تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۶۶۵۴۸
زمانه ما و نسبت آن با اندیشه‌های استاد مطهری

هرکس انتقاد کرد به بیگانه وابسته نیست

اشاره: گروه ‌سیاسی، محمدحسین مهرزاد: تا پیش از مجلس هشتم، علی مطهری فرزند ارشد استاد شهید مرتضی مطهری در بنیاد صدرا، پاسدار تلاش‌های پدر برای ارائه یک جامعه نمونه اسلامی بود. علی مطهری در انتخابات مجلس هشتم با حمایت جریان نزدیک به دولت در فهرست 30 نفره اصولگرایان قرار گرفت و به مجلس راه یافت و درست از همان روز فاصله‌اش با جریان دولت بیشتر و بیشتر شد تا جایی که از هر 10 اظهارنظری که از علی مطهری منتشر می‌شود بیش از هشت انتقاد را متوجه عملکرد دولت می‌کند. 12 اردیبهشت سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری بهانه‌ای شد تا علی مطهری نسبت زمانه ما را با اندیشه‌های شهید مطهری به عنوان یکی از بزرگان نظام جمهوری اسلامی بازگو کند.

* اگر بخواهیم مبانی سیاسی یک حکومت اسلامی را از دیدگاه شهید مطهری بررسی کنیم به عبارت جمهوری اسلامی می‌رسیم. نظرات ایشان پیرامون سازگاری جمهوریت و اسلامیت چه بود؟
** ایشان بعد از انقلاب مدت کوتاهی در قید حیات بودند و فرصت آنچنانی برای تبیین نظرات‌شان نداشتند اما تا همین میزان هم بسیار راهگشا و مورد اعجاب است که چطور در دو ماه و نیم بسیاری از مسائل اساسی را که پیش‌بینی می‌شد برای مردم و قشر روشنفکر مطرح شود طرح و تحلیل کردند و تحلیل‌های عمیقی ارائه کردند. درباره تعبیر جمهوری اسلامی، ایشان این سوال را مطرح کردند که آیا این تعبیر درست است یا نه و آیا جمهوری و اسلامی در تعارض با یکدیگرند یا نه؟ در نهایت می‌گویند کلمه «جمهوری» نشان‌دهنده شکل این حکومت است و کلمه اسلامی نشانگر محتوای این حکومت است و شکل با محتوا نمی‌تواند تناقض داشته باشد. التزام به یک مکتب به معنای نقض حاکمیت ملی نیست.
وقتی مردمی مسلمان هستند و دین‌شان اسلام است اینکه بگوییم حکومت‌شان اسلامی باشد هیچ تضادی با دموکراسی ندارد و حاکم را هم هر چهار سال یک بار انتخاب می‌کنند. ایشان ولایت فقیه را یک ولایت ایدئولوژیک می‌دانستند و معتقد بودند ولی‌فقیه ولایت ایدئولوژیک دارد و نظارت دارد بر اینکه حکومت از چارچوب اسلام خارج نشود. ایشان تاکید داشتند روحانیت، بعد از انقلاب و در جمهوری اسلامی همچنان پست‌های اجرایی دولتی را اشغال نکند و در کنار مردم باشد و مانند گذشته استقلال روحانیت در برابر حکومت‌ها حفظ شود و بیشتر بر حکومت نظارت داشته باشد. ایشان می‌فرمایند: روحانیت شیعه از نظر روحی متکی به خدا و از نظر اجتماعی متکی به مردم است. لذا روحانیت باید این حالت را همچنان حفظ کند.
* در مورد خبرگان و نظارت استصوابی هم انتقاداتی مطرح می‌شود. برای این دو موضوع، ایدئولوژی شهید مطهری چه پاسخی دارد؟
** در انتخابات خیلی از کشورها صلاحیت کاندیداها به وسیله نهادی مانند وزارت کشور تایید می‌شود که خود به وسیله رئیس‌جمهور تعیین شده و ممکن است رئیس‌جمهور هم کاندیدا باشد و بگویید دور لازم می‌آید. فکر می‌کنم اگر یک مقدار به عنصر تقوا اهمیت دهیم و قبول کنیم اعضای شورای نگهبان انسان‌های متقی هستند که مصالح کشور و اسلام را مدنظر قرار می‌دهند مشکل حل می‌شود.
اگر این مسئولیت را بر عهده مثلاً‌ حوزه علمیه هم بگذارند باز مشکل گرایش سیاسی مدیران حوزه مطرح می‌شود. خبرگانی هم که انتخاب می‌شوند اختیار زیادی دارند. مجلس خبرگان کار گروه نظارت بر عملکرد رهبری دارد و می‌تواند گزارش ارائه کند. افراد کاسه داغ‌تر از آش و گاهی حامیان متعصب و اطرافیان ضربه‌ای که به یک نهاد وارد می‌کنند بیش از ضربه دشمن است. در مجلس خبرگان تا آنجا که من اطلاع دارم در دیدار با رهبری بسیاری از مسائل را مطرح می‌کنند که رسانه‌ای نمی‌شود. پیشنهادات و گاهی انتقاداتی مطرح می‌شود. امام علی (ع) به مردم می‌گویند شما وظیفه دارید که در پنهان و آشکار از من انتقاد کنید.
