربه کردهایم، برخی از هنرمند نماهای خودفروخته از امکانات و سرمایه این ملت استفاده میکنند تا خود را مطرح نمایند، اما در موقع مقتضی تبدیل به سرباز دشمنان این ملت میشوند باید چارهای در این مورد اندیشید.
مبارزه با هجوم فیلمها و آثار هنری نازل و سخیف هم به بسته شدن راه تنفس فتنه کمک میکند. زیر این نوع آثار باعث القای مفاهیم و انگارههایی میشوند که در تضاد با ارزشهای انقلابی و اسلامی است. به این ترتیب آثار هنری مبتذل نیز حتی در شرایطی که غیر سیاسیاند، به طور غیرمستقیم به فتنه کمک میکنند. در مقابل، تقویت تولید هنر پاک، از جمله فیلمهای اخلاقگرا و دفاعمقدسی که روحیه آزادگی و مقاومت را در مردم بالا میبرند، باعث واکسینه شدن جامعه از کودتاهای رنگی میشود.
برگزاری جشنوارهها و نمایشگاههایی با موضوع مخالفت با فتنه و دفاع از حقوق مردم هم در این راه کارآمد خواهد بود. لازم است تا از هنرمندان و تولیدکنندگان آثار روشنگر و بیدارکننده حمایت شود.