مصطفی ایزدی
شاید هیچ زمانی در عصر حاضر مانند امروز تلاش برای ایجاد اتحاد بین مذاهب اسلامی ضرورت نداشته باشد. معادلات سیاسی در جهان اسلام، عزم قدرتهای استکباری، شرایط اسفبار و وسوسههای درونی متعصبین فرق اسلامی، چنان فضای نامناسبی را در میان ملتهای مسلمان شکل داده است که هر وجدان بیدار و روح آزادیخواه را به سوی پیدا کردن راه حلی دعوت می کند که این فضای نامناسب را بشکند و در مقابل امواج سهمگین بایستد. ظاهراً هیچکس نمیتواند منکر این شود که بخشی از نیروی تروریستها در حوزه فعالیت مذهبی به منظور گسترش اختلافات شیعه و سنی راه پیدا کرده و این پدیده شوم اگر با طراحی و حمایت قدرتهای ضد اسلامی پدیدار شده باشد - که یقیناً چنین است- اما در بستر تعصبهای مذهبی رشد پیدا میکند. هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید و مسلمانان جهان، از اینکه یک قدرت مذهبی در یک مملکت بزرگ از جهان اسلام شکل گرفته است شادمان گشتند، روی آوردن مجدد به پروژه ایجاد اختلاف در میان مسلمان شیعه و سنی در دستور کار مخالفان اسلام و انقلاب قرار گرفت و بر اساس این گرایش ضد انسانی، طرحهای متعددی ریخته و به مرور عملیاتی شد تا جایی که امروزه چهره یکی از کشورهای مهم اسلامی به نام عراق رابسیار زشت کرده است.
همان وقتها، ضرورت توجه به وحدت اسلامی در میان دلسوزان جامعه ایران پیش آمد و در ابتکاری جالب فاصله 12 تا 17 ربیع الاول که روزهای میلاد مسعود پیامبر (ص) به روایت مورخین سنی و شیعه است، به نام «هفته وحدت» پیشنهاد مصوب گردید که از این ایام مبارک در بسط اندیشه وحدت بین شیعه و سنی بهرهگیری شود. این پیشنهاد مورد استقبال مسلمانان ایرانی و غیر ایرانی اعم از شیعه و سنی قرار گرفت. واقعیت این است که هفته وحدت و انگیزه پیشنهاد آن، این نبود که با برگزاری یک سری جلسات تشریفاتی، قیافه هواداری از وحدت مسلمین را بگیرم و دیگر هیچ، بلکه ضرورت داشت، در مجموعهای از فعالیتهای فرهنگی و تبلیغاتی خدشهای به اعتقادات واقعی و اصیل تشیع وارد نشود، به پاکسازی تفکرات تند و تحریکآمیز که هر آن، وحدت مسلمین را مغایر ارادت و اعتقاد به ائمه علیهم السلام میدانند، بپردازیم.
جهان تشیع در حال حاضر از امکانات فرهنگی و تبلیغاتی نسبتا مناسبی برخوردار است. این امکانات، دیگر آن مجالس و محافل بستهای که بتوان با چند ده نفر مخاطب همفکر و هم رای سخن گفت نیست بلکه مجموعهای از رسانههای محلی، ملی، منطقهای و جهانی است که سخن گفتن و اظهار نظر کردن از طریق آنها میتواند جمعیتی بسیار فراتر از جمعیت شیعیان را تحت تاثیر قرار دهد، به شرطی که بدون هرگونه جریان سازی منفی و مخل وحدت اسلامی، از زیباییهای شیعه و آموزههای رهبران این مذهب حقه، با سعه صدر و جذاب سخن گفته شود و به اندیشههای دیگر متفکرین اسلامی که از نظر اعتقادی با ما تفاوت دارند، احترام گذاشته و از اندیشمندان حقطلب آنها دعوت شود و در یک تشریک مساعی صمیمانه و اسلامی، متعصبین بیمنطق و بیسواد و جنجال برانگیز از کل جامعه اسلامی طرد و منزوی شوند. بدیهی است که دنیای اسلام- علیرغم حضور جدیای که شیعیان در صحنه های رویارویی با استکبار جهانی پیدا کردهاند از امکانات و قدرت تبلیغاتی و سیاسی و مالی بسیار فزونتر از ما برخوردار است و میتوانند در این تشریک مساعی، آرمانهای بلند و انسانساز پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) را در تعامل متفکرین شیعه در تمامی زوایای گیتی منتشر سازند و از آن برای وحدت اسلامی، بهرهبرداری نمایند.
از طرفی قدرت منطقهای ایران اسلامی، در حدی هست که بتواند در چارچوب ارتباطات عزتمند ، با اتخاذ یک روش متساهل و وحدتگرایانه میداندار فعالیتهای وحدتآمیز باشد به شرط اینکه بتواند در درون جامعه شیعی ایران و منطقه و به خصوص در میان متعصبینی که ذهنشان به ضرورت وحدت قد نمیدهد نفوذ لازم را داشته باشد. یکی از اصلیترین موانع وحدت، همانا سیستم تبلیغاتی رسمی و غیر رسمی موجود در کشور است که به طور مرتب با باز کردن پروندههای تاریخی، به خیال خود به اندیشه و اعتقادات شیعی خدمت میکنند، غافل از اینکه جهان اسلام در حال گذراندن روزهای سختی است. شک نداریم رخنه اختلاف و برادرکشی، بهترین راه نفوذ دشمن است و نیز شکی نداریم که بخشی از قدرتمندان اهل سنت که مشی ابن عبدالوهاب را طی میکنند، چندان موافق ایجاد وحدت بین فرق اسلامی نیستند، و اتفاقاً همینها و سایر کج فکرها که امکانات وسیعی برای گسترش تروریسم در اختیار دارند، راه مخالفان وحدت، یعنی متجاوزین به سرزمینهای اسلامی در منطقه خاورمیانه را میروند، ولی چه باید کرد که واقعیت همین است. آیا میتوان واقعیتها را تغییر داد و حقیقت را که وحدت اسلامی چشمهای از آن است، جایگزین آن کرد؟
«هفته وحدت» برای رسیدن به این حقیقت، بهترین زمان و شایسته ترین پیشنهاد است.