* آیا طرح کمیسیون ملی انتخابات می‌تواند مفید باشد؟
**‌ این طرح را به طور دقیق مطالعه نکرده‌ام اما به نظر می‌آید به طور کلی طرح خوبی باشد مخصوصاً در زمانی که کاندیدای ریاست جمهوری خودش رئیس‌جمهور است و وزارت کشور در دست اوست ضرورت چنین طرحی بیشتر احساس می‌شود.
* شاخصه‌های دیگری که در ایدئولوژی حکومت اسلامی شهید مطهری مطرح می‌شود، چیست و فاصله امروز ما با آن اهداف چقدر است؟
** ایشان در آستانه پیروزی و بعد از انقلاب در همان فاصله کوتاه، یکی از مسائلی که مطرح کردند عدالت اجتماعی بود که بسیار روی آن تاکید داشتند. یک جمله‌ای هم داشتند که می‌گفت «اگر انقلاب ما عدالت اجتماعی را جدی نگیرد، دیگران این پرچم را بلند خواهند کرد و انقلاب ما شکست می‌خورد.» مقصودم از جامعه اسلامی جامعه بدون تبعیض است، نه جامعه بدون تفاوت. تفاوت‌هایی که ناشی از اختلاف استعداد‌ها و تلاش‌ها باشد مورد پذیرش اسلام است نه اینکه همه باید در همه مواهب مادی مساوی باشند. جامعه باید مانند میدان مسابقه ورزشی باشد که شرایط برای همه مساوی است و اگر کسی جلو می‌افتد ناشی از استعداد و تلاش خود اوست.
اما وقتی شکاف طبقاتی در جامعه فاحش شود نشان می‌دهد که عدالت به طور کامل اجرا نشده است.
* عدالتی که ایشان تبیین می‌کردند امروز چقدر با واقعیت فاصله دارد؟
** اراده برقراری عدالت از ابتدای انقلاب وجود داشته و توجه به عمران و آبادی روستاها در دستور کار بوده و انصافاً هم کارهای بزرگی انجام شده اما تا رسیدن به نقطه ایده‌آل فاصله داریم.
نرسیدن به نقطه مطلوب عدالت به میزان زیادی به قدرت مدیریت ما برمی‌گردد و اینکه نتوانسته‌ایم به خوبی مدیریت کنیم. ما در کشور منابع طبیعی و نیروی انسانی ماهر به اندازه کافی داریم و ایران می‌تواند وضعیت بسیار بهتری از نظر اقتصادی و رفاه داشته باشد.
بخشی از ناکامی‌ها البته به آرمان‌های ما و ایستادگی بر سر آنها برمی‌گردد. مثلاً ما آرمان فلسطین را داریم و دفاع از مظلومان را وظیفه شرعی خود می‌دانیم. به همین دلیل ابرقدرت‌ها با ما مقابله می‌کنند و در برابر پیشرفت کشور سنگ‌اندازی‌هایی نظیر تحریم انجام می‌دهند. ما نمی‌توانیم وظیفه اسلامی خود را نادیده بگیریم. ما آرمان گسترش اسلام را داریم و معتقدیم اسلام داعیه جهانی دارد و تاثیری که انقلاب اسلامی روی دنیا می‌گذارد قدرت‌ها را حساس می‌کند و آنها در مقام برخورد برمی‌آیند. اما بخش بیشتر ناکامی‌ها مربوط به ضعف مدیریتی ما است. معمولاً دولت‌ها برنامه اقتصادی مدونی نداشته‌اند و مدیران به طور خلق‌الساعه ظهور می‌کنند و مدتی از دوران مسئولیت‌شان می‌گذرد تا با کارشان آشنا شوند. علت این مساله هم عدم وجود احزاب قوی در کشور است که بتوانند رئیس‌جمهور و وزرای قوی معرفی کنند.
در مجموع در شاخص عدالت توفیق نسبی داشته‌ایم.
