تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۶۸۷۰۶

فهرست آدرس‌های غلط


مهدی محمدی
 از یک جنبه، شاید مهم ترین خسارتی که ناآرامی های سال 88 به جا گذاشت و مستقیما با امنیت ملی کشور درگیر است، چیزی است که می توان آن را ارسال آدرس های غلط به دشمن خواند. آنچه به تصمیم های دشمن در مورد ایران شکل می دهد، ارزیابی است که از توانایی ها و ناتوانی های ایران دارد و آنچه این ارزیابی ها را بوجود می آورد مجموعه کدها و آدرس هایی است که درباره ایران جمع آوری می کند. این کدها علی الاصول یا به طور پنهان جمع آوری می شود یا به روش های آشکار . آمریکا در جمع آوری اطلاعات پنهان از ایران در طول 30 سال گذشته همواره بسیار ناتوان بوده است. علت این امر بیش از هر چیز به این باز می گردد که شبکه جاسوسی که آمریکایی ها پیش از انقلاب در ایران داشتند با ارتکاب اشتباه های پی در پی در ابتدای انقلاب و دست یابی نظام به اسناد ساواک و لانه جاسوسی به سرعت کشف و خنثی شد و بعد از آن هم آمریکایی ها هرگز این امکان را نداشته اند که این شبکه را مجددا در ایران بازسازی کنند. و در مورد محیط آشکار، آمریکایی ها همواره خود گفته اند که در شکل دادن به یک مکانیسم کارآمد جمع آوری داده های آشکار درباره ایران و -مهم تر از این- تحلیل صحیح آنها عموما دچار مشکل هستند چرا که محیط آشکار بیش از حد شلوغ و سردرگم کننده است. تحت این شرایط، یعنی در وضعیتی که آمریکا نه به طور پنهان و به طور آشکار، هیچ درک صحیحی از ایران ندارد، آسان ترین و قابل پیش بینی ترین اتفاق این است که با دریافت آدرس های غلط از داخل و با توجه به اینکه توان ارزیابی میزان صحت این آدرس ها ندارد، به سرعت دچار اشتباه محاسبه شود و به دنبال آن تصمیم های اشتباه بگیرد. این اتفاقی است که در سال 88 تمام و کمال رخ داد. دوستان داخلی آمریکایی ها که درباره میزان توان خود در پیش بردن پروژه تغییر شکل ساختاری نظام دچار سوء تفاهم بودند، غربی ها را هم که هم به طمع افتاده بودند و هم در عین حال نمی توانستند بفهمند واقعا در ایران چه می گذرد، دچار سوء تفاهم هایی بزرگ ترکردند. نتیجه، آغاز دور جدیدی از توطئه علیه ایران اسلامی بود که این بار هدفی جز تعقیب آدرس هایی که از داخل ایران بیرون رفته بود نداشت. آمریکا تصمیم گرفت به راهی برود که دوستان داخلی اش پیشنهاد می کردند چرا که تصور می کرد این بار اتفاقی در ایران رخ داده که پیش تر سابقه نداشته است.
نخستین آدرس غلطی که در سال 88 از ایران بیرون رفت این بود که رخدادهای پس از انتخابات یک بحران ساختاری است و مکانیسم های تعبیه شده درون ساختار نظام جمهوری اسلامی که در گذشته عموما در مهار بحران ها موفق عمل کرده، این بار توان جمع کردن اوضاع را ندارد. خصوصا رفتار برخی از افراد که در تقسیم بندی های سیاسی داخلی ایران پیروان نظام و امام (ره) خوانده می شدند و عدم تبعیت مکرر آنها از تکلیفی که به روشنی از آن خبر داشتند، طرف غربی را دچار این سوء تفاهم کرد که آن دورانی که بحران ها درایران نیامده می رفتند گذشته است و ایران در سطح سیاسی دچار بحرانی شده است که این بار زمانی طولانی دوام خواهد آورد. صف کشی خواص در مقابل یکدیگر و مخصوصا اینکه کسانی به خاطر بغض ناحقی که از دولت به عنوان طرف پیروز در انتخابات در دل داشتند، جلوی اصل نظام ایستادند، دشمن را به این نتیجه رساند که آنچه در ایران خراب شده به آسانی قابل بازسازی نخواهد بود. به طور طبیعی نتیجه ای که دشمن از این اوضاع گرفت این بود که به جای تعامل با نظام باید انرژی خود را صرف افزایش به هم ریختگی درونی آن بکند. این آدرس فقط زمانی که غربی ها دریافتند (مثلا در مذاکرات هسته ای) اوضاع در ایران نه فقط از کنترل رهبری خارج نشده بلکه بیش از هر زمان دیگری تحت اختیار ایشان است، تا حدودی تصحیح شد.
