* برخی معتقدند که شکلگیری دفاتر استانی معیاری برای میزان موفقیت حزب محسوب میشود به نظر شما افتتاح دفاتر استانی حزب اعتماد ملی به معنای موفقیت آن است؟
** تشکیل دفتر استانی میتواند نشاندهنده موفقیت یک حزب باشد که بالاخره معلوم میشود در این استانهای مختلف افرادی با انگیزه و با قبول مرامنامه و اساسنامه حزب همراه هستند و تصمیم گرفتند که با منشور حزبی همراهی کنند. اما تشکیل دفاتر استانی یک حزب تنها نمیتواند نشان از موفقیت باشد زیرا که دفاتر حزبی در استانهای مختلف ایجاد شود ولی کارکرد لازم را نداشته باشد و فایده این دفاتر کمتر باشد. ما احزابی داشتیم که در بسیاری از استانها دفتر داشتند و لی نتوانستند که به توفیق دست یابند و حتی موفقیتهای بدست آورده را حفظ کنند.
* در انتخابات اخیر حضور دفاتر استانی تا چه اندازه تاثیرگذار بود؟
** بدون تاثیر نبوده است ولی باید دید که به چند درصد از اهداف دست یافتهاند. راهاندازی یک دفتر هزینههای بسیاری دارد و باید دریافت که هزینههایی که صرف شده آیا موفقیتی در دست داشته است.
* با توجه به رویکرد مردم به اصلاحطلبان در انتخابات سال گذشته آیا احزاب اصلاحطلب میتوانند رویکرد مجدد مردم را کسب کنند؟
** به نظر من اگر حزبی بخواهد در عرصه اصلاحطلبی فعال باشد باید دو موضوع را مورد توجه قرار دهد. نخست اینکه نشان دهد در حوزه اصلاحطلبان واجد خصایص اصلاحطلبانه است و هم اینکه معانی و مفاهیم را در یک حرکت اصلاحطلبانه معرفی میکند. دوم اینکه اعلام کند که نقاط ضعف گذشته را در خود ندارد ولی نقاط قوت قبلی و البته حرف و روش جدیدی برای بیان و تحقق اهداف و حفظ آنها دارد. اگر این اتفاق نیفتد کار جدی صورت نخواهد پذیرفت.
* آیا اعتماد ملی از این خصایص برخوردار است؟
** البته اعتماد ملی نسبت به دوستان اصلاحطلب خودش در گذشته تفاوتهایی داشته و دارد و دارای نگرشهای متفاوتی نسبت به مقوله کار سیاسی با آنها است. از سوی دیگر در طرح مفاهیم جدید و کسب و حفظ قدرت سیاسی هنوز از روش مشخصی برخوردار نیست و نمیتواند الگوی دیگر اصلاحطلبان قرار گیرد.
* با توجه به این تفاوتهایی که از آن صحبت کردید فکر میکنید در آستانه انتخاباتی دیگر اصلاحطلبان بتوانند اختلاف دیدگاهها را برای حصول وحدت کنار بگذارند؟
** ممکن است که وحدت شکل گیرد اما اگر وحدتی که شکل میگیرد استراتژیک باشد و دارای یک نگرش در دراز مدت راهبردی باشد ماندگار خواهد بود. برای اخذ اعتماد دوباره مردم و کسب قدرت سیاسی نیازمند وحدت استراتژیک هستیم. این وحدت محصول تفاهم گسترده و وحدت رویه سیاسی است. اگر در مقولاتی مثل مردم، قدرت سیاسی، مجلس، شورای نگهبان و احزاب سیاسی پارامترهایی که در قانون دیده شده است را قبول کنیم و وحدت رویه داشته باشیم به وحدت رفتار سیاسی میرسیم ولی اگر این اتفاق نیفتد از هم جدا میشویم. باید کاری کنیم که اتحادمان تاکتیکی نباشد بلکه در یک مسیر دراز مدت با هم بپیوندیم و مولفههای کسب این وحدت رفتار را در خود ایجاد کنیم.
* فکر نمیکنید شکلگیری اختلافات پس از کسب قدرت باعث شده تا کنون نیز گروههای اصلاحطلب به علت نگرانی از تکرار این رویه بعد از کسب قدرت دچار تردیدهایی برای وحدت استراتژیک باشند؟
** به نظر من یکی از عواملی که میتواند زمینهساز وحدت رفتار باشد درک واقعبینانه از مسائل سیاسی کشور است که اگر درک واقعبینانهتری از مقولههای قدرت وجود داشته باشد میتوانیم در این عرصه نقش ماندگارتری ایفا کنیم اما اگر به صورت رویایی و خیالپردازانه برخورد کنیم و بدون توجه به امکان تحقق، وعدههایی را به جامعه دهیم علامت سوال بزرگی سر راه ما قرار میگیرد و در آینده دچار تشتت خواهیم شد و همان روش گذشته به ناچار دنبال میشود.