مقدمه
در کنفرانس لندن که با حضور آمریکا و متحدین این کشور در ناتو و کشورهای همسایه افغانستان با هدف بررسی راههای برقراری ثبات در افغانستان در ژانویه 2010 برگزار شد، شرکتکنندگان توافق کردند به منظور برقراری یک ثبات پایدار در این کشور، تمامی تلاشهای نظامی و غیرنظامی میان اعضا، هماهنگ شود، به طوری که با عقبنشینی نیروهای خارجی از افغانستان، نیروهای امنیتی افغانستان خود مسئولیت امنیت در این کشور را بردوش گیرند.
همچنین در بعد غیرنظامی نیز شرکتکنندگان در اجلاس، به منظور جذب عناصر موجود در صفوف طالبان، براهمیت تقویت نهادهای مدنی در افغانستان تأکید کردند. اما در میان اعضای ناتو در اجلاس، این فقط ترکیه بود که در طول تاریخ افغانستان، دوست قابل اعتماد این ملت محسوب میشد، عنصر قدرت نرم که (نسبت به سایر اعضای ناتو) صرفاً در زرادخانة ترکیه وجود دارد، عامل مناسبی برای جلب اعتماد و کسب اطمینان شهروندان افغانی به شمار میآید.
گفته میشود هیچ افغانی هرگز با مسلسل ترکیه کشته نشده است و هیچ افغانی که نزد ترکها آموزش دیده، هرگز به کشور خود خیانت نکرده است. ترکیه از زمان حکومت «امیرعبدالرحمان خان» همواره به دولت و ملت افغانستان کمک کرده است، امیرالرحمان خان که از سال 1880 تا 1901 به عنوان پادشاه آهنین در افغانستان حکومت میکرد با متحد کردن افغانستان، نخستین گامها را در جهت نوسازی کشورش برداشت.
افغانستان پس از اتحاد شوروی سابق، دومین کشوری بود که جمهوریت ترکیه را در سال 1921 مورد شناسایی رسمی قرارداد. ترکیه جدید نیز در ایجاد آکادمی نظامی، کالج پزشکی، دانشگاه کابل، دانشکده علوم سیاسی، مدرسه موسیقی و ارائه خدمات بهداشت عمومی در افغانستان نقش اساسی ایفا کرده است.
مؤلفههای روابط ترکیه و افغانستان
روابط میان ترکیه و افغانستان مبتنی بر سه مؤلفة اساسی است. این مؤلفهها عبارتند از:
1- افغانستان و ترکیه مرزهای مشترکی ندارند، بنابراین هیچ منازعه مرزی میان این دو کشور وجود ندارد.
2- ترکیه به عنوان یک جمهوری کوچک بازمانده از یک امپراطوری بزرگ، در جهان اسلام و نزد ملت افغانستان همواره دارای موقعیت و اعتبار مناسبی بوده است. این کشور هنگامی که با دولتهای جوان و نوپای افغانستان ارتباط داشت، هرگز مانند یک کشور استعمارگر در این سرزمین ظاهر نشد. این در حالی بود که افغانستان پس از تحمل مصائب فراوان در رویارویی با امپراتوریهای بریتانیا و حکومت شوروی سابق تازه به استقلال واقعی رسیده بود.
ترکیه که خود نیز در دوران نوسازی و مدرنسازی به سر میبرد، همواره با افغانستان براساس اصل برابری کامل تعامل و برخورد کرده است. ترکیه هرگز یک دستور کاری خاص را در قبال افغانستان تعقیب نکرده و در روابط خود با این کشور، با تمامی عناصر دخیل در سیاستهای کابل تعامل داشته است.
3- ترکیه و افغانستان هر دو معتقد و پایبند به فرامین دین مبین اسلام هستند.