آدرس غلط دوم از درون جامعه سیاسی و برخی نهادهای تصمیم ساز بیرون رفت. این آدرس غلط دو جنبه داشت. اول اینکه با مشاهده برخی اختلاف نظرهای داخل نظام درباره طیفی از موضوعات مهم و استراتژیک گرفته تا مسائل دم دستی و پیش پا افتاده، غربی ها به این نتیجه رسیدند که سیستم تصمیم سازی استراتژیک ایران دچار اختلال شده و به قول خانم کلینتون ایران قادر به اتخاذ تصمیم های بزرگ نیست. جنبه دوم خطرناک تر بود. طرف های غربی در چند ماه اول پس از انتخابات، با رصد برخی اظهارنظرهای خاص از درون ایران که مثلا پی درپی نسبت به مذاکره سطح بالا با آمریکا ابراز تمایل می کرد یا تاکید می کرد که فلان پرونده خاص حاضر است شروطی آسان گیرانه وضع کند، به این نتیجه رسیدند که ایران برای حل مشکلات داخلی خود موضع خود در خارج را نرم کرده و بسا حاضر است برخی خط قرمزها را تعدیل کند یا حتی امتیازهایی بدهد.غافل از آن که این پیشنهادها در چارچوب تعریف شده نظام ارائه می شد. مثلا مورد مربوط به پیشنهاد وین را در نظر بگیرید. چرا غربی ها تقاضای اصلاح پیشنهاد وین از جانب ایران را به منزله رد آن تلقی کردند و گفتند که ایران باید عینا همان چیزی را که از جانب غرب ارائه شده بپذیرد. اصلاحات مورد نظر ایران اصل مکانیسم مبادله را که قلب پیشنهاد وین بود می پذیرفت و فقط برای عملی شدن آن تضمین هایی مطالبه می کرد. یک جواب برای این سوال که اطلاعات کنونی نشان می دهد کاملا درست است این است که غربی ها با مشاهده وضعیت داخلی خاص ایران به این تحلیل رسیده بودند که اگر سرسختی کنند و فشار بیاوردند ایران پیشنهاد آنها را عینا خواهد پذیرفت و بر روی موضع خود پافشاری نخواهد کرد.
آدرس غلط سوم این بود که غربی ها تصور کردند اجماع داخلی در ایران خصوصا پشتیبانی مردم از هدف گذاری های استراتژیک نظام تضعیف شده و ایران دیگر از پشتوانه مردمی گذشته برای ایستادن روی مواضعش برخوردار نیست. علت اینکه طرف غربی درستی چنین آدرسی را پذیرفت جز این نبود که در مالیخولیای دوستان سبز پوشش در داخل ایران شریک شده بود و هیچ راهی هم برای ارزیابی مستقل ادعاهای بی ربط آنها نداشت. از مقطعی به بعد، غربی ها با مشاهده چند فقره سطل آشغال سوخته در خیابان های تهران و پشت بند آن درشت گویی های یکی دو نفر جوزده که خود را «رهبران انقلاب سبز» ایران می خواندند، پشت سر هم برای خلایق رهنمود صادر می کردند و از پیروزی های بزرگ در آینده نزدیک خبر می دادند، فکر کردند که به راستی دیگر از آن اجماع داخلی پولادین که مهم ترین سرمایه نظام برای مقاومت در مقابل زیاده خواهی های آنها بوده، چیز زیادی باقی نمانده است. علاوه بر این، طرف غربی تا حدودی متقاعد شده بود که این وضعیت یک الگوی تاریخی مهم در رفتار ملت ایران را تغییر داده و آن هم این است که داخل این بار در اثر فشار خارجی نه فقط متحد نخواهد شد بلکه هرگونه فشار مستقیما بحران های موجود در روابط مردم و نظام را بیشتر خواهد کرد و آنها را در مقابل هم قرار خواهد داد؛ در حالی که در گذشته همواره اینگونه بوده است