احمد سیف
ظرفیت تاریخی
انقلاب سلامی در ایران مرحلهای از ظرفیت تاریخی جهان در قربالهی محسوب میشود. از اینرو ضرورت اقامه کلمه توحید در مراحل تکامل الهی تاریخ جهان به صورت کاملا محسوس در نهضتهای اسلامی دیده میشود.
نکته حائز اهمیت در قدم اول این است که تکامل خداپرستی، بوسیله مشیت و حکمت بالغه الهی انجام گرفته و با اعطا و صلوات دائمی حضرت حق "جلت عظمته" بر اشرف مخلوقات حضرت محمد"ص" تحقق پیدا میکند.
ولایت تکوینی:
سخن از گسترش نظام خلقت، خلق انسانها، تقدیرات آنها، کیفیت نزول نعمات و بلایای آسمانی بر مخلوقات و امتها میباشد.
در مرحله بعدی "ولایت تاریخی" مطرح است، ولایتی که بر عهده پیامبر(ص) و انوار طیبه ائمه معصومین (ع) بوده است.
ولایت تاریخی:
معنای ولایت بر دو نظام کفر و ایمان و کیفیت امتداد نظام ولایت حقه نسبت به آن دو نظام برای ارتقا کلمه و افزایش ظرفیت مومنین است.
لذا مراحل تکامل تاریخ به سه مقطع بزرگ تقسیم میگردد:
1- امتحانات و ابتلائات و اعجازات حسی
2- امتحانات و ابتلائات و اعجازات عقلی
3- امتحانات و ابتلائات و اعجازات شهودی
4- همه مراحل تاریخ (امتحانات و ابتلائات و اعجازات "حسی، عقلی و شهودی" دارای هدف، موضوع و ضرورت میباشد.
مرحله اول تاریخ از هبوط حضرت آدم تا بعثت نبیاکرم(ص)
هدف مرحله اول، اقامه کلمه خداپرستی و برچیده شدن بساط کفر جلی و معبدهای حسی بوده که موضوع آن نیز معجزات حسی است؛ بدین معنی که در این مرحله، انبیائی که حجت خدا متعال بر عباد هستند در مقابل قدرتهای پوشالی دستگاه حسی کفر دارای معجزات و حجتهای حسی میباشند.
این هدف و این موضوع برای یک ضرورت و خلائی مطرح شده که در عالم تکوین رقم خورده است، مبتنی بر اینکه فاعلیتهای منفی باید از تاریخ دفع شوند. زیرا در عالم تکوین، بعضی از مخلوقات مختار خلق شدهاند که امکان فاعلیت مثبت و منفی دارند، و در این میان، فاعلیتهای منفی باید به صورتی که نظام خلقت پالایش شوند تا نظام اختیارات به همه وجوه تکامل یابد.
با این توضیحات روشن میگردد که ضرورت در این مرحله، تهذیب فرد، جامعه و تاریخ از آلودگیهای و شیطنتهای جلی و قدرتهای ظاهری حسی بوده و در این مرحله است که مناسک عبادی به کمال خود میرسند.
مرحله دوم تاریخ: از بعثت نبیاکرم تا ظهور حضرت ولیعصر(عج)
هدف این مرحله نیز اقامه کلمه خداپرستی در افقی بالاتر است و آن اقامه علوم وحیانی است که بوسیله آن بساط علمی کفر، برچیده میشود.
فقهای عظیمالشان اسلام، سفیران و نمایندگان و نواب عام دستگاه ولایت حقه الهی هستند و حجتهای عقلانی موضوع این مرحله از تاریخ میباشند. اینها کسانی هستند که از درب خانه وحی استضائه کرده و با استنباط از کلمات وحی، راه را برای عباد روشن میکنند، لذا آنها را از طریق درگیری عقلانی با دستگاه ابلیس و دستگاه کفر و نفاق باید شناخت؛ ایشان با تولی و اطاعت عقل از کلمات وحی در صحنههای اجتماعی، عنانیت کفر و نفاق را شکسته و آنان را به عجز عقلانی و عملی میرسانند.
تهذیب فرد، جامعه و تاریخ از شیطنتهای مفهومی و تمدن مدرنیته مادی ضرورت این مرحله از تاریخ را تمام میکند. در این مرحله معرفت به صاحبان دین و سرپرست محور تکوین، تاریخ و جامعه تحقق مییابد.
مرحله سوم تاریخ از ظهور حضرت ولیعصر تا برپایی روز قیامت
اقامه زندگی تحت لوای دین، یعنی تحقق روابط اجتماعی اسلامی تحت لوای علوم وحیانی، و میتوان آن را بعنوان هدف این مرحله ذکر نمود که یا با برچیده شدن بساط کفر و حکومتهای اجتماعی میتوان انتظار جریان آن را داشت؛ که با برپا شدن حکومت جهانی حضرت ولیعصر(عج) این هدف یعنی زندگی تحت لوای دین، تحقق پیدا میکند.