روابط ترکیه و افغانستان پس از حوادث 11 سپتامبر
درحالی که بسیاری از اعضای جامعة بینالمللی تا حوادث 11سپتامبر نسبت به مساله افغانستان بیتوجه بودند، ترکیه جزو معدود کشورهایی بود که بر حل مشکلات این کشور اهتمام ورزید؛ هر چند این تلاشها در سکوت و بدون هیاهو صورت میگرفت. در این سالها ترکیه بدون هیچ تملق و تعارفی با گروه طالبان در افغانستان گفتوگو و با صراحت به آنها اعلام کرد که هرگز رژیم طالبان را به رسمیت نخواهد شناخت.
ترکیه دولت «برهانالدین ربانی» را که فقط بربخش کوچکی از افغانستان حکم میراند و پس از نابودی طالبان، دولت حامد کرزی را به رسمیت شناخت.
ترکیه بارها به طور مستقیم، گروه طالبان را به دلیل نداشتن شایستگی برای حکمرانی، تجارت موادمخدر، حمایت از گروههای تروریستی مانند القاعده و برخورد نامناسب با ملت خود مورد انتقاد قرار داد.
با وجود تمامی انتقاداتی که از گروه طالبان در آنکارا وجود داشت، اما طالبان به نگارنده این سطور به عنوان هماهنگ کننده ویژه ترکیه در امور افغانستان، اجازه میدادند تا آزادانه وارد افغانستان شود. ما و دوستانمان همواره مورد احترام مسئولان وقت افغانستان بودیم و در تمامی مناطق این کشور که تحت سلطه طالبان بود، فعالیتهای بشردوستانه انجام میدادیم. رهبران طالبان در مناسبتهای گوناگون ناراحتی خود را از اظهارات من ابراز میداشتند، اما من به عنوان یک شهروند ترک، مورد احترام و تکریم بودم.
مشارکت فعال ترکیه در مسائل افغانستان پس از حوادث 11 سپتامبر با تعمد صورت میگرفت تا به شکلی قدرت نرم این کشور را نمایش دهد، چون روابط ترکیه با افغانستان مبتنی بر یک روابط تاریخ و در ارتباط با تمامی طیفهای موجود در این کشور برقرار بود. ترکیه به عنوان یکی از اعضای ناتو با توجه به تعهداتی که در قبال این کشورها داشت، نیروهایی را پس از حوادث 11 سپتامبر به افغانستان اعزام، اما شرط کرد که این نیروها نباید در عملیات جنگی مشارکت کنند و با وجودی که فشارهایی از سوی اعضای ناتو بر ترکیه وارد میشود، ترکیه پایبندی خود به سیاست اعلام شده را تا به امروز حفظ کرده است.
حضور ترکیه در افغانستان، خواه نظامی یا غیرنظامی، براساس احترام کامل به ملت افغانستان پیریزی شده است، چون مردم افغانستان نیز دارای روحیات فرهنگی چون ملت ترکیهاند. ترکیه از موضع سلطه یا از موضع قدرتهای توسعه طلب استعماری به عنوان یک عامل اشغالگر به افغانستان نگاه نمیکند.
به نیروهای ترکیه که در کابل مستقر شدند، دستور اکید داده شد با شهروندان افغان با احترام کامل برخورد کنند. این نیروها هرگز به منازل مردم وارد نشدند. بخش عمدة گشتهای نیروهای ترکیه با پای پیاده صورت میگیرد و آنها از خودروهای زرهی در موارد بسیار اندک استفاده میکنند.
نیروهای ترکیه مجاز به استفاده از عینکهای آفتابی نیستند؛ به این علت که با چشمان خود با مردم ارتباط برقرار کنند و برای نیروهای ترکیه، لمس کردن بدن زنان افغان در بازرسیها از موارد ممنوع است.
نیروهای ترکیه در زمینههای پزشکی نیز به مردم افغانستان کمک میرسانند. بدین ترتیب میتوان گفت که نیروهای ترکیه در استقرار امنیت در کابل نقش مهمی دارند و حضور این نیروها، به بخشی طبیعی از زندگی روزمره مردم افغانستان تبدیل شده است.