که هرگونه فشار خارجی بلافاصله به کمرنگ و بلکه محو شدن مرزبندی های داخل ایران می انجامید و همه جناح ها و افراد صرف نظر از میزان مخالفتشان با یکدیگر در مقابل دشمن خارجی متحد می شدند. دقیقا همین آدرس غلط بود که آمریکایی ها را به سمت تلاش برای اعمال تحریم های جدید علیه ایران و تشدید تهدیدهای لفظی در مورد حمله نظامی به ایران سوق داد. تا همین چند ماه پیش استراتژیست های متخصص در امور ایران در واشینگتن و جاهای دیگر به صراحت می گفتند که توان مقاومت ایران در مقابل فشارها به دلیل از دست رفتن اجماع داخلی تا حدود زیادی ضعیف شده، پس اگر غرب به نحو هوشمند فشارهای خود را افزایش دهد قادر خواهد بود در زمانی کوتاه «از داخل ایران» نتیجه بگیرد. قطعنامه 1929 مستقیما محصول همین تحلیل است.
این فهرست را می توان تکمیل تر و دقیق تر کرد. اما نکته اینجاست که وقتی می دانیم طرف غربی دچار اشتباه محاسبه است و بر مبنای محاسبات اشتباه خود دائما تصمیم های اشتباه می گیرد، آیا کاری فوری تر از این هست که این اشتباهات تصحیح شود؟ سخنان حکیمانه رهبر بصیر انقلاب اسلامی در انتهای هفته گذشته شاید موثرترین و مهم ترین تلاشی است که در ماه های گذشته صورت گرفت تا آدرس های اشتباهی که از مجاری مختلف در ذهن غربی ها راه یافته و جای گیر شده بود، اصلاح شود. در وهله اول، فرمایشات رهبری نشان می دهد که بر خلاف آنچه غربی ها تصور کرده اند «توان جمع کنندگی» نظام نه فقط آسیب ندیده بلکه قدرتمندتر هم شده است. در مرحله بعد، تاکید رهبری بر اینکه اختلافات باید حد و مرزی داشته باشد و اصرار به آتش افروزی و سوء تفاهم درست کردن خلاف شرع است به غربی ها نشان داد که نباید وزن مشاجرات میان افراد و گروه ها را بیش از آنچه هست محاسبه کنند و مهم تر از این معیاری فراهم کرد تا در آینده بتوان درباره کارنامه افراد قضاوت کرد. مهم تر از اینها، سخنان رهبری هشداری بود به همه آنها که تصور می کنند با اظهارات خلاف اصول می توانند دکانی برای خود دست و پا کنند. رهبری تاکید کردند که هیچ یک از اصول و ارزش های انقلاب اسلامی تغییر نکرده است و ضرورتی هم به تغییر آنها نیست. مثلا درباره موضوع آمریکا آرام آرام سوء تفاهم ها در حال عبور از حد معقول بود و آمریکایی ها به این باور رسیده بودند که در داخل ایران خبری است. سخنان صریح رهبری در این باره که قصدی و اراده ای برای مذاکره با آمریکا وجود ندارد، توهم هرگونه اثرپذیری از فشارها در داخل ایران را برای غربی ها از بین برد.
اکنون و با وجود این رهنمودهای روشن، ارسال آدرس های غلط به دشمن بسیار دشوارتر شده است. یک کار بسیار مهم این است که مسئولان و متولیان امور، یک بار بنشینند و محاسبه کنند که اقدامات آنها در یک سال گذشته چه آدرس هایی به دشمن ارسال کرده و این آدرس ها تا چه حد درست بوده است. و بعد از خود بپرسند آیا روا بوده است که به دلیل اختلافات داخلی، دشمنی را که اساسا فرقی میان این مسئولان نظام قائل نیست، به طمع بیندازند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات