محمدمهدی تقوی: محمد خاتمی در دیدار با تعدادی از اعضای سابق اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا بار دیگر به نظام جمهوریاسلامی حمله کرد و با بیان این جمله که «در حکومتهای خودکامه، انتقاد یعنی براندازی» مدعی شد: «فتنهگر واقعی افراد یا جریانهایی هستند که بیمحابا دروغ میگویند و آن را به پای نظام میگذارند و میکوشند عرصه را بر هرکس و هر جریان که نمیپسندند تنگ کنند و آزادیهای قانونی را محو و قانون را بیاعتبار کنند و چهره دین و نظام را ناپسند و زشت جلوه دهند و حاصل اینها، کاهش رضایت مردم و سستی اعتماد جامعه به حکومت و آسانتر کردن کار دشمنانی است که میخواهند ضربه اساسی به نظام و کشور وارد کنند».
1- خاتمی با تشبیه غیرعادلانه نظام مقدس جمهوری اسلامی با حکومتهای خودکامه و دیکتاتور، مدعی شده است، تجدیدنظرطلبان به خاطر صرفا «انتقاد» محاکمه شدند، نه قصدی که همه مجرمان دادگاه فتنهگران و کودتاچیان انتخابات دهم ریاست جمهوری به آن اعتراف کردند؛ مجرمانی که اذعان کردند، میخواستند در قالب دموکراسی و شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، هدف براندازی نظام را پیگیری کنند. به نظر رئیس بنیاد باران، اغتشاشات سال گذشته که کشور را 8 ماه دچار مشکل کرد و با رمز دروغ تقلب (به اعتراف صریح محمدعلی ابطحی، مسؤول دفتر و معاون خاتمی) آغاز شد، تنها «انتقاد» بوده و به هیچ عنوان اراذل و اوباش سیاسی، قصد «براندازی» نداشتهاند. در اینجا لازم است از اغتشاشگران عزیز و محترم (!) که سال 88 تنها «انتقاد» کردند، تشکر کنیم زیرا اینگونه که رئیس بنیاد باران ادعا میکند، هنوز قصد براندازی در جریان تجدیدنظرطلب وجود ندارد و فتنه 88 تنها «انتقاد» (!) بوده است. پس نظام به خاتمی و دیگر سران فتنه بدهکار هم هست!
2- وی مدعی شده: «فتنهگر واقعی افراد یا جریانهایی هستند که بیمحابا دروغ میگویند ...». خاتمی در اینجا منظورش از دروغگویان را به طور واضح بیان نکرده است؛ آیا منظور وی، دیگر سرفتنه، موسوی است که دروغ رسوای تقلب را مطرح کرد ولی هیچ سند و مدرکی ارائه نکرد یا رقیب آرای باطله (کروبی) که علاوه بر این دروغ، اتهام بیاساس و دروغ مفتضح تجاوز به زندانیان اغتشاشگر در زندان را مطرح کرد؟ آیا منظور او، کشتههای دروغین حوادث پس از انتخابات بودند که یکی پس از دیگری زنده شدند؟!...
3- خاتمی گفته: «[فتنهگران واقعی] میکوشند عرصه را بر هرکس و هر جریان که نمیپسندند، تنگ کنند و آزادیهای قانونی را محو و قانون را بیاعتبار کنند...». آیا واقعا نظام مظلوم جمهوری اسلامی عرصه را بر کسی یا جریانی تنگ کرد؟ آیا این بیانصافی نیست که نظامی که صلاحیت 2 تن از چهرههای همپالکی رئیس بنیاد باران را سال گذشته تایید کرد و اجازه حضور در انتخابات را به آنها داد، متهم به تنگنظری شود؟ آیا عملکرد موسوی و کروبی و فرقه تشکیل شده دور آنها که از دستورات ابلاغ شده از سوی سران فتنه پیروی بیچون و چرا کردند، برای هیچ نظامی در دنیا قابل پذیرش است؟ کاری علیه نظامی که حضرت امام(ره) و شهدای عزیز انقلاب اسلامی و دفاع مقدس جان و راحتی و آسایش خویش را فدای رویش و بالیدن درخت آن کردند، بود که موسوی و کروبی انجام نداده باشند؟ آیا رهبر حکیم انقلاب، حتی تا پس از 22 بهمن 88 و قیام دهها میلیونی مردم سلحشور ایران، سعی نفرمودند تجدیدنظرطلبان را به آغوش ملت و نظام بازگردانند؟ وقتی کسی شمشیر برمیدارد و علیه این نظام الهی، بیدلیل برمیآشوبد، آیا خود نمیخواهد حذف شود؟
