سیدحسین موسویتبریزی/ دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم
در این رابطه هر انسان تحولخواه و تجددخواهی که خداوند آفریننده اوست، برای رسیدن به تکامل باید نسبت به شناسایی آسیبهای گذشته و آینده پیش رو همواره تحقیق و بررسی کند. ممکن است گروه یا جریانی در موقعیتهایی کارهائی را انجام دهد که نتیجهاش خوب باشد، اما در شرایط دیگری به خاطر عوضشدن موقعیتها، نتیجه مطلوب نباشد. همه باید به مسأله بازشناسایی و بازتعریف توجه ویژه داشته باشند، بازشناسایی و بازتعریف برای همه گروهها و افراد لازم است و این طور نیست که اگر در موقعیتی اقدامی را انجام دادند، باید همان کار را ادامه دهند. از 3 جهت باید در این راستا حرکت کنیم: یکی چهکاری در گذشته انجام دادهایم، دیگری اینکه آیا آن کار مناسب بوده است و سوم اینکه اکنون شرایط عوض شده و چه کاری مناسب است. اگر هرکسی که بر اساس شرایط موجود اصلاحات را در نظر بگیرد، یک اصلاحطلب واقعی است، همه افراد باید به این 3 دیدگاه عمل کنند، در غیر این صورت به انسانی که قابل تکامل نیست تبدیل خواهند شد.
اصلاحطلبان باید با یکدیگر در مورد اصول و مبانی اصلاحطلبی گفتو گو کنند، دامنه اصلاحطلبی به اندازه اطلاعات مردم از اصلاحطلبی است و اصلاحطلبی در محدوده خاص نمیگنجد. اصلاحطلبی باید بر اساس منافع مردم و مطابق شرایط زمان پیش رود و در غیر این صورت درجا زدن است. اگر کسی اصلاحطلبی را در چارچوب دین بداند، در آن چارچوب به اصلاحات و تغییر معتقد خواهد بود و درآنجا که عملی غیر دینی است در مقابل آن ایستادگی میکند که این اصلاحطلبی واقعی است. امام(ره) همواره در مسائل دینی و سایر مسائل راهگشا بودند، به نظرم در این گونه موارد از نگرش امام(ره) به خوبی استفاده نشده است. در پیشبرد اهداف اصلاح طلبی میتوان یک سلسله کلیاتی را انجام داد، اما این طور نیست که باید همه گروهها مرامنامهای را بنویسند و هر کسی که ننوشت، اصلاحطلب نیست. تحولخواهی باید در راستای منافع مردم باشد، خواه اطلاحطلب باشد خواه اصولگرا.