در این مرحله حجتهای شهودی، که مربوط به دوره ظهور و عالم رجعت است با معجزات عرفانی و شهودی حجت را بر مردم تمام میکنند. لذا شهود و عرفان موضوعات امتحان در این مرحله از تاریخ میباشند. در این مرحله با حضور معارف دینی در قلوب مومنین، یقین به آخرت بصورت شهودی و عرفانی حاصل میشود و با تکامل مراحل تاریخی در راستای اقامه خداپرستی به عالم، دنیا مهیای برپایی عالم قیامت میگردد.
اما ضرورت این مرحله از تاریخ، تهذیب فرد، جامعه و پاک شدن تاریخ از آلودگیها و شیطنتهای روحانی و قدرتهای روحانی است.
ضرورت پیدایش انقلاب اسلامی و تشکیل حکومتی دینی
با اشاره به فلسفه تکوین که در ابتدا توضیح داده شد و با توضیح سرفصلهای اصلی تکامل (فلسفه تاریخ)، جایگاه حرکت در قدم سوم روشن میشود. هر مقطع از تاریخ دارای سه دوره (قبل از بلوغ)، (بلوغ) و (کمال) است. مرحله دوم تاریخ نیز دارای سه دوره (قبل از بلوغ)، (بلوغ) و (کمال) است.
پیدایش انقلاب اسلامی ایران و حرکت شیعیان اهلبیت عصمت و طهارت تحت لوای فقهای عظیمالشان اسلام در صد سال اخیر، در مرحله بلوغ از مرحله دوم تکامل تاریخ قرار میگیرد.
یعنی شیعه دوره قبل از بلوغ، تفقه خود را در این مقطع تاریخ گذرانده و حال میخواهد به بلوغ تفقه از فرمایشات معصومین(ع) برسد و بعد از آن هم باید به کمال رسیده و ایجاد تمدن حقه را رقم بزند . یعنی تحقق عدالت اجتماعی را در یک منطقهای از عالم تمرین کند تا بدین وسیله مقدمات ظهور حضرت ولیعصر(عج) را فراهم آورد.
لذا "درگیری،"افشاگری" و "موضعگیری" نسبت به (مدیریت، فرهنگ، تمدن) مدرنیته و مظالم آن و نجات بشریت از یوغ (استعمار) و (استثمار) وظیقه پرچمداران توحید قبل از ظهور حضرت ولیعصر(عج) است.
بنابراین بعد از برپایی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت به رهبری منجی قرن حاضر، حضرت امام خمینی(قدسسره) به سوی تحقق عدالت و ایجاد تمدن حقه الهی در منطقهای از عالم حرکت کرد. و با استضائه به کلمات وحی برای ادامه مدیریت خدمتگزاری و سرپرستی علوم کاربردی و ارائه راه و رسم زندگی عبادی آماده شد و شیعیان را برای مراحل تکامل تاریخ آماده و بسیج نمود.
این کلیاتی از فلسفه تکوینی و فلسفه تاریخ بود که میتواند جایگاه انقلاب را در مسیر خداپرستی مشخص کند.
قدم سوم باید وارد تحلیل شرایط اجتماعی جهانی گردد، که انقلاب سیاسی ایران در آن بوجود آمده است. بنابراین تحلیل ماتریالیسم (نظام ارزشی دینی) بایستی به صورت "تابعی از متغیر" در طرفداری از زرمداران عمل کند، بنابر تحلیل فرهنگ و تمدن غرب "نظام ارزشی دینی" در زمره آداب و سنن اجتماعی، زائیده جوامع بوده است و نمیتواند به عنوان "تابعی از متغیر" در فرهنگ موجود منحل شود. لذا در منشور سازمان ملل از اصل احترام به همه عقائد سخن رانده شده است و این به معنای انحلال همه ادیان در فرهنگ مدرنیته است.
انقلاب اسلامی با اقامه پرچم دینمداری در وجدان عمومی بشریت تغییر پدید آورده و در جهت درگیری با استکبار وارد شده و به عنوان پایگاه مستحکم مبارزه علیه نظام استکبار و مظالم آن و دفاع از آزادی در قرن حاضر، مبارزه خود را آغاز نموده است.
بدینسان با طلوع انقلاب اسلامی تحلیل ماتریالیسم تاریخی از وجدان و معرفت بشر، شکست تئوریک و عینی خورده و شرایط فروپاشی استکبار شوروی را فراهم آورده است و نیز فلسفه شدن تمدن غرب و فلسفه دمومکراسی را با سئوال جدی در افکار عمومی جهانیان روبرو کرده است و بعنوان امیدی پرفروغ و هماهنگ با فطرت بشریت در جهان ظاهر گردیده است.