نظام اسلامی کدام آزادی قانونی را محدود یا به قول خاتمی، محو و فاقد اعتبار کرده است؟ آیا اخلال در نظم عمومی، به آتش کشیدن پرچم مقدس حضرت اباعبداللهالحسین علیهالسلام، پاره کردن تمثال مبارک حضرت امام خمینی(ره)، ایجاد احساس ناامنی در مردم و جامعه، غارت اموال خصوصی، تخریب تاکسی و موتوسیکلت و اتوبوس و مغازه و خانه مردم، سوزاندن سطلهای زباله، شکستن شیشه بانکها، حمله به مسجد و پایگاه بسیج، ایجاد حس خیانت نظام به مردم و عدم حفاظت از آرای ملت، ایراد ضرب و جرح نسبت به مردانی که محاسن دارند و زنانی که چادر بر سرشان است، هجوم وحشیانه به رهگذران عادی و از همهجا بیخبر، روزهخواری در تظاهرات روز قدس، تهییج جوانان خام برای آشوبگری با صدور بیانیههای فریبکارانه و احساسبرانگیز و... در چارچوب آزادی قانونی است یا هرج و مرجطلبی و آنارشیسم؟ چرا رئیس بنیاد باران و دیگر سران فتنه (بویژه سر بزرگ!) پاسخ این سوالات افکار عمومی را نمیدهند و با سکوت از کنار آن میگذرند؟
4- «[حاصل اینها] آسانتر کردن کار دشمنانی است که میخواهند ضربه اساسی به نظام و کشور وارد کنند». در این بخش جملات رئیس بنیاد باران، بیشرمی و گستاخی بزرگی نهفته است؛ 8 سال تمام، این شخص و سمپاتها و گروههای هوادارش، سعی کردند برعکس پهلویها که ایران را به کشورهای استکباری فروختند، کشور را رایگان در اختیار آمریکا و انگلیس بگذارند و اگر نبود تدابیر الهی رهبر بزرگوار انقلاب، معلوم نبود چه بر سر این کشور، نظام و ملت میآمد؛ 8ماه نیز از 22 خرداد تا 22 بهمن 88، سناریوهای مختلفی از سوی سران فتنه که یکی از آنها همین فرد بود، طراحی و اجرا شد تا پای دشمنان به کشور باز شده و لیبرالهای خودفروخته سرنوشت ملت مسلمان را با نظارت غرب در دست بگیرند و او اینک، دم از این میزند که «فتنهگران واقعی»(!) کار دشمنان را برای ضربه اساسی به نظام و کشور، آسان میکنند. چه کسانی طرح 3 فوریتی در مجلس ششم تصویب کردند که تمام فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران متوقف شود؟ چه کسی دستور «جک استراو» وزیر خارجه انگلستان را برای تعلیق داوطلبانه دانش هستهای در ایران اجابت کرد؟
سفیر چه کسی به سردمداران جنایتکار ایالاتمتحده نامه نوشت و ملتمسانه درخواست کرد هرچه دستور دارید به سران اجرایی فعلی جمهوری اسلامی بدهید، ما هم اجرا میکنیم؛ فقط تورا به خدا به ما حمله نکنید؟! چه کسانی وزیر و وکیل و معاون و مشاور دوران تجدیدنظرطلبی بودند و اینک در آن سوی آبها، راههای براندازی نظام را به اربابانشان نشان میدهند؟ وزیر ارشاد چه کسی به اوباما انتقاد میکند که: اربابا! چرا در پی مذاکره با جمهوری اسلامی هستید و کار آن را یکسره نمیکنید؟ چه کسانی و جریانهایی تمام قدرت داخلی و خارجی خود را در انتخابات اخیر ریاستجمهوری به میدان آوردند تا چه با پیروزی و چه با شکست، کشور را در اختیار آمریکا و اسرائیل و انگلیس قرار دهند؟ فرزند چه کسی اینک در ایتالیا برای غربزدهتر شدن نسبت به پدر، زندگی میکند؟ بیآبرویی سران فتنه اینک به جایی رسیده که بهرغم آن سابقه و عملکرد بویژه نقش آشکار و فراموش ناشدنیشان در جریان کودتای سال 88 علیه نظام مردمسالاری دینی، اینک خود را در لباس علاقهمند به کشور و نظام جا میزنند.
5 - طبق اعتراف «جورج سوروس» میلیاردر صهیونیست و رئیس بنیاد سوروس که اسپانسر مالی کودتاهای سیاسی موفق آمریکا در صربستان، گرجستان، قزاقستان، اوکراین و نافرجام در ایران است و همچنین پشتیبانی مالی کودتای اقتصادی ایالات متحده در کشورهای جنوب شرق آسیا (کرهجنوبی، مالزی، سنگاپور و اندونزی در سال 1998 میلادی) را برعهده داشته و به آن مباهات هم میکند، وی و رئیس بنیاد باران 2 بار با هم ملاقات داشته و مذاکراتی درباره جمهوری اسلامی انجام دادهاند. همینطور طبق اسناد و مدارک و عکسهای منتشر شده در اردیبهشت 88 خاتمی و ملک عبدالله در عربستان دیدار داشتهاند؛ دیداری که هیچ خبری از آن به بیرون درز نکرده است. با توجه به بازه زمانی حساس این دیدار (یک ماه قبل از انتخابات دهم ریاستجمهوری)، خوب است خاتمی جزئیات این مذاکره را برای افکار عمومی بیان کند. به نظر میرسد به جای دیدارهای فرمالیته و کماهمیت با جوانان روزنامهنگار اصلاحطلب و اعضای سابق اتحادیه انجمنهای اسلامی در اروپا و ایراد حرفهای انتقادبرانگیز، عجالتا رئیس بنیاد باران جزئیات کامل این 3 مذاکره مهم را منتشر کند و تا همگان خود قضاوت کنند .