در حالی که در چندی پیش خبر ملاقات هاشمی رفسنجانی با جمعی از جوانان اصلاحطلب و متهمان آزاد شده ناآرامیهای سال گذشته از طریق سایت هاشمی نیز منعکس شده بود، تکذیب این اخبار از سوی روابط عمومی و مجمع به برخی ابهامات در خصوص هویتگرانندگان پایگاه اطلاعرسانی وی افزود.
ماجرا از آنجا آغاز شد که اخبار دیدار هاشمی با متهمان وقایع بعد از انتخابات به فضای رسانهای کشیده شد. این اخبار در حالی منتشر میشد که پیشتر هاشمی در دیدار با مدیران دولت اصلاحات بر کلیات پیشنهادهایش در نماز جمعه 26 تیرماه مجدداً تأکید کرده بود.
سایت ضدانقلابی جرس و سایت حامی موسوی خبر جلسه هاشمی با متهمان انتخاباتی را اینگونه منعکس کرد: «در دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با جوانان اصلاحطلب که جمعی از آزادشدگان حوادث پس از انتخابات هم حضور داشتند، در ابتدا جوانان سبز حاضر در جلسه به بیان نقطه نظرات خود پرداخته و نگرانی خود را از وضع موجود بیان داشتند. این در حالی است که هاشمی رفسنجانی در لابلای سخنان ناطقان جویای حال آزادشدگان بوده و از شرایط زندان، مدت بازداشت و اتفاقات پیشآمده پرسوجو میکرد.»
این سایت همچنین به نقل از منابع ناشناخته خود که این خبر را در اختیارش قرار دادند، افزود: آقای هاشمی «جوانان سبز» را با اشاره به آیات و احادیث به استقامت و مدارا فرا خوانده است!
سایت جرس در گزارش خود از ملاقات مذکور نوشت: «هاشمی رفسنجانی در لابلای سخنان زندانیان آزاد شده، از شرایط زندان و اتفاقات پیش آمده پرسوجو میکرد و آنان را به استقامت و مدارا فرا میخواند و تاکید میکرد که سرانجام سختی، پیروزی و آسانی است. وی از زندانیان و فعالان سیاسی میخواست دستگیریها و زندان رفتنها را از بعد منفی نگاه نکنند؛ چرا که زندانی شدن افرادی که نیت مصلحانه دارند(؟!) در مجموع سازنده بوده و ثمراتی هم به دنبال دارد... گرچه ممکن است بازداشتها باعث شود برخی کنار بکشند اما عده قابل توجهی را در هدف خود ثابت قدمتر کرده و شک نباید کرد که این زندان رفتنها در مجموع سازنده است.»
این در حالی بود که خبری مبنی بر دیدار مادر هنگامه شهیدی، یکی از متهمان بازداشت شده، با هاشمی رفسنجانی نیز منتشر شده بود.
در خبرها آمده بود: «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مادر هنگامه شهیدی را به صبر فراخواند و ضمن آرزوی آزادی برای همه زندانیان سیاسی، نامهای از وی را برای پیگیری درخواستش دریافت کرد.»
بعد از انعکاس خبر ملاقات هاشمی با متهمان انتخابات در سایت شخصی او به نقل از سایر سایتهای خبری، دفتر رئیس مجمع طی اطلاعیهای توضیحاتی را ارائه کرد و این خبر را «فاقد سندیت» خواند.
در این تکذیبیه که دیروز برای روزنامه کیهان ارسال شد، آمده بود: «در پی درج مطلبی در صفحه 2 روزنامه مورخ 22/2/89 مبنی بر «دشمنی با اسلام و امام(ره) و نیت مصلحانه» به نقل از یک سایت خبری به اطلاع میرساند اداره کل روابط عمومی مجمع بر اساس سیاستهای خبری خود، متن خبر این دیدار را به طور رسمی در همان روز انجام دیدار، به رسانههای خبری مخابره کرد. قابل ذکر است همانگونه که قبلا نیز به طور رسمی اعلام شده، انتشار هرگونه مطلبی خارج از اخبار رسمی مخابره شده توسط این اداره کل، فاقد سندیت بوده و مورد تأیید نمیباشد.»
این تکذیبیه در حالی منتشر شد که اصل دیدار در آن مورد تأیید قرار گرفته بود. این همه اما نگرانیها را در مورد گردانندگان سایت هاشمی افزایش داد.