* در حال حاضر حدود پنج سال از ریاست‌ جمهوری آقای احمدی‌نژاد گذشته است. نیل به عدالت در این مدت چگونه بوده با توجه به اینکه محوری‌ترین شعار ایشان عدالت بود؟
** بدون تردید دولت فعلی علاقه و بلکه حرص به برقراری عدالت داشته اما کارش را با یک برنامه بنیادین کارشناسی شده و علمی انجام نداده و بیشتر به دنبال کارهایی بوده که سریع نتیجه دهد در حالی که باید به تولید بیشتر و طبعاً اشتغال بیشتر و نیز توانمندی بخش خصوصی می‌پرداخت اما گاهی شاهد کمک‌های نقدی به فقرا بودیم که این آثار منفی دارد و عادت دادن مردم به دریافت پول، آنها را از فرهنگ، کار و تلاش دور می‌کند. هر درآمدی باید ناشی از کار و فعالیت باشد و این کار دولت برای دولت‌های بعدی هم مشکل‌آفرین می‌شود و مردم متوقع می‌شوند. بهترین تلاش، فعال کردن بخش خصوصی و ایجاد رقابت است. البته دولت کارهایی نظیر ایجاد بنگاه‌های زودبازده انجام داده که در بخشی موفق و در بخشی ناموفق بود. تسهیلات بانکی که به افراد داده شد گاهی حساب شده نبود و نظارت کافی وجود نداشت و بسیاری از آنها برنگشت و اکنون بانک‌ها 50 هزار میلیارد تومان معوقات از این بابت دارند.
* با شرایط فعلی ارزیابی شما از دوره پنج ساله فعلی چیست؟
** برخی شاخص‌ها مثل شاخص رشد اقتصادی که طبق برنامه چهارم باید حدود هشت باشد و اکنون حدود دو است چندان امیدوارکننده نیست. البته باید دید چه مقدار ناشی از فشارهای خارجی مانند تحریمات و چه مقدار مربوط به ضعف مدیریت است. اکنون صنایع مادر مانند فولاد در وضع خوبی هستند ولی بسیاری از کارخانه‌های بخش خصوصی در حال رکودند. کشاورزی ما هم به دلیل واردات بی‌رویه آسیب دیده است.
* آیا صرف تصمیم دولت در رسیدن به عدالت، نتیجه را تضمین می‌کند؟ و بازخورد این تصمیم چه بوده؟
** دولت اراده این کار را داشته اما چون احساسی و بدون برنامه‌ریزی و کارشناسی کافی بوده گاهی آثار منفی آن بیشتر از آثار مثبت بوده است. البته همین قانون هدفمند کردن یارانه‌ها گام بلندی است. همین که دولت اعلام آمادگی کرده کار شجاعانه‌ای است و این یک نقطه مثبت است. اگرچه توافق اخیر مجلس و دولت قانونی نبود و نقطه ضعفی برای مجلس و بدعتی در قانونگذاری بود، اما تصمیم برای اجرای این قانون در شرایطی که دولت‌های قبلی شانه خالی می‌کردند، کار مثبتی است.
* شهید مطهری پیرامون آزادی تفکر و آزادی بیان هم مسائلی را بیان کردند. فاصله ما با اهداف ایشان چگونه است؟
** در مساله آزادی تفکر و بیان، شهید مطهری ایده‌هایی داشتند که نمی‌توانیم بگوییم مطابق آنها موفق عمل کرده‌ایم. در طول 31 سال گذشته در این زمینه با فراز و نشیب مواجه بوده‌ایم. در بعضی دوره‌ها توجه خوبی شده و در برخی نه. در مجموع توفیق کامل نداشته‌ایم.
* در دوره اخیر و به ویژه یک سال گذشته وضعیت به چه شکل بوده است؟
** الان وضع مطلوب نیست. قطعاً نمی‌توانیم بگوییم الان وضعیت خوب است. قبل از دولت دهم شرایط بد نبود. دولت نهم به آزادی بیان اهمیت قابل قبولی می‌داد و وضعیت نسبتاً خوب بود. بعد از حوادث انتخابات تا امروز وضعیت نامطلوب شد. اگر رسانه‌های آزاد وجود داشتند، باعث تسکین خاطر معترضان می‌شد. من هم با این توقیف‌ها موافق نیستم. دلایلی که از طرف مقامات دولتی آورده می‌شود، آنچنان که معاونت مطبوعاتی ارشاد در کمیسیون فرهنگی مجلس اعلام کرد قانع کننده نیست.
* یکی دیگر از شاخص‌های حکومت اسلامی از دید ایشان استقلال در حوزه‌های مختلف بود. عملکرد کشور در این رابطه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** در مساله استقلال سیاسی قطعاً‌ در وضعیت مطلوبی هستیم. تنها کشوری در دنیا هستیم که خودمان برای خودمان تصمیم می‌گیریم و توفیق کامل داشته‌ایم. در استقلال اقتصادی از این نظر که خودمان مدیریت می‌کنیم توفیق داشته‌ایم گرچه از نظر عملکرد و نحوه مدیریت ممکن است اشکال داشته باشیم. اما در استقلال فرهنگی به معنی داشتن شخصیت مستقل فرهنگی و عدم خودباختگی نسبت به غرب می‌بینیم در مجموع آنچنان موفق نبوده‌ایم. سبک زندگی ما اسلامی نیست، عناصری را از اسلام گرفته و عناصری را هم از غرب گرفته و در واقع یک معجونی است از این دو. به ویژه با گسترش شبکه‌های ماهواره‌ای تاثیر سبک زندگی غربی در کشور ما آشکار است. نوع پوشش و تابلوهای سطح شهر از نظر رواج کلمات لاتین هشدار دهنده است و دولت هم نسبت به این مسائل بی‌توجه است.