در استان «وردک» افغانستان، ترکیه یک تیم بازسازی را مدیریت و رهبری میکند که غیرنظامیان در آن مشارکت دارند. این فقط تیم بازی سازی است که مدیریت آن به عهده غیرنظامیان ترک است، چون گروههای بازسازی در استانهای مختلف افغانستان، توسط سربازان عضو ناتو مدیریت و هدایت میشوند. از سال 2006، ترکیه حدود 20میلیون دلار با هدف کمک مالی، به تأسیس یک آکادمی آموزش پلیس، ایجاد چند مدرسه، مرمت مساجد و ایجاد یک کلینیک پزشکی در افغانستان اختصاص داده است.
فرماندار استان وردک میگوید: «مردم افغانستان از برنامههای تلویزیونی ترکیه استقبال بسیار خوبی کردهاند، چون مردم افغانستان معتقدند این برنامهها با فرهنگ افغانی همخوانی بیشتری دارد و با ارزشهای حاکم در افغانستان با حساسیت برخورد میکند. ما در حال حاضر دارای یک روابط بسیار خوب، نیرومند و تاریخی با کشور ترکیه هستیم.»
ترکیه به وضوح اثبات کرده است، که چون گذشته، یک بازیگر قابل اعتماد برای ناتو، به ویژه امروز در افغانستان است. با توجه به این موفقیت، دولت ترکیه در آیندهای نزدیک، یک تیم دیگر برای بازسازی برخی مناطق تخریب شده به استانهای افغانستان اعزام خواهد کرد.
سیاست ترکیه در افغانستان، کاملاً روشن است. این کشور به دنبال تسخیر قلبها و اذهان ملت افغانستان است. به این علت، بهترین احترامها را به ارزشهای محلی ابراز میدارد. ترکیه اعتقاد دارد که توزیع قوطی نوشابه میان مردم در یک فضای استعماری، هرگز به نتیجهای مثبت منجر نخواهد شد.
بنا به دلایل فراوان از جمله نقش تاریخی ترکیه در مناسبات منطقهای و درک عمیق آنکارا از ارزشها و فرهنگهای محلی، شاید بتوان گفت ترکیه یکی از معدود کشورهایی است که میتواند با نزدیک کردن پاکستان و افغانستان به یکدیگر، اختلافات میان این دو کشور را حل و فصل کند.
حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در نشست سه جانبهای که میان این کشور با ترکیه و پاکستان در استانبول برگزار شد، برنقش میانجیگرانهای که ترکیه باید میان افغانستان و پاکستان ایفا کند، تأکید کرد، اما متاسفانه به دلیل غیاب هند در این نشست، ابتکار ترکیه به نتیجه مطلوب نرسید.
ضروری است تمامی کشورها به ویژه پاکستان و هند، برای حل مشکل افغانستان با هم برسرمیز مذاکره بنشینند؛ چون تا زمانی که هند و پاکستان برسر منافع خود در افغانستان به تفاهم نرسند، مشکل افغانستان حل نخواهد شد.
برای جامعه بینالمللی به طور عام و متحدان ترکیه به طور خاص، شایسته است به منظور حل مشکل افغانستان به میانجیگری آنکارا کمک کنند.
عضویت ترکیه در ناتو و قدرت نرم تاریخی این کشور، به طور جدی میتواند به حل مشکلات افغانستان کمک کند.
روشن است کشوری که ملت افغان را به خوبی میشناسد و افغانها از نظر تاریخی به آن اعتماد دارند، قادر است راه را به کسانی که واقعاً میخواهند به افغانستان کمک کنند و مردم این کشور را از مشکلات شدید نجات دهند، نشان دهد.
چنانچه ناتو سیاست روشنی را برای عقب نشینی از افغانستان در یک بازه زمانی مشخص اتخاذ کند و جامعة بینالمللی نیز منابع کافی مالی به این کشور اختصاص دهد، این امکان وجود دارد که افغانستان بار دیگر به جامعه بینالمللی بازگردد.