گفتنی است چندی پیش همین سایت نامهای از هاشمی خطاب به امام را بازنشر داد که بدون سلام آغاز میشد و با لحن تندی نگاشته شده بود.
نامه سرگشاده هاشمی به رهبر انقلاب در همان روزهایی که آتش فتنه ریشه میدواند با سخنان عفت هاشمی رفسنجانی همراه شد تا از انذار نوبت به تحریک برسد و برخی فرزندان رئیس مجمع نیز خود را به جمع اردوکشیهای خیابانی برسانند.
هاشمی آن روز نوشت: «بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم.»
رئیس مجمع تشخیص آن روز از خود و رهبری در کنار هم با عنوان بازماندههای انقلاب یاد کرد و با صراحت و در مقام انذار نوشت: «اکنون که امام راحل(ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما، آیتالله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند یا به دیار باقی شتافتند؛ در بین ما حضور ندارند، شما ماندهاید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جنابعالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که هماکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.»
این نامهنگاریهای پرمعنا البته تنها به بازه زمانی این انتخابات محدود نبوده و نیست. طی روزهای اخیر سایت هاشمی رفسنجانی نامهای را به قلم او خطاب به امام راحل منتشر کرد که نشان میداد هاشمی حتی نسبت به امام نیز مراعات برخی امور را نمیکرده است. اگرچه بازنشر این نامه در برهه زمانی کنونی خود پرمعنا بود، اما محتوای آن، تداعی نامهنگاری تند روزهای انتخابات را مینمود که اینبار خطاب به امام عظیمالشأن رقم خورده است.
ماجرا به سال 59 برمیگردد. در همان روزها که امام مصالح کشور را میدید، هاشمی دست به قلم شد تا نامه بنویسد. نامه چنین شروع میشد:
«به نظر میرسد در ملاقاتهای معمولی، به خاطر کارهای زیاد و خستگی جنابعالی، فرصت کافی برای طرح و بحث مطالبی اساسی که داریم به دست نمیآید، ناچار شدم چیزهائی که تذکرش را وظیفه تشخیص میدهم تحت عنوان: «النصیحهلائمهالمؤمنین» در این نامه بنویسم؛ خواهش میکنم توجه فرمائید و در ملاقات بعدی جواب لطف کنید.»
آن روزها نیز هاشمی بر مشی عملی امام خرده گرفت و از آنچه سکوت و کلیگویی مینامید انتقاد کرد. هاشمی البته اعتراف کرد که نظرات امام را با تعدیل اجرا میکرده است؛ اما شاید نسبت به اینکه امام هنوز اجرای نظراتش را نمیپرداخت، بدین معنا که در مقابل مخالفان به دفاع علنی از این سیاستها رو نمیآورد، انتقادهای جدی داشت. هاشمی حتی در نامه خود به امام از واژه «آسایشطلبی» هم استفاده کرد!
او در این نامه با تندی نوشت: «خود شما میدانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما را از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولا ما مسامحههائی در اینگونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیلهائی اجرا میکردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارکالصلوه یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمیدادید، شما روزنامه آیندگان و... تحریم میکردید، شما از حضور زنان بیحجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بیحجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری میکردید؟ همینها موارد اختلاف ما با آنها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بیطرف بگیرید؟ آیا بیخط بودن و آسایشطلبی را میپسندید؟»
هاشمی گفت: «تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است.» هاشمی حتی به خاطر حمایت امام از حزب جمهوری هم گلایه داشت: «ما حزب جمهوری اسلامی» را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیرمستقیم – من شخصاً در مدرسه علوی با شما در اینباره مذاکره کردم – تأسیس کردیم و با توجه به اینکه قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر میکنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید – ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید – و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه میشود – غیرمستقیم – ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسات خصوصی نظر صریحی بفرمائید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم میدانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل شود و اگر همینگونه که عمل میفرمائید، مصلحت است ما را قانع کنید تا ما هم دوستان حزبی را قانع کنیم.»
هاشمی حتی از این خطابهای تند هم پا را فراتر گذاشت و از تحت تأثیر دیگران قرار گرفتن امام ابراز نگرانی کرد: «گاهی به ذهنم خطور میکند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را – که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده – در موارد فوقالذکر ضعیفتر از گذشته نشان میدهید، بسیاری از مردم هم متحیرند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشتساز صراحت ندارد.»