خود آقای رئیس‌جمهور هم جلوتر از کاندیداها اصلاح‌طلب موضع‌گیری کرد و گفت اصلاً قائل به نظارت بر مسائل فرهنگی نیستم و با ممیزی کتاب و گشت ارشاد مخالفم. ممکن است ما هم نسبت به گشت ارشاد انتقاداتی داشته باشیم اما اسلام می‌گوید امر به معروف و نهی از منکر، جایی که مستلزم اعمال قدرت است، وظیفه دولت است. دولت نمی‌تواند از این موضوع شانه خالی کند. اما به نام دولت اصولگرا خیلی راحت و بیشتر از اصلاح‌طلب‌ها با این مسائل مخالفت می‌شود. بنابراین در استقلال فرهنگی وضعیت خوبی نداریم. روح انقلاب مسائل فرهنگی است. هر مقدار هم که ماهواره به فضا پرتاب کنیم و در انرژی هسته‌ای پیشرفت کنیم، بدون استقلال فرهنگی ارزش زیادی ندارد کما اینکه اگر نظام پهلوی هم سر کار بود، انرژی هسته‌ای داشتیم و شاید ماهواره هم به فضا پرتاب می‌کردیم اما با کمک غربی‌ها و بدون توانایی خودمان. مسائل فرهنگی بسیار مهم است. علت برپا شدن انقلاب هم همین بود. مردم زمانی به طور فعال وارد انقلاب شدند که احساس کردند اسلام در خطر است. زمانی که تاریخ شاهنشاهی جایگزین تاریخ اسلامی شد، مردم احساس خطر کردند یا زمانی که رژیم شاه فساد و فحشا را به شدت رواج داد مردم احساس خطر کردند و به میدان آمدند. نبود آزادی و محرومیت‌های مادی موثر بود ولی نه آنقدر که مردم جان‌شان را بدهند. آنچه عامل اصلی این انقلاب بود جریحه‌دار شدن عواطف مذهبی مردم بود. ما باید به این مسائل توجه کنیم.
* شهید مطهری معتقد بود استادان مارکسیست هم کرسی دانشگاهی داشته باشند و در آنجا بحث شود اما برخوردهای امروز وزارت علوم و دستگاه‌های فرهنگی کشور متفاوت است.
** ایشان می‌گفتند این‌طور نباشد که دانشجو را فریب دهند. صریح و روشن حرف‌شان را با همان تابلو و پرچم مکتب بیگانه بزنند و ما هم پاسخ بدهیم. اما اینکه استادی از فرصت کلاسی که ربطی به آن عقاید ندارد استفاده کند تا افکار خود را با استفاده از اضطرار دانشجو در کسب نمره مطرح کند،‌ درست نیست. اگر مقصود این باشد که مثلا کلاس فیزیک به محل تبلیغ سکولاریسم تبدیل شود، به نظر درست می‌رسد. اما اگر مقصود این باشد که هیچ فرصتی برای بیان عقاید مخالف داده نشود حرف درستی نیست. باید فضا کاملاً باز باشد تا مطابق سیره پیامبر عمل شود. در تاریخ هست که فردی مادی‌مسلک در مسجد مدینه خدا و پیامبر را انکار می‌کرد و یکی از اصحاب امام صادق با او تندی کرد.
فرد مادی‌مسلک به او گفت تو پیرو چه کسی هستی؟ وقتی گفت جعفر بن محمد، او گفت: ما با خود وی بحث می‌کنیم و او با آرامش پاسخ می‌دهد. آن صحابه نزد امام می‌روند و امام مبحث توحید را برای او تقریر می‌کنند که اکنون به صورت کتاب توحید مفضل موجود است. یا خود امیرالمومنین در حال سخنرانی بودند که برخی اعتراض می‌کردند و ایشان با کمال آرامش جواب می‌دادند. فضا در صدر اسلام این‌ گونه بود اما ما همه چیز را سیاسی می‌کنیم و وقتی کسی می‌خواهد انتقاد کند، او را به یک گرایش سیاسی و احیاناً بیگانه مربوط می‌کنیم. جوان‌ها و دانشجویان باید بتوانند حرف‌شان را راحت بزنند و پاسخ بشنوند. دنبال اقناع یکدیگر باشیم نه تخریب و از میدان به در کردن رقیب.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات